صدسال با آموزش و پرورش اصفهان( محمد خلیلی)

                                                                                   

از آقای محمد خلیلی درخواست کردم از خاطرات خود بنویسند که لطف کردند و نوشته زیر را نه درباره خود بلکه درباره معلم نوشتند که البته به دو دهه قبل برمی گردد و پاسخی به بخشنامه اداره کل می باشد.

 

 

بسمه تعالی

نامه ش ۳۹۴۴/۶۰۴ ه‍ – ۱/۳/۱۳۷۵(اداره کل «آ» و «پ») به کارشناسی‌های داخلی، ادارات «آ» و «پ»، مراکز تربیت معلم و آموزشکده فنی مهاجر.

با  اهداء سلام

چون قرار است …… مقالات علمی، فرهنگی و تربیتی توسط برادر آقای عباس دهکردی جمع‌آوری شده و در جلد چهارم کتاب «آیین فرزانگی» ……. درج و منتشر گردد، لذا تقاضا می‌شود به همکاران محترم ابلاغ فرمایید: مقالات، خاطره‌ها و اشعار….. در خورِ درج در کتاب مذکور را که برای مطالعه همکاران محترم آموزشی ……مفید و ارزشمند است به «ستاد بزرگ‌داشت» مقام معلم به اداره کل ارسال فرمایند……

امام جمعه زاده مدیرکل «آ» و «پ» استان اصفهان

امضاء شریف

۱۱۷۰۹/۶۰۴-۶/۳/۷۵

کلیه آموزشگاه‌ها/دوایر داخلی/کانون فرهنگی تربیتی هدایت/ شرکت تعاونی مصرف.

 

با اهداء سلام

احتراماً، رونوشت نامه فوق‌الذکر جهت اطلاع همکاران علاقمند ارسال می‌گردد./م/۶/۳

سیدعلی ناظری- رئیس اداره «آ» و «پ» شاهین شهر

امضاء شریف

 

بسمه تعالی

۵۲۳۲/۶۰۴ ۴/۲/۷۵

با اهداء سلام

آموزشگاه ……. / کانون فرهنگی تربیتی هدایت/دوایر داخلی/شرکت تعاونی مصرف.

احتراماً به استحضار می‌رساند، چندی پیش مقاله‌ای جالب توسط برادر محترم آقای «محمد خلیلی» از همکاران فرهنگی، که دربرگیرنده احساسات اعتقادی و صادقانه بود، دریافت گردید. لذا در آستانه هفته بزرگداشت «مقام معلم» آن مقاله ارسال می‌گردد تا با مطالعه آن …… توجه بیشتر به «معارف» و زدودن زنگار دلها فراهم آید. %ص ۴/۲

سیدعلی ناظری- رئیس اداره «آ» و «پ» شاهین شهر

(از طرف) امضاء شریف

رونوشت: ۱- رئیس محترم اداره. ۲-معاونین محترم اداره. ۳-گروه درسی دینی و قرآن. ۴- برادر محترم آقای خلیلی.

 

با سلام اینک آن مقاله را بعد از بازنگری، جابجایی عبارات و جملات، افزودن یا کاستن برخی کلمات و آوردن عبارات و آیات قرآنی تقدیم می‌دارم.

لازمست به استحضار برسانم(البته با معذرت) کلماتی که بعضی از “حروف ویژه” الفبای پارسی در آنهاست(پ،چ،ژ،گ) و حرفی از “حروف خاص” الفبای عرب را هم دارند(ث،ذ،ص،ط و…) باید با همان حرف “فارسی” نوشت] اسپهان(اصفهان)، استهبان(اصطهبان)، پانسد(پانصد)، پزیرش(پذیرش)، پزیرفتن(پذیرفتن)، تاقچه(طاقچه)، تپانچه(طپانچه)، تپیدن(طپیدن)، چهارسد(چهارصد)، سپاهان(صفاهان)، گزاردن(گذاردن)، گزاشتن(گذاشتن)، گزرگاه(گذرگاه)و ……[.

برای پاسخ این اعتراض، کلمات “هم آوا” که در “معنا” متفاوتند را باید “چندگونه” نوشت تا معلوم شود، مقصد کدام‌اند. بخصوص که «هم شکل» هم نوشته می‌شوند؟! عرضه می‌دارم: آیا جز اینست که فقط در “جمله” معلوم می‌گردد که “مقصد” چیست. برای مثال این چند کلمه «هم آوا» و «هم شکل» در جمله‌های «متفاوت» معانی «مختلف» دارند.(تیر، سیر، شیر، ملک، مهر و …).

با احترام و درخواست‌های خوش، خیر و شاد برای همگان

محمد خلیلی بهمن ماه ۱۳۹۷

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

همکاران “خدا” ، “پیامبران” و “اولیاء”

 

با “یاد خدا ” و به نام “او” که اول معلم است و  رسولانش را به این«سمت» مبعوث فرموده

سلام بر معلمین محترم و گرامی، شما تلاشگران بزرگواری که در بُعدی از کار با حضرت «رب العالمین» و پیامبرانش همکارید.

امید است که در ماه مبارک رمضان (بهار دل ها و آموزشگاه « ساخته» و« پرداخته» شدن) رحمت و توفیقات خداوندی را دریافت نموده و «ره‌توشه‌ی» سفر پیش  رو، را تحصیل کرده باشیم.

در این هنگام (آستانه سال نو) که  زمان بیداری و برانگیختگی است، آرام دل، با نشاط و سعادتمند باشیم. خواهانم که عید سعید فطر و جشن «فرخنده‌ی» نوروز برای شما خوبان قرین خشنودی خداوند، رضایتمندی و خجستگی باشد. فصل امتحانات است و سد البته سراسر زندگی “صحنه‌ی امتحان”! پس در اندیشه ی «آزمایش» شدن خودمان نیز باشیم. هشدارمان باد! که امتحان گیرنده، خود نیز «مراقب» دائمی است و« ِاشراف» کامل دارد. آیا تنها کافی است که مواظب باشیم دیگری “خطا” نکند؟! و خودمان در زندگی چطور؟!  از حضرت «مربی» و« معلم »کل (آفریدگار، پروردگار) درخواست می‌کنیم که از«چشمه سار» زلال، گوارا و حیات بخش دو کتاب : تشریع (قرآن) و تکوین (آفرینش) سیرابمان فرماید تا گرفتار «سراب» نشویم و موفقمان بدارد که زنگار خواسته های زودگزر و فریبنده را از « دلمان»که باید «سرای محبوب» باشد، بزداییم و دیگر بار به« فطرت» پاکِ خدایی مان بازگردیم.

اکنون که «طبیعت» از سردی و سستی جدا می شود و بیداری و جنبش را آغاز می کند، همچنانکه «سنت»‌های پیام دار «نیاکانمان» را پاس می‌داریم و متاع اندک « هفت سین» را برای سفره‌ی چند روز‌ه‌ی «نوروز» تدارک می‌بینیم شایسته است که با همت و پشتکار به «سین»ها و «صاد»های آسمانی هم توجه و گرایش داشته باشیم نظیر:

سلام، سلامت اندیشه( پندار نیک)، قلب سلیم و «سعی»  برای رسیدن به آگاهی، و رشد و تکامل و برای سعادتمندی و رستگاری با «سبقت» گیرندگان نیکویی ها «پزیرای» سخنان پاکیزه و سودمند(گفتارنیک) هم باشیم و مهمتر اینکه متوجه کار و رفتار پسندیده (کردار نیک) هم گردیم.

(…الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه) (…انما یخشی الله من عباده العلماء…) سوره فاطر آیات ۱۰و۲۷و۲۸

مژده مان باد به این ارزشهای متعالی: صداقت، صدق، صفا، صمیمیت، صراحت، صلح دوستی، صداعت(فاصدع بما تؤمر و… ) سوره حجر آیه۹۴، سازگاری،ساده‌زیستی و استقامت(فاستقم کما امرت و من تاب معک…) سوره حجر آیه ۱۱۲، صلاحیت، اصلاحگری، (…والصلح خیر….) سوره نساء آیه ۱۲۸ (…و ان ارید الا الاصلاح ما استطعت…) سوره هود آیه ۸۸، اهل «صبر» و «صلات»، «سلیم‌النفس»، صحابت و عبد صالح بودن باشیم، و اندیشه‌ی صواب داشتن و منتظر «صبح صادق» بودن، و بسی دیگر…

که همه سرشار از ارزش‌هایند کام جانمان را شیرین و به آنها “متنعم” شده باشیم. جالب است که این کلمات قرآنی را که با حرف “ص: نوشته شده فرموده‌اند با صدای “س” بخوانند: (“یبصط بقره  ۲۴۵ )و (“بصطه اعراف ۶۹) و (المصیطرون” طور۳۷). باری چون ماه «ذیحجه» در پیش است از «رفیق اعلا» استمدادجوییم که «سعی »، «صفا » و «مروه» را همیشه و همه جا  نصیبمان فرماید تا اهل صفای باطن، “مروت”، “آزادگی” و”سخن صادقانه” باشیم. مباد و نیاید روزی که: عزت نفس، کرامت انسانی و ارزشمندی مان  را نادیده بگیریم. متاسفانه در این زمانه «برخورداری ها» با «شایستگی » و « استحقاقها» نسبت عکس دارند.”واقعیتی” است که «بی‌نصییی»ها از آنِ «فرزانگان »است . حضرت عیسی (روح خدا) فرشش زمین بود و بر «مرکب» عریان و بی پالان  سوار می شد ولی خود را از همه بی نیازتر می دانست. پیشانی و دندان جناب “پیامبر را شکستند و پاهایشان را مجروح کردند، اما کسی متعرض ابوجهل و ابولهب نمی‌شد. بسی دیده‌ایم که شاخ درختان «میوه‌دار» را شکسته‌اند و یا تنه شان را آسیب رسانده و با سنگ و چوب به آن ها می‌زنند ولی کسی با درختان «بی میوه» کاری ندارد. البته ابراز این موارد نه برای تن به تحقیر شدن یا توجیه «ستم پزیری» دارد بلکه اقرار به پایین بودن سطح آگاهی، تربیت صحیح، رشد فکری و بلوغ اجتماعی اکثر افراد جامعه را دارد،که باید «تغییر» یابد تا “شایستگان” و “دیگران” در جایگاه متناسب با خود قرار گیرند.


 

همکاران شریف و همدردان محترم!!

این شغل را که به توفیق “حضرت دوست بدان مشغولیم ( شاغل یا بازنشسته) عطای «حق تعالی» بدانیم و حریم محترمش را به شایستگی نگه داریم و سد البته کیفیت بخشی به زندگیِ مادی و معنوی که “ارزشی متعالی است نیز توجه داشته باشیم، ولی امور جاری زندگی نیز گزرا است. خوان معلمین  سفره ی  پرخیر و برکتی است که همگان «ریزه خوار» نعمت های آنند و کیست که خود را «بی نیاز» از «معلم» بداند.

ای کاش چنین نبوده و نباشد که افرادی بدون داشتن عشق خدمت به “هم نوع” یا نداشتن شایستگی لازم، یا به اکراه و یا بیکار نبودن شاغل به این شغل شده باشند.

توجه به کلام مولانا داشتن، روشنگر «اهمیت»  اصل «صلاحیت» داری معلمین و عالمان است که فرمود: خسارت و تباهی «تیغ دادن» در کف زنگی مست بسی کم تر است  از این که « نااهلان» علم را  به دست آرند. آری معلم به جهت اینکه «انسان» امانت اوست خود نیز باید« امین» و دارای “ارزش های” عالی انسانی باشد.

از طرفی اهتمام نورزیدن حاکمان و تأثیرگزاران جامعه به امور “فرهنگ”، “فرهنگیان”،”دانش‌آموزان”، “استادان”، “دانشگاه” و “دانشجویان”، زیان‌های جبران‌ناپزیر برای “ملت”، “مملکت” و “حاکمیت” دارد. زیرا که “اینان” برای حال و آینده در برابر «بداندیشان» و دشمنان” همچون«سدّ» اند که اگر «سدی» آسیب پزیر و شکننده شد، حاصلِ کار و تلاش” سالها” و قرن‌ها” از بین می‌رود و نتیجه ی خون دل خوردن‌های نسلها در طی سالیان متمادی با خطر جدی مواجه می‌گردد و اظهار تاسف، پشیمانی،زار زدن و ظلمت نفسی گفتن ثمری ندارد.

رسالت معلمین که اهلقلم، سخن و بیان هستند پاسداری  و نگهداری از حریم «نوشتار» و «گفتار» است. خدای حکیم در کتاب سراسر حکمتش فرمود:( اقرأ باسم ربک… الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم….) سوره علق آیات ۱و۴و۵ (الرحمن علم القرآن… علمه البیان…) سوره رحمان آیات ۱و۲و۴- (“ن و القلم و ما یسطرون…) سوره قلم آیه۱٫ بیدار باشمان بادا که این گوهرهای ناب و امانت های الهی را نثار هر کس و هر کار نکنیم.  چه زیبا، دلنشین و شکوه‌مند است “سخن رسای”  آن معلم سوخته دل و دلسوز، روان شاد (جلال آل احمد) که نوشت: اگر می فروشی، همان به که “بازوی” خود را !! اما قلم را هرگز !؟ و هم چنین “تن” خود را و نه هر گز “کلام” را !!  سال ها چنین باد، قرن ها چنین باد. و پیشوای ژرف اندیش فرمود:

” اذا فسد العالِم، فسدالعالَم ”  و شاعر حکیم با بصیرت هم فرمود: چو دزدی با چراغ آید، گزیده‌تر برد کالا.

حکیم توس، فردوسی پاکزاد، نیز در سخنی فرمود: مرا “خواری” از “پوزش” و “خواهش” است، وزین “نرم گفتن” مرا “کاهش” است.

و تو ای عزیز ! مپنداری که نویسنده ی این نوشتار خودش را “واجد” آن ویژگی های والا وارزشمند ِ معلمین فرهیخته می داند! بلکه باور دارد و دریافته است که باید آنگونه شد و بود.  این توفیق را از “حضرت رب العالمین”درخواست می‌کنیم که “معلم” رشد، آگاهی و اخلاق ستودنی باشیم، چرا که “پیامبرمان” فرمود: من برای تکمیل و تمام کردن “اخلاق” کریمانه مبعوث شده‌ام(انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق) و خداوند هم در سوره “قلم” تأکید و تأیید می‌فرماید این “ارزش متعالی”  را (انک لعلی خلق عظیم) آیه۴ ، ما وظیفه داریم که نگهدار و انجام دهنده‌ی رفتارهای اخلاقی و ارزشی باشیم در هر زمان (حتی دوران  بازنشستگی) و سرانجام نیز با همین عنوان مقدس(معلمی) هم آوا با انسانهای “رستگار” این زمزمه ی  برخاسته از عمق جان را بخوانیم که:

“رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق ” سوره اسری آیه ۸۰

آنگاه در محضر “باریتعالی” بار یابیم و با انبیاء و اولیاء که معلمین حقیقی انسان و بشریت بودند و هستند “مصاحب و همدم” شویم. آمین.

با احترام و عذر  زحمت، سلامت، دل آرام  و آرامِ جان باشید:

                                                          محمد خلیلی عضو گروه درسی دینی و قرآن ۱/۱۲/۱۳۷۴

 

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی