زندگی نامه و خاطرات عباس دهکردی (۱۳)

***********
من موفق شدم در کنار جمعی از دوستان دانشجو از این جلسات استفاده کنم. تعدادی سخنرانی همه در زمینه های مختلف علوم تربیتی در دانشسرا سالن هفده دی تشکیل می شد که شرکت می کردیم.
و نیز با داشتن کارت دانشجویی از دانشگاه های تهران و سایر مراکز عالی آن روز دیدن و یا در جلسات و سخنرانی ها شرکت می کردیم.
***************
دانشسرای عالی جای مقدسی بود که ۴ سال از بهترین دوران زندگی خود را در آن جا گذراندم. در این ساختمان شکوهمند که یادگار پهلوی اول بود جلسات علمی و فرهنگی زیادی تشکیل می شد. از جمله این گردهمائی ها، سمینار تربیت معلم بود.در این سمینار که از سی ام مهر تا دوم آبان سال ۱۳۵۱ در دانشسرای عالی برگزار شد، علاوه بر پیام شهبانو، فرح پهلوی که دارای نکات خواندنی است، استادان عالی مقام آقایان:
دکتر منوچهر گنجی، وزیر آموزش و پرورش، دکتر محمد مشایخی، رئیس دانشگاه تربیت معلم، دکتر عیسی صدیق اعلم، دکتر شاهپور راسخ، پروفسور جان .ل. گودلد ( با ترجمه دکتر شکوه نوائی نژاد)، دکتر سید حسین نصر، دکتر ایرج ایمن، دکتر علیمحمد کاردان و دکتر احسان نراقی سخنرانی های بسیار ارزشمند و مؤثر داشتند که خوشبختانه در کتابی به همین عنوان در اختیار همگان قرار گرفت.
من خود را سعادتمند می دانم که نسخه ای از این کتاب نصیبم شد. در این جا به پاره ای از مهم ترین قسمت ها، اشاره می کنم.
******************
فرح پهلوی:
آموزش و پرورش باید: موجبات شکفتگی استعدادهای کودکان ما را فراهم سازد و از کودک ایرانی، انسان کامل و جامعی بسازد. انسانی که به تمام امکانات و قدرت خلاقه انسانی خود واقف و آگاه باشد و مسؤلیت های خویش را در محیط خانواده، شهر و کشور درک کند.
تربیت کارشناسان به منظور توسعه اقتصادی کشور، اگر چه کمال اهمیت را دارد اما فقط قسمتی از تربیت جامع مورد نظر را تشکیل می دهد، تربیت جامع ملی باید روح و ذهن دختران و پسران ما را وسعت بخشد تا بتوانند کوشش های تولیدی خود را در خدمت ملت ایران صرف کنند.
نگاهی به آمار و ارقام تعداد دانش آموزان و دانشجویان کشور نشان می دهد که نزدیک یک سوم از مردم ایران به طور مستقیم در کلاس های درس و دو سوم بقیه به طور غیر مستقیم از طریق فرزندان خود با آموزش و پرورش و معلم و استاد سر و کار دارند. از همه مهم تر این که این ارتباط و پیوستگی قبل از آن که یک رابطه مادی و فیزیکی زود گذر و موقتی باشد یک ارتباط معنوی و دیرپاست که سال ها بعد از فراغت از تحصیل و حتی در دوره کمال و پیر سالی نیز تأثیر آن باقی و آشکار خواهد بود.
شاید به خاطر همین اهمیت بیش از اندازه و غیر قابل مقایسه آموزش و پرورش با سایر زمینه هاست که در همه مذاهب، مکاتب فلسفی و نظام های سیاسی و اقتصادی جهان، معلمان به عنوان هنرمندان اصیل و مؤمن با داشتن قدرت ارتباط و ایجاد شرایط مناسب برای شکفتگی استعدادهای ذاتی انسان ها همیشه و همه جا مورد ستایش، بزرگداشت و احترام بوده اند.
در فرهنگ غنی و بسیار عمیق و کهن مملکت و مردم ما نیز شواهد بسیار گویائی وجود دارد که همه نشانگر مقام والای آموزش و پرورش و معلم و استاد است. و با این همه در پهنه تحولات عظیم مملکت، مسئله آموزش و پرورش و تربیت معلم و سایر متخصصان لازم برای نیل به آرمان های ملی ابعاد تازه ای یافته است. این تغییر شگرف و بی نظیر تنها از نظر کمی مطرح نیست، بلکه از نظر کیفی و استفاده از وسائل و ابزار جدید کار و نگرش های نو به آموزش و پرورش نیز مطرح است.
برای اجرای انقلاب آموزشی به عوامل مختلفی از قبیل ساختمان، برنامه، وسائل آموزشی نو و معلم نیاز است. ولی تنها معلم است که می تواند با به کار گرفتن صحیح همه وسائلی که در اختیار دارد، موجبات اجرای آموزش و پرورش جدید را فراهم آورد.
معلم باید با هنر و فنونی که در دانشگاه ها و مؤسسات تربیت معلم فرا می گیرد، موضوع کار خود یعنی طبیعت شاگردان، نظام فکری آنان و همچنین محیط اجتماعی و اقتصادی ایران نوین را به خوبی بشناسد و با این شناخت و نگرش جدید، شرایطی را فراهم آورد تا کلاس درس معمولی و غیر فعال را به کارگاه پُر تحرکی تبدیل کند که در آن شاگردان آزادانه اندیشه خود را به کار گیرند، جسنجوگر باشند و بر اساس مشاهده و تجربه، به کشف مجدد مسائل بپردازند.
کودکان و جوانان به اقتضای طبیعت خود برای زندگی و پیشرفت، سرشار از رغبت ها و شوق های لازم هستند. معلمان باید نقش سنتی خود را که بیشتر جنبه یاددادن شفاهی داشت تغییر دهند و به وظیفه راهنمائی و یاری دادن به کودکان و دانش آموزان که موجبات شکوفائی استعداد ها را فراهم می سازد، اهمیت بیشتری بدهند. زیرا تنها از این راه است که می توان ضمن کشف و نیرومند کردن علائق و رغبت ها، نیاز آنان که شادابی و خوشبختی ملیون ها انسان مملو از توانائی های شگرف و در عین حال انسان های بسیار لطیف و تُرد و شکننده را تأمین کرد.
**************
دکتر منوچهر گنجی، وزیر آموزش و پرورش
سعی می کنیم تا آن جا که امکانات اجرائی و صلاحیت فنی و علمی ما اجازه دهد، به اصلاح روش کار و محتوای برنامه ها بپردازیم.
به خوبی می دانیم که هیچ اصلاح و بهبودی در آموزش و پرورش کشور، مادام که به امر تربیت معلم و رفاه و تأمین زندگی او سر و سامان ندهیم مقدور نیست.
برای معلم بودن دو شرط لازم است.
نخست این که معلم طبیعت رشد و تحول روانی دانش آموز را بشناسد تا بتواند آموزش خود را متناسب با امکانات و قدرت ذهنی کودک تنظیم نماید و رفتارش در آموزش فرزندان کشور به نحوی باشد، که شخصیت خلاق و سالم بپرورد.
اُفت کار معلمی تنها به سبب فقدان وسائل رفاهی و مالی نیست، در پاره ای اوقات نداشتن وقوف و آگاهی لازم در این حرفه بسیار خطیر، موجبات نزول شأن و منزلت معلمان را فراهم می سازد.
واقعیت این است که معلم امروز نقشی غیر از نقش انتقال دهنده را بر عهده دارد. روش تعلیم و تربیت معلم باید طوری باشد که حس کنجکاوی و ذهن پرسشگر کودک را پرورش دهد. این کنجکاوی طبیعی در واقع سرمایه و سرچشمه تحقیقاتی آینده کشور است.
ژان ژاک روسو در اول کتاب امیل خطاب به معلمان می گوید: اول تلاش کنید دانش آموز خود را بشناسید، بدون شک و تردید، تا شناخت دانش آموز، میسر نگردد، هیچ کاری نمی توان انجام داد.
لازم است میان دانشگاه ها و مراکز علوم تربیتی از یک سو و مراکز تربیت معلم از سوی دیگر ارتباط و همکاری دائمی برفرار گردد.
شرط دوم برای معلم بودن این است که نسبت به هدف ها و غایت های اجتماعی تعلیم و تربیت، آگاهی داشته باشد تا بتواند نسل جوان را برای فردای بهتر آموزش دهد.
مراکز تربیت معلم باید معلمانی را تربیت گند که بتوانند نسل های آینده را طوری پرورش دهند که بیش از هر چیزی به ملیت و مفاخر ملی و فرهنگی و تاریخی خود پای بند باشند و گر نه در این دنیای پر تلاش که ملت های صنعتی جهان به سائقه طبیعت سوداگری و چه بسا به خاطر زمینه سازی های سیاسی حتی محتوای فرهنگی ایده ئو لوژی خود را به صورت کالاهای مصرفی عرضه می کنند، نباید در پرورش حس ملی و وطن پرستی، که حافظ استقلال فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ماست سهل انگاری نمود.
توسعه سریع آموزش و پرورش در سال های اخیر، بیش از هر چیز لزوم تجدید نظر در برنامه ها و روش های آموزشی تربیت معلم را ایجاب می کند. هم گام با دگرگونی ها و تحولات عظیم و چشمگیر مملکت، نقش معلمان نیز باید تغییر کند به طوری که جوابگوی جامعه پر تحول امروز ما باشد. در این زمان که زندگی مردم رو به گسترش و تغییر است، یعنی صنایع ملی و محلی به سرعت رو به توسعه است و می رود که در نقاط مختلف کشور مؤسسات عظیم اقتصادی برپا شود، نقش معلم باید با روند جامعه تغییر کند تا پاسخگوی نیاز فردای دانش آموز باشد.
معلم تنها مسئول آموزش یک ماده درسی و انتقال مقداری دانش در ذهن دانش آموزان نیست، بلکه معلم به منزله کارشناس ماهری است که در تنظیم برنامه و مواد درسی و نیز ارزشیابی و مؤثر بودن آموزش شرکت دارد.
درکلاس درس باید روش سنتی کنار رود و جای خود را به گفت و شنود و استدلال و در گیر کردن دانش آموزان دهد. کلاس درس باید به کانون فعالی تبدیل شود که در آن جا دانش آموزان به کار و کوشش و فعالیت ذهنی بپردازند و تجربیات و مشاهدات خود را مطرح و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.
************
دکتر محمد مشایخی، رئیس دانشسرای عالی
رشد و توسعه سریع کشور ما در جنبه های مختلف، بیش از هرچیز لزوم تجدید نظر در برنامه های آموزشی تربیت معلم را ایجاب می کند. همگام با تحولات اقتصادی و اجتماعی نقش معلمان نیز باید تغییر کند به گونه ای که جوابگو نیازهای جامعه متحول امروز باشد.
کشور ما در این دوره، شاهد شکوفائی اقتصاد و برداشتن گام های سریع و رشد و توسعه صنایع محلی، کارخانجات، صنایع سنگین و صادرات کالاهای ایرانی است و کاملاً قابل پیش بینی نیست که در ده سال آینده شرایط به چه صورتی در می آید؟ لذا باید مشکلات فرهنگی که ناشی از اعتقاد بیش از حد به فرهنگ های وارداتی است، مورد توجه قرار گیرد.
خوشبختانه طراحان آموزش و پرورش در سال های اخیر زمینه گسترش شایستگی های فنی و حرفه ای افراد کشورمان را فراهم و مورد تأکید قرار داده اند.
یکی از عوامل بازدارنده توسعه و رشد اقتصادی و اجتماعی کشور، مسئله کمبود معلم واجد شرایط است. معلمان شایسته ای که نه تنها به تخصص های روز و مهارت های فنی مجهز باشند، بلکه آگاهی کافی از میراث عظیم فرهنگی کشورمان داشته باشند تا بتوانند آیندگان را به مقتضای نیازهای محلی و حفظ و توسعه فرهنگ ملی پرورش دهند.
دانشگاه تربیت معلم رسالت اجرای تربیت معلمان جدید را در دو سطح می تواند عهده دار باشد:
۱ – ارزیابی نیازهای تربیتی و ارزشیابی از برنامه های تربیت معلم.
این دانشگاه برای برآورد نیازهای تربیت معلمان باید با کمک کارشناسان تربیت معلم، کارکنان واحدهای آموزشی، والدین معلمان و دانشجویان و دیگر اعضای جامعه، تحقیقاتی را آغاز نماید. اطلاعات جامعی که از این راه به دست می آید، می تواند راهنمای ما در گسترش طرح کلی تربیت معلم در ده سال آینده باشد. چنین طرحی را می توان طرح ارزیابی نیازهای تربیتی و ارزشیابی برنامه های تربیت معلم در ایران نامید.
۲ – تجدید نظر و نوآوری در برنامه ها و مواد درسی معلمان.
در حال حاضر داوطلبان شغل معلمی در دوره دبیرستان در دوره تحصیلات دانشگاهی در یک رشته اصلی و یک رشته فرعی تخصص می یابند ولی عملاً فقط واجد شرایط برای تدریس رشته اصلی هستند.
درحالی که در جامعه کنونی با پیشرفت های سریعی که در جریان است، معلم نقش چند جانبه جانبه ای را عهده دار خواهد بود. او مسئول یادگیری و یا عدم یادگیری در کلاس است. نقش های جدید معلم با رشد و گسترش برنامه و مواد درسی، ارزیابی تدریس و ارزشیابی مؤثر بودن آموزش مستقیماً مربوط می گردد.
معلم وظیفه شناس امروز نه تنها فردی آگاه و مطلع در زمینه روانشناسی تربیتی است بلکه یک برنامه ریز آموزشی، یک گرداننده و تسهیل کننده فرآیند یادگیری و یک ارزشیاب واقع بین از روش های تدریس و آموزش خود به دانش آموزان است.
برای انجام این مسئولیت ها معلم آینده باید مهارت های تازه ای را کسب و تجربه کند. معلمان به تجارب تازه ای نیازمندند. کاربرد این نقش تحول انگیز معلم در برنامه های تربیت معلم متجلی خواهد بود که وظیفه و رسالت تربیت و آموزش آنان را در جامعه عهده دار است.
هدف آن ست که معلمانی که از دانشگاه تربیت معلم فارغ التحصیل می شوند کارشناس مواد درسی و تخصصی خود، متخصص متدولوژی عملی و تکنیسین های کار آزموده ای باشند که بتوانند ماهرانه در کلیه زمینه ها در کلاس درس عمل کنند.
معلمان برای تدریس در دبیرستان ها باید برای بهبود و مؤثر بودن هر چه بیشتر برنامه های درسی، به طور مداوم ارزشیابی های چند جانبه داشته باشد، اما نباید فراموش کنیم که بهترین و موجه ترین ارزشیاب کار معلم، خود معلم است.
برای مثال در کلاس تاریخ، دانش آموز از معلمی که بتواند در درس تاریخ ، او را با دنیای کار و حتی گزینش شغلی در آینده آشنا کند، بهره بیشتری می برد. بنا بر این آگاهی از تکنیک های ایجاد ارتباط بین مواد درسی با فرصت ها و امکانات موجود شغلی نقش حیاتی و بحرانی معلم، خاصه معلم دبیرستانی است.
یکی دیگر از هدف های دانشگاه تربیت معلم این است که باید تربیت اجتماعی کودکان و نوجوانان را مورد توجه خاص قرار دهد. در مدارس ما بیشتر رقابت فردی بین دانش آموزان معمول است در صورتی که باید کار جمعی مورد توجه قرار گیرد.
یک ضرب المثل ایتالیائی می گوید: “مردی که تنها بازی می کند، هر گز نمی بازد.” در حالی که زندگی اقتصادی و اجتماعی عصر ما نیازمند کار گروهی است. در آزمایشگاه ها، در مراکز تحقیقی، در کارخانه ها و سایر مرکز تولیدی زنان و مردان در کنار هم به طور گروهی کار می کنند. برای رسیدن به هدف های بلند فرهنگی، علمی، اقتصادی، اجتماعی و رفاهی، مشارکت و همکاری تمام اعضاء جامعه ضروری است.
ما در آموزشگاه های خود زبان و ادبیات، علوم تجربی، تاریخ ، جغرافیا و سایر دروس را آموزش می دهیم و دانش آموزان ما با تمرین و ممارست دائمی آن درس ها را فرا می گیرند. اما در تربیت اجتماعی و این که دانش آموزان یاد بگیرند کار گروهی انجام دهند، جای آموزش های اجتماعی خالی است.
می خواهیم برای آینده ایران جوانانی آگاه، آزاد منش، با وجدان آزاد و با بینش گسترده بار آوریم که حقوق و آزادی دیگران را محترم بشمارند. نظم و انضباط مدرسه نباید با قدرت مدیر و معلم صورت پذیرد، بلکه باید خود دانش آموزان با رشد اجتماعی و اخلاقی که پیدا می کنند، با گفت و شنود و مشورت و احترام متقابل و به طور گروهی مشکلات مدرسه و کلاس را حل کنند. به همین ترتیب در فردای زندگی عضو مفید و مؤثری در جامعه باشند.
سمینار تربیت معلم نخستین و جدّی ترین قدم برای پیشبرد اهداف فوق است که برای نیل به این اهداف به همکاری همه مسؤلان و مربیان تعلیم و تربیت در کشور نیازمندیم تا با گام های سریع و موفقیت آمیز این مهم را به ثمر برساتنیم.

تمام حقوق این سایت برای © 2022 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی