بدیع الزمان فروزانفر

زندگانی، آثار و شخصیت استاد فروزانفر
درباره بدیع‌الزمان
محمد تقی سبکدل

۱) زندگینامه استاد بدیع‌الزمان فروزانفر:

عبدالجلیل فروزانفر در تیرماه ۱۲۷۶ شمسی، در آبادی زیرک بشرویه از توابع طبس، در خانواده ای از اهل علم و فرهنگ به دنیا آمد. بعدها لقب بدیع‌الزمان را از قوام‌السلطنه، والی خراسان گرفت و فروزانفر را به عنوان نام خانوادگی خود برگزید. پدرش شیخ علی، پسر آخوند ملا محمد حسن قاضی است که هر دو شاعر و فقیه و طبیب بودند و نسبتشان به ملا احمد تونی، از علمای معاصر شاه عباس صفوی می‌رسد.

مقدمات علوم دینی را در زادگاهش آموخت و در سال ۱۲۹۸ به مشهد آمد و پس از دو ماه پای درس ادیب نیشابوری نشست تا علوم ادبی و منطق را فراگیرد. این شاگردی تا سال ۱۳۰۲ ادامه داشت.

چندی نیز از محضر حاج میرزا حسین سبزواری بهره‌برد و اصول و بعضی مباحث فقه را نزد حاج شیخ مرتضی آشتیانی و بخشی را نزد حاج شیخ مهدی خالصی فرا گرفت. برای آنکه وقتش بیهوده تلف نشود، به جای گرفتن حجره در مدرسه، اتاقی در کاروان اجاره کرد تا با فراغت کامل درس بخواند. کمتر کسی را می‌پذیرفت، حتی روزهای پنجشنبه و جمعه که همه تعطیل بودند، او یک دوره معلقات سبع را نزد ادیب خواند.

فروزانفر در آن سال‌ها از شاگردان شاخص و خاص درس ادیب به شمار می‌رفت. در همان آغاز جوانی طبع شعری هم داشت و با توجه و آگاهی به دو زبان فارسی و عربی قصاید غرایی به هر دو زبان می‌سرود. در کنار تلاش علمی و جدیت، آنچه در آن سال‌ها موجب پیشرفت او شد، هوش سرشار و ذهن وقاد وی بود. دیگر محیط مشهد را برای پیشرفت و پرورش ذوق خود کافی نمی‌دید، علی‌الخصوص که این پیشرفت او حسادت و رشک همکلاسان را نیز برانگیخته بود. سپس در سال ۱۳۰۳ شمسی به تهران آمد و یک دوره شرح اشارات و شفا و کلیات قانون را نزد میرزا طاهر تنکابنی و فقه و اصول و قواعد علامه را در محضر آقا حسین نجم آبادی فرا گرفت. علاوه بر آن تحریر اقلیدس و قسمت الهیات کتاب اسفار را نزد آقا مهدی آشتیانی خواند و شرح چغمینی و مجسطی را نزد ادیب پیشاوری گذرانده.

فروزانفر استادش ادیب پیشاوری را بوعلی سینای ثانی و تالی ابن رشد و ابوریحان می‌دانست و می‌گفت: «برکت صحبت و فیض مجالستش در تطور و تحول افکار این ضعیف و نظر وی در فهم و تشخیص اشعار و معرفت درجات شعر تأثیر به سزا داشت۱٫»

جز ادیب با شمس العلما گرگانی، صدرالافاضل، میرزارضاخان نائینی، شاهزاده افسر، فروغی، علامه قزوینی حشر و نشر دائمی داشت و در محافل ادبی شرکت می‌جست. در سال ۱۳۰۵ به توصیه شمس‌العلما گرگانی و به جای وی تدریس فقه و اصول و عربی و ادبیات را در دارالفنون بر عهده گرفت. هم چنان سال بعد در مدرسه حقوق، منطق نیز درس داد. با تأسیس دارالمعلمین عالی در سال بعد، تدریس ادبیات فارسی و عربی را به وی سپردند و همکار استادان بزرگ آن عصر چون ملک الشعرا بهار، رشید یاسمی، نصرالله فلسفی، عباس اقبال آشتیانی، بهمنیار، سعید نفیسی، جلال همائی، رضازاده شفق و علی‌اکبر سیاسی گردید.

در سال ۱۳۱۰ به استادی تفسیر قرآن و ادبیات عرب در مدرسه سپهسالار نیز برگزیده شد و پس از تأسیس دانشکده معقول و منقول در سال ۱۳۱۳ معاونت آن جا به او واگذار گردید. همزمان ریاست مؤسسه وعظ و خطابه را نیز بر عهده داشت. در دانشکده معقول و منقول نیز درس تصوف را تدریس می‌‌کرد. او در هدایت و تقویت بنیه علمی دانشکده از طریق جلب و جذب استادان و تنظیم برنامه‌های مفید نقش مهمی داشت. یکی از خدمات او در آن سالیان کوشش فراوان برای تأسیس دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران بود. گرچه بسیاری با آن مخالفت می‌کردند اما با عزم جدی او در سال ۱۳۱۶ این دوره تأسیس شد و استادان نسل دوم و سوم تاکنون حاصل این تلاش ارزنده هستند. در سال ۱۳۱۴ رساله دکتری خود را با عنوان «زندگانی مولانا جلال‌الدین رومی» نگاشت تا بتواند رتبه استادی را دریافت کند. علامه دهخدا، سید نصرالله تقوی از داوران رساله وی بودند. از آن پس توانست به عنوان استاد تاریخ ادبیات به تدریس در دانشگاه تهران بپردازد. در همین سال بود که کتاب «سخن و سخنوران» را نگاشت که در آن سال‌ها منبع اساسی و مهم ادبیات ایران به شمار می‌رفت.

در همان سال نیز به عضویت فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد و جزو اعضای اولیه و پیوسته آن گردید. همچنین به عضویت شورای علمی معارف درآمد.

در سال ۱۳۲۳ ریاست دانشکده معقول و منقول را برعهده گرفت و بیست و سه سال در این شغل باقی ماند تا آن که در سال ۱۳۴۶، پس از چهل سال خدمت فرهنگی بازنشسته شد. در طول این سالها مشاغل دیگری هم داشت؛ از جمله عضویت هیئت رئیسه نخستین کنگره نویسندگان ایران (۱۳۲۵)، عضویت در مجلس سنا و نماینده مجلس شورای ملی(۱۳۲۸- ۱۳۳۱)۲

پس از بازنشستگی به درخواست گروه زبان و ادبیات دانشگاه تهران و به دلیل نیاز علمی دانشگاه، تدریس دوره‌های عالی را بر عهده گرفت. دانشگاه تهران به پاس خدمات علمی‌اش استادی ممتاز را به او اعطا کرد.

وی از جمله‌ مؤلفان کتاب‌های درسی نیز بود و یک دوره منتخبات ادبیات فارسی برای سال‌های اول، دوم و سوم با همکاری دکتر عبدالحسین زرین‌کوب و منوچهر آدمیت به لحاظ دقت در انتخاب و توضیحات بی‌نظیر است. همچنین در تألیف دستور زبان فارسی برای دبیرستان‌ها همکاری کرد.

فروزانفر سفرهای علمی متعددی به خارج از کشور داشت؛ از جمله سفر به لبنان و راه اندازی کرسی زبان فارسی، شرکت در کنگره اسلامی پاکستان، بازدید از مؤسسات فرهنگی و خاورشناسی امریکا و انگلیس، زیارت آرامگاه مولانا درترکیه، مأموریت‌های متعدد فرهنگی به افغانستان، عربستان و اردن و سوریه، سفر به مراکش و سخنرانی و گرفتن نشان عالی دولت مراکش.

سرانجام در روز چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ به علت سکته قلبی در بیمارستان مهر تهران درگذشت و پس از تشییع جنازه باشکوهی، مجاور امامزاده حمزه، در حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد. علامه همائی در مجلس ختم او سرود:

«بر فرورانفر نه، بر اهل ادب باید گریست.»

پس از درگذشت استاد مجموعه مقالات و اشعار او انتشار یافت. کتابخانة او نیز پس از مرگ وی به دانشگاه تهران اهداء شد. مطالعه شخصیت علمی و اخلاقی استاد فروزانفر درس آموز است. در بعد علمی به قول خود وی از ادب پیش از اسلام و بعد از اسلام چیزی نبود که نداند.۳

دانش او محدود به ادب فارسی نمی‌شد بلکه در ادبیات قدیم عرب دارای مقامی شامخ بود و در سخن گفتن و نگارش مسلط، او ادیبی جامع و بصیر و توانا در تمامی زمینه‌های لغت، نحو، صرف، معانی و بیان و بدیع و نقدالشّعر بود. عادت داشت تا کتابی را که تازه به دست آمده بود نمی‌خواند،‌ بر زمین نمی‌گذاشت.

به گفته دکتر محجوب «فروزانفر دانشمندی نکته‌سنج، استادی محقق و مدرسی بی‌نظیر بود. او نمونة مردان خود ساخته بود۴»

با وجود تأثیری که فروزانفر از روش‌های تحقیق فرنگ، نه به طور مستقیم، بلکه به واسطه آشنایی با قزوینی و تقی‌زاده پذیرفته بود، شیفته نبود بلکه میزان آشفتگی او به ادب کهن فارسی و عرفان ایرانی بر همگان معلوم است۵٫

پژوهشهای او در زمینه تاریخ ادبیات ایران، مولوی‌شناسی، عطارشناسی و تصحیحات جملگی مبین روش‌های تازه و ابتکاری وی در تحقیق است.

در کنار تحقیق و پژوهش، یکی از بارزترین ابعاد شخصیتی او تربیت نسلی پژوهنده و عالم بود که در پی مرگ او سالیان دراز به خدمات علمی پرداختند. استاد فروزانفر طبقه اول ادبای معاصر و از پایه‌گذاران آموزش‌های دانشگاهی است که شاگردان و تربیت یافتگان او اکنون از نامداران عرصه ادبیات فارسی معاصر هستند؛ استادانی چون: دکتر منوچهر مرتضوی، دکتر محمدامین ریاحی، دکتر زرین کوب، دکتر شهیدی، دکتر شفیعی کدکنی، دکتر حسین خطیبی، دکتر سادات ناصری، دکتر ضیاءالدین سجادی، دکتر مظاهر مصفا، دکتر محمد معین، دکتر اسماعیل حاکمی، دکتر خانلری، دکتر احمد علی رجایی، دکتر مهدوی دامغانی، دکتر محجوب، دکتر غلامحسین یوسفی و ده‌ها استاد ممتاز و برجسته دیگر.

در هنگام تدریس به درس و کلاس مسلط بود. در مباحثی که وقوف نداشت، وارد نمی‌شد. شاگردان به دلیل بیان شیوا و عمیق و مستند استاد از کلاس لذت می‌بردند و گذشت زمان را نمی‌فهمیدند.روش او دادن دید وسیع بود. معانی کلی را آرام آرام و جزء جزء در قالب الفاظ می‌ریخت. هیچ سخنی را بدون مآخذ نقل نمی‌کرد. درس او جنبه تفریح داشت؛ یعنی منفعت و لذت توأماً حس می‌شد۶٫

در کلاس اهل ظرافت و مزاح بود که گاه به طنز نیش‌دار بدل می‌‌شد بسیار سریع‌الانتقال و حاضر جواب بود در لابه‌لای درس نکات ظریفی نقل می‌کرد. به دلیل داشتن همین ویژگی‌ها بود که هیچ گاه شاگردان در کلاسش غیبت نمی‌کردند در طول قریب پنج سال شاگردی او، هرگز درسش را ترک نگفتم، یک مطلب مکرر یا مبتذل از او نشنیدم حتی شوخی‌های او، احوال‌پرسی‌های او چیزی به دانشجو می‌آموخت.۷

حضور ذهنی عجیبی داشت. همان روز اول نام تمام دانشجویانش را به خاطر می‌سپرد، بعد در باب صفات، خصوصیات، علایق و روابط، خانواده، کار و مطالعات دانشجویانش می‌پرسید و به خاطر می‌سپرد؛ حتی جای افراد را بخاطر داشت.تکیه کلامش هنگام تدریس «توجه می‌کنید» بود. غالباً دانشجویان را فرزند خطاب می‌کرد و هنگام خواندن شعر و تلفظ کلمات به خراسانی متمایل بود۸٫

حسن خلق و سلوکش با دانشجویان زبانزد بود. در کلاس مؤدب، متین، موقر و مهربان بود. الفاظ سبک به کار نمی‌برد، حرف زدن معمولی او هم فصیح و بی‌غلط بود. چنان رسا سخن می‌گفت که گویی قبلاً مطالب را نوشته و حفظ کرده است.

هنگام پاسخ به سؤالات با حوصله بود و با موشکافی و با اقامة دلیل و آوردن مثال‌های فراوان از گنجینة حافظه‌اش پاسخ می‌داد.

هنگام تدریس پشت میز و بر سکو نمی‌رفت صندلی خود را به همان ردیف جلو قرار می‌داد، ابتدای جلسه درس جلسه قبل را به طور مختصر بیان می‌کرد و در پایان نیز موضوع بحث جلسة بعد را می‌گفت تا دانشجویان مطالعه کنند.

بر تمامی دروس تسلط داشت؛ خصوصاً مثنوی و مضامین آن، که توأم با عشق و اعجاب‌آور بود. بسیار شعر، مثل، حکمت فارسی و عربی، آیات و احادیث را در حافظه داشت و هر وقت که می‌خواست، به آسانی از گنجینه خاطر برمی‌گزید و چاشنی سخن خود می‌کرد: یا از اینرو، سخنش همیشه به مقتضای حال و مقام و حاوی نکته‌سنجی لطیف بود.

سحرخیز و راه‌پیما و طبیعت دوست بود.

مهدی بامداد در شرح رجال ایران او را به عنوان مردی زیرک، زرنگ و موقع‌شناس معرفی می‌کند و می‌نویسد: «و اینکه او چاپلوس، ابن‌الوقت و در جلب اشخاص و مخاطبان خود بسیار زبردست بود. در ظرف چند ثانیه یا چند دقیقه، چندین عقیده متضاد پیدا می‌کرد۹٫

ایرادی که به فروزانفر گرفته‌‌اند، ورود او به سیاست است «فروزانفر یکی از شخصیت‌های بسیار جذاب ایران معاصر بود که شکفتگی وحود خود را در حسن ارتباط با قدرت حکومتی می‌جست و از خارخار تعیّن‌های سیاسی برکنار نبود۱۰٫حتی دکتر شفیعی کدکنی مانع در راه شاعری‌اش را مشغله‌های اداری و سیاسی می‌داند، ازلقب بدیع‌الزمان گرفتن از فرماندار مشهد تا سناتور انتصابی شدن، چنانکه عباس اقبال در قطعه‌ای به مطلع زیر او را نکوهش می‌کند:

استاد یگانه، ای فروزانفر

رفتی به سنا چه کار بد کردی…

اما سیاسی بودن او از نوع سیاسی بودن ملک‌الشعراء بهار نبود. بهار در طول نیم قرن کار سیاسی پیوسته در افت و خیز بود؛‌گاه در زندان، گاه در مجلس، مبارزه تند و تیز.

۲) آثار فروزانفر:

سخن و سخنوران:این کتاب نخستین کار علمی فروزانفر است (سال ۱۳۰۸) که به پیشنهاد کمیسیون معارف نگاشته شده است. در این کتاب اشعار قدما با توجه به موازین علم بلاغت نقد شده است و به گفته دکتر زرین‌کوب «نقد وی چیزی است بین نقد مورخ و نقد اهل بلاغت یا جمع هردو۱۱».

استاد با تبحر در اشعار و دواوین عرب تأثیرپذیری شاعران فارسی زبان را از این شاعران نشان داده است همچنین با دقت و نقد اشعار قدما محیط و احوال اجتماعی شاعران را توصیف کرده است. فروزانفر برای این کار هفت سال مشغول مطالعه دیوان‌ها بوده است تا حال و روزگار شعر شاعران را از خلال اشعار دریابد. ویژگی کتاب نقد اشعار شاعران بزرگ به دور از لفّاظی‌های معمول تذکره‌نویسان است که می‌توان به خوبی به درجه مقام و موقعیت هر شاعر دست یافت پس از گذشت قریب هشتاد سال از تألیف کتاب هنوز مرجع عمده‌ای در مطالعات مربوط به تاریخ ادبیات به شمار می‌رود.

دکتر ذبیح‌الله صفا اذعان می‌کند که در تألیف تاریخ ادبیات ایران قسمتی از کار خود را مرهون کوشش‌ها و رنج‌های استاد فروزانفر می‌داند. دکتر شفیعی کدکنی معتقد است این کتاب «هنوز هم بزرگترین تاریخ انتقادی شعر فارسی است۱۲». این کتاب با ترتیب تاریخی و ادوار شعر فارسی سیر تحولات زبان و شیوة نظم را نشان می‌دهد که با نمونه‌هایی از شعر شاعران و زندگی آنان همراه شده است. شاعرانی در این اثر معرفی شده‌‌اند که درجة یک هستند. در انتخاب اشعار سهولت و روانی، جنبه‌های اخلاقی، محسنات لفظی و زیبایی‌شناسی و لطافت آن‌ها مدنظر بوده است دیباچة کتاب نیز به لحاظ نقد کار تذکره‌نویسان در نوشتن شرح شاعران قابل توجه است او در مواجهه با تناقض‌های تاریخی و دوگانگی نقل‌ها بر استنباط شخصی خویش تکیه می‌کند.

چهار بخش عمدة کتاب عبارتند از:

۱ـ شاعران خراسان و ماوراءالنهر ۲ـ شعرای عراق و آذربایجان ۳ـ شاعران شیراز وهندوستان ۴ـ نویسندگان

ـ شرح مثنوی شریف: این کتاب که آخرین اثر استاد به شمار می‌آید، حاصل سی سال تحقیق و تأمل در مثنوی است. استاد سه جلد از دفتر اول مثنوی را شرح کرد و ادامة آن را دکتر سیدجعفر شهیدی به عهده گرفت.

ـ خلاصه مثنوی: این کتاب در سال ۱۳۲۱ بـه درخواست وزارت فرهنگ و هنر به منظور مطالعة دانشجویان و دانش‌آموزان به صورت خلاصه در حدود ۲۱۰۰ بیت از ادبیات مثنوی فراهم گردیده است.

ـ مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی: این کتاب در سال ۱۳۳۳ که منبعی معتبر برای یافتن مآخذ قصه‌های مثنوی است چاپ شده است. در این کتاب از یک‌صدوچهل منبع مختلف برای یافتن مآخذ دویست و شصت قصه و تمثیل بهره گرفته شده است۱۳٫

ـ احادیث مثنوی: این کتاب در سال ۱۳۳۴ در مقدمة نسبتاً مبسوط و جامع در باب احادیث و روایات و چگونگی رواج آن در ادب و خصوصاً ادب صوفیه و تأویلات و مسائل دیگر به قریب ۱۳۰۰ حدیث و قول و تمثیل عربی به عنوان مآخذ ۱۰۸۴ مورد شعر در مثنوی چاپ شده است.

ـ شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین عطار نیشابوری:این کتاب در سال ۱۳۴۰ با یک مقدمه مشتمل بر احوال و آثار و طریقة تصوف عطار و ارتباط او با مولانا و… چاپ شده است و سه اثر مهم عطار (الهی‌نامه، منطق‌الطیر، مصیبت‌نامه) در این کتاب مورد شرح قرار گرفته است.

ـ زنده بیدار: این کتاب در سال ۱۳۳۴ چاپ شده است و ترجمه‌ای از حی بن یقضان اثر ابن طفیل اندلسی است که چاپ دوم آن در سال ۱۳۴۳ به انضمام رساله غربه‌الغریبة سهروردی است.

ـ مجموعه مقالات: این کتاب در سال ۱۳۵۱ چاپ شده است و تعداد مقالات استاد در این مجموعه ۳۳ مقاله است که به نسبت عمر علمی و دانش او بسیار کم است.

ـ مناقب: این کتاب در سال ۱۳۴۷ براساس تنها نسخة موجود تصحیح شده است و نوشتة اوحدالدین حامد بن‌ ابی‌الفخر کرمانی (۶۳۵) عارف قرن هفتم که اهل بغداد از مجالس او بهره‌مند می‌شدند.

ـ تحقیق در زندگانی جلال‌الدین بلخی: این کتاب در سال ۱۳۱۵ چاپ شده و رساله استاد برای دریافت درجة علمی و احراز رتبة استادی تدریس در دانشکده ادبیات بود.

ـ کلیات شمس (ده جلد، دانشگاه تهران ۴۷ـ۱۳۳۶ امیرکبیر ۱۳۳۶): این کار بزرگ با همکاری دکتر امیرحسین یزدگردی و حسین کریمیان انجام گرفت، مشتمل است بر دیوان اشعار مولانا (غزلیات، قصاید، مقطعات فارسی و عربی، ترجیعات، ملمعات) که براساس دوازده نسخه و براساس حروف قافیه و بحور عروضی تنظیم شده است.

ـ معارف بهاءالدین: این کتاب در سال ۱۳۳۳ چاپ شده و از مهم‌ترین آثار صوفیان است که سلطان‌العلماء بهاءالدین حسین خطیبی بلخی آن را در اوایل قرن هفتم نگاشته است.

ـ معارف: این کتاب در سال ۱۳۴۰ چاپ شده و نوشته برهان‌الدین محقق ترمذی از صوفیه قرن هفتم است و نثر کتاب بسیار ساده است.

ـ فیه‌مافیه: این کتاب در سال ۱۳۳۰ که اثر جلال‌الدین محمد بلخی است که شا مل مجموعة ملفوظات و تقریرات اوست چاپ شده است.

ـ ترجمه رسالة قشریه: این کتاب در سال ۱۳۴۵ چاپ شده است و ترجمه رسالة قشریه، نوشتة ابوالقاسم بن هوازن قشیری (۴۶۵ ـ ۳۷۶) است که در ذکر مبانی تصوف به عربی نگاشته شد.

ـ تصحیح مصباح‌الارواح اثر شمس‌الدین کرمانی: این کتاب در سال ۱۳۴۹ که اثر اوحدالدین کرمانی است با مقدمة استاد ایرج افشار چاپ شده است.

ـ دستور زبان فارسی: در سال ۱۳۲۹ دو جلد به همراه هم چاپ شده است.

ـ ‌فارسی برای دوره‌های متوسطه: چاپ تهران ـ به همراه چهار تن از اساتید به طبع رسیده است.

ـ منتخبات ادبیات: در سال ۱۳۱۳ در ۳۲۸ صفحه در تهران چاپ شده است.

ـ منتخبات شاهنامه: در سال ۱۳۰۶ در ۷۲ صفحه به صورت جیبی چاپ شده است.

ـ دیوان اشرفی غزنوی:‌ ملقب به اشرف به تصحیح محمدتقی مدرس رضوی و با اصلاحات وی.

ـ فرهنگ‌نامة تازی به فارسی: جلد اول (الف ـ ‌د) که در ۳۶۶ صفحه در سال ۱۳۱۹ ذیل انتشارات فرهنگستان ایران چاپ شده است.

ـ مجموعه اشعار: به کوشش عنایت‌الله مجیدی چاپ شده است.

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی