تصاعد عقل

سر‌سخن‌
تصاعد عقل
کریم‌‌فیضی

برای تقریب به ذهن، می‌توان از قدرت سوزندگی آتش یاد کرد که از یک جرقه کوچک تا بزرگترین شعله‌های عالم موجود و محفوظ است ولی بعد از جرقة نخستین که قدرت سوزانندگی‌اش محدود است، آتش دامنه می‌گیرد و بر دامنه آن هر لحظه افزوده می‌شود و به جایی می‌رسد که هر چیزی را که در برابر خویش می‌بیند، به آتش بدل می‌کند و بر موجودیت خویش می‌افزاید.
عقل دقیقاً چنین خاصیتی دارد، چرا که چنین نیست که به لحاظ تاریخی مراحل قبلی ذهن، با مراحل و مراتب بعداش بی‌ارتباط و بیگانه باشد بلکه برعکس، هر بخش از ذهن با اجراء دیگر آن مرتبط و متصل است و سابق آن در خدمت لاحقش است و برعکس. بر این اساس ، عقل قابل تقسیم به عقل قدیم و عقل جدید نیست و اگر هم چنین تقسیمی ممکن باشد، قدیمش در خدمت جدید و جدیدش هم در خدمت قدیم است و هر جزئی از آن، کلیت آن را استوارتر و قویم و قوی‌تر می‌کند.
با این حال، روشن است که تصاعد عقل را بپذیریم و با پذیرش تصاعد عقل، طبیعی است که دو هزار سال تاریخ عقل، در برابر ۱۰ سال تاریخ عقل تن به تساوی بدهد، اما باید توجه داشت که در این تساوی، تاریخ دو هزار سالة قبلی، به کمک ۱۰ سال اخیر آمده و امکان جهش و اوج‌گیری آن را فراهم کرده است. با این استدلال، موضوع نامعقولی نخواهد بود که بگوییم در یک دهة اخیر، میزان مطالب به قلم آمده دربارة عقل و ذهن از منظر تاریخی و روانشناختی و بیولوژیکی و شئون چند ده‌گانه آن بیش از تمام آن چیزی است که در سده‌های گذشته نوشته شده و برجای مانده است یا معادل آن است.
این موضوع به جهت ماهیت قابل سنجه و آزمایش خود و به جهت ماهیت آماری و ریاضی خویش، چیزی نیست که بتوان آن را به گونه‌ای دیگر نشان داد. کافی است به کتابخانه‌ها و کتابشناسی‌ها مراجعه کنیم و با شیوه‌های جستجویی که ممکن است صحت این موضوع را ارزیابی کنیم. اما پرسش اصلی این است که گذشته از جنبة طبیعی موضوع، آیا این اندازه توجه به عقل یا ذهن و این حجم ذهن اندیشی‌دلیل دیگری هم دارد؟ پاسخ مثبت است.
در واقع ، عوامل متعددی دست به دست هم داده است تا جدای از ماهیت پیوند یابنده ذهن که رشته‌های طولی و عرضی ذهن را بدل به خطی جاری می‌کند و هر لحظه از گذشته آن مدد می‌گیرد به آینده‌اش مدد می‌رساند، ذهن برای انسان موضوعیت پیدا کند و بدل به یکی از اصلی‌ترین اندیشه‌های بشری بشود.
آری، ما به ذهن می‌اندیشیم و دربارة آن به اندیشه فرد می‌رویم، چرا که با تجربة تاریخی خویش دریافته‌ایم، هیچ عنصری به اندازه ذهن دارای نقش و در عین حال عجیب وحیرت‌آور نیست.
در دوران جدید، انسان خود را در عهدی می‌یابد که عقل از پوسته‌های متعدد خویش بیرون آمده و با شکستن حصارهای متعدد و لایه‌های بی‌شمار در متن توجه و نگاه قرار گرفته و تمرکزها را به سمت خویش می‌خواند. این ، همان چیزی است که می‌توان از آن با عنوان «ظهور عقل» یاد کرد. با حذف مقدماتی بسیار و با کنار راندان بحث‌هایی دراز دامن، می‌توان این مسئله را از مسائل واقعی زندگی انسان در شرایط فعلی دانست که عقل از پس پرده‌های درشت و ضخیم بیرون آمده و ظهوری نو نموده است و این ظهور، ناخواسته، بخش مهمی از توجه و تمرکز و نیروی کنجکاوی انسان را به خود اختصاص داده است.

codexzam7x

برچسب :
تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی