صدسال با دارالمعلمین ( سید کمال طالقانی)

 

 

شرح حال و آثار سید کمال طالقانی

از چهره های شاخص و ارزنده تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش در دهه های ۳۰-۴۰-۵۰ خورشیدی ، زنده یاد سید کمال طالقانی است.

وی دارای تحصیلات حوزوی و دانشگاهی بوده و از اساتید بزرگ این دو مرکز علمی از جمله: آیت الله محمد تقی لنکرانی از اساتید برجسته حوزه نجف اشرف و استاد بدیع الزمان فروزانفر و استاد محی الدین مهدی الهی قمشه ای از  مفاخر دانشگاه تهران بهره های فراوان برده است.

براستی که نام معلم برازنده او بود چرا که صفات پسندیده انسانی را با علم و دانش همراه داشت و لذا الگوئی شایسته برای فرزندان و جوانان روزگار خود بود به گونه ای که اینک که سالها از فوت زود هنگام آن عزیز می گذرد یاد و خاطره اش در ذهن دوستان و شاگردان و بستگانش به جا مانده و همواره به نیکی از او یاد می کنند.

انسانی با اراده، اهل تحقیق و مطالعه و دارای  پشتکار فراوان بود که حاصل آن تالیف چندین جلد کتابهای درسی و غیر درسی و تاسیس دبیرستان ابن سینا بود. این دبیرستان  دارای آزمایشگاه های مجهز فیزیک و شیمی و زیست شناسی به طور جداگانه، کتابخانه ای غنی از بهترین کتابهای علمی و هم چنین دارای زمین اختصاصی برای ورزش بود . با شور و علاقه زاید الوصفی حتی اغلب روزهای جمعه و تعطیل نیز به امور مدرسه می پرداخت و نهایت تلاش خود را برای فراهم کردن محیطی مناسب برای تعلیم و تربیت جوانان می نمود.

در  دهه ۳۰ شمسی از آنجائی که کتابهای درسی متمرکز نبوده و هر استانی جداگانه اقدام به تهیه کتاب درسی می نمود ، تالیف کتاب درسی مربوط به هر رشته ای را به یکی از افراد برگزیده آن درس محول می نمودند و درس تعلیمات دینی و عربی به ایشان واگذار شد و او با دعوت از دبیران تحصیل کرده و فاضل این رشته هیأت مولفان (هیأت مولفان کتابهای عربی :

آقایان: خلیل اله رفاهی، فخرالدین کلباسی، حسین حجتی، کمال طالقانی، سید علی علوی، مرتضی سامره، محمد علی خادمی، محمد معنوی، محمدباقر کتابی، محمد حسین تدین

و هیأت مولفان کتابهای دینی: آقایان:رضا اسلامی، مرتضی خاتون آبادی، تقی خراسانی، فضل الله ضیاء نور، کمال طالقانی، محمدباقر کتابی، محمد تقی کتابی، فخرالدین کلباسی، جمال الدین موسوی، سید مصلح الدین مهدوی  

را تشکیل داده و کتابهای عربی و تعلیمات دینی دوره شش سال دبیرستان را تدوین نمودند که در جای خود خدمت ارزنده ای به جامعه آموزش و پرورش بوده است.

علاوه بر کتابهای چاپ شده ایشان به غیر از کتابهای درسی عبارتند از: آئین دبیری در دو جلد، اصول دستور زبان فارسی و اصول قواعد عربی دو کتاب چاپ نشده نیز از ایشان به جا مانده؛ ۱- « شرح و ترجمه قصیده بُرده در مدح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله» ۲- « آموزش و پرورش از نظر قرآن کریم» که حاصل تحقیق و پژوهش ایشان در چهار سال پایان عمر بود که در اثر بیماری قلبی از فعالیت های فرهنگی محروم بود.

وی علاقه وافری به شاعران و عارفان بزرگ ایران زمین داشت وبا تأسی  به آنان  به شدت از ریا و تظاهر و عوام فریبی  گریزان بود، در نامه ای به فرزندش نوشته: « هر گاه فرصت کردی خود را با اشعار فیلسوف بزرگ ایران که بینشش از همه بیشتر بوده یعنی حضرت خیام سرگرم کن، و باز هم خود را به دریای بیکران عرفان یعنی افکار بلند حافظ شیراز نزدیک کن، اشعار حافظ را بخوان و در معانی بلند آن دقت کن خواهی دیدکه تمام مشکلات (فلسفی) جوانان امروز سابقه طولانی داشته ، مسائلی که امروز به فکر ما خطور می کند و شاید تصور کنیم این تنها ما هستیم که در مقابل مجهولات لایتناهی قرار گرفته ایم ، پس از مطالعه خواهیم دانست که ده ها قرن پیش به فکر تیز بین بزرگان جهان، گذشته و جز تسلیم در مقابل این جهان عظیم چاره ای نداشته اند.صدها سوال کرده اند و در مقابل پاسخ آن عاجز مانده اند و فقط برای رهائی از رنج و الم ، خود را به عرفان نزدیک کرده ا ند. مولانا جلال الدین مولوی پس از آن همه تحصیل و کسب دانش و میل به عالی ترین مقامات روحانی و امامت و پیشوائی مسلمین ،یکباره به همه پشت پا  می زند و تمام مناصب و مراتب جهانی (دنیائی) را حتی آنها که نام روحانی دارد پوچ و بی ارج و واهی می گیرد، لذا خود را از قید و بند مسجد و محراب و مرید آزاد می کند…….»

و در نهایت پس از عمری تلاش خستگی ناپذیر در سحرگاه عید قربان به دیدار محبوب شتافت. عارف کامل استاد حسین شفیعی  این اشعار را برای سنگ مزارش سروده اند:

          صاحب قلب سلیم  و فکرت آرام  بود

آنکه   اینجا  خفته  انسانی  نکو   فرجام  بود

طالقانی شهرت و سید کمالش نام بود

     عمرش اندر خدمت فرهنگ و دانش صرف بود

روحش شاد

 

 

زندگی نامه سید کمال طالقانی به قلم دانشمند گرامی سید محمد باقر کتابی(ره)

جمله عالم صورت و جانست علم

خاتم ملک   سلیمانست     علم

طالب  علم  است  غواصّ      بحار

علم دریائی است بی حدّ و کنار

مرد  را    باقیّ    و    پاینده    کند

علم آن باشد که جان زنده کند

که   بدانی   من   کیم در یوم  دین

جانِ  جمله علمها  اینست   این

ادیب محقق فاضل مرحوم مغفور سید کمال طالقانی طاب ثراه از نوادگان آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی صاحب کتاب شریف (مکیال المکارم) رضوان الله تعالی علیه و داماد آیت الله مرحوم حاج سید محمد باقر رجائی رحمت الله علیه است؛ بنا بر این در خانواده علم و علما متولد شد. و از همان دوره جوانی شیفته علم مخصوصا علوم و معارف دینی گردید تولد او در اصفهان به سال ۱۳۰۳ اتفاق افتاد؛ وی در ابتداء جوانی در اصفهان به تحصیل علوم دینی اشتغال ورزید و شوق معارف اسلامی در جوانی او را به نجف اشرف که پر رونق ترین مراکزعلوم اسلامی بود کشانید و در آن مکان مقدّس قسمتی از ایام جوانی را به فرا گرفتن معارف والای دینی صرف نمود و خوشیختی او این بود که جوانی را تا سال ۱۳۲۷ در نجف اشرف بالاترین مرکز اسلامی طیّ نمود و با روحی انباشته از معنویت علوی و معارف دینی به اصفهان بازگشت و تا آخر عمر پیوسته به تعلیم و تعلم پرداخت و از فراگیری فرهنگ جدید هم غفلت نورزید و در سال ۱۳۳۱ وارد دانشگاه تهران شد و پس از اخذ درجه لیسانس در سال ۱۳۳۴ وارد آموزش و پرورش شد . از اقدامات مهم او این بود که در سال ۱۳۴۵ با همکاری آقای دکتر کمال موسوی از فرهنگیان برجسته اصفهان دبیرستان ابن سینا را با تمام نیازهای آن تاسیس نمود.

هم چنین با همراهی هیأتی از دبیران فاضل و فرهیخته اصفهان و همت عالی او کتابهای تعلیمات دینی مدارس اصفهان تالیف یافت.

تالیفات دیگری هم دارند مانند: آئین دبیری در دو جلد، اصول دستور زبان فارسی که به چاپ شانزدهم رسیده است و اصول قواعد عربی .

و سرانجام در سال ۱۳۶۷ در سن ۶۴ سالگی به دیدار محبوب شتافت . آنچه درباره ایشان باید نگاشت و من هم که سالهائی با ایشان دوستی و معاشرت داشتم شهادت می دهم این است که چه آن زمانی که با عمامه بودند و چه بعد از آن همیشه با حسن اخلاق و صفات پسندیده بسیاری که در ایشان گرد آمده بود معاشرت می نمودند . صفا و صمیمیت از صفات بارز ایشان بود، مخصوصا وقار و متانت و فروتنی با جامعه و همه مردم زبانزد دوستان و همکاران فرهنگی و گویای منش انسانی پاک ایشان برای همگان محسوس و روشن می نمود.

برخی از صفات متقین که امیر المومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه فرموده اند در وجود ایشان نمایان بود. امیدوارم در بهشت در کنار ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین خوش و سعادتمند باشند.

سید محمد باقر کتابی- اصفهان ۳/۶/۱۳۹۵

 خاطره ای از یکی از شاگردان ایشان

طی سالهای ۱۳۵۴-۱۳۵۵ در دبیرستان ابن سینا افتخار شاگردی ایشان را داشتم ، رفتار و سلوک شان به معنای واقعی دانش آموزان را شیفته و به طرف مشی و اخلاق واقعی اسلامی سوق می داد. در آن سال های پر آشوب جوانی و سرهای پر شر و شور جوانان، آرامش ایشان به مانند صخره محکمی امواج خروشان وجود جوانان را آرام می کرد. در همان سالها در هر فرصتی ما را به مطالعه در ادبیات غنی عرفانی – اسلامی سفارش و توصیه می کردند و با احداث کتابخانه غنی که بیشتر ازکتابهای خودشان بود و به مدرسه آورده بودند ، همگان را به طرف مطالعه ، بخصوص مطالعات ادبی و دینی راهنمائی می کردند. به خوبی به یاد دارم در سال آخر دبیرستان  در یکی از

کلاسها ی جبر ومثلثات که دبیر مربوطه نیامده بودند ایشان سر کلاس حاضر شدند و به تفسیر این غزل  حافظ پرداختند

دولت اگر مدد کند  دامنش آورم به کف              گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف

از دانش آموزان خواستند که در مورد آن صحبت و گفتگو کنند. بعد از چند دانش آموز که صحبت کردند به یکی از دانش آموزان که چهره زرد رنگی داشت و بسیار ساکت بود گفتند  نظرش را بگوید و دانش آموز از جا بلند شد اما هم چنان ساکت بود ، لحظاتی به سکوت گذشت آقای طالقانی گفتند:

عاشقی پیداست از زاری دل              نیست بیماری چو بیماری دل

علت عاشق ز علتها جداست              عشق اصطرلاب اسرار خداست

آن جوان در حالی که گریه شدیدی می کرد کلاس را ترک نمود و همه را مبهوت و حیرت زده بر جا گذاشت، لحظات به سختی و سنگینی می گذشت و در همین حال زنگ زده شد. هر کسی چیزی می گفت و فکری می کرد، چند روزی گذشت و از آن دانش آموز خبری نبود . بعد ها فهمیدیم که او عاشق ودلباخته دختری شده  اما هر دو خانواده مخالف بودند. آقای طالقانی از والدین او جویای حالش شده و بعد اطلاع از ماجرا  با توصیه ها و گفتگو های ایشان با دو خانواده  ماجرا به شکل مطلوبی حل شده  و هم کلاسی ما بعد از چندی سرحال و خوشحال در کلاسها  حاضر شد   و شاید اگر این اتفاق رخ نمی داد و دخالت آقای طالقانی نبود سرانجام دیگری برای این جوان رقم می خورد.

منصور هسته ای – شهریور۹۵  

 

 

 

 

 

 

 

 


تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی