استاد شهپر مستوفی صدری

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا به نام تو به یاد تو و به امید تو

 

 

شهپر مستوفی صدری: دبیر علوم طبیعی دبیرستان های اصفهان
معلمی عاشق می خواهد!
آموزش و پرورش عاشق می خواهد تا کارساز بیفتد. عاشق می خواهدکه باتمام گرفتاری ها از امور خانه و کاشانه فرزندان و تربیت و تحصیل آن ها و همه ی دغدغه هاِیی که در مسیر راه زندگی معلمان وجود دارد شب بیدار بماند طرح درس بنویسد آمادگی کامل درسی برای فردای امروز پیدا کند سؤال بنویسد احیانا اوراق امتحان را تصحیح کند و صبح فردا در جلسه ی مقدس کلاس با احترام جلوی کلاس بایستد جایی که همه ی دانش آموزان نشسته اند او برپا ایستاده است.
در یک لحظه تمام مشکلات فراموش می شود و پرسش و پاسخ رفع اشکال و بعد تدریس آغاز می شود.
می دانید چقدر زیباست اشتیاق دانش آموزان برای یادگیری اگر معلمان انرژی و دانش کافی را برای آموزش داشته باشد.

به نام خدا
عنوان: بیوگرافی
نام: شهپر نام خانوادگی: مستوفی صدری نام پدر: حسین سال تولد: پنجم آذر ۱۳۱۴ محل تولد: اصفهان
دارای همسر و سه فرزند: دو پسر و یک دختر که همه تحصیلات دانشگاهی دارند.
فرزند بزرگ تر: ربته اول پزشکی در رشته گوش حلق و بینی کشوراست و در این رابطه دست خطی با امضاء و تایید وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی وقت در سال ۱۳۷۵ دارد.
فرزنددوم : دانش آموخته مهندسی فضای سبز دانشگاه صنعتی اصفهان و فوق لیسانس دانشگاه تهران در رشته طراحی منظر است.Land . Scape. Architure
فرزند سوم: دانش آموخته کارشناسی دانشکده علوم دانشگاه اصفهان است و در کنار مدرک دانشگاهی هنرمند نقاشی مینیاتور در سطح عالی است.
همسرم: مثل خودم فرهنگی است او دبیر علوم مدارس راهنمایی اصفهان بوده است. هرچه از فداکاری و هنرمندی او بنویسم نمی توانم حق او را ادا کنم.
درکنار کار آموزش و پرورش دانش آموزان دختر، مادری فداکار و توانا در تنظیم برنامه منزل راهنمایی مستمر فرزندان در آموزش و هدایت گری انتخاب دوستان صالح آن ها در همه ی سال ها کمک و ایجاد محیط سالم و آرام برای کار من طی ۴۸ سال تدریس مداوم او بعد از خداوند متعال و مادرم بهترین نقطه ی اتکای همه ی خانواده و خوشاوندان در همه ی این سال ها ی طولانی بوده است.
من در تمام سال های این زندگی مشترک تنها برای تأمین احتیاجات زندگی دویده ام و بقیه کارها.
تدریس درکلاس ها انضباط و تربیت فرزندان پیشرفت و تحصیلات عالیه آن ها در تمام این سال ها ی طولانی با فداکاری و تحمل و دانایی او اتفاق افتاده است.
تحصیلات ابتدایی را در دبستان های بدر، فردوسی و صحت گذراندم سه سال سیکل اول دبیرستان را در دبیرستان سعدی طی کردم که خاطرات خوشی از آن سال های خوب دارم. سپس به دانشسرای کشاورزی اصفهان که در اولین سال تأسیس خود بود برای احراز شغل معلمی دو سال تحصیل کردم و در پایان به عنوان شاگرد ممتاز دانشسرا بین محصلین به دریافت جایزه نایل شدم و با استفاده از حق تحصیل و با کمک هزینه ی ناچیز مجدداً به دبیرستان سعدی برگشتم و دیپلم طبیعی گرفتم. پس از توفیق در امتحانات کنکور دانشسرایعالی تهران در سال تحصیلی ۳۶-۳۵ در خرداد ماه سال تحصیلی ۳۹- ۳۸ در رشته علوم طبیعی و برنامه علوم تجربی لیسانس گرفتم.
توفیقاتی که باعنایت و کمک خداوند در سال های طولانی تدریس داشته ام:
۱_ در سال تحصیلی ۶۸-۶۷ به عنوان معلم نمونه اصفهان درتدریس و تألیف انتخاب شدم و مفتخر به دریافت لوح تقدیر معلم نمونه هستم.
۲_ در سال تحصیلی ۸۵-۸۴ به عنوان معلم پیش کسوت رشته ی علوم تجربی انتخاب شدم و از این انتخاب لوح تقدیر دارم.
۳_قبولی در امتحانات علمی آموزشی ایران
که طی آن سه ماه در تهران دوره ی توجیهی و سه ماه در آمریکا دوره ی علمی و عملی تدریس با موفقیت طی کردم.
۴_ در طول سال های تدریس بسیار مورد تشویق آموزشی تا سطح معاونت وزیر آموزش و پرورش قرارگرفته ام.
۵_ در مسیر سال های تدریس دوره های آموزشی زیادی داشته ام. برای نمونه : بررسی کتاب های درسی دوره های توجیهی و برنامه ریزی درسی و دوره های مهارت های تدریس….. و دوره ی برنامه ریزی درسی مدارس تجربی طرح آموزش ایران که به مدت سه ماه در آمریکا در دانشگاه سین سینیاتی اتفاق افتاده است.
۶ _ شرکت در برنامه معلم سازمان صدا و سیمای مرکز اصفهان به مدت ۲۱ دقیقه که گفته هایم درباره هنر معلمی ثبت و ضبط شده است. و در برنامه معلم آن سازمان موجوداست و از افتخارات سال های طولانی خدمت گزاری من که دانش پژوهان کشورم می باشم موجود است.
نظر و عقیده ام درباره انتخاب معلم پس از سال های طولانی تدریس و آموزش.
انتخاب معلم باید:
با تأمل و ریزبینی دقیق باشد. معلمی که باید اداره کنندگان فردای مملکت را تربیت کند باید به کار تعلیم و هدایت گری عشق بورزد و الا چطور می تواند راهنمایی صادق برای فرزندان آینده ی این آب خاک باشد؟
روزی را در خاطر دارم که همه ی آن هایی که با سواد بودند معلم بودند معلمی افتخار هر خانواده و فامیل بود آرزو دارم امروز هم آن قدر جاذبه و انگیزه برای قبول این حرفه ی شریف دراجتماع کشور به وجود آید که بهترین دانش آموزان مدارس و دانشگاه های کشور برای قبول هنرمعلمی داوطلب باشند.
کشوری که سر افراز است به وجود پزشک معمار مهندس لایق و معتمد پیش از آن باید مفتخر باشد به وجود معلمین خوب و شایسته و علاقه مند در تدریس و تعلیم و تربیت.
بهترین استادانم درتحصیلات متوسطه :
جنابان آقایان: نیلفروشان، پشه ور، دکتر برجیان، مدرس صادقی، دایی جواد برای کلاس های فیزیک شیمی علوم طبیعی و زمین شناسی و سرکار خانم میس آیدین برای کلاس زبان خارجه.
و در تحصیلات دانشگاهی
جنابان آقایان: دکتر یدالله سحابی استاد عالیقدر زمین شناسی و دکتر عبداله شیبانی استاد عالیقد زیست شناسی دانشگاه تهران
یقین دارم که موفقیت من درتدریس و علاقه به آموزش حاصل تلاش و راهنمای های این دو بزرگوار عالی مقام بوده است به طور ی که گاهی حس می کنم درست هر چه آن ها القا کرده اند، در تدریس به کار می برم طرز کلاس داری ارزش دادن به آموزش ارج نهادن به حفظ خط فارسی نحوه ی شروع کلاس حفظ حریم مقدس کلاس و حفظ حرمت دانش آموزان همه یادگاری های خوب آن بزرگواران است.
در خرداد ماه سال ۳۹ از دانشسرای عالی فارغ التحصیل شدم بعد مدت ۱۸ ماه به خدمت مقدس سربازی رفتم در این دوره رتبه اول دانش علمی نظامی رسته خودم را کسب کردم و جایزه گرفتم. در اردی بهشت ماه سال ۴۱ برای تدریس به اصفهان اعزام شدم و تاکنون بیش از ۴۸ سال سابقه تدریس مستمر در دبیرستان های مختلف دولتی و غیردولتی و استعدادهای درخشان دختران و پسران اصفهان را دارم. همکار مستمر مرکز تحقیقات معلمان اصفهان از بدو تأسیس تاکنون بوده ام با انجمن اسلامی دانش آموزان درآموزشگاه آینده سازان و کلاس های پیش دانشگاهی رزمندگان همکاری داشته ام. ازکارم راضیم و خوش حال و سرافرازم که در این مدت طولانی تنها و تنها در کار آموزش انجام وظیفه کرده ام. و حتی برای یک ساعت کار اداری نداشته ام.
به کار آموزش سخت علاقه و دلبستگی دارم دانش آموزان کلاسم را چون فرزندانم عزیز و برابر می دیدم و هر آنچه از جهت علمی و تربیتی می دانسته ام برای بهتر بودن آن ها بیان کرده ام هرگز کلاس خصوصی جدا از کلاس درس با شاگردان کلاس های خودم در تمام این سال ها قبول نکرده ام. امروزه وقتی دراجتماع با آن ها روبه رو می شوم و از روی محبت سلام و تعارف می کنند سراپا شوق می شوم رضایت محصلین سال های گذشته ام که امروز به درجات عالی علمی و مدیریتی رسیده اند و در گوشه و کنار کشور خوبم مشغول خدمت هستند گرچه سفره ی مرا رنگین نمی کند ولی وجدانم را آرام می دارد که وجودم وکارم مثمرثمری برای فرزندان این کشور واقع شده است بارها در پیشگاه خداوند متعال سوگند خورده که تا روزی که بتوانم به صورتی مفید در کلاس و در خدمت آموزش فرزندان کشورم سرافراز باشم کارآموزش را رها نکنم.
من موفقیتم را در آموزش حاصل:
۱_ مطاله مستمر حتی در سال چهل و نهمین سال تدریس
۲_ داشتن طرح درس در همه ی سال های تدریس برای تمام کلاس ها
۳_ شناخت فرد فرد دانش آموزان در حد امکان
۴_ حاضرشدن به موقع درکلاس ها در تمام این مدت طولانی
۵_ جدی بودن در کارهای تربیتی و تعلیم با دانش آموزان
۶_ انتخاب کلمات مناسب برای شروع درس در همه ی کلاس ها که برایم بسیار مهم بود
۷_ بیان ارزش تحصیل و آموزش برای جدا شدن کشور از وابستگی به کشورهای بیگانه در حد مطلوب
۸_ بها دادن به شخصیت دانش آموزان
۹_ برگزاری امتحانات کتبی مستمر به صورت هفتگی و ماهانه در خود کلاس در زمانی کوتاه به طور وقت زیاد کلاس جهت تدریس گرفته نشود
۱۰_ تصحیح همه ی اوراق امتحانی و باز گرداندن آن به دانش آموزان درتمام سال های تدریس
۱۱_ از دانش آموزان بارها خواسته ام تا اگر ایرادی به نحوه ی تدریس و هدایت آنها داشته ام بدون تعارف و بدون ذکر نام برایم بنویسند. همه ی نوشته های آن ها را خوانده ام و در رفع آن تلاش کرده و کوشا بوده ام چون عقیده دارم بهترین معلمین معلم ها دانش آموزان آن ها هستند.
ارزش و اهمیت امتحانات کوتاه هفتگی برای دانش آموزان نمرات این امتحانات اغلب خوب قابل قبولند.
اهمیت این فرایند:
تشویق دانش آموزان برای خوب ماندن و حفظ موقعیت کلاسی بین محصلین کلاس در تمام سال تحصیلی وقتی سال های آینده آنان خواهدشد. این اتفاق برای خود من در دانشسرا پیش آمد. در یک امتحان ریاضی که ۶۲ نفر بودیم بهترین نمره را کسب کردم. از آن پس سعی من بر این بود که همیشه بهترین باشم و بهترین ماندم و شاگرد اول دانشسرا شدم و شانس رفتن به دانشسرای عالی را پیدا کردم و در همه ی سال های دانشگاه جزو دانشجویان برتر بودم.
در امتحانات کوتاه چون حجم کاردانش آموز زیاد نیست طبعاً نمره ی خوبی می گیرد تشویق که خود را باور کند و خوب بماند:
البته باید سؤالات دقیق و از پیش طرح شده باشد نه سرکلاس با استفاده از کتاب چند تیتر را سؤال کنیم و بخوانیم.
سؤالات باید از پیش طرح شده باشد و پلی کپی شده باشد تا دانش آموزان حس کنند به امتحانات و خود او اهمیت داده شده است. بعد هم باید تصحیح اوراق برای تمام امتحانات انجام و به محصلین باز گردانده شود.
کلامی کوتاه درباره ی مشکلات زندگی معلمان :
چرا مدرسان آموزشی مدارس، نباید از یک زندگی در حد متوسط خوب و چرا نه از یک زندگی خوب افرادجامعه برخوردار باشند؟
نباید فکرکرد این مشکلات به آموزش کشور صدمه می زند. نباید فکرکرد روی کارمعلم و روی تعلیم و تربیت فرزندان این کشور اثر منفی می گذارد چرا دانش آموزان ساعی به کارآموزش روی نمی آورند.؟
باید کاری بشود تا بهترین محصلین کشور آماده ی قبول این حرفه ی مقدس باشند تا حرفه ی پزشکی و مهندسی و سایر رشته های درآمد زا. !!
البته کشور باید پزشکان خوب و مجرب و مهندسین لایق و شایسته داشته باشد ولی قبل از آن نباید دانشوران و مهندسین خوب برای تربیت و تعلیم نسل آینده هم داشته باشد؟
در حال حاضر انگیزه ای غالب برای جلب دانش آموزان ممتاز جهت قبول کار آموزش وجود ندارد. چون مشخص است با درآمدی ثابت و غیرمتعارف نمی شود هزینه ی زیاد و رو به افزایش زندگی را تحمل کرد.
چراخانوده ی یک فرهنگی که نردبان ترقی افراد جامعه و همان مهندسان و پزشکان است در زحمت زندگی کند و از درآمدی معقول برای اداره ی زندگی خود برخوردار نباشد؟
دست نوشته هایی که درمسیرسال های طولانی تدریس تهیه کرده ام:
۱_ تهیه نمودار رده بندی گیاهان براساس برنامه ی کتاب پنجم متوسطه قدیم.
۲_ تهیه مقاله ی غده اپی فیز یا چشم سوم و مقاله ی جریان آب گلف استریم که هر دو در مرکز تحقیقات معلمان اصفهان تکثیر و منتشر شده است.
۳- تهیه تست‌ های کنکور برای تمام سال‌های دبیرستان: شامل زیست شناسی جانوری و گیاهی و زمین شناسی و تغییر و تحول جانداران در مسیر دوران‌های زمین شناسی.
۴- تهیه جزوه تشریح جانداران برای آزمایشگاه‌های مدارس
۵- تهیه جزوه زیست‌شناسی در مورد کار در آزمایشگاه ‌ها. دو جزوی اخیر در مرکز تحقیقات معلمان و در دانش‌سرای مقدماتی فاطمه زهرا (س) تکثیر و تدریس شده است و در مرکز تحقیقات و برنامه ریزی تهران مورد ارزش‌یابی قرارگرفته، تایید شده و امتیاز گرفته است.
۶- نگارش جزوه‌ی زمین در فضا دبیرستان بهشت آیین اصفهان برای طرح آموزشی ایران در توضیح مشکلات کتاب زمین شناسی چهارم تجربی با همکاری و کمک دوست ارجمند آقای بهمن سیاحی.
۷- نگارش کتاب آزمایش و تشریح اندام‌ها (چشم، قلب، مغز و …) که توسط مرکز تحقیقات معلمان استان اصفهان به چاپ رسیده است و در این مرکز در کتاب ‌خانه ‌های دبیرستان‌ها موجود و هم اکنون مورد استفاه قرار می‌گیرد.
گوشه‌ای از خاطرات من در طول سال تحصیلی و تدریس
از خاطرات خوب سال‌های دانشجویی در دانش‌سرای عالی تهران بین سال‌های ۳۹-۳۶ بسیار نوشته‌ام که شاید همکاران ارجمند و محترم من در جایی خوانده باشند. این بار هم می‌خواهم دست نوشته‌های پیشین خاطراتی از دو استاد سرافراز و بیاد ماندنیم جناب استاد دکتر عبدالله شیبانی استاد بزرگ زیست شناسی و جناب استاد دکتر یدالله سحابی، استاد بزرگ زمین شناسی دانشگاه تهران و دانش‌سرایی عالی بنویسم. شاید برای دوستان و همکارانم خالی از لطف نباشد که بدانند استادان بزرگواری بوده‌اند تا حد خدا جویی، خدا خواهی و ایمان از سویی و تا حد وطن پرستی و ایران خواهی و احترام به خط و زبان فارسی از سوی دیگر.
افتخار من اگر افتخاری داشته باشم شاگردی این دو استاد عزیز و گرامی در تمام سال‌های دانشجویی در دانش‌سرای عالی تهران است.
خاطره‌ای از جناب استاد عبد الله شیبانی
در اواخر سال‌های دانشجویی من در دانش‌سرای عالی مسئله‌ای در دانشگاه تهران به راه افتاد بود مبنی بر تغییر خط فارسی که خط نوشته های فارسی نارسا است و بهتراست خط فارسی را کنار بگذاریم و مثل کشور ترکیه از خط لاتین برای نوشتن استفاده کنیم. از جمله بزرگوارانی که بیشتر اقبال این کار بودند جناب استاد دکتر سعید نفیسی استاد دانشگاه تهران و جناب استاد دکتر سلیم نیساری استاد ادبیات دانش‌سرای عالی.
به یاد دارم که آقای دکتر نیساری در همان شرایط که در بالا اشاره کردم به‌کلاس آمدند و در مقبولیت خط لاتین و در مذمت خط فارسی گفتند نوشته‌ای در تابلو اعلانات دانشگاه نصب کرده بودند که در کوی دانشگاه تهران نه اطاق داریم نه دانشجو برای گرفتن اطاق مراجعه کنند.
وقتی دانشجویان مراجعه می‌کنند که اطاق‌ها را در خوابگاه دانشگاه بگیرند جواب این بود که چنین خبری در تابلو اعلانات دانشگاه نوشته نشده آن‌چه که نوشته شده این است نَه اطاق داریم نَه دانشجو برای گرفتن اطاق مراجعه کند. با اصرار می‌گفتند ما در زبان فارسی نَه و نُه را یکسان می‌نویسم و نمی‌دانیم چه طور بخوانیم و یا این چه خطی است که مثلاً اگر به کسی بگوییم بنویس ساده، نمی‌داند با س یا ص و یا ث بنویسد و یا کلمات دیگر.
آنچه می‌خواهم بنویسم این است که یکی دو روز بعد آقای دکتر شیبانی سر کلاس مطالعه کتب دبیرستانی بودند ایشان چند کتاب فارسی قدیمی آورده ‌بودند بعد از خواندن یک فارسی قدیمی با تعصب تمام در حالی که از وطن پرستی و ایران خو اهی و عظمت و اعتلای زبان فارسی بود به دانشجویان گفتند شما معلم می‌شوید، مبادا اجازه بدهید فکر تغییر خط فارسی میان دانش‌آموزان و دانشجویان تقویت شود و با هیجانی … تصور فرمودند همان‌طور که یاد گرفتیم کلمات فارسی را با ص، س و ث بنویسیم و بخوانیم فرزندان ما هم یاد می‌گیرند بنویسند و خطاب به همه‌ی دانشجویان کلاس گفتند اگر خواستند ملتی را از بین ببرند اول خط و بعد زبان آن‌ها را می‌گیرند. مگرنه اینس که سهم بزرگی از افتخارات ایران شعر و ادب وزین فارسی است. ما می‌خواهیم تا زنده‌ایم به و خط و زبان سعدی و حافظ و فردوسی و دیگر سخنوران این آب و خاک بنویسیم و بخوانیم.
سخن آقای دکتر شیبانی هم مثل کلام اقای دکتر سحابی وقتی صحبت می‌کردند چنان در دل و جان دانشجویان می نشست که امروز بعد از چهل و چند سال که از دوران دانشجویی من می گذرد تکرار کلامشان خاطرات آن روزها هنوز همان زیبایی را دارد که روزی که گفته‌اند.
مهم این است که خاطراتی از این دست از چنین استادانی که در همه‌ی رشته کم نیستند باید از زبان معلمین و مدرسین دانش‌آموزان کشور بارها و بارها به عنوان الگوگیری گفته بشود تا بنیان تعلیم و تربیت استوارتر بماند.
۲٫ خاطره‌ای از دبیرستان هاتف
بین محصلین سال پنجم دبیرستان دانش‌آموزی داشتم بسیار شلوغ و خلاصه مزاحم کلاس و آموزش که مرتب تذکر می‌گرفت که با درس و کلاس همراه باشد ولی خیلی مؤثر واقع نمی‌شد.
در یک امتحان کتبی که سؤالات ساده هم نبود پس از تصحیح اوراق بهترین نمره‌ی کلاس را گرفته بود ۵/۱۹ هنگام پخش برگه‌ها وقتی ورقه‌های همان محصل یادشده را می‌دادم مدتی در چشم‌های او به اعتراض نگاه کردم و گفتم بعد کلاس بیا با شما چند کلمه صحبت دارم وقتی بعد از کلاس در کنارمن بود. در تنهایی به او گفتم اشکالی دارد که اخلاق و ادب و رفتار کلاسی شما مثل نمره امتحانت بهترین باشد، چرا این قدر مزاحم کلاس و بقیه می‌شوی و رفتم بعد هم همان نمره‌ی بهترین کلاس را که ۱۹٫۵ بود برایش به دفتر امتحانات سپردم، بعدها همان محصل که حالا دکتر دندان پزشک عالیقدر و قابل احترام اصفهان است می‌گفت تنها همان تک جمله‌ی شما باعث شد من تغییر کنم. در درس و آموزش در کلاس‌های دبیرستان و دانشگاه بهترین به همان یک جمله شما زندگی و آینده من را تغییر داد و با بزرگواری می‌گفت من هرچه دارم متعلق به شما است. او می‌گفت من بارها و بارها این خاطره‌ی خوب را از شما بین دوستان و خویشانم نقل و تعریف کردم.
۳٫ یک خاطره‌ی نه چندان خوب
امتحانی که از محصلین دبیرستان صارمیه کلاس چهارم تجربی گرفتم وقتی اوراق را تصحیح شد نمرات دانش‌آموزان دل‌خواه نبود و اغلب سبب شرمساری بود تا احترام و افتخار برای من. اوراق تصحیح شده را به کلاس بردم و در آن جلسه به‌ جای درس به محصلینم گفتم می‌دانید برای تحصیل رایگان شما، آموزش و پرورش کشور چقدر هزینه می کند؟
اگر اهل درس و ارزش‌های تعلیم و تربیت نیستید چرا به مدرسه می‌آیید؟ اگر می‌آیید باید برای فردای کشور خود مفید و مقیّد باشید. شما برای تحصیل رایگان به کشور و مردم مدیون هستید.
می‌دانید هزینه آموزش شما را چه کسانی می‌پردازند؟
شاید افرادی که حتی رونقی در زندگی ندارند و شما تمام فدارکاری آن‌ها را به باد می‌دهید و آن قدر ناراحت شدم که به خاطر خودم بلکه به خاطر دانش‌آموزان کشورم، دچار خون‌ریزی معده شدم و سه ماه تمام با سختی در کلاس‌های درسم حاضر می‌شدم.

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی