ایران کهن زادگاه دانش ژنتیک

ایران کهن زادگاه دانش ژنتیک

                                               پروفسور محمد حسین کریمی‌نژاد با همکاری دکتر اردشیر خورشیدیان

از زمانی که به یاد دارم به ویژه بعد از شرکت در چهارمین دوره آموزشی سازمان بهداشت جهانی پاییز ۱۹۶۸ تحت عنوان دوره آموزشی ژنتیک انسان برای مدرسین دانشکده‌های پزشکی در (دانشگاه کپنهاگ دانمارک)، بدین دانش نوپای جهانگیر فوق‌العاده علاقمند شدم.
از سال سوم دبستان بدر سیرجان، پدرم مرا با شاهنامه حکیم فردوسی آشنا ساخت. تأکید مکرر حکیم فردوسی بر نژاد و سرشت، مرا بر آن داشت منظور از نژاد و سرشت را جستجو کنم. به تدریج متوجه شدم بر خلاف عرف زمان که فقط فرزند را منسوب به پدر می‌دانستند و سهم مادر کمتر مورد توجه بود، حکیم ابوالقاسم فردوسی در این بیت:
نژاد از دو سو دارد آن نیک پی
ز افراسیاب و زکاووس کی
زن و مرد را در انتقال صفات کاملا شریک، سهیم و مساوی می‌داند. با مراجعه به کتاب‌های آیین زرتشتی با کمک جناب دکتر اردشیر خورشیدیان موبد موبدان به رموز نهفته زیبایی پی بردیم که برای ما بسیار افتخار آمیز و مایه غرور ملی است.
با اینکه بارها در این مورد نوشته و در محافل علمی و خصوصی، این راز پنهان بیان شده است. مایلم با تمام وجود در این راه تلاش نمائیم و این مطلب را به استحضار جهانیان و هموطنان گرانقدر به ویژه فرهیختگان برسانیم، بلکه با کمک و همیاری همگان چه به صورت نقد علمی یا ارائه مدارک علمی مستند، راز مهم و بزرگی را که سالیان دراز پنهان مانده، آشکار نموده و بر افتخارات کشور عزیزمان بیفزاییم.
زایش و توارث (ژنتیک) در ایران باستان
۱۷۳۸سال پیش از میلاد حضرت مسیح، زرتشت پیامبر در کتاب گاتاها، کتاب آسمانی زرتشتیان، درباره برابری حقوق زن و مرد و آزادی انتخاب راه، سخن رانده است: « … هر مرد و زن خود باید راه خویش را برگزینند» (گاتاها، یسنا، هات ۳، بند۲)؛ یا «همانکه انسان آفریده شد به او نیروی منه (خرد) و دائنه (وجدان) بخشیده شد، تا هر کس بر حسب اراده خویش راه خود را برگزیند» (گاتاها، یسنا ۳۱، بند ۲).
پس از انتشار باورهای دینی زرتشت در ایران و روی کارآمدن هخامنشیان، در حدود ۲۶۰۰ سال پیش (۵۵۰ سال پیش از میلاد مسیح)، به دستور کورش بزرگ، نخستین اعلامیه حقوق بشر نوشته و در بین‌ ملل گوناگون ایرانی اجرا شد. در این اعلامیه به طور رسمی حقوق همه مردم گیتی را برابر دانسته و برده‌داری ممنوع شده است. داریوش، داماد کورش، به منظور اثبات شایستگی خود برای جانشینی او نسبت خویشاوندی خود را از دو سو (پدر و مادر) به هخامنش جد کورش یادآور می‌شود و نیز اندیشه‌های کورش بزرگ را پیگیری می‌کند. بر طبق اسنادی که در بایگانی تخت جمشید موجود است، طبق نوشته‌های دانشمند آلمانی، ماری کخ، در کتاب «از زبان داریوش»، فرماندهی بسیاری از کارها در تخت جمشید به بانوان سپرده شده بود. در آن زمان، زنان از حقوق برابر با مردان برخوردار بوده‌اند و علاوه بر آن، مرخصی با حقوق، پیش از زایمان تا دو ماه پس از زایمان، نیز داشته‌اند و همانند مردان از بیمه و بازنشستگی استفاده می‌نمودند.
بر طبق مدارک تاریخی معتبر، فرمانده نیروی دریایی خشایارشاه را بانویی به نام «آرتمیس» استاندار (ساتراپ) ناحیه کاریا عهده‌دار بوده است. وی در رهبری ناوگان جنگی ایران در نبرد با یونان و پیروزی ایرانیان بسیار کارساز بوده است. برگزیدن این بانو به عنوان فرمانده یک سپاه نشان می‌دهد که بانوان ایران آموزش‌های نظامی و آگاهی‌های بسیار داشته‌اند و ارتشیان نیز زمینه باوری و فرهنگی مناسبی داشته‌اند که می‌توانسته‌اند فرماندهی یک زن را بپذیرند و از او اطاعت کنند. بانوان در فرهنگ ایرانی ارزش بسیاری داشته‌اند.
جالب تر این که شغل موبدی که در حقیقت منحصر به خانواده‌های منتسب به آشوزرتشت است، از طریق توارث، از سوی فرزندان مذکر و مونث به فرزند می‌رسید و بانوان نیز مانند مردان می‌توانند در شرایطی ویژه و با گذراندن دوران لازم، به مقام موبدی برسند و این شغل را به فرزندان خود انتقال دهند.
در مورد زایش و ژنتیک مطالب شگفت‌انگیزی در بخشی‌هایی از اوستا به نام «وندیداد» که مویدان دوران ماد، به نام «ورجمکرد»، نوشته‌اند، وجود دارد. داستان یخبندان سخت و طولانی، شبیه داستان‌های دیگر اقوام، مانند کشتی نوح عبریان، ولی بسیار قدیمی‌تر از آن آشکارا نشان می‌دهد ایرانیان از وجود تخمه‌های جداگانه نر و ماده در مردان و زنان آگاهی داشته‌اند.
در فرگرد دوم وندیداد، کتاب مقدس زرتشتیان، چنین آمده است «در زمانی که یخبندان سختی سرزمین ایران ویج را فرا می‌گیرد و زندگی بر موجودات بسیار سخت شده، بیم از بین رفتن انسان‌ها و همه گونه‌های حیوانات و گیاهان می‌رود، به جمشیدشاه آموزش داده می‌شود که «پس در آنجا ور (پناهگاه) بساز، هر یک از چهار برش به درازای اسپرسی (واحد اندازه‌گیری) و تخمه‌های رمه‌ها و ستوران و مردمان و پرندگان را بدانجا فراز بر» (بند ۲۷، کرده دو)؛ «بدانجا بزرگ‌ترین و برترین و نیکوترین تخمه‌های نرینگان و مادینگان روی زمین فراز بر. تخمه‌های نرینگان و مادینگان انسان، چهارپایان، رستنی‌ها (نه تنها گیاهان) گوناگون روی زمین را به هم جفت جفت کن. بدان جا تخم همه موجودات که بر این زمین، بلندترین و برترین و خشبوی‌ترین فراز بر و جفت جفت کن و از میان نارفتنی، برای ایشان که مردمان ماندگار در آن دورانند» (کرده دوم، بند ۲۸). «و آنگاه جمشید ور (پناهگاه) بساخت. هر یک از چهار برش به درازای اسپرسی، و تخمه‌های رمه‌ها و ستوران و مردمان و سگان را بدان فراز برد و هریک از چهاربرش رابرای زیستگاه مردمان و برای استبل گاوان و گوسپندان در آنجا فراز برد، تا زایند به درازای یک هانسر (واحد اندازه‌گیری) و در آنجا مرغزاران برویانید، همیشه سبز و خرم و همیشه خوردنی نکاستنی و در آنجا خانه‌ها بر پای داشت در فراز آشکوب و فرو ازو و پیرامون آن» (کرده ۳۰). جالب‌تر آنکه می‌دانستند تخمه‌ها را می‌توان از بدن حیوانات جدا و با هم جفت کرد و در دستگاهی ویژه نگه داشت. همچنین می‌دانسته‌اند که تخمه نرینه و مادینه، خصوصیات فردی بد را هم منتقل می‌کنند، که در بند ۳۷ آمده است که «بدانجا راه نده تخمه‌های گوژپشت، گوژسینه، بی‌پشت، خل، دریوک (؟)، دیوک (به فتح و: دیو کوچک)، کسویش (؟) ویز با ریش (احتمالاً کوسه)، تباه دندان، پیس، جداکرده تن(؟) و هیچ یک از داغ دیدگاه اهرمن.
سهم برابر پدر و مادر در تولید مثل
فرضیه اویستیس و اسپرماتیستیس به معنای انتقال کل صفات ارثی از طریق تخمک یا اسپرماتوزویید، تا کشف وولف در مورد گشن‌گیری تخمک زن با اسپرماتوزویید و تشکیل جنین مورد قبول مغرب‌زمین بود.
حدود دو هزار و هشتصد سال پیش در ایران باستان (۵ ـ‌۱) و هشتصد سال پیش از کشف ولف، حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر نامدار ایرانی (۳۹۹ـ‌۳۱۴) هجری شمسی، سده دهم میلادی)، در توصیف شاهزاده کیخسرو، مشارکت زن و مرد را در تولید مثل و انتقال صفات از اجداد، به وسیله پدر و مادر به فرزند، به طور روشن و صریح بیان می‌کند و در این مورد می‌سراید.
نژاد از دو سو دارد این نیک پی
ز افراسیاب و ز کاووس کی
حکیم فردوسی علاوه بر این بیت، به کرات در مورد انتقال صفات از والدین و تکیه بر سهم مادر در انتقال خصوصیات منجمله در مبحث خواستگاری فرنگیس دختر افراسیاب برای سیاوش جهت رفع نگرانی خاطر افراسیاب، پیران ویسه چنین می‌گوید:
کسی کز نژاد سیاوش بود
خردمند و بیدار خامش بود
ازین دو نژاده یک تاجور
بیاید برآرد بخورشید سر
بایران و توران بود شهریار
دو کشور بیاساید از کارزار
در جای دیگر در بخش خواب دیدن گودرز سروش را و آگاه شدن از وجود کیخسرو در توران زمین چنین می‌فرماید:‌
به توران یکی شهریار نو است
کجا نام شاه کیخسرو است
ز پشت سیاوش یکی شهریار
هنرمند و از گوهر نامدار
سرافراز از تخمه کیقباد
ز مادر سوی تور دارد نژاد
اشاراتی به ماهیت اسپرماتوزویید
در کتاب تبصره العوام، نوشته شده در نیمه اول سده هفتم هجری، آمده است : «گویند خدای متعال خلق را از نطفه نمی‌آفریند، بلکه از آن ذرات می‌آفریند که با منی بیرون می‌آید.
اگر یکی نطفه بیرون آید، یک فرزند بزاید و اگر دو بیاید دو و اگر سه بیاید سه و اگر مردی با زنی عقیم مجامعت کند، ذره را ضایع کرده باشد و زنی با مرد عقیم هم چنین بود و گویند چون آب مرد غلبه کند فرزند نر بود و چون آب زن غلبه کند فرزند ماده بود.»
توجه به توارث بارز (بیماری کلیه پلی کیستیک بزرگسالان)
ابوبکر محمد زکریای رازی (۳۰۴ ـ ۲۴۴ هجری شمسی) شیمیدان و حکیم بزرگ ایرانی، طبق روال پزشکی امروز، شرح روزانه بیماران خود را یادداشت می‌کرد. او در شرح حال اول کتاب «قصص و حکایت المرضی»، پس از شرح علائم و نتیجه درمان بیماری که احتمالاً به آبسه لگنچه کلیه مبتلا بود، نوشته است: « من از این که پدر بیمار مبتلا به ضعف مثانه بوده و از این درد می‌نالیده و نیز در موقع سلامت به همین درد مبتلا بود، اطلاعی نداشتم.»
توصیف نشانگان آلپورت
حکیم ابوعلی سینا (۴۲۷ ـ ۳۷۳ هجری شمسی)، در کتاب مشهور خود «قانون»، در توصیف ادرار تیره می‌نویسد: «چنانچه ادرار تیره‌رنگی زلال شود و رسوب در لایه‌های مختلف ادرار نمودار شود، از بروز شب‌ادراری، کری و اغتشاش عقل خبر می‌دهد» و برای نخستین بار در تاریخ پزشکی دنیا، نشانگان بالینی آلپورت را توصیف می‌کند.
منشاء دندان
حکیم جرجانی ( ۵۳۱ ـ‌۴۳۴ هجری قمری) در کتاب «الاغراض الطبیعه و المباحث الملائیه» نوشته است: «درست است که ماده دندان در اصل آفرینش از تخم مادر و پدر است و اندر استخوان فک که دندان از وی برنیامدست».
بر اساس آنچه گفته شد می‌توانیم بدرستی و با افتخار، ایران را زادگاه و گهواره دانش تولید مثل و ژنتیک به جهان معرفی کنیم
بعد از آنچه در مورد آگاهی و پیشگامی اجداد خود در مورد مبانی زایش (تولید مثل) و توراث تا قرن هفتم در ایران بیان شد مدتی طولانی حدود شش سده به هیچگونه حرکت و سخنی از دانش و فناوری دسترسی نیافتیم. تمام نگاه‌های علمی به علم و فناوری متوقف می‌شود و به جای آن اوهام، تصورات شخصی و کژاندیشی‌های فردی بر مبانی توارث حاکم می‌‌شود به طوری که ردپای هرچند کوچک از ادامه دیدگاه‌های علمی و پیشرو نمی‌توان یافت و به جای آن یک نوع واپس گرائی و سیر قهقرائی علمی به چشم می‌خورد.
شاید بعد از تاسیس مدرسه دارالفنون امیر کبیر بتوان تأسیس مدرسه فلاحت مظفری اولین مرکز تحصیلات عالی در زمینه اصلاح نژاد و ژنتیک را ذکر کرد. این مدرسه ۲۸ مرداد ماه سال ۱۲۷۹ برابر با ۱۹ آگوست ۱۹۰۰ میلادی در تهران، هشت ماه پس از تولد دانش ژنتیک مدرن بازگشایی شده است. در زمینه انتخاب مرغ بهتر و تخم مرغ مناسب مقالات متعددی در شماره هفت مجله فلاحت درج شده است. این مدرسه ضمن پیشرفت‌هایی که در طول زمان انجام می‌دهد در سال ۱۳۱۹ به عنوان دانشکده کشاورزی به دانشگاه تهران می‌پیوندد به تدریج درس ژنتیک در برنامه تدریس دانشکده کشاورزی و سایر دانشکده‌ها دامپزشکی، علوم، پزشکی قرار گرفت و…
خلاصه
بر پایه مدارک تاریخی رفتار اجتماعی ایران کهن، می‌توان دستاوردهای زیر را نتیجه گرفت:
* ایران کهن را به عنوان زادگاه دانش زایش و توارث (ژنتیک) به جهان معرفی نمود.
* دستورات آیین زرتشتی و رفتار اجتماعی آن زمان کاملاً موید این مضمون است.
* تاسیس مدرسه فلاحت و فعالیت‌های علمی این موسسه متعاقب تولد دانش ژنتیک مدرن را می‌توان اولین حرکت صحیح علمی دانست تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ و گنجاندن درس ژنتیک در چند دانشکده دلیل بر آگاهی بر مبنای علمی توارث است.
* تاسیس انجمن ژنتیک ایران ۱۳۴۶ مقارن تأسیس انجمن اروپایی ژنتیک انسانی ESHG نشانه‌ای از علاقه و آگاهی دانشمندان ایرانی به دستاوردهای روز می‌باشد.
* تأسیس شبکه مشاوره ژنتیک سازمان بهزیستی و توان‌بخشی
* ارجاع به مراکز ژنتیک پزشکی تایید تشخیص، مراقبت، درمان و پیشگیری از تولد نوزاد بیمار تشخیص پیش از تولد(PND)
* انجام آزمایش‌های بیو شیمیایی، سیتوژنتیک و سیتو مولکولار پژوهشی Transgenic Cloning
* سلولهای بنیادی stem sell و کاربرد آن در ترمیم اعضاء
* منابع محفوظ است

 شماره   اطلاعات ۲۵۸۵۲

 

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی