صدسال با دارالمعلمین(علی اکبر جعفری)

علی اکبر جعفری

متولد  ۱۰ دی ماه سال ۱۳۲۱ در گلپایگان.

دوران ابتدائی را در دبستان های فروغی و ادب زیر نظر معلمان وارسته گذراند اما از محمد رضا جلالی که با لطف و مهربانی او را به درس ریاضی تشویق می کرد به نیکی یاد می کند.

در سال ۱۳۳۴ در دبیرستان فردوسی پایگاه دانش و معرفت ادامه تحصیل می دهد.

می گوید این دبیرستان ۸۰ سال قدمت دارد و بزرگترین و زیباترین واحد آموزشی است که در دامان خود شخصیت های خدوم و برجسته ای را تربیت کرده و حق بزرگی به گردن همگان دارد و بر مسوولان بلند پایه است که در حفظ و حراست این کیمیای بی بدیل بکوشند.

برپیشانی این دبیرستان نوشته است:

درخت تو گر بار دانش بگیرد     به زیر آوری چرخ نیلوفری را

در سال اول این مهدی نوروزی بود که توانست کام مرا به دانش ریاضی شیرین کند و راه آموزش ریاضی را برایم هموار سازد.

در سال ۱۳۳۶ وارد دانشسرای مقدماتی گلپایگان شدم که گلهای خوشبو و رنگارنگ را در شهرستان های مجاور در خود جمع کرده بود و دانشسرا را به مجمعی از برجسته ترین دانش پژوهان تبدیل ساخته بود.

آرزو مندم این پایگاه های اصیل که به نیت تربیت معلم احداث شده روز به روز از نظر معنوی و ساخت و ساز توسعه یابد تا معلمان جوان خود را به خوبی بشناسند و اهمیت شغل خود را به خوبی دریابند، مسئولیت پذیر، دانا، توانا، عقلمند و عاشق تربیت نوجوانان و جوانان باشند و یاد بگیرند نسل آینده را طوری تربیت کنند که درآینده ایرانی سرفراز، مترقی و متخلق به اخلاق انسانی داشته باشیم.

وفتی دانش آموز دبیرستان بودم علاقه مند شدم در تمام دروس رتبه اول باشم. وضع زندگی و معیشت پدرم ضعیف بود. می خواستم کتاب تاریخ تهیه کنم قیمت آن ۲۵ ریال بود. به مغازه پدرم رفتم. او در آن روز تنها ۲ ریال فروش کرده بود. تصمیم گرفتم کتاب نویسی کنم . کتاب تاریخ یکی از همکلاسی هایم را قرض گرفتم، یک دفترچه ۴۰ برگ ۲ ریال بود. شب های زمستان وفتی همه اهل خانه می خوابیدند چراغ نفتی را کنارم می گذاشتم و کتاب نویسی می کردم.

از قضا در یکی از شب ها خواب چشمانم را ربود، چراغ نفتی واژگون شد و نیمی از انچه نوشته بودم سوخت اشگ از چشمانم جاری شد. تمام تلاشهایم نقش بر آب شد و زحماتم بر باد رفت.

اما امروز با افتخار می گویم که عزیزان ما نگران این قبیل مسائل نیستند. با پشتکار  و اراده هر در بسته ای باز می شود.

چون در دانشسرا رتبه اول بودم، مرا برای تدریس در دبیرستان ها دعوت کردند و تا امروز ۵۱ سال است که تدریس می کنم.

در سال ۱۳۴۰ با همکلاسی های نخبه، علاقه مند، ممتاز که همه رقابتی کار می کردیم  از دانشسرا فارغ التحصیل شدیم. من می توانستم مانند دکتر جابری که اندکی با من فاصله داشت به دارالفنون رفتیم از سایرین ۲۰۰۰ ریال برای ثبت نام می گرفتند. اما از ما دو نفر تنها ۱۰۰ ریال می خواستند. من به دلیل مشکلات مادی و مقروض بودن پدرم از دارالفنون باز ماندم.

 در سال ۱۳۴۸ لیسانس ریاضی شدم. به مدت ۵ سال با دوچرخه فاصله گلپایگان تا گوگرد را طی می کردم.

 در یک غروب سرد زمستانی با یکی از دوستان در مسیر بازگشت به گلپایگان چند گرگ گرسنه را رو به روی خود دیدیم که اگر به طور اتفاقی یک اتومبیل جیپ ترسیده بود، ما سرنوشت دیگری داشتیم.

۳۴ سال تدریس در دانشسرا، دبیرستان ها و دانشگاه پیام نور تدریس کردم.

هندسه تدریس می کردم، دانشجوی افسرده و غمگینی را در آخر کلاس دیدم، متأثر شدم. در زنگ تفریح او را صدا زدم.

گفتم: چه شده؟ چرا ناراحتی؟

گفت:چه زندگی؟ روزهای تعطیلی و روزهای جمعه و تابستان کارگری می کنم و با این حال کفاف زندگی را نمی دهد و از طرفی پدرم مانع تحصیلات من است.

گفتم: تو شاگرد ممتازی! آینده داری از موقعیت خود استفاده کن!

با پدرش که یک مغازه ساده و ابتدایی داشت صحبت کردم.

گفت: شما چقدر حقوق می گیرید؟

گفتم ۲۰۰۰ تومان.

گفت: این سییگار فروش توی این میدان از شما بیشتر حقوق می گیرد.

گفتم: شما امثال مرا با یک سیگار فروش مقایسه می کنید؟ ملاک ارزشیابی شما سیگار فروش میدان است؟ اصولاً مملکت ما به سیگار فروش نیاز دارد؟

برای او داستان کتاب نویسی خود را شرح دادم و گفتم در دوره ما دانش آموزان با چه مرارت هایی درس می خواندند!

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای                   ما آن شقایقیم که با داغ زده ایم

باری سخنان تشویق آمیز خود را با آن دانشجو و پدرش ادامه دادم. اما بدانید آن دانشجوی افسرده و نا امید آن روز، امروز، در یکی از معتبر ترین دانشگاه های خارج از کشور مدیریت بخش الکترونیک را به عهده دارد.

 

با لا ترین تشویق و تقدیر از معلم نگاه های پُر از مهر و محبت و حق شناسی دانش آموزان است.

من شعر مرگ نرگس(اسکار وایلد)

به یاد می آورم که می گوید:

 

وقتی نرگس مُرد،گل های باغ همه ماتم گرفته، اشگ ریختند وقتی آب چشمانشان تمام شد، کنار جویبار جمع شدند و از جویبار خواهش کردند برای گریستن به آنها چند قطره آب وام دهد.

جویبار آهی کشید و گفت:به درجه ای نرگس را دوست داشتم که اگر تمام آب های من به اشک مبدل شود و آنها را بر مرگ نرگس بپاشم باز هم کم است.

گل ها گفتند راست می گویی!چگونه ممکن بود با آن همه زیبایی، نرگس را دوست نداشت؟

جویبار پرسید:مگر نرگس زیبا بود؟

گلها گفتند:نرگس غالباً خم شده صورت زیبای خود را در آب های شفاف تو تماشا می کرد.تو باید بهتر از هر کس بدانی که نرگس زیبا بود.

جویبار گفت: من نرگس را برای این دوست می داشتم که وقتی خم شده و به من نگاه می کرد می توانستم زیبایی خود را در چشمان او تماشا کنم.

من وقتی در کلاس درس می دهم محو نگاه شاگردانم هستم.  مجذوب آن ها می شوم.زیرا آن ها با یک دنیا حق شناسی مرا نگاه می کنند.

رابطه معلم و شاگرد رابطه پدر و فرزند است.

رابطه باغبان و گل است.

توصیه من به معلمان جوان این است که:

عشق و محبت نسبت به دانش آموزان اولین الفبای تعلیم و تربیت است. معلم باید عاشق شغل معلمی باشد. باید این شغل را آزادانه و از روی عشق انتخاب کرده باشد. معلم طلایه دار تمدن بشری است. معلم بذر آگاهی و آزادی و تفکر و اندیشه را در ذهن دانش آموزان می کارد و با خرافات و خرافه پرستی نبارزه می کند.

معلم باید همواره در حال مطالعه و با دانش بشری همگام باشد. معلم دیروز نمی تواند حتی با دانش امروز پاسخگوی نیاز نسل امروز و به خصوص نسل  فردا باشد. دانش آموزان از ما جلوترند. باید عاشقانه با آن ها همگام باشیم.

برای پیشرفت تمدن و فرهنگ باید به قافله سالاران علم و دانش احترام بگذاریم.

حضرت علی علیه السلام: می فرماید: دانش برترین شرف آدمی است.

یک دستور برای پیروان حضرت علی (ع)

میاسای زآموختن یک زمان

و فردوسی بزرگ می گوید:

                                                                          توانا بود هرکه دانا بود      زدانش دل پیر برنا بود

باران باش و ببار و نگو کاسه های خالی از آن کیست؟

شاگردان در کلاس برای معلم یکسانند و معلم باید کالری وجود خود را به طور یکسان بین دانش آموزان توزیع کند.

شکر خدا که هرچه طلب کردم از خدا         در منتهای مطلب خود کامران شدم.

استاد علی اکبر جعفری در طول حیات پُر خیر علاوه بر تربیت چند نسل دانشور و دانش پژوه و کارشناسان مؤثر در جامعه انسانی در داخل و خارج کشور، کتاب هایی در زمینه رشته تخصصی ریاضی خود در سطوح مختلف تألیف و منتشر کرده اند.

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی