استاد اصغر منتظرالقائم

شادروان اصغر منتظر القائم
اصغر منتظر القائم فرزند محمد باقر در ۱/۳/۱۳۰۷در اصفهان به دنیا آمد پدر او مردی جدی، مومن و علاقه مند به تعالی فرهنگ و کارمند اداره کشاورزی اصفهان بود.
به همین دلیل در کودکی او را به مکتب خانه فرستاد تا در کنار خواندن ونوشتن، به زبان عربی و قرآن و علم صرف و نحو آشنا شود.
درسال ۱۳۱۷ پدرش پس از موفقیت در یک امتحان عملی و شفاهی در دانش کشاورزی، جهت یک ماموریت شغلی به زابل منتقل شد وفرزند ۱۰ ساله ی خود را همراه با سایر اعضای خانواده به دلیل مأموریت شغلی وانتقال به زابل برد.
اصغر در دبستان ودبیرستان ادامه تحصیل داد و در ضمن تحصیل به آموختن علم کشاورزی از پدر پرداخت. سپس به دانشسرای مقدماتی بیرجند رفت و در سال ۱۳۲۸ با رتبه اول مدرک خود را گرفت و به اصفهان آمده و در امتحانات ششم طبیعی دبیرستان سعدی شرکت کرد و وبا ادامه ی تحصیل در رشته ی ادبیات به دریافت درجه ی لیسانس ادبیات نائل گردید.
در سال ۱۳۳۰ به خدمت نظام رفت و در دانشکده افسری در رسته توپخانه آن چنان درخشید که در بین همه ی افسران از نظر نظم وانضباط واطلاعات فنی و نظامی، رتبه اول شد که مورد بالاترین تشویق ها قرار گرفت و جایزه خود را که یک قبضه شمشیر بود که از دست بلند پایه ترین مقام ارتش ( محمد رضا شاه ) دریافت کرد.
به خاطر تلاش وجدیت در دوره ی افسری، به او پیشنهاد شد که در دانشکده افسری بماند و در ارتش خدمت کند واز مزایای خاص بهره مند شود اما او شغل دبیری را برگزید و در مهرماه همان سال به استخدام آموزش و پرورش درآمد.
سال اول خدمت خود را در دهات فریدن گذرانیدو به آموزش و تربیت فرزاندان روستائیان پرداخت.
در سال بعدجهت خدمت و مدیریت دبیرستان در شهرستان خمینی، شهر دعوت شد.
در سال ۱۳۳۳ همزمان با فعالیت آموزشی و به علت علاقه مندی به کشاورزی دوره ترویج کشاورزی را در اداره کشاورزی گذراند و با موفقیت مدرک آن دوره را دریافت نمود.
در همان سال در دوره ی کارآموزی دبیران درشهرستان خمینی شهر شرکت کرد و دوره را با موفقیت گذراند.
در سال ۱۳۵۵ به شهرستان نجف آباد منتقل شدو در دبیرستان های این شهر مشغول تدریس شد و در همان سال با همکار فرهنگی خود،سرکار خانم عزت عدیلی دانش آموخته ی دانشسرا ازدواج کردو صاحب دو دختر شدند که یکی از آن ها اکنون دبیر بازنشسته و دیگری فوق لیسانس برق در اداره برق منطقه ای اصفهان، فعالیت دارد.
پس از ۶ سال همسر ایشان از نجف آباد به اصفهان منتقل شدو در دبستان پروین تدریس کرد ولی شادروان اصغر منتظرالقائم به خاطر علاقه ی زیاد به دانش آموزان، دوست داشتن همکاران و مردم نجف آباد به خدمت خود ادامه دادو با این که وسیله ایاب و ذهاب کم بود و ایشان با همکاران خود این مسیر طولانی را گاهی با دوچرخه طی می کردند همواره خوشحال بودند که با سلامتی و شوق و ذوق انجام وظیفه می کنند.
او بسیار فعال بود و به طوری که در سال ۳۹-۱۳۳۸ در آزمون ورودی دانشگاه اصفهان شرکت کرد و موفق شد در دانشسرای عالی دانشگاه اصفهان در رشته فیزیک ادامه تحصیل دهد و ضمن تدریس ادبیات در دبیرستان ها، لیسانس فیزیک خود را از دانشگاه اصفهان در سال ۱۳۴۲ دریافت نمود.
به واسطه داشتن لیسانس ادبیات و فیزیک و گذراندن دوره ی آموزشی کشاورزی وآشنا بودن به علم صرف و نحو عربی، در تمام دروس را تدریس می کرد او از خط و نقاشی زیبا بی بهره نبود وهر کجا لازم می دیدند از او به عنوان معلم خط و نقاشی نیز دعوت می کردند.
همکاران نزدیک ایشان از جمله جناب آقای حسینعلی موحدی(استاد ریاضی) وجناب آقای آقاجانی( استاد زیست) – آقای کتیرایی- ادیبی- سعید نژاد- درخشان و سایر دبیران اصفهان و نجف آباد معتقد بودند که آسیاب او همه چیز را خرد می کند و در تمام علوم آگاهی داشت و تدریس می کرد و از دستنوشته ها و جزوات او، حتی همکاران استفاده می کردند.
او به ساخت و ساز وسایل برقی آشنائی کامل داشت ودر تعمیر وسائل برقی مهارت ویژه ای پیدا کرده بود، زیرا در سال ۱۳۴۵ در کلاسهای فنی رادیو شرکت و با معدل۱۸/۲ گواهی نامه آن را دریافت کرد.
در انجام بسیاری ازکارها مهارت داشت درکنار هرکارگر فنی که می ایستاد تنها با مشاهده ی کار او، می آموخت و فرا می گرفت.
زمانی که تدریس نمی کرد و در تعطیلات تابستان با کار بنائی- نقاشی- نجاری و لوله کشی و… آشنا شد و این باعث شد که زمینی بخرد و طرح و نقشه ی ساختمان وکارهای اساسی آن را خودشانجام دهد و منزلی را بسازد.
و چون این زمین بزرگ بود به فکر افتاد کاربری آن را تغییر دهد و لذا منزل را به مدرسه تبدیل کرد.ساخت این مدرسه یکسال به طول انجامید. مدرسه به نام دبستان زهره واقع در خیابان جهاد( صارمیه) کوی قهرمان افتتاح شد و اکنون به نام مرضیه نام نهاده شده است. درسال های اولیه همسر او– خانم عدیلی – مدیریت آن مدرسه را به عهده داشت.
شادروان منتظرالقائم همچنان در نجف آباد خدمت می کرد و مدیران مدارس، برای گرفتن ساعات بیشتری جهت تدریس واستفاده از ایشان در مدرسه ی خود از هم سبقت می گرفتند و با هم رقابت می کردند تا اینکه در سال ۱۳۵۰ در اثر سانحه ای یکسال خانه نشین شد و سال بعد که به خدمت برگشت متأسفانه مورد بی مهری نظام آموزشی آن زمان شد و مدیرانی که با هم بر سر تقسیم برنامه ی ایشان رقابت داشتند،هیچکدام حاضر نشدند از او در دبیرستان خود بهره ببرند. تا اینکه ( خانم ایزدی) به اداره رفت و گفت آقای منتظرالقائم را به من بدهید و به عنوان دفتر دار مشغول کار در دبیرستان ایراندخت شد. سال بعد سلامتی خود را باز یافت ودر اصفهان در رشته های ادبیات و فیزیک تدریس کرد و در سال ۱۳۵۷ به اصفهان منتقل شد و در دبیرستانهای فنی ایران و طالقانی خدمت کرد و در تمام این سالها به عنوان دبیر نمونه شناخته شد تا اینکه در سال ۱۳۶۰ بازنشست شد.
در زمانی که به اصفهان منتقل شد منزلی دیگری برای سکونت خود ساخت که در زبانزد بود و تمام دکورهای آن را خود انجام داد و تمام هنرهای بنائی- نقاشی- کاشیکاری را در این منزل به نمایش گذاشت که متأسفانه در زمان حیات او پس از فوت همسرش در حریم خیابان قرار گرفت و خراب شد البته فرزندان او باقیمانده ی آن را ساخته و به عنوان یادگار پدر محافظت نمودند.
او پس از بازنشستگی از مهارت های خود استفاده کرد و در نقاشی های منازل فامیل و برق کشی آنها کمک می کرد و نقاشی کامل چند منزل را به عهده گرفت و یا برق کشی چندین ساختمان را انجام داد.
مهارت دیگر او در کفاشی بود که تمام ابزار و وسایل کفاشی را خریداری و چندین سال خانواده او کفشی به تعمیرگاه نداند و او با ظرافت خاص از عهده آن برمی آمد در خیاطی و گلدوزی نیز تبحر خاص داشت.
پس از بازنشستگی به داروخانه ای رفت که از آشنایان بود و از او خواهش همکاری داشت سه سال در آنجا مشغول بود ولی به اندازه چندین سال در مورد علم فارماکولوژی و داروسازی مطالعه کرد و به نسخه پیچی اکتفا ننمود در مورد بیماریها و داروهای آن مطالعه و چهار جزوه نگاشت که دو گروه نام دارو- عوارض- مقدار مصرف وحتی متن های آن زمان… دفتری تنظیم کرد.
جزوه ای در مورد بیماریهای مختلف از روی حروف الفبا و داروهای مربوط به آن نوشت. جزوه ی دیگری تنظیم کرد که شامل بیماری خود یا افراد خانواده همراه با نام بیماری و داروهائی که تجویز شده وروش استفاده از داروها بود .
جزوه ای راجع به نسخه پیچی و علم فاموکولوژی از نظر ریاضی بود.
و… جزوه ای راجع به امراض مختلف و درمان آنها
جزوه ای در مورد خواص میوه ها و اثر آنها در سلامتی افراد.
ولی تنها سه سال در داروخانه همکاری کرد ونتوانست بیش ازآن دوام بیاورد. زیرا متاسفانه در داروخانه درآن زمان رفتاری می شد که مغایر اعتقاد او بود یکباره متوجه شد بین مشتریان و بیماران در دادن دارو تبعیض قائل می شدندو گاهی به دروغ داروهائی را که موجود بود در اختیار بیماران قرار نمی دادندو یا این که آن زمان مرسوم بود که قرص ها و کپسول ها را در پاکت می ریختند و متأسفانه بعضی ازآنها تاریخ گذشته بود و یک معلم نمی توانست چنین کارهائی را مجاز بداند وبه همین دلیل کار را رها کردند.
در سال ۱۳۶۸ به آموزشگاه علم و صنعت رفته و مدرک اتومکانیک اتومبیل و در سال ۱۳۶۹ گواهی برق اتومبیل را از مرکز شماره ۲ فنی حرفه ای دریافت نمودند سپس در منزل شروع به مطالعه و جمع آوری مطالبی در مورد یکایک قطعات ماشین نمودند و چون ماشین او پیکان بود تمام قطعات آن را باز کرده شکل آن را کشیده و در مورد آن از چندین کتاب خلاصه ای نوشته است که جزوات با ارزشی نگاشته شد که اسامی آنها به شرح زیر است:
۱- در مورد موتور و مراقبت از آن جزوه ۴۰۰ صفحه ای
۲-باطری جزوه ۳۰۰ صفحه ای
۳-کلاج جزوه های کلاسوری
۴-بوستر
۵-چرخ های عقب و جلو
۶-بخاری اتومبیل
۷-ترمز دستی
۸-دستگاه شیشه شور
۹-دستگاه خنک کننده
۱۰-ترمز های استوانه ای
۱۱-پدال
۱۲-دستگاه فرمان اتومبیل
۱۳-دستگاه یادداشت مسافت
۱۴-سیستم سوخت رسانی که شامل: پمپ بنزین- لوله های بنزین- کاربراتور- صافی بنزین- باک بنزین- گازپائی و دستی- صافی هوا- لوله گاز- لوله اگزوز
۱۵-ترمزها و لنت ها
سیستم جرقه زنی:
۱- مدارهای جرقه زنی
۲-کویل
۳-خازن یا فیوزدیکو
۴-دلکو
۵-میل دلکو
۶-صفه دیکو
۷-چکش برق
۸-پلاتین
و در مورد برق اتومبیل که شامل
۱-الکتریسیته
۲-رمز سیمهای اتومبیل
۳-مدارهای روشنائی
۴-نیمه هادیها
۵-دیودها
۶-مغناطیس
۷-خازن
۸-دینام
۹-الکتروناتور
که هرکدام جزوات قطوری را شامل می شود که همراه شکل آنها و عیب یابی آنها می باشد.
او در حین نوشتن و جمع آوری مطالب علمی و مکانیکی علاقه زیادی به شعر و ادبیات داشت به طوری که ده ها کتاب شعر را از کتابخانه مرکز تحقیقات معلمان به امانت گرفته و از میان آنها چندین سررسید از شعرهای زیبا از شعرای مختلف جمع آوری کرد یک نوع از جمع آوری او شعرهائی است که از روی حروف الفبا ایجاد شده و برای استفاده در مشاعره مفید است یک دیگر از روی مطالب مختلف مثل عشق- گل- غم- بهار و… شعرها انتخاب شده و مقالات قشنگی که خواندن آنها لذت بخش است همچنین در مورد حافظ زندگی او اشعار و شناختش حافظ نیز جزوه ای نوشت او شخصی بود که وقت خود را هرگز به بطالت نگذراند و لحظه ای از مطالعه یادداشت مطالب جالب و مفید غافل نشد به امید اینکه دیگران بتوانند از چکیده و نوشته های او بهره ببرند. او همسری ایده ال برای همسرش بود و پا به پای او در کارهای منزل و تربیت فرزندان همکاری می کرد همسر او به علت سکته و شکستن پا مریض شد و پرستاری او از همسرش زبانزد فامیل و دوستان بود و به خاطر آشنائی او به علم پزشکی و داروسازی و خانه داری و… زندگی بسیار راحتی را برای همسرش فراهم کرد ولی خود ۵ سال تنها زندگی کرد ولی یک لحظه از وقت را هدر نداد و همنشین او کتابها و نگاشتن جزواتش بود او همیشه خدا را کنار خود داشت و جزوه ای تهیه کرد که ترجمه ۱۶-۱۵ جزء قرآن را به ادبیات سلیس و رباعیات نکات ادبیات فارسی نوشت تا کسانی که می خواهند فقط معانی قرآن را راحت بخوانند بتوانند که متأسفانه عمر او اجازه ترجمه ی بقیه ی جزوات را نداد و در صبح روز ۲۹ شهریور ۱۳۸۴ ( نیمه ی شعبان)جهان را بدرود گفت.
او معلمی بود که در تحصیل همیشه رتبه اول و در کارش دبیری نمونه بود ولی به شغل خود بسنده نکرد و در زمینه های مختلف مطالعه نمود و چکیده معلومات خود را نوشت تا دیگران پس از مرگش از آن استفاده کنند در زندگی اجتماعی و محلی مورد اعتماد همه بود و هرکس از فامیل و همسایگان و آشنایان مشکلی پیدا می کرد طرف مشورت بود و سخنان او را به دل می شنیدند و عمل می کردند و هرچه در توان خود داشت خالصانه در اختیار همه قرار می داد
روحش شاد و یادش گرامی باد

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی