انجمن عمر خیّام لندن


انجمن عمر خیام لندن
علامه قزوینی در حواشی مقاله سوم چهارمقاله نظامی عروضی در صفحه ۲۱۷ می نویسد:
در سال ۱۸۹۲ میلادی در لندن انجمنی تأسیس شد به نام کلوپ عمر خیام و مؤسسین آن از فضلا و ادبا و بعضی از ارباب جرائد بودند.
یک سال بعــــد، در سال ۱۸۹۳ انجمن با تشریفــــــــات شایان توجه، دو عدد بوته گل سرخ بر سرِ آرامگاه فیتز جرالد ( مترجم رباعیات خیام) قرار نشاندند و یک لوحه با متن زیر بر سر قبر وی نصب کردند:
((ویلیام سیمپسن (willyamsimpson) از سر قبر عمر خیام در نیشابور،در سفری که به ایران داشت تخم گل سرخ را از بالای مزار خیام با خودآورد واین بوته گل سرخ که در باغ کِیُو (kew garden) در لندن پرورده شده و در تاریخ هفتم اکتبر ۱۸۹۳ به دست جمعی از اعضای انجمن عمر خیام، در این جا کاشته شد.))
در همین اجتماع اشعار اعضای انجمن در تجلیل از عمر خیام قرائت شد و درپایان رباعیات زیر از خیام همه را محظوظ کرد:

هفتاد و دو ملّت اند در دین کم و بیش از ملّت ها عشق تو دارم در کیش
چه کفر و چه اسلام چه طاعت چه گناه مقصــود توئی بهانه بردار ازپیش

و دیگر:
هین صبح دمید و دامن شب شد چاک برخیز و صبوح کن چرائی غمناک
می نوش دلا که صبـــــــح بسیار دمد او روی به ما کرده و ما روی به خاک

و دیگر:
سنت بکـــــــــن و فریضه حق بگذار وآن لقمه که داری ز کسان باز مدار
غیبت مکـــــن و مجوی کس را آزار هم وعـــده آن جهان منم باده بیار

و دیگر:
ای دل تو به اسرار معمـّــــــا نرسی در نکـــــــــته زیرکان دانا نرسی
این جا به می و جام بهشتی می ساز کانجا که بهشت است رسی یا نرسی

توضیح بیشتر راجع به گل سرخ:

بوته گل سرخ یاد شده در بالا را آقای سیمپسُن که در سمت وقایع نگار از طرف روزنامه Illustrated Lindon news– ایلوستریتد لندن نیوز – در مصاحبت کمسیون سرحدی افغان تحت سرپرست گروه به صفحات شرق ایران فرستاده شده بود، از نیشابور دیدن کرده است.
وی در ماه اکتبر سال ۱۸۸۴ به نیشابور رسیده و گزارش زیر را به یکی از دوستان خود ارسال داشته است.
گزارش سیمپ سُن:
در این روزها من در حوالی نیشابور بودم و درباره خیام به جستجو و کاوش پرداختم. از هرکس سراغ خانه و کاشانه خیام را می گرفتم. چون می خواستم بدانم آیا خانه ای که عمر خیام در آن زندگی می کرده هنوز پا برجاست یا نه؟ آیا یادگاری از او باقی مانده است؟ معلوم شد به جز مقبره او هیچ اثری از آثار او باقی نیست.
از طرف اعلیحضرت ناصرالدین شاه (۱۳۱۳-۱۲۶۴ ق) یک مهماندار که خیلی فاضل به نظر می رسید همراه ما بود. این مهماندار با اشعار خیام آشنائی داشت و به من گفت من قبر خیام را می شناسم.
وقتی وارد نیشابور شدیم به قصد زیارت قبر خیام حرکت کردیم. سر پتر(Sir Peter Lumsden) رئیس کمسیون با ما همراه شد. مقبره عمر خیام دو میل در جنوب نیشابور واقع است. بدی جهت سواره روانه مقبره شدیم.در حرکت بودیم که گنبد کبود با شکوهی از دور نمایان شد. مهماندار به ما نشان داد که مقبره آنجاست. هرچه نزدیک تر شدیم فخامت و عظمت بنای آن گنبد ظاهر تر می شد و اهمیت آن وقتی خوب معلوم می شود که به خاطر آورید که دیوارهای شهر و قلعه و تقریباً تمام ابنیه و عمارات این نقطه از ایران با گِل خام ساخته شده است شکوه و عظمت بنای گنبد در ذهن من اثر غریبی نمود و در پیش خود می گفتم که ببینید هموطنان عمر خیام او را تا چه اندازه محترم می دارند و چه بنای رفیعی برای جاوید ماندن نام او پایدار ماندن آثار او و ویران نشده قبر او برای او در نظر گرفته اند. به همین دلیل است که حتی در خارج از ایران او را با عظمت یاد می کنند و جای تعجب نیست که این شاعر جلیل القدر در ممالک مغرب زمین شهرت فراموش نشدنی دارد.
باری در تمام مسیر آن چه فکر می کردم جز خیالات واهی چیزی نبود. وقتی به مقبره رسیدیم معلوم شد به طور کلی من در خبط و اشتباه بودم.
در این نقطه یک امامزاده است و آن گنبد کبود روی قبر امامزاده است و شرافت او به به شرافت آباء و اجداد او برمی گردد. در صورتی که شرافت عمر خیام که ما به او افتخار می منیم و او را محترم می شماریم به صفات ذاتی او و خصال شخصی او بر می گردد.
باری امامزاده مذکور به محمد محروق برادر امام رضا علیه السلام تعلق دارد که در مشهد مدفون است و زیارتگاه فرقه شیعه است.
در حوالی مقبره امامزاده قبرستانی است که از قدیم مردم مردگان خود را در آن جا دفن می کرده اندو بدون شک بقایای مقبره عمر خیام تا امروز نیز از دولت مقبره این امامزاده است و ما باید از محمد محروق و شرافت ارثی او که باعث بقای این اثر نفیس شده بی اندازه متشکر باشیم. صفات شخصی او هر چه بوده، گو باش.
سقف مقبره عمر خیام بسیار خشن و ناهموار و دارای سه هلالی و دیوارها و سقف گچ کاری شده ولی گج جا به جا ریخته است.
بنائی که بر روی قبر قرار دارد مربع مستطیل شکل و از آجر و گچ ساخته و هیچ گونه زینت و آرایشی ندارد. اگر چه مقبره عمر خیام خیلی پریشان و خراب است ولی گویا در همین نزدیکی ها مرمتی در آن شده و از این جا معلوم می شود مردم نیشابور به کلی عمر خیام خود را فراموش نکرده اند.
رو به رویمقبره امام زاده باغ وسیعی است که دارای درختان کهن و یکی دو درخت بسیار تناور و عظیم الجثه و در کنار ایوان رواق که مشرف بر باغ است مقابل قبر عمر خیام چند بوته گل سرخ یافتم. موسم گل به کلی گذشته بود ولی چند عدد حقه گل( یعنی میوه گل که بعد از ریختن پرهای گل باقی مانده و دارای تخم گل است) بر شاخه ها باقی مانده بود. من چند دانه از آن ها را با چند عدد برگ درخت گل چیده و اینک پیچیده (لفاً) ارسال خدمت داشتم و امید وارم بتوانید این تخم ها را در انگلستان کاشته به عمل آورید. گمان می کنم آن چه فرستادم برای هواخواهان عمر خیام بهترین تحفه خواهد بود و احتمال قوی می رود که این گل از همان جنس گلی باشد که عمر خیام بسیار دوست داشته و در اوقات تفکر و نظم اشعار به تماشای آن ها می پرداخته است.
پایان گزارش “سیمپ سُن”
در سال ۱۸۹۵ جلسه مجمع عمومی انجمن عمر خیّام با حضور تمام اعضاء در هتل برفرد بریج ( Burford Bridge Hitel) در لندن تشکیل شد. در آن زمان به تعداد اعضاء عده زیادی اضافه شده بودند و بسیاری از مشاهیر و اعیان رجال انگلیس در آن محفل دعوت شده بودند. اشعار و رباعیات زیادی از عمر خیام قرائت شد.
دوسال بعد در ۲۵ مارس سال ۱۸۹۷ انجمن گردهمائی خود را در رستوران فراسکاتی در لندن تشکیل داد و جمعیت شرکت کننده خیلی بیشتر از دو سال قبل بود. بعضی از بزرگان رجال انگلیس همچون ویسکونت وُلسلی و سِر جارج رابرت سَن( Sir George Robertson) و سِر مونت استوارت گرانت دف ) Sir Mount Staurt (Grant Dauff و سر هری جانستن (Sir Harry Johnston) و دکتر گائن دُیل(Dr. Conan Doyle) و دیگران در آن میهمانی دعوت داشتند و به نام عمرخیام نوشیدنی نوشیدند و نظم و نثر بسیار در مدح وثنا و تجلیل او خوانده شد.
“انجمن عمر خیام از ناصرالدین شاه درخواست کرده بود که مقبره عمر خیام را مرمت نماید. مسترادمندگس (Mr. Edmund.Goss) در میهمانی سالیانه مذکور در سال ۱۸۹۷ به طور مزاح و ضمن نطق خود گفت: اعلیحضرت پادشاه ایران به اعضای محترم انجمن که در پایتخت اعیحضرت ملکه انگلستان و امپراطیس هندوستان منعقد است سلام می رساند و مراحم ملوکانه و عواطف شاهانه خود را اظهار داشته ودر ضمن خاطر نشان می فرمایند، مقبره هریک از شعرای مملکت مرا خواسته باشید مرمت و سفید کاری کنید حاضر و به اختیار شماست ولی مخارج آن باید از کیسه خود اعضاء انجمن باشد.” انجمن مذکور تا این تاریخ ۱۹۰۸ که این گزارش نوشته می شود باقی و برقرار است.
اما رباعی دیگری از عمر خیام

هر ذره که در روی زمینی بودست خورشید رخی زهره جبینی بودست
گرد از رخ نازنین بهآزرم فشان کان هم رخ و زلف نازنینی بودست
***********

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی