صدسال با دارالمعلمین(رضاجدیدی)

                                                                                   رضا جدیدی

رضا جدیدی متولد ۱۳۱۷ در الیگودرز تحصیلات مکتب خانه ای ابتدایی و متوسطه را در همان شهر طی کرد و بلافاصله در سال ۱۳۴۴ در دانشگاه تهران و دانشسرای عالی پذیرفته شد.

از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۹ در دبیرستان ادب اصفهان ، دبیر و معاون بود. در این دوره در آموزش و تربیت نسل نو فوق العاده اثر بخش بود. همکاران فرهنگی و دانش آموزان خاطرات دلنشینی از گفتار و رفتار این معلم و مدیر برجسته دارند.

 از سال ۵۷ تا  تا سال  ۱۳۷۶ که بازنشسته شد، به ترتیب به عنوان رئیس ناحیه ۴ اصفهان ، مدیرکل آموزش و پرورش استان مرکزی ، مدیر کل آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختیاری خدمت کرد. وی  در تمامی سال های تدریس در مراکز تربیت معلم حضرت فاطمه زهرا و زینب کبری  شهید باهنر در اراک و شهرکرد، دانشگاه اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی، دانشگاه های آزاد و دانشگاه صنعتی اصفهان، تاریخ اسلام، ریشه های انقلاب اسلامی و ادبیات فارسی را نیز تدریس می نمود. پس از بارنشستگی علاوه بر تدریس در ستاد اقامه نماز استان اصفعان به عنوان دبیر ستاد تا سال ۱۳۹۵ فعالیت داشت.

تاکنون تالیفات مختصری از تاریخ مسیحیت.. زندگی امیرکبیر.. ریشه های انقلاب اسلامی و سفرنامه حج.. جلوه های نماز در شعر فارسی و آوای بندگی و خاطرات ۶۰ سال معلمی را که زیر چاپ است را به رشته تحریر درآورده است.

وی سردبیر مجله خانواده مطهر است که هر ماه در آن مقاله  می‌نویسد.

و اینک از میان خاطرات فراوان این معلم عالیقدر، دو خاطره از دوران معلمی در دبیرستان ادب و دانشکده علوم پزشکی را به قلم وی مطالعه می فرمایید:

خاطره اول:

یکی از همکاران فرهنگی در اواخر تابستان و در زمان ثبت نام،  به من گفت : می خواهم نام فرزند یکی دوستان را در دبیرستان ادب بنویسم وضع مالی او بسیار خوب است و می‌توانیم او را در بهترین مدارس خارج کشور هم، بنویسیم پدرش مهندس است راننده شخصی دارند اما  می خواهد پسرش مانند بچه های مردم با اتوبوس بیاید و برود ظهر ها مانند بچه های دیگر در مدرسه بماند.. نان و پنیر بخورد و نماز بخواند.

 گفتم  اشکالی ندارد او را می پذیرم  مگر مشکلی دارد؟ گفت ولی این بچه خیلی لوس و پرتوقع بار آمده است و من  می‌دانم که ممکن است شما را اذیت کند.

  از شما خواهش می کنم این بچه را تحمل کنید و ثبت نام نمایید  اگر این بچه را تحمل کنید زندگی ما عوض خواهد شد و به خاطر همکاری او را ثبت نام کنید. گفتم بسیار خوب. او را پذیرفتم، ثبت نام کردم تا این که معلوم شد  نمره انضباط سه ماهه  او سال تحصیلی او  هشت شد زیرا که یکسره دیر آمدگی و اخراج از کلاس داشت و دعوا می‌کرد و دبیران از او ناراضی بودند.

از او دعوت کردم، با او در چند جلسه به طور متناوب، از سختی ها، موفقیت ها و ناکامی ها و نشیب و فرازهای زندگی در آینده  با او صحبت کردم و از او خواستم روش و رفتار خو را بهبود بخشد. به او تلقین کردم که می تواند با تغییر رفتار خود بهترین نمرات را کسب کند. اتفاقاً نمرات درس های او از جمله نمره انضباط او به طور چشمگیری افزایش یافت.

در سال‌های معلمی خود از چنین موارد داشته ام  که بحمدالله خیلی موثر واقع شده باری دوران تحصیلات آن دانش آموز به خوبی به پایان رسید تا این که  سال‌های بعد که رئیس آموزش و پرورش ناحیه ۴ اصفهان بودم یک روز در ناحیه پنج  برای معلمین بازنشسته مراسم گرامیداشت گرفته بودند خانمی روی سن آمد که جایزه بگیرد گفت آقای جدیدی من را می شناسید گفتم خیر..گفت: من مادر فلان دانش‌آموز هستم که خیلی لطف کردید او را در دبیرستان ادب ثبت نام کردید و حالا در دانشگاه تهران دوره دکترا را می گذراند.  باور کنید اگر آن همدلی و گذشت  و راهنمایی ها را نمی کردید این بچه به دیپلم هم نمی‌رسید. با حرکت پدرانه شما، زندگی ما بسیار متحول شد  و این در نتیجه گذشت و فداکاری  شما بود.

خاطره دوم

در سال هایی که در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تدریس داشتم،  روزی مدیر دروس مرکز گفت آقای جدیدی این دانشجو بین ده نفر اول کنکور پزشکی شده است می خواهد ترک تحصیل کند اگر می شود شما که سنی ازتان گذشته است قدری او را نصیحت کنید که ترک تحصیل نکند.

 آن دانشجو  را به دفتر دانشکده دعوت کردم و پس از گفت و گو و احوال پررسی و عرض  تبریک و تهنیت به مناسبت موفقیت وی به او گفتم:

 پسرم چرا قصد ترک تحصیل داری؟ گفت راستش را بخواهید، زندگی در خوابگاه برایم سخت است من تا دریافت  دیپلم در پایان دوره متوسطه،  لباسهایم را برایم می شستند و اتو می کردند، خوراک و غذا آماده بود و من دست به سیاه و سفید نمی زدم. همه چیز برایم مهیا و آماده بود.  حالا خودم باید لباس بشویم، خودم لباس هایم را اتو کنم، خودم از  از نانوایی نان بخرم زندگی برایم سخت شده است.

پس از شنیدن حرف های او به او لبخند دوستانه زدم و گفتم:  پسرم مردان موفق دنیا، کسانی که نامشان در تاریخ می درخشد، در ابتداء  مردان  استقامت بودند. در مقابل سختی ها مقاومت می کردند و با پایداری مشکلات زندگی را تحمل می کردند و پیروز می شدند.

خود شما نسبت به دانش آموزانی که در کنکور موفق نشده اند تلاش بیشتری داشته اید و به همین دلیل توفیق بیشتری حاصل کرده اید.

ترک تحصیل به منزله پذیرفتن شکست است. باید با مشکلات دسته پنجه نرم کنی و راه ترقی و پیشرفت را طی کنی.

باری پس از چند جلسه که با او و پدرش صحبت کردم نسبت به درس و ادامه تحصیل دلگرم شد. ادامه تحصیل داد با او ارتباط دائمی داشتم آرام ارام با او جلسه گذاشتم و نصیحت کردم و سرگذشت مردان و زنان بزرگ را برایش گفتم در سال های بعد زمینه ازدواج او هم فراهم شد.  پدر و مادرش با گل  و شیرینی به دانشکده آمدند و تبریک گفتند که شما سرنوشت ما را عوض کردید پسر ما موفق شد به درس برگردد و تا آخر عمر ممنون دار شما هستیم

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی