صدسال با دارالمعلمین( حسن حکیمیان)

حسن حکیمیان

 درسال ۱۳۱۵ در اصفهان و در یک خانواده مذهبی متولد شد. ( پدرش روحانی و مادرش روحانی زاده بود)پس طی دوره زبان و ادبیات در دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۸ وارد دانشسرای عالی شد و در سال ۱۳۳۹ به عنوان دبیر زبان در دبیرستان های یزد فعالیت علمی و تربیتی خود را آغاز کرد.

مرتضی پورموسی( همکار با سابقه فرهنگی):

من در طول عمر خود انسانی را به پاکی و خلوص و تلاش برای یادگیری و یاددهی مثل آقای حکیمیان در رشته زبان انگلیسی ندیدم. او استاد مسلم زبان بود و تا پایان عمر دست از خواندن و نوشتن بر نداشت.

به سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی تسلط داشت.در ۸-۷ سال پایان عمر خود به علت لرزش دست از نوشتن باز ماند و در ۲ سال آخر تارهای صوتی سمت چپ حنجره اش او را از سخن گفتن بازداشت.

همواره یا می خواند و یا می نوشت. وقتی دست و زبان وی رو به ضعف نهاد خواندن و نوشتن را به کمک فرزندان خود پی می گرفت.

از چیزهای عجیب این که معلومات وی از استادان دانشگاه بیشتر بود اما اعتقاد راسخ داشت که باید به دانش آموزان دوره متوسطه بپردازم و زبان را در این دوره به گونه یی آموزش دهم که به درجات عالی نائل شوند زیرا دوران شکوفائی استعداد زبان  در جوانان همین دوره متوسطه است. او تمام تجربیات و دانش خود را صرف تربیت جوانان در دبیرستان ها و دانشجویان تربیت معلم کرد.

من که به ترجمه کتاب های شاخه الکترونیک علاقه فراوانی داشتم در جستجوی یک زبان دان علاقه مند و با سواد در ای رشته بودم که پس از جستجوی فراوان آقای حکمییان را پیدا کردم.

او در آن زمان در کلاس چهارم دبیرستان بود و باهمکاری او کتاب آماتور هندبوک الکترونیک را ترجمه کردیم. از آن زمان تا کنون من روز به روز به نبوغ و دانش وی بیشتر پی بردم.

کتاب میناسیان که از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۷۱ تألیف کرده بود، ترجمه کرد.

او عاشق قرآن و نهج البلاغه و پس از آن دلبسته سعدی بود. درس خود را در تمام کلاس ها با ترجمه آیه یی از قرآن یا کلمه کوتاهی از نهج البلاغه به زبان انگلیسی که با خط خوش روی تابلو می نوشت، آغاز می کرد.

دوستان وی گزارش می دهند:

در دوران دانش آموزی به محض این که کلاس پایان می گرفت و مدرسه تعطیل می شد همچون سایه در کنار معلمان خود حرکت می کرد و گاهگاهی ایشان را تا نزدیک خانه بدرقه می کرد و در بین راه از علم و دانش و مصاحبت معلمان خود بهره مند می شد و اشکالات درسی خود را برطرف می کرد.

استراحت وی در کتابخانه شخصی و در کنار کتاب هایش بود. هیچوقت حوصله اش سر نمی رفت و با اشتیاق مطالعه و یادداشت برداری می کرد.

محمد علی اسلامی( دبیربرجسته ادبیات) می گوید:

در سال ۱۳۶۰ در دانشسرای راهنمایی و تربیت معلم  با این مرد بزرگ آشنا شدم. در گردهمایی های علمی و آموزشی در سطح کشور یا منطقه  شرکت کنندگان از تجربیات ایشان برخوردار می شدند. بسیار منظم، به کار خود علاقه مند و اهل مطالعه و تحقیق بود.

وقتی پس از وی وارد کلاس می شدم خط زیبای ایشان را در کنار تابلو می دیدم که آیه یی از قرآن یا عبارتی از نهج البلاغه را نوشته و به زبان انگلیسی ترجمه کرده بود. او همواره پرورش را بر آموزش مقدم می داشت. انسانی جامع الاطراف بود و معنویت را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود.

یکی از دانشجویان وی نقل می کرد من در ابتداء که در کلاس درس زبان شرکت می کردم، در حالی که  هیچ علاقه یی به زبان نداشتم، اما پس از چند جلسه شیفته اخلاق و رفتار وی شدم و تحت تأثیر آموزش های زبان موفق شدم نا کارشناسی ارشد همین رشته را دنبال کنم و از این رویداد بسیار خرسندم.

او در انجمن شعراء شرکت می کرد و گاهگاهی اشعاری می سرود که مورد استقبال اعضای انجمن قرار می گرفت.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی