دکتر واندیک و سحن آخرین او

آنچه دکتر وندایک گفت:
عمر من ۸۶ سال است و من در جاده عمر به مرحله ای رسیده ام که دیگر چیزی به انجام و پایان آن نمانده است. آخر جاده را تقریباً می بینم و محسوس و ملموس است، بنابر این آینده برای من دیگر ارزشی ندارد و آینده ای نمانده است. زندگی کنونی من خالی از آمال و آرزوست، اما گذشته ای که دارم برای من مهم است یعنی در این جاده زندگی گاه گاهی به پشت سرم نگاه می کنم و به گذشته ام می پردازم راهی را که سپرده ام به نظر در می آورم، و اگر بخواهی چگونگی این گذشته طولانی را برایت در یک جمله خلاصه کنم، این است که در طی این طریق روز به روز بیشتر به حقارت و ناچیزی و بی ارزشی و شقاوت و بدبختی اکثریت عظیم مردم دنیا پی برده و واقف شده ام که چه قدر اسیر غرائز حیوانی و امیال و مشتهیات فرومایه اند و بیشتر مردم تا چه حد زبون و خوار و غیر قابل اعتماد می باشند.
اما برخلاف با خط فوق، هر روز بیشتر پی برده ام که معدودی از مردم تا چه حد ممتاز و بزرگ و شریف و نفیس و عزیزند، چقدر زندگی و حیات آنها نفیس و گرانبها بوده است، عده ای از ایشان متعلق به گذشته اند که در تاریخ آنان را جستجو می کنیم و عده ای را در زندگی خود در همین دوران سعادتمندانه زیارت کرده ام، بلی حاصل مطالعات من از عمر همین است، یک سو حس تحقیر نسبت به اکثریت و از طرفی حس تجلیل نسبت به اقلیت.
از برون چون گور کافر پر حلل وز درون قهر خدا عزّ و جل
از برون طعنه زند بر بایزیــــــد وز درونش شرم می دارد یزید
واندایک می گوید: تقریباً ۶ سال است ملازم بسترم و بسیار نادر از منزل بیرون می روم، وقتم به مطالعه قرآن و علوم قرآنی می گذرد، همیشه عربی را دوست داشته ام ولی هیچ وقت قرآن را به دقت واقعی و به صورت درس مدرسه نخوانده بودم. شش سا ل پیش مشغول شدم، خواندن قرآن مرا وادار کرد حدیث و تفسیر و … را مطالعه کنم و به این نتیجه رسیده ام که مبانی اسلام بر واقع بینی و اعتدال بوده و قرآن مبتنی بر مشاهدات و مطالعات واقعی طبیعت و بشر و جامعه بشری است، عبارتی که برای من بی اندازه مورداعجاب تحسین و در عین حال در من مؤثر بوده است این عبارت است که:
«کن للحق عبداً واعبد الحق حُراً ».
به نقل از صفحه ۱۴۳ جلد اول خاطرات دکتر قاسم غنی

********
جیمز کونَنت در صفحه ۱۵ کتاب علم و مردم می گوید:
در مقابل شخصیت های برجسته ای همچون گالیله، مردمی که در مباحث «فلسفی» همان سلاحی را به کار می بردند که در مباحثات سیاسی یا کلامی استفاده می کردند، از میان رفتند و مردمی به جای ایشان آمدند که مردان علم بودند، ایشان برای قانع کردن حریف، به فصاحت و بلاغت متوسل نمی شدند و برای بیرون راندن وی از میدان به دشنام دادن و طعنه زدن نمی پرداختند، اکنون در مباحث علمی هیچ میانجی و مدرکی بهتر از گزارشات دقیق علمی نیست، بهترین داور و قاضی برای این که بدانیم کدام یک از دو دانشمند به حق نزدیک ترند، همان گزارشات علمی و فنی و نتیجه و آزمایش است، هر اندازه که گزارشات کم تر متکی بر احساسات باشد، اثرشان بیشتر است.
******
من در تجربیات روزانه خویش دریافته ام که در میان دانشمندان از ابله کامل تا حکیم کامل وجود دارد همانگونه که در طیف نور آفتاب رنگ های بیشماری میان دو رنگ حدّی موجود است.

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی