حاج آقا رحیم ارباب

دو مقاله در شخصیت ممتاز حاج آقا رحیم ارباب چهره ی درخشان علم وتقوی را مطالعه می فرمائید که اولی برداشتی از نماز جمعه ی ایشان و دومی فشرده ای از زندگی نامه ی ایشان است که به وسیله ی حجت الاسلام  سید محمد حسین احمدی از شاگردان ایشان نوشته شده است.

                                                              (۱)

حدود سال های( ۴۴-۱۳۴۳ هجری شمسی) سال های آخردبیرستان و اوایل دوران دانشجویی بود که عطر دل انگیز تقوی و کمالات اخلاقی حاج آقا رحیم ارباب برای اولین بار به مشامم رسید.

به دعوت دوستان پارسا، برای نخستین بار در نماز جمعه ایشان که درآن زمان، در مسجد گورتان واقع در  چند کیلومتری خیابان آتشگاه- برگزار می شد، شرکت نمودم. از ایستگاه گورتان چند صد متری در کوچه ها حرکت می کردیم تا به مسجدمی رسیدیم. مساحت مسجد حدود ۷۰۰ متر مربع بود، اما بی پیرایگی، عشق، پاکی و ایمان از در و دیوار آن می بارید.یک سوم آن شبستان وبقیه ی آن حیاط مسجد بودکه دارای یک حوض و تعدادی درخت بود. مردمی درآن جا گرد می آمدند که همه شیفته خلق و خوی مرحوم ارباب بودند.

عده زیادی از گوشه و کنار شهر به هر وسیله  ی ممکن خود را به مسجد و نماز جمعه آن اسوه ی  فضایل می رساندند، اما تعداد بیشتری محلی بودند.

وقتی آن رجل نامدار جهت ایراد خطبه های نماز – به زبان عربی – می ایستاد سر و پای مسجد همه گوش می شد، خطبه ها با حمد و ستایش خدای پاک بی انباز آغاز می شد، با کلمات بسیار ساده و درعین حال نافذ و عمیق ادامه می یافت حروف و کلمات از عمق جان مرحوم ارباب سرچشمه می گرفت و عبارات را با تمام وجود بیان می فرمود به طوری که امواج آن در فضای  طنین انداز بود، همه درحال سکوت مطلق و اندیشه و توجه کامل به خطبه ها بودند با این که جمع کثیری از نمازگزاران محلی بودند بعضی از ایشان نه تنها زبان عربی نمی دانستند بلکه از داشتن سواد خواندن نوشتن نیز بی بهره بودند، اما رخسارا یشان – در زمان استماع خطبه ها- برافروخته می شد وچشم ها مرطوب وگاهی ازگوشه چشم هایشان اشک جاری می شد، محو کلمات و عبارات می شدند. وقتی در خطبه ها از بخشش ها و موهبت ها و غفران الهی سخن به میان می آمد، به حق می گویم که عده ای در حال خلسه فرو می رفتند و از پپاله های شراب روحانی آن ساقی روح بخش سیراب می شدند. وقتی در خطبه ها نوبت به رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می رسید، برترین تجلیل ها را به عمل می آوردند. آن پیامبر خاتم را به عنوان چراغ تابناک هدایت، بنده خالص خدا، مبشّر رحمت الهی و نجات دهنده عالم بشریت از همه مهالک و رهگشای معضلات معرفی می فرمود.

از خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و اله وسلم به عنوان سفینه نوح، کشتی نجات یاد می کردند. دریکی از خطبه ها آنچنان واله شیدای کمالات علی ابن ابی طالب می شدند که این حدیث شریف را از قول رسول صادق (ص) بیان فرمودند:

« وَالذّی نَفسی بِیَدهِ لُولا اَن تَقول طَوائِف مِن اُمَّتی ما قالَتِ النَّصاری فی ابن مَریَم لَقُلتُ الیوم فیکَ مقالاً لا تَمُرُّ به مَلَاءِ مِنَ المُسلِمین اِلاّ و اَخَذُوا التُّراب مِن تَحتِ قَدَمیک لِلبَرَکَه. صلوات الله و سلامه علیه»

خطبه ها پربود از معارف اسلامی و کمالات اخلاقی و فضایل انسانی و برای کسانی که درک کامل تر داشتند حل معضلات حکمی و فلسفی با بیانی ساده و شیوا.

بی شک کسی که در نمازجمعه ی ایشان شرکت می کرد. به یک روحانیت وصف ناپذیری دست می یافت و شاید برای مدت ها، شاد و سرمست بود. نماز ایشان که با طمأنینه ی خاصّی اقامه می شد آرام بخش دل ها، تسلی دهنده جان ها، صیقل ارواح و شفابخش دردهای مردمان بود. ذکر رکوع و سجود ایشان و صوت ایشان جاذب و دل نشین بود. همواره در رکعت اول پس از حمد، سوره ی جمعه و در رکعت دوم، پس از حمد سوره  ی منافقون را قرائت می کردند. یک بار هم به مناسبت تولد حضرت رسول اکرم(ص) و سیلی که در تیران وکرون در اطراف اصفهان جاری شده بود، مقدمه ی خطبه ی اول را به زبان فارسی خواندند که ضمن آن، مردم را جهت کمک به سیل زدگان و کمک به همنوعان تشویق کردند. خطبه ها صرفاً جنبه معنوی و سازندگی فردی داشت چون می دانیم کسی می تواند از نردبان عشق الهی بالا رود که با قدم صدق پله ها را یکی یکی طی کند. کما اینکه خود آن مرحوم- مشعل فروزان علم و تقوی و نمونه ی راستین عالمان عامل- واقعاً به کنه اسلام پی برده بود، نگاه به چهره پاک ومعصومانه ی او انسان را به یاد خدا می انداخت، سخنان حکیمانه ی او به دانش آدمی می افزود و رفتار وکردار او، ذوق وشوق به کارهای نیک را در اطرافیان زنده می کرد وکردار پیامبران را به یاد می آورد. در مسائل از سعه ی صدرخیره کننده وباور نکردنی برخوردار بود. برای مثال:

۱-وقتی از اختلاط وآمد وشد و تعاملِ مسیحیان و مسلمانان در بعضی از کارگاه های بزرگ، تعمیرگاه های کامیون ها و ماشین های بزرگ و کوچک سوال می شد ( طهارت اهل کتاب) که چه بکنیم؟ می فرمود: با عمل خود اسلام را به دیگران نشان دهید با همه اطرافیان، چه مسیحی، چه یهودی وچه مسلمان، چون آفتاب تابناک مهر بورزید و همگان را به خیر و خوبی و کار نیک دعوت کنید که اسلام در عمل شما نمایان شود.

۲- وقتی کارگری ساده برای تعمیرات جزئی به خانه ایشان آمده بود، مدتی کار می کند، اما می بیند مثل اینکه از صاحب خانه خبری نیست کسی به او سرکشی نمی کند، تنها عده ای روحانی در این خانه آمد و شد می کنند، با خود فکر می کند که گویا امروز هم از مزد خبری نیست. به کار خود سرگرم می شود، اما به یکباره مشاهده می کند که نزدیکی های اذان ظهر پیرمردی مهربان، بی پیرایه، در صحن منزل ظاهرمی شود و برای وضو گرفتن، آرام آرام به حو ض وسط حیاط نزدیک می شود اما ابتدا به سراغ او می آید رود و با او احوال پرسی می کند، مزد او را با خوشروئی به طور کامل می پردازد و می گوید: نصف روز تو در شک و تردید به سر می بردی که آیا مزد مرا می دهند یا نه؟ بگذار نصف روز هم من در شک و تردید باشم که آیا کارگر کارمی کند یا نه؟

بدین ترتیب آن مرد بزرگ درس آموزنده ای را به همه ی انسان ها و به خصوص کارفرمایان می دهد که هر وقت کارگری را اجیر کردید درست، در وسط نیمروز اُجرت او را پرداخت کنید تا عدالت رعایت شود!!

۳- نقل است مکرر به ایشان اطلاع دادند که فلان – که ازخویشان شماست – نماز نمی خواند. مرحوم ارباب مترصد بودند تا این که روزی آن خویشاوند به دیدن ایشان می آید، آن شخصیت برجسته و ممتاز او را به گرمی می پذیرند و از او با صمیمیت می خواهند که امروز، چند ساعتی را با ایشان باشند، و او قبول می کند، سپس وسایل لازم برای استحمام را آماده می کنند و میهمان خود را به حمام می برند( چون درآن زمان همه از گرمابه های عمومی استفاده می کردند) پس از شستشو وقتی با هم به محل رخت کن برمی گردند، به خویشاوند خود رو می کنند و می فرمایند: بلند شوید نماز بخوانید، من هم می خواهم امروز به شما اقتدا کنم که فردا در پیشگاه خدا شهادت دهم که من پشت سرشما نماز خواندم.

بدین ترتیب، یک درس حکمت آموز،  در زمینه ی روش امر به معروف و نهی از منکر به همه می دهند.

۴- نقل است که روزی عده ای از مؤمنینِ بازاری یک مسیحی که تمایل به اسلام پیدا کرده بود، را به منزل مرحوم ارباب می آورند و می گویند این مسیحی مایل است مسلمان شود و می خواهد در حضور شما شهادتین را بگوید و رسماً به اسلام مشرّف شود.

مرحوم ارباب با لطف خاصی که داشتند او را مورد محبت قرار می دهند و از او به گرمی پذیرائی می کنند و سپس به آرامی شروع به صحبت و از او سوال می کنند، می پرسند: مگر مسیحیت چه عیبی داشته است که می خواهی مسلمان شوید؟ آیا می دانید در اسلام وظیفه شما در تمام موارد زندگی سنگین تر می شود؟ مثلاً اگر طبق ارزش های آئین مسیحیت هفته ای یکبار به والدین خود سرمی زدید حالا که می خواهید مسلمان شوید باید هفته ای دو بار یا بیشتر به ایشان سربزنید، از ایشان دلجویی و پرستاری کنید. با همسایگان مهربانی بیشتری، عاطفه والاتری و محبت شدیدتری داشته باشید، با خانواده خود، با فرزندان خود، با خویشاوندان خود به همین ترتیب گرم تر و صمیمی تر باشید. کارخود را دقیق تر و منظم تر انجام دهید و اگر در مسیحیت هفته ای یک بار در کلیسا نیایش می کردید حالا در اسلام مدت بیشتری، روزی پنج نوبت نیایش کنید و نماز بخوانید؟ اگر گاهی به همسایه ی بیمار خودسر می زدید،حالا در اسلام باید علاوه بر سر زدن داروی او را هم تهیه کنید ؟ واگر مستمند ونیازمند است باید پول داروی او را هم بدر حد توان، پردازید؟ مرحوم ارباب آن انسان بی مثال و آن حکیم بی همال به مواعظ خویش ادامه می دادند و مسیحی از شنیدن دستورات ناب اسلام که با فطرت او سازگار بود شکفته و شکفته تر می شود و از شنیدن این سخنان اوج می گیرد گوئی حضرت مسیح یه  یکی از حواریون موعظه می کند محو این کلمات می گردد که ناگاه یکی از مومنین، باعجله درخواست می کندکه حاج آقا اجازه دهند، مسیحی شهادتین را بگوید و نماز را یاد بگیرد و با احکام نماز و آئین مسلمانی، وظائف ظاهری خود را انجام دهد و لذا از آن حکیم فرزانه در خواست کردند شهادتین را به او تلقین نمایند،که آن مرحوم فرمودند مسیحی باز هم فکر کند و اسلام را در عمل به خویشان و خانواده خود نشان دهد.

نماز را در کلیسا یا خارج از کلیسا قدم به قدم یاد بگیرد و به زبان خود بخواند تا کم کم به زبان عربی آشنا شود. برای مسائلی نظیر ختنه نیز به پزشگ مراجعه کند در صورت صلاحدید، به دستورِ پزشگ عمل کند. احکام اسلام را نیز به تدریج مطالعه وعمل نماید.

 پس از خاتمه جلسه و خداحافظی وقتی از خانه خارج می شوند، یکی از مومنین پیشنهاد می کند: خوب است این مسیحی را در محضر شریف یکی دیگر از علمای شهر ببریم تا درست شهادتین را بگوید، مرد مسیحی می گوید: من گمشده ی خود را یافتم، تشکرمی کند و از آن ها جدا می شود در حالی که، بارها و بارها او را درمنزل آن مرحوم می دیدند. باری او به اسلام گرویده بود.

۵- نقل است برای مدت زیادی( قریب سی سال) با خانواده ی برادرشان در یک منزل زندگی می کردند، گفتگو می کردند، اما هرگز به صورت خانم برادر نگاه نکرده بودند.*******

۶- وقتی عمل جراحی چشم ایشان در بیمارستان رحیم زاده( امیرالمؤمنین علیه السلام) با ناکامی روبرو می شود در حالی که همه دوستان و علاقه مندان ایشان نگران و بعضاً شدیداً متأثر بودند، آن عارف کامل و حکیم الهی با تبسم خدا را شکر می کنند می گویند الحمد لله که این امانت الهی را بدون آلودگی پس دادم، و از این پس با این چشم نمی توانم گناه کنم.

این چند جمله ای بود از کتاب قطور کمالات انسانی آن مرد بزرگ که نمونه یک حکیم مسلمان، یک روحانی به تمام معنا، یک زاهد وارسته، یک مدرس عالیمقام و بالاخرخ یک بنده خالص خدا بود. آن حکیم بی بدیل در سال ۱۳۵۶ در شب عید غدیر به ملکوت اعلی پیوست و در محلی که اکنون به نام گلزار شهدای اصفهان شناخته می شود، به خاک سپرده شد.

والسلام

                                                                                                                                      کهترین ارادتمندان

                                                                                                              عباس دهکردی، معلم آموزش و پرورش اصفهان

*******

(۲)

اجمالی از زندگانی حضرت آیت الله ارباب آقای حاج رحیم اَعُلی الله مقامَّه

معظم له از خانواده محترم و متدین و نسبتاً متمول و در قریه چرمهین لنجان اصفهان در روز شنبه دوازدهم جمادی الثانی ۱۲۹۷ (ه.ق) متولد شد و علوم اولیه از فارسی و مقدمات عربیت و خط را نزد استادی با کفایت به نام ملا محمد همامی فرا گرفته پس از آن برای ادامه ی تحصیل به اصفهان عزیمت می نمایند و دروس حوزه ی آن روز را نزد مرحوم حجه الاسلام میرزا بدیع شهشهانی و آیت الله سید محمد باقر درچه ای و جهانگیرخان قشقائی و ملا محمد کاشانی فرا می گیرند و درس خصوصی و جلسات خصوصی نیز با آن بزرگواران داشته اند و بعضی اوقات کارهای شخصی ایشان را انجام می داده و مصاحبه با ایشان داشته حتی  نقل فرمودند که ملا محمد کاشانی، علاوه بر مراتب علم و دانش دارای مرتبه کمال ورع و تقوی و زهد بوده، گاهی در حال نماز از خود بی خود می شدند. ایشان تا آخر عمر به تدریس و تعلیم و تربیت شاگردان به سر می برده و مجرد در مدرسه اصفهان زیست نموده است.

 حضرت آیت الله ارباب نوعاً با علماء و دانشمندان بزرگ مصاحبت داشته ازآن جمله حکیم الهی و عالم مبرز و متورع و زاهد آقای شیخ محمد خراسانی بوده که مخصوصاً در اوقات تعطیل با معظم له جلسات خصوصی و بالاخص در شب های جمعه حکیم خراسانی در ضیافت آیت الله ارباب بوده اند و مذاکرات علمی در بین بوده و به حل مشکلات علمی می پرداخته اند.

 و در یکی از جلسات حکیم خراسانی از آیت الله ارباب می پرسند مبنای ایمان شما به پیغمبر اسلام از چه راهی است. پاسخ می دهند: بالاترین دلیل من برحقانیت و صدق پیغمبر اسلام ایمان علی علیه السلام برپیغمبر(ص).

حضرت آیت الله ارباب پس از فرا گرفتن علوم از ادبیات و ریاضیات و علم هیئت و تفسیر و علم حدیث و آثار بزرگان دین و بالاخص علم فقه و معقول و حکمت الهی از منابع متقن، به تدریس و تعلیم علوم مختلف می پردازند و در سال های متمادی و تا حدود هشتاد و پنج سالگی با کمال دقت و غور رسی در موضوعات گوناگون از جمله: ادبیات و ریاضیات و هیئت و مخصوصاً فقه و اصول کامل و تفسیر و علم حدیث و بالاخص معقول و حکمت الهی و نهج البلاغه، در جلسات خصوصی به تدریس اشتغال داشته و نیز در مذاکرات علمی و بیان احادیث و اخبار اهل بیت علیهم السلام و شرح خطب نهج البلاغه مخصوصاً خطب توحیدی و حل معضلات آن و مواعظ و نصایح، از وجود ایشان همه نوع استفاده علمی و دینی می نمودند.

در پاسخ گوئی به مسائل مشکل علمی و فقهی از نقاط مختلف حتی از خارج از کشور مهارت ویژه ای داشتند.

 درپاسخ به سؤالات و استفتاء ها، جواب های شافی کافی  می دادند و از حوزه های درس مختلف ایشان شاگردان شایسته مبرزی به وجود آمده که هریک در حد خود پیشوا و سمت استادی دارند  مقام علمی ایشان در داخل و در خارج ایران آشکار است و معظم له از مراجع بزرگ و حکیم الهی در عالم تشیع بلکه عالم اسلام بود در عصرخود جزء طراز یک حکماء الهیین و فقهاء مسلمین به شمار می رفت.

 در فنون حکمت و فلسفه و فقه شیعه استاد زبردستی بود کلام او قول فصل بود. آن بزرگ مرد در عصرخود مجمع علوم و استاد فقاهت و سایر علوم از ادبیات و تفسیر و احاطه به اخبار و احادیث مأثوره از پیغمبراکرم (ص) و ائمه طاهرین علیهم السلام و سیره و حالات آن بزرگوار بود بلکه مظهر علم و عمل رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار بود. مجلس او مجلس علمی و ادب و تربیت و موعظه و تنبه و نشر معارف و آثار ائمه طاهرین بود اکثراحادیث و آیات شریفه قران کریم و خطب و کلمات مولی امیرالمؤمنین را حفظ داشت و در محافل به ذکرو بیان آنها می پرداخت و مبین و مروج دین و اخبار و آثار ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین بود. و بارها می فرمود ازعلی(ع) خوب می توان عظمت و بزرگواری پیغمبراسلام را شناخت و موقعی که وارد بیان خطب نهج البلاغه مخصوصاً خطب توحیدی آن می شوند گویا در دریای بی پایانی وارد می شد که همه کس تاب مقاومت آن را نداشت و مستغرق در محبت مولی امیرالمؤمنین(ع) بود و در تمامی علومی که ذکر شده کمال استحضار و تسلط را داشت و حافظه ایشان موجب استجابت اشخاص بود. اشخاصی که مجالست و مصاحبت با آن بزرگ مرد را داشته اند این موضوع را می دانند و حقاً مصداق این حدیث شریف بود:

جَالِسُوا مَن یَّذکِرُکُم الله رؤیَتُهُ و یُرغبکُم فی الاخره عَمَلُه وَ یَزیدُ فِی عِلمِکُم مَنطِقُهُ

- با کسی مجالست کنید که دیدار او شما را به یاد خدا بیندازد و علم او، شما را به آخرت راغب کند و گفتارش برعلم شما بیفزاید این بیان اشاره است آن عالم ربانی این مختصر اندکی از بسیار و شنی از خروار بود.

گر بریزی بحر را در کوزه ای                      چند گنجد قسمت یک روزه ای

آن بزرگ مرد دریای مواج علم و عمل بود، مرجع و صاحب فتوی و از فتاوی ایشان وجوب عینی تعیینی نماز جمعه است و در حدود هفتاد سال در اصفهان شخصاً اقامه نماز می فرمودند در منزل تادر حدود بیست و پنج سال اخیر در مسجد تکیه گرک یراق و در مسجد جمعه چند نماز و در مسجد دربکوشک و در مسجد گورتان اقامه می فرمودند و جمعیت زیادی حضور پیدا می نمودند. و از آثار آن بزرگ در اصفهان و حومه نه نماز جمعه اقامه می شود و اشخاص زیادی حاضر می شوند. و دیگر نظرشان در مورد ارث زن و شوهر این است که نظر به صریح آیه شریفه قرآن و لَهنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکتُم اِن لَم یَکُن لَکُم وَلَدٌ و نظر به حدیث شریف و تَرِثَهُ و یَرِثُهَا مِن کُلِّ شَیءٍ تَرَکَ و تَرَکَت- از تمام ترکه شوهر اعم از منقول و غیرمنقول از همه چیز ارث می برد- و مکرر در جواب سؤال از این موضوع چنین جواب نوشته اند و در دست اشخاص موجود است. و در سال ۱۳۸۵ه.ق از دانشگاه الازهر مصر مسائل مشکله از علماء اسلام سؤال می کنند و از ایشان نیز سؤال می شود و علماء اسلامی جواب می نویسند و از همه جواب ها که علماء اسلامی نوشته اند جواب ایشان مطلوب تر و از همه بالاتر و پسندیده تر می شود و برنده جایزه ای که تعیین کرده بودند می شوند و در رادیو مصرگفتند که جواب عالم بزرگوار اصفهانی حاج آقا رحیم ارباب از همه مطلوب تر واقع شد. و درباره کسانی که همه روزه مسافت شرعی را طی می کنند و شب به منزلشان برمی گردند مثلاً از اصفهان به نجف آباد یا شهرضا یا شاهین شهر و محل دیگر برای کار و تدریس می روند و شب ها به خانه خود مراجعت می نمایند چون شغلشان در سفر است نظر و فتوای ایشان این بود که نمازشان تمام و در ایام روزه باید روزه دار باشند. و اساتید فرهنگ هرگاه از کار و حقوقشان از ایشان سؤال می نمودند- می فرمودند حلیّت و حرمت آن به دست خود شما است اگر به وظیفه خود رفتار کردید و شاگردان را درست تربیت نموده با دین و تقوا بار آورید کار و حقوقتان حلال است.

و همچنین از رجال ارتش و شهربانی سؤال می نمودند درباره کار و حقوقشان می فرمودند این هم بستگی دارد به این که شما جان و مال و ناموس مردم را حفظ کنید و از ضعیف دستگیری کنید- وظیفه خود را درست انجام بدهید-حلال است- آیت الله ارباب با آن مقام شامخ علم مجالست و مصاحبت ایشان با اشخاص در نهایت تواضع و فروتنی بود. حضرت آیت الله ارباب در مدت زندگانی اش با کمال تقوی و ورع بلکه زهد به سر برد و فرمود بحمدالله من از حقوق الهیه برای خودم چیزی خرج نکرده ام و از مختصر دارائی که داشتند امرار معاش می فرمودند بلکه خود قناعت کرده و اضافه را به دیگران می دادند و علاوه برتدریس و تعلیم و بیان احکام و جواب سؤال ها از داخل و خارج و انجام دادن وظائف دینی و عبادت و مخصوصاً تهجد به حال ضعفاء و مستمندان از طبقات مختلف رسیدگی می فرمود و احترام خاص نسبت به سادات و ذره ی پیغمبر(ص) داشت و بسیار روؤف و مهربان و حلیم و رحیم بود و هرگز ترک اولائی هم از او صادر نمی شد و گفتار و رفتار و دیدارش هدایت کننده بود و حدود ده سال در سنوات اخیر زندگانی از بینایی محروم به مرض های دیگری هم مبتلا و با نهایت صبر و استقامت شاکر و هرگز کلمه ای که حاکی از بی صبری باشد از او دیده نشد وجودش آفتاب نیری بود در عالم که ازآن بهره مند می شدند و در روز عید غدیر ۱۳۹۶ هجدهم ذی الحجه الحرام و پس از یکصد سال که از عمر شریفش گذشت آن آفتاب عالم تاب غروب کرده و به رحمت ایزدی پیوست و جهان اسلام بلکه عالم بشریت تاریک و قلوب مسلمین مخصوصاً شیعه جریحه دار است.

این اجمال از سرگذشت آیت الله ارباب رحمت الله علیه از اطلاعات حقیر سید محمد حسین احمدی است که  افتخار درک محضر ایشان را داشته و از ضعیف ترین شاگردان آن بزرگ مرد به شمار می رود.

۲۷ محرم الحرام ۱۳۹۷(ه.ق)

تمام حقوق این سایت برای © 2017 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی