صدسال با دارالمعلمین ( علی اصغر حکمت)

 

 

 

الف: علی‌اصغر حکمت

(تولد ۲۶ مرداد ماه ۱۲۷۱ درشیراز- درگذشت ۱ شهریور ۱۳۵۹ در تهران

 

تحصیلات ابتدایی و متوسطه در شیراز طی کرد و برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در کنار آموختن علوم جدید در مدرسه آمریکایی
( کالج البرز) علوم اسلامی را نزد آیت‌الله میرزا طاهر تنکابنی و سایر مدرسان آموخت و تلاش های علمی و عشق به یادگیری و ریاضت های شبانه روزی او موجب شد به زودی، در زمره مشاهیر فرهنگ و ادب فارسی شمرده شود وآثار بسیار گرانبهایی به خصوص در زمینه‌های ادبی، تاریخی و فرهنگی از خود برجای گذارد.
حکمت در سال ۱۲۹۷ وارد خدمات فرهنگی شد و با نشر مقالات محققانه و تدریس زبان انگلیسی در مدارس متوسطه، کسب شهرت نمود و وارد فعالیت‌های سیاسی شد و با کمک عده‌ای از دوستان و همفکران خود به رهبری علی‌اکبر داور، حزب رادیکال را بنیانگذاری کردند. حکمت تا سال ۱۳۰۹ در وزارت معارف خدمت می‌کرد. در این سال به تشکیلات جدید داور در دادگستری وارد شد و پس از چندی برای مطالعه در امور قضایی و ثبتی به اروپا اعزام شد. وی در اروپا وارد دانشکده حقوق و ادبیات شد و مدرک لیسانس در هر دو رشته گرفت. مأموریت دیگر حکمت در اروپا مطالعه در امر آموزش و پرورش و دانشگاه بود.
وی انگیزه خود را در رشته ادبیات در دانشگاه سوربن را این گونه بیان می کند:
با خود گفتم چکونه می توانم با ندانستن زبان فرانسه به ادبیات بپردازم؟ استفاده از محضر بزرگان علم و ادب برای کسی که زبان فرانسه نمی داند از محالات است.
در آغاز یأس و حرمان عجیبی تمام وجودم را فرا گرفت به طوری که بسیار پریشان حال شدم و چون در آن سن و سال فراگیری زبان برایم غیر ممکن بود تصمیم گرفتم که از دنبال کردن تحصیل صرف نظر کنم. وقتی از هر طرف امواج نا امیدی و اضطراب بر من غلبه کرده بود ناگهان چهره پدرم در نظرم مجسم شد.که داستان نیای مرا برایم بازگفت:
داستانی که پدر بزرگم در سن چهل سالگی با عزم راسخ به شاگردی و کسب دانش روی آورد و آموختن و دانش اندوزی را انتخاب کرد ه بود. وی مدارج ترقی را با کوشش فراوان و ثبات قدم طی کرده و به درجات عالی نائل شده بود.
من هم با همه سختی ها، عزم آموختن کردم، شب ها و روزهای متوالی نیاسودم معاشرت را با همگان از دوست و آشنا و خویش و بیگانه ترک کردم و در انزوای کامل شانزده ساعت در شبانه روز به خواندن، نوشتن و گوش فرا دادن به زبان فرانسه مشغول بودم.
در اثر این تلاش و کوشش اعصابم فرسوده گشت، مبتلا به ضعف و کم خونی شدم، به حال اغماء افتادم. مدتی در بیمارستان بستری شدم. با این همه از راهی که رفتم بر نگشتم. این ها جدای از سختی معیشت بود.
حکمت در حال ادامه تحصیل و تنظیم پایان نامه دکترای خود بو د که در شهریور ۱۳۱۲ به تهران احضار شد و در کابینه ذکاءالملک فروغی ابتدا کفیل و بعد وزیر معارف و رئیس دانشگاه شد. در کابینه جم نیز وزیر فرهنگ بود،وی نخستین رئیسدانشگاهتهرانوبنیان‌گذارکتابخانهملّیایراناست.

حکمت پس از معافیت از وزارت فرهنگ در اسفند ۱۳۱۷ در ترمیم کابینه محمود جم به وزارت کشور منصوب شد. در کابینه دکتر متین دفتری نیز همان سمت را عهده‌دار بود. در خرداد ۱۳۱۹ بار دیگر از خدمت معاف شد و به کار تحقیق و مطالعه پرداخت.

علی اصغر حکمت را می توان در شمار ادیبان و نویسندگان ایران در دوران معاصر قرار داد. از جمله اقدامات وی در عرصه علمی، ادبی و فرهنگی، زمانی که در رأس وزارت معارف قرار داشت، می توان به ساخت کتابخانه ملّی، تأسیس و افتتاح دانشگاه تهران، ساخت دانشکده‌های فنی و معقول و منقول، توسعه و تکمیل مدارس ابتدایی و متوسطه، انتشار مجله ی «تعلیم و تربیت»، انتشار نشریه ی «وزارت امور خارجه»، برپایی کنگره های بین المللی مانند کنگره ی هزاره ی ابن سینا، کنگره ی هزاره فردوسی، کنگره سعدی، ساخت آرامگاه فردوسی، سعدی، حافظ، خیام، ابن سینا و تأسیس موزه ی ملّی ایران باستان اشاره کرد.
حکمت، نه تنها به آثار باستانی و تاریخی داخل کشور توجه خاصی داشت، بلکه زمانی که سفیرکبیر ایران در هند بود، به آثار باستانی و تاریخی هند که به تاریخ ایران مربوط می شد، توجه خاصی داشت و برای حفظ و نگهدای آنها تلاشهایی انجام داد.

وی در ترمیم کابینه فروغی در ۳۰ شهریور ۱۳۲۰ وزیر بازرگانی و پیشه و هنر شد. در ترمیم دیگر کابینه فروغی، وزارت بهداری را برعهده گرفت. در کابینه سهیلی نیز همچنان وزیر بهداری بود.
وی در طول پنج سالی که وزیرمعارف ( آموزش و پرورش) بود خدمات ارزنده و چشمگیری در زمینه توسعه آموزش و پرورش داشت.
می گوید:
در یکی از جلسات هیأت دولت که در حضور رضا شاه ، در سال ۱۳۱۳ تشکیل می شد از من در خواست شد که درباره کم و کیف اعزام دانشجویان به خارج از کشور گزارش دهم. پس از این که توضیح دادم از سال ۱۳۰۵ همه ساله سالی یکصد نفر به کشورهای آلمان، سویس، فرانسه، انگلستان و آمریکا اعزام شده اند و هم اکنون پانصد نفر دانشجو در کشورهای مذکور به تحصیل اشتغال دارند، پس از این گزارش، امر شدکه: از این به بعد این اقدام موقوف شود و نیم نفر هم به خارج نفرستید. باید وسائل تحصیلات جوانان ایرانی در خود ایران فراهم شود. اعزام از آن سال به بعد متوقف شد و این بنده اعتراف می کنم.که همین دستور باعت شد که در ایجاد و تکمیل دانشگاه تهران تسریع شود، روی پایه خود بایستیم و کشور را از هر نظر آباد کنیم.
نا گفته نماند که در همان ایام، پس از مطالعه و به حکم احتیاج به معلم و استاد رضا شاه موافقت کرد که سالی بیست نفرفقط برای رشته معلمی اعزام شوند.
در اوائل سال ۱۳۱۴ وقتی طرح بنای ورزشگاه امجدیه ریخته شد و دیوارهای ورزشگاه بالا رفته بود، رضا شاه از محل ورزشگاه بازدید کرد و پس شنیدن اهداف و فعالیت های که در چنین بنایی صورت می گیرد که جوانان را به زورآزمایی و هنرنمایی و پرهیز از رخوت و سستی وادار نماید و درباره انواع رشته های ورزشی توضیح داده شد،طرح و سبک آن را پسندید و به وزارت کشور دستور داد در همه شهرستان ها چنین ورزشگاهی بنا شود.
در آن زمان جنب و جوشی در همه جا پدید آمد و برای آن که از حماسه شاهنامه فردوسی شعری یا بیتی انتخاب شود که متناسب با اهداف ورزش در همه رشته های ورزشی باشد، همه به تلاش آفتادند و مرحوم علی اکبر دهخدا این بیت را انتخاب کرد که:
ز نیرو بود مرد راستی زسستی کژی آید و کاستی
این شعار را شورای معارف، همچون شعار عمومی ( آموزش و پرورش)
توانا بود هر که دانا بود
که قبلاً به تصویب رسیده بود، مورد تصویب و تأیید قرار داد. مقرر گردید. از آن پس در تمام نامه هایی که از طرف نواحی و مناطق گوناگون ادارات آموزش و پرورش در سراسر کشور و نیز مدارس در تمام سطوح و بخصوص بخشنامه های وزارت آموزش و پرورش صادر می شد این شعار توانا بود هر که دانا بود نوشته شود. به همین ترتیب در تربیت بدنی شعار زنیرو بود مرد را راستی – زسستی کژی آید و کاستی، برای ورزشکاران مورد استفاده قرار می گرفت.
در مورد ساخت و ساز مدارس می نویسد:
یکی از فعالیت های بسیار مهم در بالابردن فرهنگ جامعه مدارس و دبیرستان هایی بود که بعضی از آن ها توسعه یافت و به صورت دانشگاه درآمد. مانند دبیرستان فردوسی مشهد که امروز به صورت دانشگاه مشهد فعالیت های علمی و فرهنگی ممتازی دارد و یا دبیرستان شاهپور شیراز که امروز دانشگاه پهلوی ( دانشگاه شیراز) در سطح وسیعی خدمات علمی و آموزشی دارد. از همین دست دبیرستان ها می توان به دبیرستان سعدی اصفهان اشاره کرد که قبل از تأسیس دانشگاه اصفهان خدمات و رشته های پزشکی در آن دبیرستان با شکوه آموزش داده می شد.
این سنت محمود مدرسه سازی گه در زمان وزارت حکمت آغاز گردید، در زمان وزرای بعدی تعقیب شد. مخصوصاً در زمان وزارت آقایان: اسماعیل مرآت و عیسی صدیق اعلم و دکتر محمود مهران به سرعت پیش رفت و بر تعداد مدارس افزوده شد.
نباید فراموش کرد که نقشه های عمارات دبیرستان ها به دست هنرمند مهندسان عالیمقام ایرانی و خارجی طراحی می شد و نمای بعضی از آن نقشه ها با رعایت سبک معماری اصیل ایرانی در نهایت نفاست و زیبایی انجام می گرفت. و در پیشانی همه ساختمان ها با عبارت مبارک توانا بود هر که دانا بود و یا “دانایی- توانایی” مزین می شد.
معماران و مهندسان خارجی عبات بودند از: موسیو آندره گدار و موسیو سیرو و موسیو دوبرای از فرانسه و موسیو کرافتر از آلمان و موسیو مارکوف از مهاجران روس و اما مهندسان ایرانی عبارت بودند از مهندس محسن فروغی، مهندس اسماعیل سعید کردستانی،مهندس حسین جودت و البته اجرای طرح ها به عهده موسیو آندره گدار بود که به نحو احسن انجام می گرفت.
تا قبل از سال ۱۳۱۲ تعداد انگشت شماری مدرسه به صورت جدید وجود داشت اما تعدادی مدرسه هم به صورت پراکنده در شهرهای شمال و جنوب و مرکز توسط میسیونرهای مسیحی ساخته شده بود.
در طول پنج سال وزارت حکمت در مجموع شصت و سه واحد آموزشی ساخته شد. این واحدها با دید باز، وسعت زیلد و در مناسب ترین محل و بسیار شکوهمند ساخته شد مثلاً دبیرستان سعدی اصفهان در کنار میدان نقش جهان( میدان امام) که از زیبا ترین میدان های جهان است ساخته شد. این واحدها عموماً دارای کتابخانه، آزمایشگاه و میادین ورزش است. از همه مهم تر برای هر واحدی بزرگان و استادان ادبیات از شعرای نامدار قطعاتی شعر سروده یا انتخاب کرده که حاوی راهنمایی دانش آموزان می باشد و با هنرمندی تمام در در و دیوار مدرسه کاشیکاری و یا گج بری شده است
شعرای نامداری که در این زمینه یا شعر سروده و یا اشعار شعرای بزرگ پارسی گوی را انتخاب کرده اند عبارتند از محمد تقی بهار ملک الشعرا، استاد جلال همایی، استاد رشید یاسمی، روحانی شیرازی و دهقان کرمانی این بزرگان ماده تاریخ ساخت مدارس را نیز ساخته اند.
برای نمونه به ساخت و ساز دبیرستان سعدی جنب میدان نقش جهان (میدان امام )اصفهان، اشاره می شود.
ساختمان این دبیرستان در دو طبقه، در سال ۱۳۱۴ شروع و در سال ۱۳۱۶ همزمان با هفتصدمین سال تألیف گلستان سعدی شروع به کار کرد.مساحت عرصه آن ۱۴۰۶۰ متر مربع و ماده تاریخ آن را ادیب شهیر میرزا حسن جابری انصاری سروده است.
هر کس وارد دبیرستان سعدی اصفهان می شود، در همان لحظه ورود، در سر در ورودی ساختمان دبیرستان مجذوب این آیه از قرآن می شود و من یؤتی الحکمه فقد اوتی خیرآًً کثیرا که با عالی ترین خط زینت یافته است.
برپیشانی ایوان ساختمان با شکوه دبیرستان عبارت پُربار دانایی – تواناییدیده می شودکه به خط نستعلیق کاشیکاری شده.
از در ورودی که قدم به دبیرستان می گذاریم چند پله پائین می آئیم در دو طرف شرق و غرب باغچه های پُر ازگُل با طراوت چشم نواز است. فضای درختکاری در تلطیف محیط مؤثر است و به همه جا صفا و آرامش می بخشد. ایوانی که برای قرار گرفتن روی آن باید چند پله بالا رفت، یکی از اصول طراحی است که مدیر، معاون و دانش آموزان بر محوطه اشراف داشته باشند و همه جا را ببینند.
ستون های سنگی بر استحکام و زیبایی بنا افزوده است. اما در ودیوار مدرسه از اشعار ناب تربیتی پُر شده است که در روحیه دانش آموزان فوق العاده مؤثر است.
در طرفین ایوان در زیر دو بال گسترده ساختمان شعر زیبای
توانا بود هر که دانا بود زدانش دل پیر برنا بود
دیده می شود
در طرفین ایوان در جهت غرب و شرق در دو طبقه با این اشعار روبه رو می شویم.
بار درخت علم ندانم بجز عمل با علم اگر عمل نکنی شاخ بی بری
علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی
زمانی میاسای زآموختن اگر جان خود خواهی افروختن
خنک نیکبختی که در گوشه ای به دست آرد از هر خرد توشه ای

پس از ورود به ساختمان در سر در تالار سخنرانی این اندرز حکیمانه گچ بری شده است.
اول اندیشه وانگهی گفتار
دور تا دور تالار سخنرانی جایی که در منظر گوینده و شنونده است این ابیات نغز دیده می شود.
به گوینده گیتی برازنده است که گیتی به گویندگان زنده است
سخن چشم و گوینده چشم آفرین سراپای گیتی بدین چشم بین
مجال سخن تا نیابی مگوی چو میدان نبینی نگه دار گوی
زبان درکش ار عقل داری و هوش چو سعدی سخن گوی ور نه خموش
در قسمتی از راهرو طبقه اول این بیت پند آموز گج بری شده
بودم جوان که گفت مرا پیر اوستاد فرصت غنیمت است نباید ز دست داد
و بر سر در آزمایشگاه فیزیک این شعر آموزنده
اگر به چشم حقیقت نظر کنی به جهان به هرچه می نگری جز خدا نخواهی دید
و بر سر در تاریک خانه آزمایشگاه فیزیک نوشته شده
گرت وحشت آید ز تاریک جای به هش باش و با روشنایی درآی
در سر در ورودی آزمایشگاه شیمی نوشته اند
بار درخت علم ندانم بجز عمل با علم اگر عمل نکنی شاخ بی بری
در طبقه دوم بر سردر اتاق رئیس دبیرستان نوشته اند
تن زنده دل خفته در زیر خاک به از عالمی زنده و مرده دل
دل زنده هر گز نگردد هلاک تن زنده دل گر بمیرد چه باک
دور تا دور حیاط جلو و در پشت دبیرستان جایی که دانش آموزان دربامدادان و زنگ های تفریح قدم می زنند این پند ها و اشعار حکمت آمیز دیده می شود:
اگر در سرای سعادت کس است زگفتار سعدیش حرفی بس است
جوانا ره طاعت امروز گیر که فردا جوانی نیاید ز پیر
غافل منشین نه وقت بازی است وقت هنر است و سرفرازی است
دانش طلب و بزرگی آموز تا به نگرند روزت از روز
می کوش به هر ورق که خوانی تا معنی آن تمام دانی
جایی که بزرگ بایدت بود فرزندی کس ندارت سود
چون شیر به خود سپه شکن باش فرزند خصال خویشتن باش
خنک آن که در صحبت عاقلان بیاموزد اخلاق صاحبدلان
گرت رای و عقل است و تدبیر و هوش به رغبت کنی ژند سعدی به گوس

تأسیس دانشسرا ها:
در دوره وزارت علی اصغر حکمت تعدادی دانشسرای مقدماتی ویژه تربیت آموزگار برای دبستان ها و دانشسرای عالی ویژه تربیت دبیر برای دبیرستان ها تأسیس شد. برای نمونه به ساختمان دانشسرای عالی تهران اشاره می شود.
این عمارت که در خیابان روزولت( شهید مفتح) قرار دارد در سال ۱۳۱۲ به منظور ورزش و به ویژه فوتبال خریداری شد مساحت آن سی هزار متر مربع اما پس از تصویب قانون تربیت معلم زمین مربوط به ورزشگاه امجدیه را به ورزش اختصاص دادند و این زمین به وسیله موسیو مارکف مهندس و معمار روسی در دو طبقه طراحی شد در طبقه اول کلاس ها، تالار آمفی تآتر، کتابخانه و سالن ورزشی و در طبقه دوم دو سالن بسیار وسیع برای خوابگاه دانشجویان در نظر گرفته شد.
در سال های بعد ساختمان دانشسرا توسعه یافت و در قسمت جنوبی زمین دپارتمان ها و کلاس ها ریاضی و آزمایشگاه روان شناسی و گروه فلسفه و درمانگاه دانشجویان جای گرفت.
دانشسرا ها در شهرستان ها در زمین های وسیع و مجهز به تمام نیازمندی های داشجویان بود.
فضای مناسب برای کتابخانه، رستوران، سالن های ورزشی، خوابگاه، سالن های مطالعه، آمفی تآتر آزمایشگاه های فیزیک، شیمی، زیست شناسی و روانشناسی و…….در نظر گرفته شده بود.
در همان سال ها دانشسرای پسران و دختران در تهران، دانشسرای پسران و دختران در تبریز، دانشسرای کرمان، دانشسرای مقدماتی پسران در مشهد و اصفهان، دانشسرای گشاورزی شیراز، دانشسرای کشاورزی رضائیه و……تأسیس و مجهز شد.
ضمناً در همین سال ها میسیونرهای مسیحی و هیأت های تبشیری انگلیسی و آمریکایی و فرانسوی در شهر های محتلف ایرا از جمله اصفهان و کرمان و یزد و تبریز، رضائیه، مشهد، تهران، رشت، همدان مدارس زیادی و مؤسسات خیریه، در زمین های وسیع ساخته و در کنار آن مزارع کشاورزی احداث کرده بودند که غیر از آموزش زبان، مسیحیت و آداب و رسوم خود را آموزش می دادند و شیوه های خود را ترویج و تبلیغ می کردند و آثار شرکت نفت در خوزستان خریداری و در آختیار آموزش و پرورش قرار گرفت.

فعالیت های حکمت :
۱٫ تأسیس دانشگاه تهران
۲٫ تأسیس دانشسراهای مقدماتی درسراسرکشور
۳٫ تاسیس کتابخانه ملّی ایران
۴٫ برگزاری جشن هزاره فردوسی
۵٫ تأسیس فرهنگستان ایران
۶٫ ایجادپیش‌آهنگی وتغییربرنامه‌های مدارس به اصول آموزشی کشورهای خارج
۷٫ ایجادتحول درزبان وادبیات پارسی
۸٫ توجه به آثار باستانی وتشکیل موزه ایران باستان
۹٫ تربیت کادرآموزشی وانتشارنشریات وتوجه به امر ورزش در مدارس
۱۰٫ توسعه وتکمیل مدارس ابتدایی و متوسطه

آثار علی اصغر حکمت:
۱٫ امثال قرآن مجید
۲٫ شرح احوال جامی
۳٫ رساله در باب امیر علیشیر نوائی
۴٫ پارسی نغز (مجموعه‌ای است از برگزیده‌های پارسی‌گویان)
۵٫ تصحیح کشف‌الاسرار؛ میبدی
۶٫ ره‌آورد حکمت، از نوشته‌ها و خاطرات شخصی علی‌اصغر حکمت

ترجمه:
۱٫ پنج حکایت از شکسپیر
۲٫ از سعدی تا جامی؛ ترجمه جلد سوم تاریخ ادبیات ادوارد براون
۳٫ امین و مأمون؛ ترجمه از سلسله روایات اسلامی جرجی زیدان
۴٫ ترجمهرستاخیز؛ تألیف تولستوی دانشمند روسی
۵٫ ترجمه راه زندگانی؛ تألیف نیکولا حداد مصری
۶٫ تاریخ جامع ادیان، نوشتهٔجانبی. ناس
۷٫ نمایشنامه شاکونتالا اثر کالبداسا نویسنده هندی

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی