صدسال با دارالمعلمین(حسن حکمیون)

حسن حکمیون

متولد سال ۱۳۱۷ در محله مسجد سید اصفهان

معلم فرزانه یی که علاوه بر تسلط در رشته تخصصی، دارای فضیلت ها و مکارم اخلاقی بود. از جمله پس از شروع کلاس ها بعد از انقلاب اسلامی، در سال ۵۸ در دانشکده محسن مهاجر برای تدریس دعوت شد. در پایان ترم وقتی حق التدریس او را طی یک قطعه چک به او دادند. از گرفتن چک  حق التدریس خود داری کرد و گفت: این وجه را به خزانه دولت برگردانید. وقتی علت را پرسیدند، جواب داد: من در دوران تعطیلی مدارس به دلیل شرکت در راه پیمایی ها ی دانش آموزان و دانشجویان، حقوق دریافت کرده ام ولی کلاس نرفته ام!

وی می گوید: اگر بهترین آسمان خراش ها را هم بنا کنیم عاقبت می پوسد و فرو می ریزد! اما وقتی انسان تربیت می کنیم، او دیگری را تربیت می کند وسومی چهارمی را و این جریان نور علم و دانش همواره  ادامه می یابد و هرگز خاموش نمی شود!

در دبستان، آقای آرسته مدیر ما بود و در هر صبح شنبه سَرِ صف در برنامه صبحگاهی می گفت:

                   بچه ها یک سال بخورید نان و تره و صد سال بخورید نان و کره

با این عبارت ما را به کار و کوشش تشویق و ترغیب می کرد و از درس های نخستین مدرسه بود که من آویزه گوش خود قرار دادم و همواره در زندگی آن را به کار بسته ام. خدایش رحمت کند.

پس از دوره ابتدایی با سه نفر از دوستانم قرار گذاشتیم در ارتش استخدام شویم. با در دست داشتن مدارک، جلو ژاندارمری در صف منتظر ماندیم که یک حادثه ما را منصرف کرد و به معلمی روی آوردیم.

حادثه از این قرار بود که اوراق مدارک یکی از جوانان از دستش اُفتاد و پخش زمین شد. در همین لحظه مأمور ژاندارمری به او با لحن زشت و تندی به او برخوردکرد. ما چهار نفر که شاهد ماجرا بودیم به هم نگاه معنی داری کردیم  و با این زبان مشترک، هر چهار نفر از صف خارج شدیم. آن مأمور ما را مورد خطاب قرار داد که: هی کجا می روید؟ با رفتار خود نشان دادیم این شغل مناسب ما نیست!

دوران متوسطه را گذراندم و در دانشسرای مقدماتی ادامه تحصیل دادم. در سال ۱۳۳۷ با حکم آموزگاری در منطقه لنجان به تدریس پرداختم و همزمان، با یک سال آموزش و در یافت دیپلم در دانشگاه اصفهان در رشته فلسفه و علوم تربیتی به درجه کارشناسی رسیدم.

دوران تحصیل در دانشگاه بسیار سخت بود. با دوچرخه در سرمای زمستان در منطقه لنجان تدریس داشتم و در همان ایام با دشواری زیاد در دانشگاه آموزش می دیدم.

هوا تاریک بود که از خانه با دوچرخه راه می افتادم و برای آن که از سوز سرما در امان باشم زیر پیراهن خود چند صفحه روزنامه قرار می دادم.

این دوران سخت گذشت، ازدواج کردم و پس از طی دوره دانشگاه اصفهان، با داشتن سه فرزند،  در داشگاه تهران ادامه تحصیل دادم و مدرک کارشناسی ارشد را در رشته علوم تربیتی کسب کردم. بیشتر مطالعات مربوط به دوره دانشگاه تهران را در اتوبوس و در بین راه انجام می دادم.

سه روز در اصفهان تدریس می کردم و سه روز در تهران آموزش می دیدم که بسیار رنج آور در عین حال لذت بخش بود. یاد گرفتم در اتوبوس درس بخوانم و از دقایق عمر خود استفاده کنم.

پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد، در سال ۱۳۴۶ در دانشسرای راهنمایی اصفهان ، دعوت شدم و به تدریس پرداختم.

در سال بعد در مسابقه بورس تحصیلی در آمریکا شرکت کردم و به امریکا اعزام شدم و دوره ویژه تربیت معلم را طی کردم.

چیزی که در آمریکا یادگرفتم، یکی این بود که حرف و تئوری حداقل و کار و عمل حداکثر بود. دوم این که جدید ترین و آخرین اطلاعات در کتاب های درسی گنجانیده می شد.

در آن جا درِ کتابخانه و درِ آزمایشگاه به روی اهل تحقیق و عمل باز بود. هر کس از عهده انجام کاری بر می آمد می توانست در حداقل زمان محل مناسبی برای اشتغال پیدا کند.

تحقیقات خود را از همان سال های اول معلمی آغاز کردم. وقتی در اوائل کار، از طریق مدیر مدرسه اطلاع پیدا کردم کلاسم موفق نبوده، به آقای دکتر گلستانه، – استادم در دانشگاه اصفهان -  مراجعه کردم. وی توصیه کرد که حتماً برای تدریس در هر کلاسی باید طرح درس داشته باشی. بدون داشتن طرح درس در هیچ کلاسی تدریس مکن!

از همان زمان و از همان طرح درس ها در پایان هر سال یک جزوه آموزشی تهیه می کردم و سال به سال جزوه ها را تکمیل و نجدید نظر  می کردم که حاصل آن ها چندین کتابی است که تألیف کرده ام.

هر روز صبح زود از خواب بیدار می شوم، مطالعه می کنم، یادداشت های خود را مرتب می کنم و با داشتن طرح درس و برنامه وارد کلاس می شوم. در آخر روز دوباره طرح درس و یادداشت های خود را بررسی و تجدید نظر و تکمیل می کنم. و این عادت همیشگی من است.

در مقاله شمارش معکوس که برای کتاب آئین فرزانگی نوشتم، سی سال تدریس خود را در چند صفحه خلاصه کرده ام و در ابتدای آن نوشته ام:

اگر قرار باشد دوباره به دنیا بیایم شغل معلمی را انتخاب می کنم. زیرا شغلی انسان ساز و  پُر خیر و برکت است. شغلی افتخار آمیز و با ارزشی است.

کار معلم پایدار و گسترده است. دانش آموزان شما، از شما علم و دانش و فضیلت های آخلاقی را فرا می گیرند و همین ارزش های متعالی را به دیگران یاد می دهند و این جویبار زلال، پاک و روشن ادامه دارد.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی