صدسال با آموزش و پرورش اصفهان( همایون جزی زاده)

نیمه پنهان خورشید علم

نگارش: همایون جزی زاده

مدرس هنر و تکنولوژی مراکز تربیت معلم و آموزش عالی  

  یادش بخیر،در سال ۱۳۵۰ در دبیرستان هراتی به اخذ دیپلم نائل گشتم و همچون یک جوان پر از آرزو در کنکور سراسری شرکت نموده و با معدلی خوب در رشته حقوق قضائی قبول شدم ولی پدرم حسن جزی زاده « فرزند آیت الله العظمی مرحوم شیخ عبدالکریم جزی » اعتقاد داشتند که قضاوت کردن کار سخت و پر مسئولیتی است و علی گونه قضاوت کردن کار هر کسی نیست. لذا در کنکور دانشسرای تربیت معلم شرکت و قبول شدم و ۲ سال را در رشته علوم انسانی در معیت اساتیدی چون: استاد خلیل شعاعی، دکتر خلیل فرزام، دکترقرائتی، استاد رضا دائی جواد، دکتر محمد باقرکتابی، دکتر محمد علی اسلامی، استاد حسن حکمیون و…به پایان رساندم

 

  اساتیدی که یکچارچه عشق بودند و صداقت و علم و پژوهش را به معنای واقعی به دانشجویان هدیه می کردند. در سال ۱۳۵۳ در شهرستان سمیرم به عنوان دبیر آموزش و پرورش استخدام شدم. و در سال ۱۳۵۴ اولین کتاب خود تحت عنوان هنر آموز نقاشی نقش جهان اختراع و ابتکار را تالیف کردم.

در سال ۱۳۵۷ اول انقلاب، به اصفهان، آموزش و پرورش ناحیه ۱ منتقل و در دبیرستان دخترانه شاهدخت آذر« فردوس فعلی» به عنوان دبیر و مربی پرورشی مشغول به تدریس و مسئولیت شدم و همزمان به ادامه تحصیل در رشته ی کارشناسی جغرافیای انسانی و اقتصادی پرداختم. سپس در سال ۱۳۵۹-۱۳۶۰ با حفظ سمت به مرکز تحقیقات معلمان اصفهان که تازه تاسیس شده بود رفته و در معیت اساتید اندیشمندی چون :آقایان محمود کوهی، عباس دهکردی، محمود قیومی، محمد حسن باقی، شهپر مستوفی صدری، جعفرشیخ الاسلام، مهدی صاحب فصول، اکبرمحقق، احمد پایدارفر، محمودکفایی…به تحقیق و پژوهش مشغول شدم. در اولین گام واحد انتشارات و تحقیقات جغرافیایی را بنیاد نهادم،

 ای کاش قلم های مختلف می نگاشتند که این گروه علمی چه کارها که نکردند. از جمله دو هفته یکبار بولتن علمی پژوهشی در زمینه های فیزیک، شیمی، زیست و ترجمه ها، درج مقالات علمی همراه با دعوت از اساتید دانشگاهی استانی و کشوری با هزینه پرواز و هدیه گز اصفهان که جمع مقالات جزوه شده بیش از یکصد بولتن می باشد. « برای اطلاعات بیشترمی توانید به سوابق مرکز تحقیقات معلمان اصفهان مراجعه نمائید»

درست به خاطر دارم از قلب کویر ایران یعنی خور و بیابانک برای حضور در جلسات و تجمع علمی پژوهشی در مرکز تحقیقات شرکت می کردند. تجمعی که یکبارچه عشق و آزمایش میدانی بود. همه گروه ها آنچنان صادقانه کار می کردند که گویا زمان فراموش شده ، برای شرکت در جلسات، همکاران فرهنگی باید از قبل ثبت نام کنند و در نوبت باشند.

ای کاش می شد دست ها و چشم ها سخن می گفتند از آن همه ایثارگری در آن زمان، تجهیزات و وسایل کمک آموزشی کلیه مدارس و دبیرستان های استان اصقهان مجانی تعمیر می شد و…

 در سال ۱۳۶۲ به مرکزتربیت معلم زینب کبری دعوت و به عنوان مدرس هنر و تکنولوژی آموزشی مشغول به کار شدم. در آن زمان همه اساتید به صورت عملی تدریس می کردند و هر یک از مدرسان با کیفی پر از وسیله کمک آموزشی به کلاس می رفتند. و با کمک گرفتن از اوپک- اورهد- چارتها- اورلپ ها – فیلم ها- اسالایدها ، کارت های آموزشی و  … ما را در یک تدریس کاملا علمی- عملی یاری می کرد.

ای کاش دست ها حرف می زدند و قلم های صادق می نگاشتند که در پایان سال تحصیلی به جای شادی، اشک ها جاری بود فقط به خاطر ۲ سال ارتباط عاطفی بی ادعا و به خاطر پیوندهای علمی استاد و دانشجو

وقتی به تصویر می کشم آن همه صداقت و پاکی در تدریس همه اساتید را، افسوس می خورم. آری افسوس می خورم وقتی مقایسه می کنم نحوه تدریس امروزه را چه در دانشگاه فرهنگیان و چه در مراکز آموزش عالی که: انگیزه که مرده است. دانشجو نه اهل تحقیق است و نه پژوهش. پایان نامه ها هم اگر باشد، رونویسی است. با شجاعت می گویم کم تر اثر انگشت استادی را در ورق های پژوهشی ظاهری دانشجو می بینیم.

 از ارائه طرح درس ها توسط استاد و دانشجو چه بگویم، از محتوای کتاب های موجود چه بگویم، از ارائه فعالیت های علمی و آزمایشگاهی چه بگویم، از ارتباط عاطفی استاد و دانشجو چه بگویم، از جایگزینی موبایل به جای ارتباط چشمی استاد و دانشجو چه بگویم، از کتاب خانه های گردنشسته چه بگویم

به مدت ۲۲سال در مراکز مختلف تربیت معلم و مراکز آموزش عالی نجف اباد، شهرکرد، مبارکه، اردستان و دانشگاه اصفهان به تدریس و پژوهش مشغول بودم

یادش بخیر اول انقلاب، از مسئولین و مرفهین بی درد سوال می کردند این ثروت را از کجا آورده ای و چه خوب بود این پرسش، چقدر عالی می بود اگر از مسئولین آموزش و پرورش و در لایه های جامعه فرهنگی و غیره سوال می کردند در این سالیان تدریس یا مسئولیت چه کرده ای فقط وجدانهای پاک و بیدار و خداترس می توانند بگویند ما چه کرده ایم، چه خدمتی به نسل جوان ارائه داده ایم؟؟

آری از قدیم گفته اند: وجدان تنها محکمه ای است که نیاز به قاضی ندارد. تعداد اندکی از اساتید و دانشجویان وجود دارند که علم پژوهی و متعهد و مسئول بودن را جزء عبادات اولیه می دانند و خود اول کسانی هستند که به آن عمل می کنند. این گونه افراد کم تر در معرض دید هستند و اصولا افراد متظاهری نیستند که بخواهند خود را مطرح کنند. زیرا آنان می دانند که ما سبک بالان به قول حضرت علی (ع) زودتر به مقصد می رسیم.

شاید از بین خوانندگان این متن تعداد زیادی باشند که می خواهند بدانند: با این همه اوصاف گفته شده، من چه کرده ام. آیا گفتمان های زیبای من با عمل من یکسان است؟ یا آنکه مثل بعضی ها روضه و شعار برای دیگران می خوانند. بسیار خوب، اکنون از خودم می پرسم، در این ۳۰ سال خدمت و بعد از ان چه کرده ای؟

جواب: با دلی مطمئن و قلبی پاک اظهار می کنم، سعی کرده ام، تقریبا سالی یک فعالیت مثبت علمی، آموزشی، پژوهشی و تحقیقاتی در زمینه های مختلف انجام دهم که از این قرار است

در سال ۱۳۵۵ اولین کتاب خود بنام هنر آموزش نقاشی نقش جهان »اختراع-ابتکار»را به چاپ رساندم

در سال ۱۳۵۶ در اصفهان نمایشگاه فسیل و سنگ های جمع آوری شده را بکمک دکتر جعفریان رئیس موزه علوم طبیعی نامگذاری و برگزار کردم

در سال ۱۳۶۰ دستگاه گردش خون را طراحی و ساخته و به اطلاع وزیر وقت آموزش و پرورش شهید دکتر باهنر رساندم

در سال ۱۳۶۱ تالیف کتاب ریاضیات ۲ نهضت سواد آموزی کشوری را با همکاری شهید خلیفه سلطانی و دیگر همکاران تالیف نمودیم

در سال ۱۳۶۲ در هفتمین نمایشگاه اختراعات و ابتکارات استان اصفهان شرکت و از استاندار و رئیس مرکز توسعه صادرات ایران تقدیر شدم

در سال ۱۳۶۵ جزوه آموزشی origami & cuttingطراحی و برش بکمک کاغذ را در مراکز تربیت معلم به چاپ رساندم

در سال ۱۳۶۷مقام دوم صنایع دستی و ماکت سازی را در استان اصفهان در بین کل دبیران و پرسنل سازمان آموزش و پرورش کسب کردم

در سال ۱۳۶۸ تالیف جزوه آموزش زبان فارسی به اتباع خارجی را با همکاری اساتید دانشگاه تربیت معلم و معاونت دانشجوئی دانشگاه اصفهان به پایان رساندیم

در سال ۱۳۷۰ مجموعه مولاژ لقاح و تغییرات تخمدان در انسان را از مارکوس سومر آلمانی کپی رایت و با تغییراتی تولید کردم

در سال ۱۳۷۲-۱۳۷۳بعنوان مدرس نمونه مراکز تربیت معلم استان اصفهان انتخاب شدم. در سال ۱۳۷۴مقاله با عنوان نقش هنر در آموزش و پرورش ابتدایی را نگاشته و منتخب سمپوزیسم کشوری گردید

در سال ۱۳۷۷ تابلوی ابتکاری و خلاقانه سوره تکویر را طراحی و ترسیم و از مدیر کل ارشاد اسلامی و موسسه نشر آثار امام تقدیر شدم.

در سال ۱۳۷۸ تالیف جزوه آموزشی- درسی خالقیت آری، شعارنه، ویژه داشجویان کاردانی و کارشناسی دانشگاه را به چاپ رساندم

در سال ۱۳۷۹ طراحی و ساخت اسپیرومتر آموزشی را آغاز و در جشنواره خوارزمی تهران شرکت کردم

در سال ۱۳۸۰ در خط فارسی ابداعات و دگرگونی های جدیدی طراحی و ایجاد نمودم»در حال مجوز ثبت اختراع«

در سال  ۱۳۸۶بعنوان پیشکسوت نمونه علمی، پژوهشی از استاندار اصفهان دکتر بختیاری تقدیر شدم

در سال ۱۳۸۸ به تعداد ۲۵ وسیله علمی و کمک آموزشی برای دانشکده علوم تربیتی و  روانشناسی دانشگاه اصفهان با تکیه بر طرح درس و رفرنس های مربوطه، طراحی و تولید کردم

در سال ۱۳۸۹ وسیله بازی و سرگرمی آموزشی فارسی، ریاضی برای سنین مختلف را در کانون آموزش فکری کودکان و نوجوانان ثبت اختراع نمودم

در سال ۱۳۹۰ طراحی و تدوین سرفصل های رشته جدید جغرافیای پزشکی دانشگاه اصفهان را با همکاری اساتید مربوطه به پایان رساندیم

در سال ۱۳۹۱ درهفته پژوهش در دانشگاه اصفهان جزء ۱۰ طرح برتر اساتید و مدرسین مدعو دانشگاه انتخاب شدم

در سال ۱۳۹۲ طراحی و نوآوری چندین تابلوی هنری برجسته را به پایان رساندم

در سال ۱۳۹۳زاویه سنج خورشید، ماه و سیاره را اختراع و ابداع نموده و از دکتر حق جوی رئیس بنیاد نخبگان استان اصفهان لوح تقدیر دریافت نمودم، شرح در آرشیو رادیو تلویزیون مرکز اصفهان

در سال ۱۳۹۴ دو وسیله بازی تونل هوش و بالانس گیم ویژه سنین مختلف را طراحی و تولید نموده و در کانون فکری کودکان و نوجوانان ثبت نمودم

در سال ۱۳۹۵ قوطی کبریت های آموزش پذیر»هوش مصنوعی«را با همکاری استاد اسماعیلی در جهاد دانشگاهی، دانشگاه اصفهان به پایان رساندم

در سال ۱۳۹۶ تافل سه گانه نابینایان را که مقدمه ای بر خط بریل است را طراحی نمودم. در سال ۱۳۹۷خط کش ویژه نابینایان را طراحی که اکنون در حال آزمایش میدانی است. اکنون وقتی پرونده گذشته خود را نقد و بررسی می کنم در پیشگاه خداوندی احساس آرامش می کنم از خود می پرسم: عدم مسئولیت پذیری بعضی ها، بیعدالتی های اجتماعی، رابطه سالاری بجای شایسته سالاری، بها ندادن به اندیشمندان و متفکران متعهد و مسئول جوان و سالمند بویژه افرادی که ۳۰ سال در خدمت علم و تعلیم و تعلم بوده اند. همه و همه حاکی بر نیمه پنهان خورشید علم است که مسئولین در لایه های جامعه نخواسته اند درباره آن بیندیشند و زمانی فرا خواهد رسید که دیگر دیر شده است

همه در انتظار عدالت خداوندی هستیم.

راستی، عجب صبری خدا دارد. اگر من جای او بودم، همان یک لحظه اول که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه رنگین، جهان را با همه زیبائی و زشتی به روی یک دگر ویرانه می کردم. چرا من جای او باشم، همان بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای زشت کاریهای این مخلوق را دارد، وگرنه من به جای او چو بودم، یک نفس، کی عادالنه سازشی با عاقل و دیوانه می کردم

با سپاس فراوان از استاد عباس دهکردی که پیام رسان نیمه پنهان خورشید علم بویژه بازنشستگان هستند. توفیق این همکار اندیشمند را از درگاه احدیت آرزومندم            

                           همایون جزی زاده مدرس دانشگاه فرهنگیان و آموزش عالی

                                                   فروردین ۱۳۹۸

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی