سرنوشت کتاب در جهان امروز و فردا

سرنوشت کتاب در جهان امروز و فردا

دکتر رعدی آذرخش

 من امروز از سابقه ی بسیار قدیم کتاب و از این که این وسیله ضبط و نشر و انتقال دانش های بشری کی و چگونه پیدا شد و در تاریخ چند هزار ساله ی تمدن های خاور و باختر چه تحولاتی پدید آورد و خود نیز چه از لحاظ شکل و وضع ظاهر و چه از لحاظ مندرجات در معرض چه تغییراتی قرار گرفت سخن نخواهم گفت زیرا اولاٌ گمان می کنم اکثراً کما بیش بر این مباحث آشنائی دارند و ثانیاٌ بر فرض این که عده ای حتی اطلاعات کلی در این باره نداشته باشند فعلاٌ مجال کافی برای راضی ساختن حس کنجکاوی آنان در این زمینه نخواهیم داشت.

بیان اهمیت کتاب در تمدن و فرهنگ اقوام مختلف هم از مقوله ی توضیح واضحات خواهد بود و شاید در این مورد اشاره ی اجمالی به این نکته کافی باشد که تا زمانی که عصر روزنامه و مجله و به دنبال آن دوره ی فرمانروائی سایر وسایل سمعی و بصری کسب خبر و دانش از قبیل فیلم و میکرو فیلم و رادیو و تلویزیون آغاز نشده بود کتاب و تا حدی مقداری از کتیبه ها تنها وسیله ی مطمئن و رائج برای ضبط و انتقال معلومات و روایات و اخبار به شمار می رفت. در آن روزگار که از قدیمی ترین ادوار تاریخ مدرن بشری شروع و به دوره ی ظهور روزنامه و مجله ختم می شود کتاب و کتابخانه مخزن و منبع و پناه گاه منحصر به فرد و نسبتاً پایدار علوم و معارف انسانی و در حکم محفظه و حافظه ی تمدن ها و فرهنگ ها بوده است.

اگر بخواهیم تنها به ذکر چند مثال از میان هزاران مثال قناعت کنیم می توان گفت که نام و پیام فیلسوفان نامی یونان و روم قدیم از قبیل افلاطون و ارسطو و سیسرون و سنک Seneque فقط به برکت کتاب هائی که نوشته اند توانست از هفت خوان وحشت و ظلمت قرون وسطای اروپا بگذرد و از دوره ی رنسانس به بعد، یعنی پس از مدتی متجاوز از هزار سال رونق و اعتبار خود را از سر گیرد. چنان که می دانید از خود سقراط کتابی در دست نیست و اگر افکار و اقوال و سر گذشت او موضوع قسمتی از نوشته های شاگرد وفادارش افلاطون قرار نمی گرفت مسلماٌ از حکومت و همت و شجاعت اخلاقی  و اعلام حقیقت و این که  جام شوکران را لا جرعه به سر کشید جز نامی و حتی شاید کم ترین خاطره ای در صفحه ی روزگار باقی نمی ماند.

هنگامی که ساسانیان قریب شش صد سال پس از غلبه ی اسکندر و نفوذ تمدن یونانی در صدد احیاء رسوم و سنن مذهبی و ملی ایران باستان بر آمدند و خواستند مانند دوران هخامنشی قدرت مرکزی نیرومندی در این کشور پدید آورند چاره ی کار را در این دیدند که اولاٌ با کوشش فراوان متون پراکنده و متروک اوستا را جمع آوری کنند و ثانیاٌ روایات داستانی و تاریخی قوم ایرانی را ضمن کتب متعدد که مهم ترین و معروف ترین آن ها” خوتای نامک” یا خدای نامه و در واقع شاه نامه ی پهلوی بود مدون سازنده و می دانیم که همین خدای نامه گذشته از آن که قصص و اخبار و قسمتی از حقائق تاریخی مربوط با دوار مقدم بر دوره ساسانی را در دسترس ایرانیان همان دوره قرار داد و از این راه خدمتی بزرگ به تجدید عظمت و وحدت ملی ایران کرد در دوره ی اسلامی هم الهام بخش و سرمشق منظومه ی حماسی جاودان ایران و بلکه یکی از بزرگ ترین منظومه های پهلوانی جهان یعنی شاه نامه ی فردوسی شد و زنجیروار ارکان ملیت ایران قبل از اسلام و بعد از اسلام را به یکدیگر پیوند داد و ادامه و استمرار کم نظیری را در ارزش های فرهنگی و طرز تفکر ادبی و فلسفی و حیات ادبی این کشور کهن سال میسر ساخت.

فراموش نکنیم که لااقل سه تن از نامی ترین پیغمبران یعنی حضرت موسی و عیسی و محمد مصطفی علیهم السلام و اگر زرتشت را هم به آن ها اضافه کنیم چهار تن از بزرگ ترین پیشوایان مذهبی جهان- که در عین حال بنیان گذار چهار تمدن معروف فکری و اخلاقی و یا چهار فرهنگ معنوی جهان گیر به نام فرهنگ مزدائی و یهودی و مسیحی و اسلامی بوده اند رسالت خود را با آوردن کتاب هائی به نام اوستا- تورات- انجیل و قرآن تبلیغ کرده اند و این کتاب ها در طی قرون متوالی و حتی امروز برای تمدن های مذکور مهم ترین سند و مآخذ و مرجع محسوب شده و می شود. هم چنین به خاطر داشته باشیم که به دنبال نهضت دینی عظیمی که شارع بزرگوار اسلام به وسیله ی کتاب آسمانی خود ایجاد فرمود تمدنی گرانمایه به نام تمدن اسلامی پدید آمد که اقوام گوناگون از عرب و غیر عرب و خاصه ایرانیان در گسترش و تکمیل و بارور شدن آن سهیم و شریک بودند و اگر درست بنگریم بنیاد آن تمدن از جهات مختلف بر کتاب استوار بود. منظور از کتاب در این مورد تنها قرآن کریم که البته سرچشمه ی اصلی فرهنگ اسلامی و معجزه ی نبی اکرم بود نیست بلکه کتاب های بی شمار دیگری نیز که دانشمندان مسلمان تألیف یا از زبان های پهلوی و عبری و سریانی و یونانی و هندی ترجمه کردند هر کدام در جای خود پایه ای از پایه های این کاخ عظیم را بر دوش گرفته اند و نیز متن عربی همین تألیف و ترجمه ها بود که در قرون وسطی خاصه در جریان جنگ های صلیبی با اروپا منتقل و به زبان لاتینی ترجمه و بعد ها چاپ شد و مایه ی بخش نهضت فکری و ادبی و فلسفی در اروپای دوره ی رنسانس و ادوار بعد از آن گردید که آثار آن هنوز تا زمان ما ادامه دارد.

پس اگر در تاریخ ایران و سایر کشور های متمدن جهان می خوانیم که رهبران و پیشوایان و روشن فکران آن کشور ها به کتاب و کتاب خانه اهمیت خاصی می دادند نباید از دلیل و علت آن بی خبر باشیم. مثلاٌ اگر می شنویم که وزیر نامی و دانشمند ایرانی صاحب بن عباد نمی توانست ساعتی در حضر و سفر از کتاب دور باشد و به روایتی صد ها و یا لااقل ده ها شتر همواره در سفر ها کتاب خانه ی او را همراه او می بردند باید دریابیم که این روش صاحب بن عباد و امثال او حکایت از فضل فروشی و تفنن و اظهار جلال و جبروت نمی کند بلکه برای این قبیل زعمای دانشمند و مدبر و مدیر، کتاب و کتاب خانه در حکم ضروری ترین ابزار کار و واجب ترین وسیله ی جهان بینی و جهان داری بود. عکس این مطلب نیز ما را به همین حقیقت راهنمائی می کند بدین تعبیر که در تاریخ ملل بزرگ ترین صدمات و لطمات آن روز بر ارکان استقلال و عظمت معنوی آنان وارد می آمد که کتاب خانه ها یعنی گنجینه های دانش و بینش آنان را فاتحان مغرور عمداٌ یا از راه جهالت به دست آب و آتش می سپردند.

هنگامی که با وقایعی ناگوار و ننگین از این قبیل در تاریخ عالم رو به رو می شویم و مثلاٌ می خوانیم که اسکندر با سوزاندن و ویران ساختن کاخ شاهنشاهی هخامنشیان در تخت جمشید دژنبشت ها یعنی گنجینه ی کتاب های ان کاخ عظیم را نیز نابود کرد، یا خلیفه ی دوم عمر بن الخطاب، فرمان داد تا سرداران و لشکریان عرب بر هر کتابی مربوط به ایران و فرهنگ ایرانی دست یابند آن را طعمه حریق سازند و یا در دوره های بحرانی تفتیش افکار در اروپا کالون Calvinدر ژنو و اسلاف و اخلاف فکری و هم سلیقه او در ایتالیا و فرانسه و اسپانیا و آلمان، علاوه برقتل و حبس و آزار مخالفان مذهبی در سوزاندن و نابود ساختن تألیفات آنان اصرار می ورزیدند در عین تقبیح این گونه رفتار های ناروا و شرم آور به این نکته نیز توجه داشته باشیم که آن ها تشخیص داده بودند که در پیکار با تمدن و فرهنگ و زبان و تاریخ و در واقع با هستی یک قوم یا با رواج یک عقیده مطمئن ترین و کاری ترین حربه عبارت است از کوشش در بر انداختن گنجینه های آن تمدن و انهدام پناه گاه های آن عقیده یعنی کتاب و کتاب خانه.

بالاخره بر اثر توجه به این قبیل حقائق به معنی آن همه وصف و مدح از کتاب در ادبیات ایران و ادبیات  سایر ملل به خوبی پی می بریم و دلیل علاقه و عشق بازی دانشمندان و گویندگان را نسبت به کتاب و به قول آنان به این انیس بی آزار و خوش حافظه و مؤدب که تا نپرسید جواب نمی دهد و هرگاه بخواهند لب از گفتار می بندد و انسان از مصاحبت آن ملول نمی شود در می یابیم.

حافظ در این معنی فرماید:

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است                               صراحی می ناب و سفینه ی غزل است

دانشمند دیگری گوید:

هم نشینی به از کتاب مخواه          که مصاحب بود گه و بی گاه

بهجت افزای جان و راحت دل           هر چه دل خواه تست از آن حاصل

این چنین همدمی لطیف که دید         که نه رنجید و نه برنجانید

یکی از گویندگان فارسی زبان- که اگر درست به خاطر داشته باشم کلیم است حیرت خود را درباره ی آغاز و انجام جهان لا تشبیه دنیا به کتاب به وجه شاعرانه ای بیان می کند و می گوید:

ما زآغاز و ز پایان جهان بی خبریم                                   اول وآخر این کهنه کتاب افتاده است

کلثوم بن العتابی شاعر عرب در این باب گویند:

لنا ندماء ما نعل حدیثم                                            امینون مأمونون غیبأ و مشهدا

بلا علة تخشی ولا خوف ریبة                                     و لا تتقی مهنم بناناٌ ولایدا

فان قلت هم احیاء لست به کاذب                                  و ان قلت هم موتی فلست مفندا

شاعر دیگری گفته: و خیر جلیس فی الزمان کتاب.

غرض من از اشاره ی به این مثال ها ذکر تاریخچه ی کتاب نبود بلکه خواستم این نکته را آشکار تر کنم که چگونه کتاب در طی قرون متوالی خاصه پس از آن که صنعت چاپ پدید آمد و تا دو قرن پیش که عصر روزنامه و مجله آغاز شد پاسدار یکه تاز و مراقب بی رقیب و فرمانروای بی منازع در میدان دانش و بینش انسانی بود تا جائی که در تقسیم ادوار بشریت که سخن از دوره ی حجر و دوره ی مفرغ و دوره ی آهن می رود شاید بتوانم دوره ی تاریخ مدون جهان را تا دو قرن پیش دوره ی کتاب بنامیم.

حالا باید دید کتاب که در اعصار گذشته چنان مقام و منزلتی داشته است آیا هنوز در جامعه ی بشری همان قدر و قیمت را دارد یا نه و نسبت به آینده ی آن می توانیم امیدوار باشیم یا نگران و هم چنان که مثلاٌ با اختراع هواپیما و سفینه های فضائی امروز اسب رهوار( ولو رخش داستانی رستم باشد) و عقاب تیز پر( حتی اگر عقاب قصیده ی معروف منسوب به ناصر خسرو را به خاطر آورد) دیگر در زمینه ی سرعت و سبک تازی و بلند پروازی ضرب المثل و سرور زمین و آسمان نیستند آیا کتاب هم به همان قرار نتیجه ی تحولات قرون جدید در دنیائی که انواع و اقسام وسائل سمعی و بصری مانند روزنامه و مجله و رادیو و سینما و تلویزیون به رقابت با او برخاسته اند مورد تهدید قرار نگرفته است؟ و آیا در جهان امروز هنوز عزیز و محترم است و فردا نیز وجودش مغتنم خواهد بود یا خیر؟

باید دانست که این بحث صرفاٌ یک بحث نظری و این سؤال یک سؤال فرضی تفنن آمیز نیست بلکه در اکثر کشور های جهان و از آن جمله در ایران مسلماٌ چنین سؤالی به خاطر بعضی از افراد و حتی شاید به ذهن عده ای از دوست داران کتاب خطور می کند و در پاره ای از مجالس و محافل طرح می شود.

قبلاٌ لازم است خاطر نشان شود که این سؤال اگر چه شایع و رایج است ولی در مقام تجزیه و تحلیل معلوم خواهد شد که اولاٌ طرح آن بدین طریق و بدون هیچ گونه قید و شرطی ممکن است حکایت از یک نوع قضاوت سطحی بکند، ثانیاٌ تصور می کنم به قطع و یقین می توان گفت که انسان متمدن امروز مانند گذشته و انسان فردا هم مانند دیروز و امروز به وجود کتاب نیازمند است و خواهد بود.

اینک به اجمال به توضیح این بیان با اشاره به بعضی از دلایل عمده می پردازم: اولاٌ درباره ی ادامه ی اهمیت و حتی افزایش قدر و منزلت کتاب در جامعه ی انسانی امروز، بزرگ ترین دلیل، یک دلیل حسی است یعنی آن چیزی است که به چشم می بینیم و یا می توانیم ببینیم. به قول مولوی: آفتاب آمد دلیل آفتاب . وبا پیروی از عارف روشن ضمیر دیگری که در پاسخ بیانات سفسطه آمیز مردی مبنی بر نبودن آب در حوض پر از آب کاسه ای از آب همان حوض بر داشت و به صورت او پاشید و گفت دلیل من درباره ی وجود آب همین است و بس ! حالا کافی است که بگوئیم در تمدن عصر حاضر کتاب و کتاب خانه نه تنها ارزش و اعتبار خود را از دست نداده بلکه آشکارا می بینیم که در همه جا خاصه در کشور هائی که از سایر وسائل سمعی و بصری حداکثر استفاده می شود هنوز کتاب بزرگ ترین وسیله ی تعلیم و تربیت و نشر و انتقال دانش به شمار می رود و از تعظیم و تکریم آن ذره ای فرو گزار نمی شود.

نظری به آمار کتاب خانه ها و انواع مختلف آن ها از کتاب خانه های دهکده ها و کارخانه ها و شهرداری ها گرفته تا کتاب خانه های تخصصی و عمومی و انجمن های کتاب در کشور های مختلف بیندازیم و هم چنین به افزایش روز افزون چاپ کتاب و عده ی نسخ آن و به ترقی علم کتاب داری و کتاب شناسی توجه کنیم و به عنایت خاص که امروز یونسکو یعنی عظیم ترین سازمان جهانی تربیتی و علمی و فرهنگی در عین تشویق و ترویج سایر وسائل سمعی و بصری به کار کتاب و کتاب خانه و تشکیل اتحادیه های ملی و جهانی کتاب داران و کتاب شناسان و کتاب دوستان و ترجمه ی کتب مهم به زبان های مختلف و رفع ارزی و گمرکی و سیاسی به منظور تسهیل خرید کتاب مخصوصاٌ به وسیله ی کوپون های مخصوص و رایج در اکثر کشور ها مبذول می دارد بیندیشیم تا به خوبی دریابیم که کتاب هنوز بر اریکه ی جلال و ضرورت و لزوم جا دارد.

 گروهی تصور می کنند که چون کتاب رقبائی به نام مجله، روزنامه، رادیو، تلویزیون پیدا کرده وضع حاضر و آینده ی آن در معرض تهدید است غافل از این که این وسائل جدید رفیق کتابند نه رقیب آن، و حتی رفقائی هستند که به کتاب نه فقط به خاطر گذشته ی بر افتخار آن احترام می کنند بلکه در حال حاضر نیز به ارزش و اهمیت آن واقفند و احتیاج مبرم خود را به آن معترف. البته درست است که امروز بر خلاف قرون گذشته کتاب دیگر وسیله ی منحصر به فرد ضبط و نشر و انتقال دانش و فرهنگ نیست و وسائل دیگر که نام آن ها را بردم سالیان دراز است که به کار افتاده اند اما نکته در این جاست که از طرفی هیچ کدام از آن وسائل جدید بی شک مزایائی بر کتاب به معنی اخص از حیث وسعت حیطه عمل و تجسم مطلب به وسیله ی تصاویر گویا( منظورم فیلم و تلویزیون است) و یا از حیث تماس سریع تر و وسیع تر با مردم جهان( مقصودم مجله و روزنامه است) و بالاخره از لحاظ دستیابی آسان به همه کس در همه جا( مرادم رادیوست) دارند، ولی هیچ کدام از آنان با داشتن آن مزایای فرعی نتوانسته و نخواهد توانست دو مزیت مهم از مزایای خاص کتاب را از او برباید. بدین معنی که اولاٌ خواننده ی کتاب از همه کسانی که از سایر وسائل سمعی و بصری استفاده می کنند آزادی عمل و امکان انتخاب دارد. بینندگان تلویزیون و سینما های عمومی و شنوندگان رادیو نا گزیرند که در ساعات معینی فقط برنامه هائی را که این وسائل پخش می کنند ببینند یا بشنوند و امکان انتخاب برای آن ها بر خلاف آزادی خواننده ی کتاب یا معدوم است یا لااقل بسیار محدود. ثانیاٌ و مهم تر از همه حضور ذهن و تمرکز حواس مقرون به آزادی عملی که برای خواننده ی کتاب در یک محیط آرام دست می دهد و امکان تعمق و غور و مراجعه و مطالعه ی مکرر که پایه و مایه ی هر کار علمی و ادبی دقیق و ارجمند می باشد منحصراٌ یا اقلاٌ بیش از سایر وسائل از خصوصیات و برکات پایدار کتاب است و بس.

باری در مقایسه ی کتاب با وسائل نسبتاً مشابه دیگر می توان ساعت ها سخن راند و ما امروز فرصت این کار را نداریم ولی به گمان من نتیجه ی چنین مقایسه ای قبلاٌ معلوم است زیرا مسلماٌ کتاب در میدان مسابقه پیروزمند و سر بلند خواهد بود.

بالاخره تکرار می کنم که نزد صاحب نظران موضوع مقایسه ی کتاب با سایر وسائل سمعی و بصری تعلیم و تربیت به منظور احراز برتری یکی از آن ها اصلاٌ نه مطرح است و نه معقول، بلکه بیش تر کوشش ها و دقت ها متوجه این است که در این باب از این گونه مناقشه های لفظی احتزاز شود. زیرا هرگاه جوانب امر به دقت سنجیده شود آشکار خواهد شد که تعریف کتاب به معنی اعم( یعنی به معنی وسیله ی ضبط و نشر و انتقال علم و نه فقط به معنی جزواتی از کاغذ که مطالبی روی آن نوشته و چاپ و صحافی می شود) تا حدی و تحت شرایطی می تواند شامل سایر وسائل مذکور هم بشود. به عبارت دیگر روزنامه و مجله و برنامه های علمی و ادبی و هنری رادیو و تلویزیون و فیلم های مستند نیز انواعی از کتاب هستند منهای بعضی از مزایای اصلی و منحصر کتاب. از طرف دیگر بر فرض اصرار در نگاه داشتن این گونه تقسیم بندی های فنی، نکته ی مهم و اساسی این است که هماهنگی کامل و تقسیم وظایف و مطالب بین کتاب از طرفی و مجله و روزنامه و رادیو و فیلم و تلویزیون از طرف دیگر ایجاد و تکمیل شود.

در خاتمه می خواهم از این بحث اجمالی چند نتیجه عملی در مورد کشور خودمان بگیرم:

اول این که در کشور ما مانند هر کشور دیگری که در شاهراه ترقی قدم بر می دارد لازم است که به موازات توسعه و تکمیل سایر وسائل سمعی و بصری سعی بیش تری در اصلاح و بهبود وضع کتاب و کتاب دار و طرز استفاده ی بهتر از آن خواه در کار تحقیق و مطالعه، و هم چنین در مورد جمع آوری و حفاظت نسخ خطی و نفیس و نادر به عمل آید. در خصوص مطلب اخیر باید بگویم که حفظ و حراست کتب نفیس و خطی ایران به همان اندازه برای فرهنگ و تمدن ایران و جهان مهم است که حفاظت و صیانت ابنیه ی تاریخی ما. زیرا هر دو نوع از این آثار میراث گرانبهای فرهنگ پر افتخار ما هستند.

در ثانی آرزومندم که هر چه زود تر با همکاری کامل وزارت فرهنگ و هنر و وزارت آموزش و پرورش و وزارت اطلاعات طرح های دقیق و برنامه های جامعی به منظور راهنمائی عملی طبقات مختلف، خاصه دانش آموزان و دانش جویان و افرادی که در پرتو پیکار ملی و جهانی با جهل و بی سوادی خواندن و نوشتن فرا می گیرند، با مساعدت مطبوعات کشور تهیه و اجرا گردد و مخصوصاٌ نصایح لازم به این طبقات درباره ی طرز انتخاب کتب قرائتی و نحوه ی مطالعه، و طریق استفاده از آن ها در عین استفاده از سایر وسائل داده می شود. امیدوارم تصور نشود که منظور من از این تفصیل تشویق آن ها به این است که مثلاٌ در اکثر ساعات بیداری همه ی کار ها و وظایف خود را کنار گذاشته غرق در مطالعه کتاب بشوند بلکه مقصود این است که از هر طبقه و حرفه ای باشند در برنامه ی روزانه ی خود فراخور احتیاجات فردی و اجتماعی و شغلی خود یک یا چند ساعت را صرف مطالعه ی صحیح و مفید بفرمایند و در این کار هم البته از حد اعتدال تجاوز نکنند زیرا افراط در هیچ کاری پسندیده نیست.

پروفسور” ژان مازاریک” و شاگرد او” ادوارد بنش” دو رئیس جمهور سابق چک و اسلواکی هر دو مردان دانشمند و کتاب دوست و کتاب خوان بودند ولی بنش- در مطالعه افراط می کرد تا حدی که گاهی از کار های دیگر باز می ماند. مازاریک روزی به شوخی به او گفت:” رفیق عزیز تو بیش از حد وقت خود را صرف کتاب می کنی و خود را خسته می کنی، مطالعه بکن و کتاب بخوان اما در حد اعتدال، تا فرصت مطالعه در کتاب طبیعت و اجتماع هم داشته باشی.”

آخرین نکته جواب به این سؤال است که سرنوشت کتاب در دنیای آینده چه خواهد بود؟ بی آن که ادعای غیب گوئی و غیب جوئی در این باب داشته باشم گمان می کنم با توجه به آنچه گفته شد جواب این سؤال را هم می توان اجمالاٌ داد و گفت: تا روزی که علم و صنعت انسانی وسیله ای کشف و اختراع نکره است که امکان تمرکز حواس و سایر فوائد مترتب بران را به اندازه کتاب برای جویندگان دانش فراهم کند کتاب و کتاب خانه هم چنان بر مسند عزت و احترام بر قرار خواهد بود و روزی نیز که فرضاٌ چنان وسیله ای کشف شود ولو نام دیگر بر آن نهند در معنی کتاب خواهد بود منتهی در لباس دیگر.

به فرموده هاتف:

سه نگردد بریشم ار او را                                     پرنیان خوانی و حریر و پرند

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی