صدسال با دارالمعلمین ( حسین مصاحبی)

حسین مصاحبی

  • خود نوشته استاد حسین مصاحبی

         در سال ۱۳۳۷ که از دانشسرای عالی تهران فارغ التحصیل شدم طی حکمی به عنوان دبیر

فیزیک در دبیرستان سعدی و ادب منصوب گردیدم هنگامی که برای اولین مرتبه به عنوان

دبیر فیزیک پای دردبیرستان سعدی، این مکان مقدس گذاردم شور و شعف عجیبی درخود

احساس می کردم از آنجا که روزی خود دانش آموز این دبیرستان بودم و جای جای این

ساختمان برای من خاطره انگیز بود مدتی به در و دیوار و گچ بریها و پند و اندرز و

شعرهایی که روی دیوارها تعبیه شده بود نگریستم و به یاد زمان دانش آموزی خود

افتادم که هر روز با این شعرها و جملات حکیمانه زندگی می کردم شعرهایی که اکثراٌ در

این مدرسه مصداق داشت زیرا در آن موقع دبیرستان سعدی خود دانشگاهی بود که در

رأس آن زنده یاد محمدتقی صدری قرار داشت و استادانی چون زنده یادان:

جعفرآل ابراهیم حسین دانشجو عباس نحوی محمدسعید امامی نائینی احمد

سپهری تقی عاملی وحید دستگردی نصراله سرلتی حسام سرلتی صراف نیا

وافی و بزرگانی چون:

دکتر لطف اله هنرفر و حسین مدرس نجف آبادی که اکثراً بعد از تاسیس دانشگاه اصفهان

در آن جا به تدریس پرداختند در آن مدرسه به تعلیم و تربیت مشغول بودند.

    به هر حال اکنون دانش آموز دیروز دبیرستان سعدی باید به جای حسین دانشجو استاد

فیزیک تکیه زده و تدریس نماید. کم کم به خود آمدم و وارد دفتر دبیرستان شدم در پشت

میزی که روزی محمدتقی صدری و ناصرقلی بهاء‌صدری نشسته بودند امروز احمد مدرس

صادقی استاد ریاضی نشسته و با یک دنیا متانت و بزرگواری از من استقبال نموده و پس

از رؤیت ابلاغ روزهایی را که باید در آن دبیرستان تدریس نمایم مشخص نموده و فرمودند

برنامه که تنظیم شد به شما ابلاغ می‌شود.

   برنامه تنظیم و ابلاغ شد اول مهر رسید پس از یک ساعت تدریس برای استراحت وارد

دفتر دبیرستان شدم و با خود می‌اندیشیدم که این همان دفتریست  که در گذشته به

درون آن می نگریستم و آرزو داشتم روزی بتوانم مانند معلمان خود به خدمت فرزندان این

مرز و بوم درآیم و امروز خود به عنوان دبیر در کنار دیگران نشسته و به کار تعلیم و تربیت

جوانان اشتغال دارم.

     در یک لحظه در مقام مقایسه دیدم که اگر روزی بزرگ مردانی که نام برده شد در این

دبیرستان تدریس داشتند امروز بعد از سالها از اهمیت دبیرستان چیزی کاسته نشده و در

دفتر دبیرستان دبیران ارجمند و گرانقدری چون آقایان:

حسن نیلفروشان-مهدی قمصری-حسن نمازی-مهندس حسن تقوی- عباس کیانوش-

محمود پیشه ور-دکتر محمود برجیان-داوری-صفرعلی جمالی-حسینعلی موحدی و… به

تدریس اشتغال دارند و سکان دار این مهد علم مردیست که مظهر انضباط وقت شناسی

مردمداری و تقوی می باشد و می توانم به جرأت بگویم در مدتی که در دبیرستان سعدی

خدمت کردم علاوه بر تدریس بسیاری از فضائل اخلاقی را از جناب احمدمدرس صادقی

ریاست وقت دبیرستان فراگرفتم و اگر موفقیتی نصیم گردیده از تلمذی بوده که در خدمت

مدیران مقتدر و مدبر کرده ام و از خرمن معرفت آن ها خوشه چینی نموده ام.

      این که من روزی به عنوان دانش آموز و دیگر روز به عنوان دبیر در دبیرستان سعدی

رفت و آمد می کردم سبب شد که علاقه ای غیرقابل توصیف به این دبیرستان در من ایجاد

گردد و زمانی که مقرر شد تمام وقت کاری خود را در دبیرستان ادب صرف کنم، از جدا

شدن از ساختمان و فضای با فضیلت و صمیمی آن سخت ناراحت و دلخور بودم ولی

بالاجبار در سال ۱۳۴۳ به عنوان معاون به دبیرستان ادب منتقل شدم و سپس به عنوان

مدیر دبیرستان کار خود را شروع نمودم و با موفقیت تا سال ۱۳۵۲ به کار خود ادامه دادم.

اما وقتی قرار شد دبیرستان سعدی تخلیه و دانش آموزانش در دبیرستان ادب ادغام

گردند حاضر به قبول مدیریت مدرسه ای که پس از انحلال دبیرستان سعدی شکل می

گرفت نشدم و استعفای خود را تقدیم مقامات ذیربط نمودم. چرا که تخلیه و واگذاری

دبیرستان سعدی را فاجعه ای برای آموزش و پرورش می دانستم. وقتی در نظام جدید

مدارسی به نام دبیرستان جامع که تلفیقی از دبیرستانهای نظری و فنی و حرفه ای بود

پیش بینی شد و قرار شد این نوع مدارس در چند مرکز استان دایر گردند و یکی از این نوع

مدارس در اصفهان تأسیس و قرعه فال به نام من رقم زده شد که برای اداره چنین

دبیرستانی انتخاب و قبول مسئولیت نمایم. شایان ذکر است که یکی از دلایلی که این

سمت را پذیرفتم این بود که این دبیرستان جامع سعدی نام گرفته بود و ساختمان آن

عمارت نیمه سازی بود که در سه راه حکیم نظامی احداث شده بود و من ماموریت یافتم

که در اتمام ساختمان و شروع کار مدرسه نظارت داشته باشم با اینکه ساختمان در اول

مهر هنوز کامل نشده بود ثبت نام دبیرستان را برای کلاس های اول از زبده ترین دانش

آموزان شروع و طوری برنامه‌ریزی شد که در اول مهر ماه کلاس ها دایر گردند.

     پس از شروع سال انجمن اولیاء و مربیان انتخاب و خوشبختانه افراد معتقد و مؤمن و

خوش نام به عنوان اعضای انجمن برگزیده شدند که ریاست آن با زنده یاد دکتر صدیق

لقمانی بود و جناب آقای رضا ارحام صدر نیز در این انجمن عضوی فعال بودند چون از طرف

اداره کل مأمور شده بودم که دبیرستان سعدی را تخریب نموده و درآمدی که بابت فروش

مصالح عاید می گردد در راه پیشرفت و توسعه دبیرستان جامع هزینه نمایم با عنایت به

اینکه قلباً با این کار موافق نبودم جلسه انجمن را تشکیل و موضوع را مطرح و اضافه

نمودم که ما مایل نیستیم در این کار ناصواب شریک شویم لذا پس از بحث و مشورت مقرر

شد تخریب از قسمت هایی که اخیراً ساخته شده بود و جدای از ساختمان سعدی بود

شروع گردد تا مردم متوجه گردند زیرا شک نیست که این عمل مورد تأیید مردم اصفهان

نمی باشد و همین طور هم شد هم زمان با خرابی اعتراض مردم شروع شدخبر ماجرا به

مرحوم علی اصغر حکمت که این ساختمان در زمان وزارت ایشان ساخته شده بود رسید و

ایشان با مقامات مربوط تماس گرفته و با تلاش و کوشش فراوان دستور توقف کار را صادر

کردند که خوشبختانه این اقدام سبب شد که از تخریب ساختمان جلوگیری شود و اکنون

هم آرزوی هر اصفهانی این است که هرچه زودتر این ساختمان به صاحب اصلی آن که

آموزش و پرورش است واگذار گردد تا فرزندان این مرز و بوم بتوانند در ساختمان آن در

جهت کارهای فرهنگی استفاده نمایند و در پایان بنده به عنوان یک فرهنگی که سالیان

طولانی در جهت اعتلای تعلیم و تربیت دانش آموزان این استان پهناور فعالیت نموده ام

توصیه ای برادرانه دارم که با اعتقاد و اخلاص کامل کار فرهنگی را باید انجام داد که شاعر

هم فرمود:

                 نالیدن مهجوران سوز دگری دارد                    حرفی که ز دل خیزد بر دل اثری

دارد

زیرا دانش آموزان به عنوان امانت الهی در نزد ما هستند و بایستی در راه ترقی و تکامل

آن ها از هیچ فعالیتی دریغ نورزیم البته بدانیم که خداوند متعال همیشه ناظر بر رفتار ما

هست و خود او اجرا واقعی را به ما عنایت خواهد نمود.‌انشاا…

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی