شکوه تاریخ

شکوه تاریخ
مرحوم‌ بدرانصاری

خانم پروفسور هاید ماری کخ، ایران‌شناسی آلمانی و نویسنده کتاب «از زبان داریوش» در اواسط تیرماه ۱۳۸۲ با گروهی از دوستانش از آلمان به ایران آمد و پس از بازدید از شهر پارسه «پرسپولیس» پایتخت شاهان هخامنشی، اقامت کوتاهی در تهران داشت. مسئول انجمن فرهنگی ایران زمین گفتگویی با این ایران‌شناس آلمانی انجام داده است که اینک سطوری از آن گفتگو را در زیر نقل می‌نماییم:
«مسئول انجمن فرهنگی ایران زمین از این خانم پرسید: چرا دوره هخامنشی این قدر برجسته‌تر از دوره‌های دیگر است؟خانم ماری کخ گفت: مشخصه‌ها بسیار زیاد است که می‌شود نام برد در دوره هخامنشی شکوه و جلوه‌ای خاص وجود داشت و ۲۸ کشور در امپراتوری هخامنشی به صورت یک اتحادیه اداره می‌شدند یکی از دلایل بقای این اتحادیه وجود اقوامی بود که به فرهنگ‌های مختلف تعلق داشتند. صرف‌نظر از معماری و بناهای باشکوه و آن آزادی که بین اقوام بود افراد هر قوم می‌توانستند فرهنگ و زبان و دین خود را حفظ کنند. مورد دیگری که مهم به نظر می‌رسد، امنیت این دوره است. این درست است که خیابان‌کشی بسیار شده و رفاه برای مردم فراهم شده بود و خبررسانی به سرعت انجام می‌گرفت چنانکه در یکی از لوح‌های گلی این عنوان شده که: آنقدر جاده‌ها امن بوده‌اند که فقط ۲ نفر به همراه ۴ نفر خدمه یعنی جمعاً شش نفر با چند اسب و دیگر حیوانات باربر از بابل هدایایی برای «داریوش» به پارسه «پرسپولیس» می‌بردند که مشتمل بر گنجینه‌ طلا و اشیای گران قیمت بوده و این در حقیقت بیانگر امنیت بسیار بالایی است که با وجود ساختن قلعه‌هایی در شهرها به دست آمده است:
و چنین پیداست که نیاز نبوده که هخامنشیان پاسگاه‌های اضافی بسازند. برای این‌که امنیت در امپراتوری هخامنشی حاکم بوده است. و این یکی دیگر از همان عناصر متمایزکننده دوران هخامنشی از دیگر دوران تاریخ است.»
داریوش، به روایت تاریخ
هخامنش، سر دودمان سلسله هخامنشی و جد اعلای کوروش و داریوش، از مشاهیر بزرگ «پارس» به شمار می‌رفت. پسر او «چش‌پش»‌ از سوی مردم پارس به حکومت آن دیار برگزیده شد. (هخامنش، در پارسی باستان مرکب از دو جزء است. جزء اول «هخا» به معنای «دوست و یار» و جز دوم «منش» از «منه» به معنای حس باطنی، فهم و شعور و اندیشیدن و جمعاً به معنای «دوست داشتن است» جلد ۱۴ لغت‌نامه دهخدا، صفحه ۲۰۷۰۷)
داریوش اول مشهور به داریوش بزرگ پدرش «ویشتاسب» و او فرزند آرشام و آرشام پسر آریامنا بود. ویشتاسب از زمان «کوروش کبیر» والی پارس بود.
داریوش اول در سال ۵۴۹ پیش از میلاد مسیح بدنیا آمد و در سال ۴۸۶ پیش از میلاد پس از ۳۶ سال پادشاهی بر ایران زمین و شهرهای بزرگی از جهان درگذشت. آرامگاه او در نقش رستم نزدیک تخت جمشید پابرجاست.
داریوش «آتوسا» دختر کوروش کبیر را به زنی گرفت، «خشایارشا» و سه پسر دیگر زاده این پیوند بود. داریوش دختر «گیریاس» یکی از دوستان نزدیکش را هم بزنی اختیار کرد و از این زن هم صاحب سه پسر شد.شاهان هخامنش بیش از مدت دویست سال حاکم مطلق جهان بودند.تاریخ‌نگاران امروز جهان می‌گویند: با توجه اندک به نقشه امروز جهان و مشاهده مرزبندی کشورها، امپراتوری داریوش بزرگ شباهت زیادی به افسانه دارد!
تاریخ‌نگاران می‌گویند: حدود شهریاری این پادشاه خردمند و خردپرور پرتوان که در کشورداری نظیر نداشت، بدین‌سان بود: از شمال رود دانوب (بزرگترین و مهم‌ترین رودخانه‌ اروپای مرکزی و جنوبی)، کوه‌های قفقاز، سیبری، دریای خزر و رود سیحون، از مغرب: کشورهای غربی شبه جزیره بالکان تا سواحل دریای آدریاتیک، صحرای لیبی، الجزایر و کارتاژ (تونس فعلی)از جنوب و جنوب غربی: دریای عمان، خلیج‌فارس، حبشه و سرزمین مصر. از مشرق: وادی رود سند،‌ هند، چین، تبت و سواحل رود گنگ.
داریوش، به تأسی از کوروش کبیر از ادیان ملل مغلوب حمایت می‌کرد چنانکه: «وقتی وارد مصر شد، پس از ورود به ممفیس پایتخت مصر برای آن که مردم مصر را از خود راضی کند… نخست نظر طبقه کاهنان و روحانیون مصر را که قدرت زیادی داشتند با شرکت در مراسم عزاداری «گاو مقدس آپسین» و پرداخت یکصد تالان (یکصد و بیست هزار تومان به پول حالیه) جلب نمود و کاهنان برای داریوش احترام زیادی قائل شدند.»درباره کارهای داریوش در مصر اسناد و کتیبه‌های به سه زبان آسیایی (پارس قدیم) وجود دارد. از جمله سنگ نبشته‌ای است که به زبان‌های مصری و عیلامی و آشوری بر روی آن نوشته شده است. «داریوش مدرسة طب مصر را که در «سائیس» در معبد «نیت» ویران شده بود از نو ساخت.»
داریوش با هزینه خود معبد «آبتیس» در «ممفیس» را به افتخار «آمون را»‌خدای مصریان از نو ساخت.باستان‌شناسان در نزدیکی کانال سوئز کتیبه‌ای یافته‌اند که براساس نوشته روی آن داریوش دستور داده بود که بین رود نیل و دریای سرخ یک راه آبی درست کردند و بدین ترتیب کانالی بوجود آوردند که کشتی‌های آن زمان براحتی می‌توانستند از رود نیل به دریای سرخ و از آنجا به دریای عمان و خلیج فارس رفت و آمد کنند.
داریوش جهت سهولت رفت و آمد مردم مصر، در بین شهرهای آن سرزمین اقدام به ساختن راه‌های زیادی نمود و برای رفاه مردم مصر خدمات بزرگی انجام داد و صاحب محبوبیت عظیمی در میان آنان شد. این محبوبیت تا بدانجا پیش رفت که دانش‌پژوهان و بزرگمردان مصری او را در ردیف فراعنه کشور مصر می‌شمردند و برایش همان احترامی را که برای فراعنه قائل بودند روا می‌داشتند.
بندهایی از چند کتیبه که سخنان داریوش به خط میخی بر آن‌ها منقوش است و در قرن معاصر باستانشان در حوالی کانال سوئز کشف کرده‌اند چنین است:
بند اول: خدای بزرگی است اهورامزدا که آسمان را آفریده، که این سرزمین را آفریده، که بشر را آفریده که خوشی را به بشر داد، که داریوش را شاه کرد، داریوش را به سلطنت مملکتی رسانید که بزرگ است و اسب‌ها و مردان خوب دارد.
بند دوم: منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه ممالکی که از تمام نژادها مسکون است. شاه ایران زمین بزرگ و آن دورها پسر ویشتاسب هخا منشی.
بند سوم: من پارسی‌ام، از پارس مصر را تسخیر کردم. به فرمان من این کانال (سوئز) را از پی رود (رود نیل) که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس بدان روند، کنده شد، چنانکه امر کردم و کشتی‌ها روانه شدند چنانکه اراده من بود.
کتیبه بیستون
در چهل کیلومتری کرمانشاه، در کنار جاده همدان کوهی سر به فلک می‌ساید که «بیستون» نام دارد. در دل این کوه حجاری‌ها و کتیبه‌هایی به چشم می‌آید که نشان دهنده شکوه و جلال ملت سرفراز ایران است.در یکی از این حجاری‌ها تصویری از داریوش بزرگ در حالی که ایستاده و دست راستش را به تقدیس از اهورامزدا بلند کرده و بالای سرش «فروهری» در حال پرواز است و «بردیای» دروغین در زیر پای چپش بر زمین افتاده دو نفر از سربازان هخامنشی پشت سرش ایستاده و مقابل «او» ۹ تن دست بسته (۹ پادشاه که در زمان وی در کشورهای تحت تسلط هخامنشی دست به شورش زده بودند و داریوش آن‌ها را دستگیر کرده بود) دیده می‌شود.
داریوش شاه شاهان، در کتیبه‌های بیستون فتوحات خود را به زبان پارسی باستان و خط میخی هخامنشی و خط میخی بابلی و عیلامی بیان کرده است. در این جا از ترجمه کلام منقوش در کتیبه‌ها که ثبت صفحات تاریخ است خودداری و تنها به ترجمه بند دوم و سوم و چهارم کتیبه‌های بیستون اکتفا می‌شود.
بند دوم: این است آن چه من کردم، هر چه کردم، به هر گونه به یاری اهورامزدا بود. از زمانی که شاه شدم، نوزده جنگ کردم به یاری اهورامزدا، لشگریان را درهم شکستم و شاه را گرفتم.
بند سوم: این ۹ نفر را در میان این جدال‌ها دستگیر کردم.
بند چهارم: ممالکی که شوریدند، دروغ آن‌ها را شورانده بود. زیرا آن‌ها به مردم دروغ گفتند: پس از آن اهورامزدا این اشخاص را به دست من داد و با آن‌ها چنانکه می‌خواستم رفتار کردم. ای آن که پس از این شاه‌خواهی بود با تمام قوا از دروغ بپرهیز. اگر فکر کنی چه کنم تا مملکت من سالم بماند دروغگو را نابود کن.
هرودوت ملقب به پدر تاریخ (۴۸۴ـ۴۲۵ق.م) می‌گوید: «ایرانیان معتقدند که زشت‌ترین کارها در عالم دروغگویی است و بعد نیز بدترین چیزها بدهکاری است. زیرا در میان دلایل دیگر آدم بدهکار ناچار به دروغ گفتن می‌شود.
اولین واقعه‌نگار جهان
داریوش بزرگ را به حق می‌توان اولین واقعه‌نگار جهان خواند. او آنچه در طول ۳۶ سال پادشاهی خود انجام داده بود بر روی سنگ‌هایی که به نام کتیبه معروف است حک کرد. در این کتیبه‌ها او مقتضیات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی آن روز جهان را نگاشته و چه بسا ممکن است در آینده نه چندان دور نیز کتیبه‌های دیگری در سرزمین‌هایی که تحت فرمانروایی او بود بدست آید.
راه‌سازی در دوران شاهان هخامنشی اهمیت فراوانی داشت. شاهان هخامنشی با ایجاد راه‌های هموار و گسترش آن‌ها تمام نقاط امپراتوری هخامنشی را به هم وصل کرده بودند. چنانکه با وجود این گونه راه‌ها سفر به پایتخت هخامنشی چون پاسارگاد، شوش و استخر به سهولت انجام می‌گرفت.
یکی از مهم‌ترین راه‌ها، جاده‌ای بود که از «شوش» آغاز می‌شد و در «سارد» پایان می‌یافت. این راه توسط داریوش ایجاد شده بود. طول این راه، ۲۴۰۰ کیلومتر و ۱۱۱ ایستگاه داشت و کاروانیان در ایستگاه‌ها در نهایت آسودگی به استراحت می‌پرداختند. کاروان‌ها در مدت ۶۰ روز این جاده را می‌پیمودند اما این راه توسط سربازان و ماموران دولتی هخامنشی با اسبان راهوار در مدت یک هفته پیموده می‌شد.
داریوش به جای راه قدیمی بابل به مصر، جاده دیگری از همدان تا مصر احداث کرد و در طرف شرق این جاده راهی ساخت که تا کابل و دره رود سند ادامه داشت.لازم به ذکر است، قبل از داریوش، کوروش کبیر برای سهولت رفت و آمد مردم از شهری به شهر دیگر جاده‌های زیادی احداث کرده بود.داریوش به تأسی از کوروش برای اداره امپراتوری هخامنشی و وحدت میان اقوام و ملل مختلف راه‌ها و جاده‌های زیادی احداث کرد که جملگی این جاده‌ها به راه‌های داخل ایران زمین متصل می‌شد.
داریوش برای نخستین بار سیستم چاپارخانه (اداره پست) را بنیاد نهاد و حمل و نقل کالا را وارد مرحله جدیدی کرد به فرمان او به فاصله هر دویست کیلومتر ایستگاه‌هایی ایجاد شده بود که اسب‌های تیزرو در آن‌ها نگهداری می‌شد تا مأمورین «پست» در هر ایستگاه از اسب‌های تازه‌نفس برای رسیدن به مقصد بعدی استفاده نمایند. این اقدام داریوش سبب شد تا در دنیای آن روزنامه‌ها و پیام‌ها و مرسولات پستی سریع‌تر از گذشته بدست مردم شهرها برسد.هم او، سکه طلا (در یک یاداریک) را برای نخستین بار در ایران رواج داد و کشاورزان را به کشت و زرع بیشتر تشویق کرد و مالیات بر درآمد کشاورزان را تعدیل و امپراتوری بزرگ هخامنشی را به ۲۰ استان تقسیم کرد.
داریوش از نگاه «ویل دورانت»
ویل و آریل دورانت تاریخ‌نگار بزرگ معاصر جهان در صفحه ۴۱۲ جلد اول تاریخ تمدن می‌گوید: «دولت شاهنشاهی پارس که در زمان داریوش به منتها درجة وسعت خود رسیده بود شامل بیست ایالت یا «خشترپاون» می‌شد. و مصر، فلسطین، سوریه، فینیقیه، لیدیا، فریگیا، یونیا، گاپادوکیا، کیلیکیا، ارمنستان، آسور، قفقاز، بابل، ماد، پارس، آنچه امروز به نام افغانستان و بلوچستان معروف است، باختر رود سند در هندوستان، سوریانا، باکتریا، جایگاه ماساگت‌ها و قبایل دیگری از آسیای میانه جزو امپراتوری بزرگ او بود. تا آن زمان هرگز دولتی به این عظمت و پهناوری که در زیر فرمان یک نفر باشد، در تاریخ پیدا نشده بود. پارسی که در آن روزگار بر چهل میلیون ساکنان این نواحی حکومت می‌کرد «همان ایرانی نیست که اکنون می‌شناسیم.»
ویل دورانت در صفحه ۴۱۸ جلد اول تاریخ تمدن می‌گوید: «در چنین دولتی حق و قانون منحصر به ارادة شاه و قدرت قشون بود، هیچ حقی از این حق محترم‌تر شمرده نمی‌شد، و هیچ سابقه و سننی بدون اتکا بر حکم شاه ارزشی نداشت.پارسی‌ها به آن فخر می‌کردند که قوانین ایشان تغییرناپذیرتر است، و وعده یا فرمان شاه به هیچ وجه نباید نقص شود. تصمیمات و احکام شاه، درنظر آن مردم، همچون وحی و الهامی بود که از جانب اهورامزدا به شخص شاه نازل می‌شد…»
اطلاعات شماره ۲۶۹۳۰

برچسب :
تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی