ایران را بشناسیم

تهیه و تنظیم: سید حسین موحّد محمّدی

در مجلس یادبود رشیدالدین فضل الله در ضمن سخنان آقای وزیر علوم شنیدم:

« جدّاً جای تأسف است که دانشجویان پزشکی ما گاه حتی اسامی این قبیل پزشکان یا آثار آنها را نمی دانند و حال آنکه روزی ربع رشیدی و قبل ازآن دانشگاه جندی شاپور بزرگترین مراجع پزشکی دنیا بودند». بی گمان اگر آماری دقیق فراهم آوریم از میان هزار تن دانشجوی دانشکده علوم نیز عده ای را می توان یافت که ابوریحان و آثار او را نمی شناسند. جمعی از تحصیل کردگان ما هستند که حتی خلاصه ای از شاهنامه را نخوانده اند و با تاریخ ایران آشنا نیستند؛ و از همه بیشتر، در میان درس خواندگان  ما کسانی هستند که به زبان مادری خود نه درست سخن می گویند و نه درست می نویسند، در نتیجه کمتر کسی از افکار و بیانات آنها سردرمی آورد. جلوتر برویم در میان مسؤولان امور مختلف نیز عده ای که ایران و مسائل ایران را چنان که باید بشناسند فراوان نیستند. وقتی کسانی که در دانشگاه درس خوانده اند یا می خوانند چنین باشند تکلیف دانش آموزان مدارس ابتدایی و متوسطه روشن است، بسیاری از این بی خبریها از همان مراحل پیشین سرچشمه می گیرد. باید انصاف داد که علی رغم تعداد روزافزون مدارس و شاگردان، جوانان ایران شناس فراوان پرورده نمی شوند. بنده به کلمه- ایران شناس- بخصوص تکیه می کنم، غرضم آن است که تحصیل کردگان ما قبل از هرچیز باید با ایران، فرهنگ و ادب و هنر و تاریخ و تمدن آن تا حدودی آشنا شوند. مردم ایران، و سرگذشت این قوم را با همه فراز و نشیبهایش بشناسند؛ از دین و مذهب و آداب و رسوم و خلقیات مردم شهرها و روستاها باخبر شوند، از دیروز و امروز این ملت چنان که بود. است و هست آگاهی کلی حاصل کنند تا بتوانند برای وطن خود در هر زمینه کاری انجام دهند. البته فقط حماسه سرایی و ایجاد عصبیت هایی گوناگون و در گذشته بسر بردن مقصود نیست بلکه شناختن ایران با دانایی و شعور و وجدان بیدار لازم است. هم دوره های شکفتگی و سعادت گذشته را باید شناخت هم عصر تیره روزیها را هم خدمتگزاران و مردان افتخارآفرین و هم بداندیشان و زیان کاران را. بخصوص که ما آثار درخور مباهات فراوان داریم و جای اندوه است که گاه اگر از جوانی درس خوانده مثلاً بپرسیم: امام جعفرصادق(ع) کیست؟ یا ابومسلم که بود؟ محتاج رجوع به کتاب باشد و حتی نداند جواب را درکجا جوید! یا برای دیگری غزالی همان قدر بیگانه نماید که نویسنده ای از کشور پرتقال! به نظر بنده همچنان که بی خبری از اصول و معارف اسلامی در مسلمانی و ایرانی بودن ما به معنی امروزنقصی پدید می آورد، نشناختن فرهنگ و ادب قومی و سهمی که ما در تمدن و معرفت عالم داشته ایم و خدماتی که به بشریت کرده ایم یا دوره هایی که گرفتار و نقص و تباهی بوده ایم، کمبودی دیگر است در ایرانی بودن ما. به عبارت دیگر تا ایران را درست نشناسیم آن را بحق دوست نمی توانیم داشت، وطن دوستی وقتی از سر معرفت باشد درست و سودمند تواند بود.

هیچکس منکر این نیست که ما باید در دنیای صنعت و علوم جدید با شتاب تمام هرچه نمی دانیم بیاموزیم، نقایص خود را رفع کنیم، خود را با دنیای تو هم آهنگ کنیم و پیش برویم. هیچ خردمندی نمی گوید در تربیت متخصّصان فنون گوناگون، پزشکان، مهندسان، تکنسین ها اندک غفلتی بورزیم. هرصاحب نظری از نیاز ایران به تخصص های درهر رشته از قبیل استادکار، پرستار، ماما، متصدی آزمایشگاه و غیرهآگاه است و تربیت آنان را لازم می شمرد. هرآدم خبیری توسعه مدارس فنی و حرفه ای را توصیه می کند. اما هرایران دوست و صاحب دردی نیز براین عقیده است که اگر می خواهیم فرهنگ ما بدرخشد و اصالت خود را حفظ کندو حوائج حقیقی ما را برآورد اول باید ایران و مردم ایران را شناخت و به این اصل اعتقاد یافت بعد پزشک و مهندس و متخصص در علوم شد.

به عبارت دیگر به قیمت کسب دانش های جدید نباید شناخت ایران را از یاد برد بلکه همه اینها باید برای خدمت به ایران و مردم ایران فراگرفته شود زیرا آن که ایران و ایرانی را نمی شناسد و بدان دل بسته نیست، پیوندش با این مملکت سست و یا گسسته است و چندان برایش فرقی نمی کند که برای که کار کند و کارفرمایش که باشد. بعضی از ما به غلط پنداشته ایم که هماهنگ شدن با دنیای نو یعنی گسستن از آنچه داریم و حال آنکه این دو باهم متناقض نیست؛ ژاپن و هند نمونه آشکاری پیش روی ماست.

با کمال صداقت باید عرض کنم نسلی که اینک در ایران پرورده می شود از گذشته و فرهنگ و آداب و رسوم و قومیّت خویش چندان آگاه نیست. از غرب نیز خبری درست و روشن ندارد بلکه هرچندگاه در معرض وزش بادی است و هرروز به سویی کشیده می شود. در روزگار ما اقوامی که ریشه و فرهنگی نداشته اند سعی می کنند به صور گوناگون جوانان خود را به فرهنگ و ملت و مُلکشان هرچه استوارتر بپیوندند؛ جای دریغ است که با وجود ریشه های استوار فرهنگی و معنوی که ما داریم گروهی از فرزندان ما و بیش از همه برخی از درس خواندگانمان چون نهالی بی ریشه و از بن برآمده هرلحظه ای به طرفی خم می شوند. بعضی از ایشان بواسطه ناآشنایی به خود و فرهنگ قومیشان اعتقادی ندارندگمگشتگانی افسرده را می مانند که کم کم ریشه خواستن و جستن و فکرکردن در وجودشان خشک شده است. این مشکل در کار جماعتی از تحصیل کردگان محسوس است؛ چه بعضی از آنان که در داخل کشور درس خوانده اند و چه جمعی از فرنگ رفتگان.

حقیقت آن است که مسؤول این اوضاع ما هستیم نه شاگردان و نوجوانان، یعنی همه کسانی که در تعلیم و تربیت به معنی وسیع کلمه تأثیری داریم: خانواده، مدرسه، سازمان های آموزشی و تربیتی و محیط و عوامل اجتماعی. برای آن که فرزندان این مملکت را ایرانی و ایران شناس بارآوریم باید چنان آنان را تربیت کنیم که در طوفان های سهمگین دنیای حاضربتوانند برسر پای خود استوار بمانند و نلغزند؛ هم پاسدار فرهنگ و قومیّتشان باشند و هم دانش و هنر و تمدن جدید را کسب و جذب کنند. بخصوص که در سایه استقلال فکری و فرهنگی است که استقلال سیاسی و اقتصادی بهتر قوام می گیرد، شالوده چنین تربیتی را باید در کودکستان، دبستان، دبیرستان و دانشگاه تحقق پذیرکرد. بعلاوه لازم است کلیه عواملی که می توانند درآدمی تأثیر کنند از قبیل خانواده، محیط، مطبوعات، رادیو، تلویزیون و غیره همه با یکدیگر هم آهنگی و هم قدمی کنند.کلید وصول به همه آرمانهای شریف، یعنی شناخت ایران و ایرانی، فارسی آموختن و فارسی دانستن است؛ این نیز درسی است که در همه مدارس ما بیش از هرموضوعی مورد غفلت است و موجب تأسف.

بدیهی است کارهایی از قبیل تجلیل بزرگان این مرز و بوم و به یاد ایشان مراسم و هفته ای مخصوص برپاکردن و تمبر منتشر کردن و در روزنامه ها و رادیو و تلویزیون در این زمینه سخن گفتن همه در حدّ خود مفید است. اما روح ایرانی و استقلال فکر و نظر در فرزندان ایران دمیدن و آنان را از تاریخ و فرهنگ ملت خود آگاه پروردن وقتی به کمال صورت می گیرد که این خصائل از خردی به تدریج جزء خون و منش آنان گردد بعلاوه فرهنگ قومی ما این ارزش بزرگ را دارد که معرفت بدان می تواند ما را انسانهایی شریف، باشخصیت و آزاده بپرورد؛ ایرانی بافضیلت بودن افتخارآمیز است.

این مقاله ارزشمند که به قلم دکتر غلامحسین یوسفی در شماره یکم فروردین ۱۳۴۹ مجله یغما یعنی درست ۴۱ سال قبل درج شده چون مناسب برای درج در- پیام فرهنگیان- دیدم و همه اش درباره آموزش و پرورش و ایران وطن عزیزمان و پاسداری از زبان شیرین فارسی است برگزیدم. امید است مورد قبول هیأت تحریریه محترم واقع شود.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی