زندگی نامه و خاطرات عباس دهکردی (۴۳)

مجله فرآیند
از جمله فعالیت های جنبی که توفیق آن نصیب من شد انتشار مجله فرآیند، نشریه انجمن معلمان فیزیک اصفهان بود.
اولین شماره این مجله در سال ۱۳۷۰ منتشر شد. که مجوز انتشار آن درتاریخ ۳۰ آذر ماه سال ۱۳۷۹ با شماره ۱۶/۱۵۶۵۰/۶۱۰ صادر گردید. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در تاریخ ۱۴ آذر ماه سال ۱۳۸۰ با شماره ۱۱۷۱۱/۱۲۴ اجازه انتشار داد و بلاخره با شماره ۱۴۳۵۰/ش در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۲ به ثبت رسید و بدون وقفه هر سه ماه یک بار، ادامه یافت. در مجموع به مدت پانزده سال و ۶۲ شماره به طور میانگین هر شماره حدود ۶۰ صفحه و در آن از مباحث فیزیک در شاخه های بحث و مورد تجزیه و تجلیل قرار می گرفت. حل مسائل مهم و مشکل، زندگی نامه شخصیت برجسته، فیزیک از دبیران در استان و خارج از استان و نیز برندگان جایزه نوبل در هرسال، سخنرانی های مهم در محافل مختلف علمی، گزارش جلسات علمی، گزارش مجمع عمومی انجمن معلمان فیزیک اصفهان و نیز گزارش اتحادیه انجمن های علمی و آموزشی معلمان فیزیک ایران و…..
در هر شماره سرمقاله ای نوشته می شد که بیشتر در اطراف مسائل آموزشی و پیشنهاد های مفید برای مسؤلان آموزش و پرورش بود.برای مثال سرمقاله فرآیند شماره را در زیر مطالعه می فرمائید.

سخن نخست
قطره ای دانش که بخشندی زپیش
متصل گردان به دریاهای خویش

گفت دانایی برای دوستان که درختی هست درهندوستان
هرکسی میوه ی آن خرد وبرد نی شود اوپیرو نی هرگر بمیرد
شیخ خندید وبگفتش ای سلیم این درخت علم باشد درعلیم
آنکه از او صد هزار آثارخواست کم ترین آثار او آب بقاست
«مولوی»
اولین وزیرآموزش وپرورش ایران اعتضادالسطنه بود که درسال ۱۲۳۹ ه -ش به این سمت منصوب شد ازآن زمان تاکنون بیش از یکصد وپنجاه سال می گذرد و حدود یکصد و بیست وزیر برمسند وزارت تکیه زده اند. دراین مدت نسبتاً طولانی،صدها کتاب و هزاران مقاله درباره آموزش وپرورش وارتقاء کیفیت آن نوشته شده است.
سمینارها،کنفرانس ها،گردهمائی های کوچک و بزرگ جهت هم اندیشی وتبادل نظر وانتقال تجربیات تشکیل شده است.
عده زیادی ازمعلمان به کشورهای پیشرفته اعزام شده و حاصل مطالعات خودرا برای دیگران و جهت بهبود وضع آموزش و پرورش به ارمغان آورده اند.
مراکز متعددی درکشور و خارج کشور تأسیس شده که مسئولیت امور آموزشی را به عهده داشته اند و بخصوص یونسکو تلاش کرده است که حاصل مطالعات، تحقیقات و پژوهش های سایر کشورها را دراختیار کشورهای عضو وعلاقه مند قرار دهد.
باداشتن انبوهی ازپیشنهادات درشاخه های گوناگون آموزش و پرورش، هروزیری که مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را پذیرفته است جهت بهبود کیفیت آموزشی طرح های جدیدی را اعلام کرده و این رویه ادامه داشته است. در ضمن صدها طرح نیمه تمام یا اجرانشده وجود دارد که شایسته است مسولان بلند پایه با تجدید نظر در برنامه های پیشنهادی پیشین با واقع بینی وژرف نگری راه درست را انتخاب کنند و به جای حرف به عمل بپردازند که “صدگفته چون نیم کردار نیست”
یکی ازمهم ترین و بارزترین طرح های به جا مانده ازگذشته که مورد بی مهری واقع شده است طرح آموزشی ایران است.
دراین طرح با بودجه کلان تدوین شده و برای اجرای آن ابتدا در چند استان بزرگ به اجرا درآمد و از معایب آن کاسته و به نقاط قوت آن افزود شد. در این طرح معلم به عنوان محوراصلی و نقش تعیین کننده ی پیشرفت آموزش و عامل شکوفایی استعدادها و پل مستحکم عبور نسل ها و مهم ترین مشاور و راهنما و دلسوز ترین دوست دانش آموز و کتاب و مدرسه معرفی شده است.
دراین طرح با تأمین نسبی معیشت معلم، اولاً او را به چشم یک پژوهشگری که درعین حال معلم است و دائم رو به آینده دارد و زمینه ساز رشد فزاینده دانش آموز در دوره علمی فرهنگی و اخلاقی است نگاه می کنند
ثانیاً او را از خانواده اصیل که ممتاز و علاقه مند به حرفه معلمی است انتخاب می کنند.
ثالثاًً از او می خواهند که تمام وقت خود را جهت پیشرفت آموزش دانش آموز کند. این صرف وقت در اصلاح کتاب های درسی، راهنمایی دانش آموزان متوسط و ضعیف جهت درک مفاهیم علمی و رسیدن به سطح قابل قبول می شود.
رابعاً تصیحح اوراق امتحانی با حضوردانش آموز، تشکیل کلاس های تقویتی در مدرسه، اجرای آزمایش های مربوط به دروس علمی و… از وظائف اوست.
همه کارشناسان آموزش و پرورش می دانند، اگر مدارس با ساختمان های استاندارد همراه با تجهیزات کافی ازقبیل آزمایشگاه با وسایل به روز آزمایشگاه، نمازخانه، کتابخانه، سالن های ورزشی، سالن اجتماعات برای فعالیت های فوق برنامه و…. داشته باشیم ولی معلم کارآمد، مسلط، علاقه مند و قدرتمند نداشته باشیم همه سرمایه خود را به باد فنا داده ایم ولی اگر هیج نداشته باشیم و معلم آگاه و علاقه مند و دلسوز داشته باشیم به همه چیز خواهیم رسید.
آقای نعمت الله ابطحی، یکی از کارشناسان عالی رتبه آموزش و پرورش که جهت کسب تجربیات آموزشی به هند سفرکرده بود،گزارش می داد که دریک بازدید از از مدارس روستایی هند، شاهد یک نمونه ممتاز بودم.
معلم روستایی می گفت زمانی که بازنشسته شدم برای این که در دوره بازنشتگی کار مفیدی انجام دهم به این روستاآمدم و آمادگی خود را برای کودکان و نوجوانانی که به علت دوری راه از داشتن مدرسه محروم بودند، اعلام کردم. درابتدا از کلاس و مدرسه وکتاب خبری نبود.
دانش آموزان را فرا خواندم و بدون این که ازکمبود همه چیز شکایت کنم دست به کار شدم و از یک قطعه چوب به عنوان گچ و مداد و از زمین به جای تخته سیاه وکاغذ، استفاده کردم و روی زمین، اعداد وحروف الفبا را می نوشتم واز نوباوگان می خواستم، مانند من قطعه چوبی فراهم کنند تا آن به عنوان قلم واز زمین به عنوان کاغذ بهره بگیرند، آرام آرام با اخلاق خوش و داستان های کوتاه و پندآموز به کار خود ادامه دادم. در ضمن به آنان بهداشت و ادب و ریاضی با اشکال هندسی که روی زمین رسم می کردم، آموختم. به آنان یاد آوری می کردم که چگونه با والدین و اطرافیان خود، با ادب و احترام، برخورد نمایند.کم کم با کمک خودِ دانش آموزان وسایل مورد نیاز را برای تدریس علوم را فراهم و تکمیل کردم.
مردم که شوق و ذوق مرا درآموزش ادب واخلاق و علم و دانش و بهداشت و فضایل انسانی در فرزندان خود مشاهده کردند، به من کمک کردند تا توانستم یک مدرسه ی پویا را راه اندازی نمایم. از طرف دیگرمسؤلان محلی نیز وقتی پیشرفت دانش آموزلن را دیدند و ازکم وکیف کارمن با خبرشد، به یاری مدرسه شتافتند وهمه چیز درست شد.
شهرداری وقتی از فعالیت ها وکارآمدی دانش آموزان آگاهی یافت همه را تشویق کرد و روز به روز مدرسه رونق بیشتری پیداکرد.
آری اگر معلم واقعی داشته باشیم در صورت تأمین نسبی می تواند فوق العاده اثربخش وکارآفرین باشد.
در قبل از انقلاب نیز درایران عزیز دانش آموزان شهری و روستائی که دارای استعداد بودند درآزمون ورودی دانشسرای مقدماتی شرکت می کردند، پس از چندسال آموزش زیر نظرمربیان برتر و شرکت درآزمون وکسب موفقیت به عنوان آموزگار استخدام موقت می شدند و پس ازیک سال تدریس درصورت موفق بودن به استخدام دائم در می آمدند و گاهی به روستا های دور اُفتاده می رفتند که برای اولین با معلم را می دیدند.
از بین همین فارغ التحصیلان دانش سرای مقدماتی، نفرات اول تا سوم رابه دانش سرای عالی معرفی می کردند و در دانشسرای عالی که بهترین فارغ التحصیلان دانشسراهای مقدماتی گرد آمده بودند، پس ازسه سال تحصیل به دریافت لیسانس نائل می شدند که درصورت موفقیت به عنوان دبیر دبیرستان ها در شهرستان های مختلف ایران مشغول انجام وظیفه می شدند.
درهمان دانش سرای عالی نفرات اول تا سوم پس ازیک سال کار به خارج ازکشور اعزام می شدند و در دوره دکترای رشته خود شرکت می کردن، بنابراین طبق یک برنامه منظم بهترین دانش آموزان علاقه مند به فعالیت های معلمی به عنوان دبیران برجسته انجام وظیفه می کردند و امروز بسیاری از دبیران ممتاز و قدیمی بازنشسته رامی شناسیم که ریشه روستایی دارند که منشاء خدمات ارزنده درآموزش شده اند.
بنابراین درآموزش وپرورش سرلوحه هر برنامه ای باید به فکر معلم بود،کسی ازخانواده های اصیل و ریشه دار بانهایت علاقه مندی، دلسوزی و با استعداد کافی این حرفه را خود انتخاب کرده باشد و پس از موفقیت در آزمون های ورودی و اطمینان از سلامت جسم و روح، زیرنظراستادان برجسته دوره های علمی و تربیتی را طی کند و به درجات عالی برای تدریس ارتقاء یابد و پس از استخدام به درستی نگهداری شود، بسیاری از مشکلات حل می شود.
معلمان بزرگ ترین سرمایه آموزش و پرورش، بلکه سرمایه های پایدار کشور هستندکه از هرلشکری ارزش بیشتری دارند، سپاه علم و دانش و فرهنگ است که آینده ی کشور به دست توانای ایشان شکل می گیرد همه افراد جامعه، باید در نگهداری و تأمین زندگی آسوده برای این خیل عظیم دانشور بکوشند.
درست است که باید نگهداری از چاه های نفت و معادن گران قیمت نهایت تلاش را داشته باشیم اما سرمایه ای که ازچاهای نفت و معادن سرشار از فلزات گرانبها با ارزش تر است معلمان جامعه می باشند.
شایسته است وزیر محترم آموزش وپرورش که ازعلاقه مندان به ارتقاء آموزش می باشند این نکته را در سرلوحه برنامه خود قرار دهند.
تقریباً بیشتر سرمقاله های مجله فرآیند، نظیر چنین توصیه هایی به مسؤلان بلند پایه می شد اما دریغ از یک جواب!!

تمام حقوق این سایت برای © 2022 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی