زندگی نامه و خاطرات عباس دهکردی (۴۱)

ارسال مقاله
از جمله در همایش علمی – کاربردی بهبود کیفیت آموزش عمومی، که از ۲۲ تا ۲۴ مهر ماه ۷۲ در تهران برگزار شد از علاقه مندان خواسته بودند یافته های خود را ارسال دارند.
من رساله زیر را ارسال کردم که مورد توجه قرار گرفت و پس از آن تاریخ محتویات آن را به تدریج و در شرایطی که ایجاب می کرد به کلاس انتقال می دادم.
نوشته بودم:
فرزندان ایرا زمین از هوش و استعداد درخور توجهی برخوردار بوده اند. در طول تاریخ در برخورد با حوادث بزرک، ایرانیان والایی اندیشه و برتری مدیریت خود را نشان داده اند.
تشکیل حکومت های بزرگ قبل از اسلام، پذیرفتن آئین راستین اسلام، پاک کردن این دین حنیف از آن چه اعراب از اشرافی گری و تبعیض و خرافات بدان افزوده بودند و معرفی و اشاعه آن در سطح جهان، تبدیل سرکردگان اقوام مهاجم مغول به خادمان علم و دین و تلاش پیگیر جهت اعتلای دانش و فضیلت های انسانی، همگی از دلائل روشن این ادعا است که در زیر نمونه هایی از آن ذکر می شود:
یکم – علی اکبر دهخدا در شرح معنای لغت اصفهان، در لغت نامه معروف خود می نویسد:
.”…….. در مسجد جامع اصفهان اتاق کوچک گنبد وار شمالی، نمونه کاملی از ساختمان و معماری زمان سلجوقیان است. در داخل آن ردیف های آجرگاری و طاق های بلند نوک تیز، توجه همه را به قبّه گنبد جلب می کند و اثر مطلوب ساختمان عظیم را آشکار می سازد.
داخل اطاق ها با موزائیک و گچ بری زینت یافته و در بین این اطاق ها شکل هایی ساخته شده که اطاق ها به صورت گثیر الاضلاع شانزده ضلعی در می آورد که گنبد بر روی آن بنا شده است.
تمام این قسمت ها نشان می دهد که نقشه کامل آن ساختمان، قبل از شروع در ذهن و فکر معمار و سازنده آن بوده است.
مستر اریک شرودر در کتاب صنایع ایران آن را به خوبی شرح داده و ثابت می کند:
این گنبد کوچک که قطر آن از داخل بیش از ده متر نیست، با گنبد کاملی که مهندسان – پس از کشف اصول ریاضیات عالی، توسط نیوتن- می سازند، مطابقت کامل دارد.
پس ملاحظه می شود که معماران ایرانی ششصد سال قبل از تولد نیوتن، ریاضی نیوتن را می شناختند و با آن آشنایی داشتند که در ساختمان های خود از آن استفاده می کردند. و این افتخار بزرگی برای معماران دوره سلجوقیان است.”
(پایان شرح لغت نامه دهخدا)

دوم – مقبره پروفسور پوپ و مقبره ی پروفسور ریچارد نلسون فرای
در ساعت ۸ صبح روز دوشنبه ۱۳/۲/۷۲ به اتفاق میهمانان عالی قدر ستاد بزرگ داشت مقام معلم استان اصفهان آقایان: دکتر علی محمد کاردان( استاد برجسته ی روان شناسی و علوم تربیتی)، دکتر مصطفی کامکار پارسی( استاد برجسته ی ریاضی) و دکتر غلام رضا اعوانی( استاد برجسته حکمت و فلسفه) جهت بازدید رهسپار آرامگاه پروفسور آرتور اپهام پوپ ( ۱۳۴۸- ۱۲۶۰ هجری شمسی) ایران شناس نامور آمریکایی، استاد برجسته دانشگاه شیراز شدیم.
پروفسور آرتور ایهام پوپ Pro.Au.E.Pope ) ) – (-1348-1260 هجری شمسی ایرن شناس پرآوازه آمریکایی – استاد برجسته دانشگاه شیراز –
این مقبره در ضلع شمالی ساحل زیبای زاینده رود در کنار پل خواجو قرار دارد. در آن جا استادان عالی مقام، پس از مطالعه ی وصیت نامه ی پُر معنای مرحوم پروفسور پوپ به زبان های انگلیسی و فارسی، و نیز اشعار نغز مرحوم استاد جلال الدین همایی( ۱۳۵۹- ۱۲۶۷ هجری شمسی) که به صورت بسیار زیبایی در اطراف سقف گنبدی شکل مقبره، کاشی کاری شده بود، از بزرگان، دانشمندان، حکیمان، شاعران، نویسندگان و هنرمندان این شهر ادب پرور سخن گفتند و پیشنهاد فرمودند: شایسته است طی مقاله ای وصیت نامه ی پروفسور پوپ در اختیار واحد های آموزشی قرار گیرد تا دانش آموزان و دانش پژوهان جوان بدانند شهر اصفهان زمانی زادگاه و محل زندگی و مهد فعالیت های علمی و فنی پرچم داران تمدن و فرهنگ بشری بوده است.جا دارد آثار، فعالیت ها و روش هایی که این بزرگان در تحصیل و تدریس علوم به کار می برده اند مورد توجه تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا پیوند ما با فرهنگ غنی و سرشار از پویایی کشورمان استحکام بیش تری پیدا کند و نیز دریابیم که برای کسب افتخارات گذشته راهی نداریم جز آن که با کار و کوشش شبانه روزی و بدون از دست دادن فرصت ها، که هم چون ابر ها به سرعت می گذرد به مطالعه، بررسی، خود سازی و کشف راه های بهتر آموزش و پرورش بپردازیم. ویژگی های برجسته ی بزرگان خود را در وجود خود زنده کنیم.
بر این اساس صبح روز سه شنبه ۲۳/ ۶/ ۷۲ پس از پیدا کردن یک فراغت نسبی بر سر مزار حضور یافته، به طور کامل وصیت نامه ی پروفسور پوپ و اشعار مرحوم استاد جلال الدین همایی را یادداشت کردم که به صورت زیر گزارش می شود:
به دیواره مقبره دو تابلوی فلزی نصب شده بود، در یکی متن انگلیسی و در دومی خلاصه ی آن به فارسی دیده می شد.
موضوع این وصیت نامه که در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۴۴(ششم اکتبر ۱۹۶۵) به مرحوم دکتر عیسی صدیق نایب رئیس هیأت مؤسسان انجمن آثار ملّی نوشته شده بود، دلیل به خاک سپردن پروفسور پوپ در اصفهان ذکر شده است.
اینک خلاصه ی وصیت نامه:
بعد از عنوان و مقدمه ….
….. اصفهان مورد عشق من است. … در اصفهان مهم ترین کار های خود را انجام داده و بزرگ ترین سعادت را درک کرده ام. …. منظور عمده ی من از انتخاب آخرین منزل در اصفهان این است که به مردم ایران نشان داده شود، اندیشمندان بزرگ و هنرمندان و سخنوران و رهبران اخلاق و دانشمندان ایران چنان اوصاف و خصایصی دارند که باعث ژرف ترین ستایش متفکرین مشابه سایر کشور هاست. تا آن جا که می خواهند ابراز حق گذاری و اخلاص آن ها زبانی نباشد، بلکه به زوّاری که از سایر اقطار عالَم به آن جا می آیند، ثابت کنند که اگر کسی در ایران به خاک سپرده شد، به این علّت نیست که تصادفاٌ در آن جا جهان را بدرود گفته، بلکه در اثر اعتقاد راسخ به مقدس بودنِ آن سرزمین است و برای کسانی که به مقام معنوی ایران پی برده اند، مزیّت و افتخاری است که ایران را آخرین منزل خود قرار داده اند، تا بدین وسیله ایمان خود را به سرزمین و مردمان بزرگی که آن را طی قرن ها به وجود آورده اند و آینده ی با افتخاری که برای آن پیشگویی می کنند ابراز دارند…
امضاء – آرتور اپهام پوپ” ۱۶ اکتبر ۱۹۶۵″
و اینک اشعار استاد جلال الدین همایی که در سال ۱۳۵۰ سروده شده و با هنر کاشی کاری در دور تا دور دو گنبد کوچک مقبره تزئین شده:
شما ای که برخاک من بگذرید سزد ژَرف در حال من بنگرید
کنونم که امکان گفتار نیست زبان درونم جز آثار نیست
اگر چه نباشد زبانم به کار ز خاکم شود راز دل آشکار
منم پیکری از هنر ساخته به عشق هنر عمر درباخته
مرا آرزو بود کاندر جهان به ایران زمینم سرآید زمان
در ایران از آن جُستم آرامگاه که تا باز دانند یاران راه
که اندر جهان هر که دانشور است از این خاک پاکش به سر افسر است
از آن رو سپردم تن ایدر به خاک که خاکم شود جزء این خاک پاک
گزیدم از ایران زمین اصفهان جهانی که خوانیش نصف جهان
نهادم براین تربت پاک سَر که گنجینه ی دانش است و هنر
زدم خیمه در ساحل زنده رود که تا جان شود زنده ز آواز رود
در این سرزمین تا بر آسوده ام سر فخر بر آسمان سوده ام
بود تا به پیشینگان یاد بود برآیندگان باد از من درود
چنان کرد باید که در روزگار زما نام نیکو بود یادگار
ز پنجاه و سیصد پس از الف سال سنا گفت به گذشته را وصف حال
( دیوان سنا – مجموعه اشعار استاد علامه جلال الدین همایی – ص ۲۰۹ – نشر هما تهران)
قابل ذکر است که همین آرامگاه در تاریخ ۲۴/۶/۷۱ توسط استادان عالی مقام استاد احمد آرام مترجم و نویسنده ی برجسته و دکتر کمال الدین جناب، استاد برجسته ی فیزیک مورد بازدید قرار گرفته بود. این دو معلم ارزشمند که برای بازگشایی ساختمان جدید دبیرستان صارمیه به اصفهان آمده بودند، درباره ی دانشوران این خطّه و چگونگی تدریس در دبیرستان صارمیه که در سال ۱۳۰۰ تأسیس یافته بود مطالبی ایراد کردند. مرحوم سیدضیاء الدین جناب اولین رئیس دبیرستان صارمیه بود. در آن دبیرستان استاد احمد آرام معلم و استاد کمال الدین جناب دانش آموز بودند.
باری هدف از ذکر این دو خاطره و این دو سند این است که دانش آموزان و دانش پژوهان با نگرشی عمیق تر به گذشته ی پر افتخار ایران بنگرند و راه ترقی فردا را تنها و تنها در عزم و اراده، برنامه ریزی، همّت، پشت کار، حرکت، کوشش، ایمان و اعتقاد، دقت و توجه، فکر و اندیشه و خردمندی و توکل به خدا بدانند و لا غیر. (برگرفته از کتاب آئین فرزانگی جلد چهارم – انتشارات اداره کل آموزش و پرورش اصفهان)
شایسته ی است ایران اسلامی مقبره ی پروفسور ریچارد نلسون فرای را در کنار مقبره ی پوپ قرار دهد تا جهانیان بدانند ایران و اسلام قدر شناس همه ی دانشوران و پژوهندگانی است که در معرفی عظمت ایران تلاش می کنند.
سوم – دکتر عبد الرحمن بدوی در مقدمه کتاب سلمان پاک نوشته لوئی ماسینون – ترجمه دکتر علی شریعتی– انتشارات حسنیه ارشاد، می نویسد:
سلمان این نخستین ایرانی ندای پُر طنین و نیرومندی بود که نقش اعظمی را که نژاد وی در تکوین حیات معنوی در اسلام بازی کرده، اعلام می نمود.
گفتم نقش اعظم که بهتر بود می گفتیم نقش اوحد، چه درواقع، می توان گفت:
که حیات معنوی اسلام همه چیزش را مدیون این نزاد آریایی چند پهلوی پُر ملکات است.
۴ – آخرین نمودی که این ادعا را تأیید می کند، شرکت دانش آموزان، قهرمانان، هنرمندان ایرانی در المپیادهای رشته های درسی، ورزشی و هنری در سطح جهان است.
برای مثال: دانش آموزان ما در نیمه سال ۷۴ در شیمی و هندسه در سطح جهان رتبه اول، در فیزیک رتبه سوم و در کامپیوتر رتبه پنجم شدند.
و نیز می دانیم دانشمندان ایرانی مقیم کشورهای بیگانه در قله مراکز تحقیقاتی آن کشورهای پیشرفته قرار دارند. ایرانیان با استعداد و هوشمند در کشورهای مترقی همواره مورد استقبال قرار گرفته اند و جایگاه و موقعیت استثنایی دارند.
اما اگر بخواهیم موانع پیشرفت و ترقی خود را بدانیم، تقلید کورکورانه از تهی مغزان و مخالفت کسانی است که تصور کرده اند دانش آموزی به سبک نو در مدارس نوین مانع دینداری می شود.
از عوامل در عقب ماندگی ما از کاروان سریع السیر علوم جدید، فیزیک و شیمی، زیست شناسی، زمین شناسی و………..تلقی منفی توده مردم از علوم جدید، به تبعیت و تقلید کورکورانه از رهبران دینی بوده است.
زمانی که میرزا حسن رشدیه ( ۱۲۵۶- ۱۳۲۳) برای اولین با روش جدید کار خود را در کلاس و مدرسه آغاز کرد تا به دانش آموزان روش خواندن و نوشتن را یاد دهد، با مخالفت شدید طلاب مدارس دینی و روحانیون قشری روبه رو شد. شرح حال غم انگیز او را در کتاب سوانح عمر، مطالعه فرمائید.
می توانید به خاطرات شنیدنی استاد احمد آرام و استاد دکتر سید جعفر شهیدی، مراجعه کنید. در میراث ماندگار انتشارات کیهان – تهران ۱۳۶۹ ص ۵۳ و ص ۴ مراجعه فرمائید.
رهبران مذهبی ما در زمانی با کسب علوم جدید مخالفت می کردند که:
شنیده ام چون لیتره. [ رِ ] (اِخ ) اِمیل. زبان شناس و فیلسوف فرانسوی ، مولد پاریس (۱۸۰۱-۱۸۸۱ م.). مؤلف لغتنامه، چهار جلد فرهنگ را به زبان فرانسه تهیه کرد، چشمس کور شد.
رئیس جمهور به خانه او رفت و گفت: شما دو چشمتان را از دست دادید ولی چهار چشم به ملت فرانسه تقدیم کردید. در همان زمان در کشور ما وزیر انطباعات ناصرالدین شاه، مؤلفان نامه دانشوران را در طویله زندانی کرد.
میراث ماندگار ص۵
برای آن که بتوانیم در آموزش به طور عام و در آموزش علوم به طور خاص موفق شویم، راهی نداریم جز آن که در یک جهاد مقدس و همگانی اولاً والائی علوم جدید را تقویت کنیم ثانیاً روش آموزش را اصلاح کنیم.
در مورد اول رهبران جامعه، مخصوصاً روحانیون که در این زمان قدرت بلامنازع در ایران پیدا کرده اند. می توانند نقش فوق العاده مؤثری را ایفا نمایند. زیرا توده مردم که با علم و دانش ارتباط چندانی ندارند، مقلد این گروه اند.
لذا می توان با توضیح و بیان جایگاه رفیع علوم روز برای ایشان ابتداء روحانیون تراز اول را با روح علمی آشنا کرد و سپس از ایشان خواست توده مردم را آگاه کنند تا با خردورزی، کاووش و آگاهی همگان راه برای پیشرفت مهیا شود.
آن ها می توانند به مردم بنمایند که این علوم جدید است که با خرافات و فساد عقیده مبارزه می کند و پندارهای نادرست و تصورات واهی عصر جاهلیت را از اذهان می زداید و این قرآن است که بیش از هر مکتبی از علم و به کارگیری عقل تشویق می کند و از دانشجویان و دانش آموزان حمایت می کند .
نام پاره ای ازسوره های قرآن مانند:
بقرة:گاو ماده -مائده: طَبَق غذا – انعام: چهارپایان ـ رعد: صدای غرش ابر- نحل: زنبور عسل ـ کهف: غار وسیع ـ نور: روشنایی ـ شعراء: شاعران ـ نمل: مورچه ـ قصص: داستان ها ـ عنکبوت: نام حشره ـ روم: نام شهر یا کشور ـ لقمان: نام فردی حکیم ـ سباء: نام قوم که پادشاه شان زن بود ـ فاطر: شکافنده ـ صافات: منظم ساختن صفوف ـ فصلت: بیان روشن ـ شوری: مشورت ـ دخان: دود ـ طور: نام کوه است ـ نجم: ستاره ـ قمر: ماه – رحمن: بخشنده ـ واقعه: حادثه عظیم قیامت ـ حدید: آهن ـ مجادله: تابیدن طناب، جدل و مناظره ـ صف: صف کشیدن ـ حکومت و اداره امور – قلم: وسیله نگارش و نوشتن – الحاقه: روز رستاخیز ـ معارج: صعود از پله ـ جن: پوشیده، نام موجود نامرئی ـ قیامت: به پاداشتن ـ انسان: نوع انسان، بشر ـ غاشیه:پوشاندن ـ فجر: شکافتن وسیع، صبح ـ بلد: شهر (مکه) ـ شمس: خورشید ـ لیل: شب ـ ضحی: اوائل روز ـ انشراح: شرح صدر، آرامش ـ تین: انجیرـ علق : خون بسته ـ قدر: اندازه گیری و تقدیر -بینه: دلیل روشن ـ زلزله: به لرزه درآمدن ـ عادیات: دویدن با سرعت ـ قارعه: حادثه مهم و سخت – عصر: فشردن، وقت عصر ـ فیل: نام حیوان – ماعون: چیز -فلق: شکافتن، طلوع صبح و ……..
توجه همه ما را به سوی طبیعت و آنچه در اطراف ما قرار دارد جلب می کند. به راستی که این کتاب عظیم به طور مستقیم و غیر مستقیم همه ما را به تفکر و اندیشیدن در نفس خود، تن خود و آثار طبیعی دعوت می کند.
همان گونه که اروپائیان در قرون وسطی دوران تاریکی و غلبه خرافات، به یکباره به کلیسا و آموزش های مدارس وابسته به کلیسا، پُشت کردند و به دانش و دانشگاه روی آوردند و به جای تقلید کورکورانه به تحقیق و پژوهش روی آوردند ما نیز باید با الهام از کتاب آسمانی خود طبیت را مورد مطالعه قرار دهیم.
قرآن به طور سمبولیک می گوید: انظر الی الابل کیف خلقت و…………………….وسخر لکم الفلک لتجری فی البحر………و سخر لکم الشمس و القمر …..و سخر لکم الیل و النهار ………….. سوره ابراهیم ۳۱ و ۳۳ و لقمان ۲۰ و ملک ۱۵ .. به یکی از جانداران محیط زیست اشاره می کند که به شتر بنگر که خلقت آن چگونه است؟ یعنی به مورچه ها، عنکبوت ها، موریانه ها، زنبورها، سوسک ها، پروانه ها، گنجشگ ها، ماهی ها، خرچنگ ها، گل ها، گیاهان، درخت ها سنگ ها، ریگ ها، سنگواره ها، صخرها، دشت و کوه و بیابان و جاندارانی که در بیابان ها و جنگل ها و در دریا ها و اقیانوس ها و در هوا زیست می کنند نگاه کنید، نگاه خردمندانه، نگاه توأم با تفکر که عین عبادت است.

تمام حقوق این سایت برای © 2022 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی