اندرزهای اخلاقی حافظ (۳)

نگرشی کوتاه بر اندرزهای اخلاقی حافظ
پندِ پیران
محمد علمی ـ بخش سوم

هنگامی که حافظ اندرز می‌دهد که در محافل افراد نکته‌سنج برای خودنمایی اظهار فضل نکنیم و بدانیم که این اقدام با آداب معاشرت منافات دارد، از ما انتظار دارد که آگاهانه و از روی خرد سخن بگوییم و اگر دانش آن را نداریم، مهر سکوت بر لب بزنیم:
بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو، ای مرد عاقل، یا خموش
در بیت زیر نیز آگاهانه حرکت کردن و آمادگی داشتن برای رویارویی با مخاطرات احتمالی شرط موفقیت و پیروزی بر رقبا تلقی شده است:
راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است
هر که دانسته رود، صرفه از اعدا ببرد
از اندرزهای دیگر حافظ می‌توان به رعایت حال مستمندان، کمک به نیازمندان و یادآوری نتایج ارزنده‌ای است که از بخشش و کرم به دست می‌آید؛ مانند نکونامی، دعای خیر و … اشاره به سرنوشت قارون برای عبرت‌انگیزی افراد خسیس، مال‌اندوز و طمع‌ورز نیز از نکاتی است که حافظ به آنها توجه کرده است:
بلا گردان جان و تن، دعای مستمندان است
که بیند خیر از آن خرمن که ننگ از خوشه چین دارد؟
*
توانگرا، دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج و درم نخواهد ماند
*
ای صاحب کرامت، شکرانة سلامت
روزی تفقدی کن، درویش بینوا را
*
بر این رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
*
احوال گنج قارون، کایام داد بر باد
در گوش دل فرو خوان تا زر نهان ندارد
هنگام جود و سخا، آنچه مهم است حفظ آبرو و کرامت ذاتی فرد نیازمند است و خداوند کریم، در موقع بخشندگی به این نکته توجه دارد:
ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست
در حضرت کریم، تمنا چه حاجت است؟
صائب تبریزی ـ بزرگترین شاعر مضمون‌گرای چهار سدة اخیر ـ ضمن تأیید دیدگاه‌های حافظ، دربارة نکات لازم الرعایه در بخشندگی و سخاوت، به موارد دیگری نیز اشاره کرده است:
ندهد فرصت گفتار به محتاج، کریم
گوش این طایفه آواز گدا نشنیده‌ست
*
خوش است جود و کرم در لباس شرم که بحر
به خاک، فیض خود از پردة سحاب دهد
*
خرمنی در دامن صحرای محشر سبز کرد
هر که مشت دانه‌ای در رهگذار مور ریخت

از گلوی خود بریدن وقت حاجت همت است
ورنه هر کس وقت سیری پیش سگ نان افکند
*
دور دستان را به احسان یاد کردن همت است
ور نه هر نخلی به پای خود ثمر می‌افکند
*
دست از کرم به عذر تُنُک مایگی مشوی
برگی در آب، کشتی صد مور می‌شود
از خصلت‌های ذاتی حافظ که در رهنمودهای وی بازتاب یافته است، می‌توان به عزت نفس، آزادمنشی و جان‌فشانی در راه دوست اشاره کرد:
گرچه گردآلود فقرم، شرم باد از همتم
گر به آب چشم? خورشید دامن ترکنم
*
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهرچه رنگ تعلق پذیرد، آزادست
*
زیر بارند درختان که تعلق دارند
ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد
*
دلا طمع مبر از لطف بی‌نهایت دوست
چو لاف عشق زدی، سر بباز چابک و چُست
حافظ در انتخاب دوست سختگیر بوده و همواره درصدد یافتن «رفیق شفیق درست پیمان» بوده است و نصیحتِ پیر مغان را «که از مصاحب ناجنس احتراز کنید. مدنظر داشته است. به همین سبب، همنشینی با بدان را مای? خوش‌نامی نمی‌دانسته است(نیکنامی خواهی ای دل، با بدان صحبت مدار)؛ اما دریغ که خیلی دیر به این نکته پی‌ می‌برد که رفیق خوب کیمیای سعادت است:‌
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت، رفیق بود رفیق!‌
به هر حال، حافظ دورانی را که از داشتن دوست خوب محروم بوده است جزو اوقات خوش زندگی خود به شمار نمی‌آورد!
بررسی همه اندرزها و رهنمودهای حافظ در مباحث اخلاقی و اجتماعی اقدامی زمان‌برست که از توان و بضاعت نگارنده خارج است. در پایان یادآور می‌شود که زبان حافظ در اندرزگویی در مقایسه با بسیاری از سخنوران نامور ـ رساتر و لطیف ترست؛ مثلاً هنگامی که مصیبتی برای فردی پیش می‌آید، رودگی برای دلداری او می‌گوید:
ای آن‌که غمگینی و سزاواری
و ندر نهان سرشک همی باری
شو تا قیامت آید، زاری کن
کی رفته را به زاری باز آری؟
حافظ با بیانی ساده و کلامی آرام بخش، بدون آنکه مستقیماً به موضوع اشاره کند، رهنمود می‌دهد:
رضا به داده بده، وزجبین گره بگشای
که بر من و تو درِ اختیار نگشاده‌ست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوز، عروسِ هزار دامادست
اگر اندرزهای اخلاقی حافظ را که با گذشت بیش از شش سده از درگذشت وی هنوز تازگی، طراوت و ارزش‌های خود را حفظ کرده‌اند با دقت مطالعه کنیم و به کار بندیم، بدون شک در آرامش روحی ما تأثیرگذار خواهد بود. اطلاعات شماره ۲۶۴۵۵

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی