جلسه بزرگداشت مقام معلم در هتل عباسی اصفهان در سال ۱۳۷۰

انتخاب و تقدیر از معلم نمونه

از جمله فعالیت های دیگر ستاد، انتخاب معلم نمونه بود که دستورالعمل آن چند ماه فبل از فرا رسیدن هفته بزرگداشت مقام معلم – از ۱۲ تا ۱۸ اردی بهشت هر سال – معلمان نمونه انتخاب می شدند.
در آن زمان استاندار، امام جمعه شهر، هم از اعضای ستاد بودند. در سال های اول شکل گیری ستاد، معلمان نمونه مورد حمایت و تشویق استاندار قرار می گرفتند و زمانی بر ستاد گذشته که از طرف استانداری به معلمان نمونه اصفهان هدایایی تعلق می گرفت که در یک سال به هر یک از معلمان نمونه ۲۰۰ متر مربع زمین تقدیم شد.
در تهران نیز رهیر معظم انقلاب، وزیر آموزش و پرورش، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه و سایر مسؤلان بلند پایه کشور از معلمان نمونه استقبال می کردند با ایشان دیدار می کردند و هدایایی تقدیم می کردند.
فعالیت دیگری که در هفته بزرگداشت مقام معلم صورت می گرفت، دعوت از شخصیت های برتر برای حضور در جمع معلمان نمونه اصفهان و سایر فرهنگیان برتر بود.
در اصفهان به هر بهانه و به هر مناسبتی، در حضور جمع کثیری از فرهنگیان و علاقه مندان به معلم و آموزش وپرورش، از شخصیت های برجسته فرهنگی تکریم و تجلیل می شد.
تکریم و بزرگداشت خدمات فرهنگی و آموزشی بدرالدین کتابی، ( در تابستان ۶۶- در تالار اداره کل).جلال برجیس( در اردی بهشت۶۷در تالار اداره کل ) تیمور غیاثی نژاد( در پائیز ۶۴ – در مرکز تحقیقات معلمان)، سید حسین عریضی( در تابستان ۷۰ در تالار اداره کل)، تجلیل و تکریم از ۲۵۰ نفر از معلمان دانشور بازنشسته (در پائیز ۷۰)
دعوت از شخصیت های عالیقدر علمی، فرهنگی:
استاد احمد آرام، دکتر سید جعفر شهیدی، استاد محمد تقی جعفری، مهندس علیقلی بیانی، دکتر منوچهر فرهنگ، دکتر حسینعلی هروی، مهندس ایرج حسابی، استاد سید محمد دستغیب،دکتر حسین وحیدی، استاد احمد بیرشک، استاد احمد سمیعی گیلانی، دکتر سیاوش آگاه، دکتر کمال الدین جناب، دکتر احمد کتابی، دکتر علیمحمد کاردان، دکتر محمود حسابی، دکتر علی اکبرتوسلی، دکتر ابوالقاسم قلمسیاه، دکتر سیاوش آگاه و شخصیت های برجسته از وزیر و معاونان آموزش و پرورش از جمله دعوت شدگان بودند.
نعدادی این شخصیت های برجسته توسط استاندار محترم اصفهان دعوت می شدند.

ابتداء قبل از جلسه اصلی که در هتل عباسی برگزار می شد، در جلسه ویژه ای، در خانه معلم و یا در محل مناسب دیگری، با حضور شخصیت های برگزیده استان، از استادانی که از تهران دعوت شده بودند، در یک فضای علمی و فرهنگی، به شایستگی، تکریم و تجلیل می شد.

در روز بعد، همین استادان دعوت شده از تهران، در ضمن سخنرانی، از معلمان نمونه استان اصفهان، تجلیل می کردند.
این روش برای چند سال ادامه داشت. برای مثال: در یازدهم اردی بهشت سال ۱۳۷۰در زمانی که آقای واقفی استاندار اصفهان بود، آقایان: استاد احمد آرام، دکتر جعفر شهیدی، دکتر کمال الدین جناب و استاد محمد تقی جعفری، در هتل عباسی در جلسه وبژه ای، با حضور خواص، مورد تجلیل قرار گرفتند و فردای آن روز یعنی ۱۲ اردی بهشت، میهمانان عالیقدر، در تالار بزرگ هتل عباسی، در جمع حدود ۴۰۰ نفر از معلمان نمونه و مدیران برجسته و شخصیت های ممتاز دانشگاه های اصفهان، سخنرانی کردند.
این سخنرانی ها، در جلد اول مجموعه کتاب های آیین فرزانگی، به چاپ رسید.
در هتل عباسی استاد محمد مهریار با خطابه پُر شوری به میهمانان عالیقدر، خوش آمد گفت و از ایشان تجلیل کرد.
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد
استادان بزرگوار، دانشمندان فرهیخته:
اتَت رَوائِحُ وَ زادَ الحِمی وَ زیدَ غَرامی فدای خاک در دوست باد جان گرامی
خوش آن دمی که درآیی و گویمت بسلامت قَدَمتَ خَیرُ قُدوم نَزَلتُ خَیر مقامی
من نمی توانم در این فرصت کوتاه کمی از احساسات مردم ایران، مردم اصفهان و آن آبهت و شکوهی که از قدوم استادان بزرگی، همچون: استاد احمد آرام، استاد محمد تقی جعفزی، استاد سید جعفر شهیدی و استاد دکتر کمال الدین جناب را که در اصفهان به وجود آمده، توصیف کنم و نمی دانم چگونه مقدمشان را سپاس گویم.
حقا که اصفهان از دیدار این رجال علم و ادب، کمال شکرگزاری را دارد. ما در اصفهان منتظر قدوم شما بودیم.
بهر دیدار رخت از راه دور صبح و شام آئینه دار است اصفهان
با دلی پُر شوق و چشمی اشگبار مقدمت را خواستار است اصفهان
از گل رخسار و لعل دلکشت این بهارش به ز پار است اصفهان
سپس استاد مهریار از یکایک میهمان عالیقدر با ذکر صفات برجسته ایشان ستایش کرد.
************
آیت الله طاهری امام جمعه محترم اصفهان:
( ۱۲ اردی بهشت ۱۳۷۰)

من مکلف بودم به دلیل این که اصفهان ما امروز میزبان میهمانان عالیقدری است که عمری را در راه علم و دانش و فضیلت و اخلاق صرف کرده اند، در این محفل با شکوه حضور پیداکنم و خیرمقدم عرض کنم. من مقدم این بزرگان، استاد محمد تقی جعفری، استاد احمد آرام، دکتر سید جعفر شهیدی و دکتر کمال الدین جناب را گرامی می دارم، با این شهر شهید پرور خوش آمدید. قدم شما بر روی چشم ماست.
اجمالاً حدیث کوتاهی از رسول اکرم(ص) نقل شده که فرمودند:
وقروا من تعلمون منه العلم وتعلمون العلم و یا تواضعوا لمن تعلمون منه العلم و لمن تعلمونه
درباره آیت الله مطهری همین منزلت بس که او به عنوان یک معلم شناخته شد و سالگرد درگذشت و شهادت او را روز “معلم” قرار دادند.
از حضرت علی (ع) روایت شده که فرمودند:
الآباء ثلاثه اب ولدک و اب زوجک و اب علمک پدران سه قسم اند.
اول پدری که از صلب او به دنیا آمدی، تحمل سختی ها و رنج هایی را کرده تا تو را به سنی رسانده که تحویل معلم و کلاس و مدرسه داده است و بعد هم نیازمندی های مادی تو را تدارک می بیند اما از دایره اب ولدک بیرون نمی رود.
دوم پدری که همسر تو را تربیت کرده و وسائل زندگی اجتماعی تو را فراهم کرده است. اب زوجک .
سوم پدری که تو را آموزش می دهد.
خداوند درباره پدر و مادر توصیه می کند:
و وصیناالانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکر لی و لوالدیک …. لقمان ۱۴
ابتداء به پدر و مادر توصیه می کند سپس روی مادر انگشت می گذارد که:
حماته امه وهناً علی وهن و فصاله ثلثون شهرا احقاف ۱۵
مادر او را با کراهت و رنج و مشقت ۹ ماه در درون خود حمل کرده و بعد هم شیر داده مجموعاً سی ماه طول کشید.
باری خداوند درباره پدر و مادر جسمانی تا این حد اهمیت داده و سفارش کرده است. حال خودتان حساب کنید درباه معلم روحانی چه باید گفت؟ معلم روحانی مقام بسیار والایی دارد که علی (ع) فرمود: من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً
اگر کسی یک حرف به من یاد داد مرا بنده خود ساخته است.
درجنگ بدر نیز اطلاع دارید که پیامبر اسلام فرمودند: هر اسیری که بتواند ۱۰ نفر از مسلمانان را با سواد کند، آزاد می شود. یعنی به منطق آموزش و تعلیم و با سواد کردن اهمیت دادند که، با سواد کردن ۱۰ نفر برابر است با آزاد کردن یک اسیر!!
ضمناً امام صادق(ع) می فرماید: اگر نطفه سقط شد، هرکس عامل سقط باشد، باید ۲۰ مثقال طلا، دیه بدهد.
حال اکر این نطفه علقه شد. دیه آن ۴۰ مثقال است و اگر علقه مضغه شد دیه آن ۶۰ مثقال است. اگر استخوان پیدا کرد ۸۰ مثقال و اگر روی استخوان گوشت آمد، ۱۰۰ مثقال دیه آن خواهد بود و وقتی روح در آن دمیده شد دیه آن به ۱۰۰۰ مثقال می رسد.
راوی می گویدآقا! شما تا حالا ۲۰ مثقال ۲۰ مثقال بالا آمدید، حالا یک مرتبه شد ۱۰۰۰ مثقال؟ فرمود: این فضیلت روح است بر جسم. و خدا می خواهد، کار را بر بندگانش آسان بگیرد که ۱۰۰۰ مثقال فرموده و الا برای روح نمی توان قیمت معین کرد. حالا مقام معلم که مربی روح است معلوم می شود.
اما دانش آموزان نیز باید شاگردی کنند و درس ها را خوب بفهمند این طوطی وار حفظ کردن علم نیست، باید درس را فهم کرد، درک کرد و به کار بست.
اگر دانش آموز درس را بفهمد و درک کند شب امتحان استراحت می کند و لازم نیست بی خوابی بکشد. وقتی مطالب درسی را با معرفت آموخت در امتحان مسلط خواهد بود و برای فردای جامعه عضو مفیدی خواهد شد.
************
آقای محمد علی مهدی پور مدیرکل آموزش و پرورش استان ضمن خیر مقدم به میهمانان عالیقدر، گفت:
استدعای عاجزانه ای بخصوص از میهمانان عزیز دارم، که امید است مورد استجابت قرار گیرد. چون می دانم که با مسوؤلان درجه اول کشور، ممکن است در تماس باشند و این تقاضا این است که:
فرهنگ و آموزش و پرورش ما نیاز فوری و جدی به اهتمام و رسیدگی دارد. ما شدیداً نیازمند معلم واجد شرایط هستیم. بدبختانه جامعه فرهنگی ما از وجود شخصیت های برجسته ای همچون استاد بدرالدین کتابی و استاد حسین عریضی و امثالهم تهی است. اینان دار فانی را وداع گفته و گمان نمی برم آموزش و پرورش ما به این زودی ها بتواند برای آنان اندیشمندان، جایگزین پیدا کند. ما کی؟ و کجا می توانیم خلاء ناشی از فقدان این معلمان بی بدیل را پُر کنیم؟
نگرانی این جانب به عنوان یک مدیر، کمبود معلمان فرزانه است. درد امروز ما از دست دادن این معلمان بزرگ است.
امیدوارم هفته بزرگداشت مقام معلم فرصتی باشد برای اندیشیدن و تفکر درباره گزینش معلم، تربیت معلم و نگهداری معلم. چون راه شکوفائی جامعه با آموزش و پرورش مترقی و راه پیدا کردن آموزش و پرورش مترقی داشتن معلمان فرهیخته و واجد شرایط است.
**********
دکتر کمال الدین جناب:
(۱۲ اردی بهشت ۱۳۷۰)
ضمن تشکر، من در یک خانواده فرهنگی متولد شدم. پدرم به علوم قدیم و زبان فرانسه آشنا بود.به طلاب و علاقه مندان تدریس می کرد. سال ها جلال الدین همائی با پدرم همراه بود به خانه ما می آمد، نزد پدرم درس می خواهد و درس های هیأت، ریاضی، اسطرلاب و غیره را نزد پدرم آموخت. گاهی سؤال می کرد و با هم بحث علمی داشتند. عموزاده ام، ضیاء الدین جناب ابتداء در مدرسه باقریه که به وسیله مشیرالملک تأسیس شده بود دوره ابتدایی را طی کرد سپس در مدرسه آلیانس ادامه داد و به توصیه پدرم وارد خدمات فرهنگی شد. وی با همکاری مرحوم آسید سعید طباطبائی مدرسه گلبهار را تأسیس کرد. در کلاس های بالا لگاریتم، جبر، مثلثات را که به ابتکار خود تنظیم کرده بودند، تدریس می کردند.
در سال ۱۳۰۰ مرحوم ضیاء الدین جناب به دعوت مرحوم صارم الدوله دوره متوسطه صارمیه را تأسیس می کند که من در آن جا دانش آموز بودم. مدرسه صارمیه در سال ۱۳۰۵ اولین دوره دیپلم را بیرون داد.
از همکلاسی هایم مرحوم حسین عریضی بود که از دوم ابتدائی تا پنجم متوسطه همکلاس بودیم. فکر بلندی داشت و همواره از محیط خود بالاتر فکر می کرد، با عشق و علاقه وظائف خود را انجام می داد.
در آن زمان احمد آرام و غلامحسین زیرک زاده به دعوت ضیاء الدین جناب به اصفهان آمدند و به تدریس پرداختند.
در این مدرسه به ورزش و آموزش های نظامی اهمیت می دادند. ضیاء الدین جناب و زیرک زاده که مترجم خوبی هم بود به ما علوم ( فیزیک و شیمی ) و ادبیات درس می دادند و مهندس زاهدی ریاضی، جبر و مثلثات تدریس می کرد. در آن زمان وسائل نقشه برداری نظیر تئودولیت داشتیم که در زمین ها و میدان های اطراف مدرسه، منطقه دراطراف الیادران نقشه برداری می کردیم.
در درس شیمی خاطره جالبی دارم.
می دانیم در زمین موجودات جاندار به طور مرتب اکسیژن می گیرند و گاز کربنیک پس می دهند و گیاهان در روز این گاز کربنیک را می گیرند و در اثر فتوسنتز، اکسیژن پس می دهند. اما گاز کربنیک دائماً در جو افزایش پیدا می کند. البته در آب دریا هم کربنات وجود دارد و هم بیکربنات. هروقت گاز کربنیک در هوا زیاد می شود، کربنات آن را می گیرد و بی کربنات درست می کند و برعکس! اما گاهی تعادل به هم می خورد و آب این تعادل را برقرار می کند.
اما متأسفانه در این زمان گاهی گاز کربنیک در جو زیاد می شود و زمین حالت گلخانه ای پیدا می کند. گلخانه نور را می گیرد و به حرارت تبدیل می کند و این حرارت را آنقدر که لازم است، پس نمی دهد. در نتیجه گلخانه گرم می شود و به همین دلیل پیش بینی می کنند که هوای زمین در حال گرم شدن است و لذا یخ های قظبی ذوب و سطح رودخانه ها بالا می آیدکما این که فعلاً این نگرانی در جایی مثل هلند به وجود آمده است.
باری این ها مباحثی بود که در درس شیمی بحث می کردیم.
پس از دریافت دیپلم چون در یک خانواده فرهنگی بزرگ شده بو دم و خواهرم نیز مدرسه دخترانه ای تأسیس کرده بود، یک سال تدریس کردم و در سال ۱۳۰۷ در دانشسرای عالی تهران ثبت نام کردم و در نزد دکتر محمود حسابی به فرا گرفتن فیزیک پرداختم. آن چه امروز دارم و در این مرسم با شکوه دعوت شده ام ، بازتاب نوری است که معلمان من به من آموزش داده اند.
آقای دکتر حسابی در کنار ما می نشست، ما سیم پیچی و لحیم کاری و کارهای آزمایشگاهی می کردیم و ایشان نظارت و راهنمایی می کردند. به پیروی از او تلاش می کردیم اما هر گز نمی توانم ادعاکنم که حتی به اندازه پنجاه در صد وی کار می کردیم.

تمام حقوق این سایت برای © 2022 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی