صدسال با دارالمعلمین( محمد رضا امین)

حجه الاسلام محمد رضا امی

در ساعت ۵ بعداز ظهر روز دوشنبه ۱۲/۷/۸۸ ( مطابق ۲۵ شوال ۱۴۳۱روز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام) در معیت همکاران ارجمند آقایان: رضا دائی جواد، علی مقدس، حسن فتوحی و دکتر قائم فر به عیادت جناب حجه الاسلام محمد رضا امین، در منزل مسکونی خیابان حکیم نظامی حضور یافتیم. استاد که عمر پرخیر و برکت خود را در تحصیل و تدریس سپری کرده بودند با همان ضعف و ناتوانی جسمانی برای ما درس های آموزنده ای از روش تحصیل و تدریس خود و تعامل با دانش آموزان، دانشجویان و روش آموزش عمومی بیان داشتند که تاثیر گذار بود. در زیر شمه ای از ویژه گی های ایشان را مطالعه می فرمائید.

حجه الاسلام محمد رضا امین درسال ۱۳۱۷ در یک خانواده روحانی که قدمت آن به زمان صفویه می‌رسد، متولد وتربیت یافته و دوره ی  ابتدائی را در دبستان عصر پهلوی (عصر انقلاب) با علاقه وی‍ژه‌ای

سپری می‌کند.

  به دلیل خلق و خوی پدر روحانی خود (مرحوم حجه الاسلام حاج شیخ حسین امین سیچانی)  و به خصوص حضور در جلسات سخنرانی های ایشان در محافل و مجالس و استماع آیات قرآن، حدیث، وبیان روایات و ذکر وقایع تاریخی، روز به روز به دروس حوزوی اشتیاق بیشتری پیدا می‌کند به طوری که همزمان با آموزش متوسطه در دبیرستان هراتی اصفهان و آموزش عالی در دانشگاه، در حوزه‌ ی علمیه مدرسه صدر بازار نیز شرکت می‌کند و با علاقه‌مندی جدی دروس حوزوی را مطالعه می‌نماید.

  وی می‌گوید: از شدت علاقه به دروس حوزوی حتی روزهای پنج‌شنبه که درس تعطیل بود با اصرار از استادم تقاضا می‌کردم و ایشان برای آموزش، این جانب را می‌پذیرفتند و برای من کلاس خصوصی تشکیل می‌دادند.

پدرم در عین حال زراعت می‌کردند و من در زراعت با ایشان همکاری می‌کردم و از منبرهای ایشان نیز بهره‌مند می‌شدم، سخنرانی‌های ایشان در من اثر فوق‌العاده‌ای داشت و از همین رو راه ایشان را ادامه دادم.

  پدرم می‌گفت: راه طلبگی طولانی و با سختی، مشقت و گرسنگی و فشار همراه است و بخصوص از محدودیت‌هایی که برای آزاداندیشان منتقد ایجاد می‌شد سخن می‌گفتند اما من اصرار داشتم به هر شکل ممکن این راه را ادامه دهم. به خصوص شبی در خواب دیدم که طلبه‌ای از من دعوت می‌کند برای جمعیت زیادی سخنرانی کنم که من این رویا را به فال نیک گرفتم و خوشحال شدم و به تحصیلات حوزوی خود را ادامه دادم.

دوره ی دبیرستان و دانشگاه را طی کردم و در رشته الهیات رتبه اول شدم. (الهیات شامل معقول یعنی مسائل عقلی و فلسفی و منقول یعنی فقه و اصول می‌شود)

  پس از کسب مدرک لیسانس گر چه مایل بودم فوق لیسانس و دکترای این رشته را  نیز دریافت نمایم. اما رئیس آموزش و پرورش کرمانشاه از من دعوت کردودر دبیرستان های شهرستان اسلام آباد غرب به مدت ۵ سال از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ به تدریس معارف اسلامی ودرس های وابسته پرداختم.

  پس از آن به مدت ۴ سال ازسال ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹ در شهرستان اردستان تدریس کردم و سپس به اصفهان منتقل شدم و به تدریس در دبیرستان های ناحیه ۳ اصفهان اشتغال داشتم.

در دوران انقلاب در کنار سایر فرهنگیان  در جامعه ی معلمان اصفهان آنجام وظیفه می کردم.

  پس از پیروزی انقلاب به مدت ۶ ماه به ریاست آموزش و پرورش ناحیه ۱ منصوب شدم، سپس در دانشگاه و در دبیرستان‌ها به آموزش معارف دینی پرداختم.

  در مجموع سی و چهار سال در دبیرستان ها و مراکز تربیت معلم و دانشگاه ها تدریس کردم و سپس بازنشسته شدم. و در این مدت ۱۱ بار در جبهه‌های غرب و جنوب  با رزمندگان اسلام همراه بودم. در مسجد احمدیه خیابان نظرغربی حدود ۶ سال و در مسجد برکت پاچنار، هفته‌ای ۲ شب تدریس و تفسیر قرآن، به مدت ۳۲ سال انجام وظیفه می‌کردم.

روش تدریس

در کلاس های مختلف معمولاً یک آیه از قرآن یا حدیث یا روایت را با خط زیبا روی تابلو می‌نوشتم و با گچ رنگی اعراب گذاری می‌کردم، ترجمه‌ی روان آن را در زیر می‌نوشتم و از دانش‌آموزان و دانشجویان می‌خواستم در دفتری جداگانه ویا دفترچه بغلی یادداشت نمایند وآن را همیشه همراه داشته باشند و در هر فرصتی آن را مطالعه نمایند. در هر سال در مجمع حدود (۸۰-۷۰) آیه ی قرآن، حدیث و روایت نوشته می‌شد.

 گاهی دانش‌آموزان و دانشجویان آن زمان را که در حال حاضر از شخصیت‌های علمی به شمار میروند،  می‌بینم که از این فعالیت به خوبی  یاد می‌کنند وآن سخنان را سرلوحه ی رندگی خود قرار داده اند..

قداست کار معلمی

  در قرآن در مورد حضرت عیسی علیه‌السلام این دعا نقل شده است که از خداوند می‌خواهد او را همواره مبارک قرار دهد که مفسرین در تفسیر عبارت«واجعلنی مبارکاً » می‌نویسند منظور « معلماً» می‌باشد و پیامبر عظیم انسان اسلام فرمود من جز معلم چیزی نیستم

اگر معلم بداند چه جایگاه بلندی دارد و آگاه باشد کلاس از چه قداستی برخوردار است، کار خود را با کیفیت مطلوب‌تری ارائه می‌دهد.

اغتنام فرصت

من هر روز سعی کردم از تمام فرصت‌ها برای مطالعه و یادگیری نیز استفاده کنم. حتی در زمانی که تدریس می‌کردم یا اکنون که بازنشسته شده‌ام.

  روزها برای این که خود را به کلاس های درس برسانم در راه تارسیدن به مقصد، در اتومبیل از نوارهای سخنرانی های شخصیت‌های برجسته مانند شهید مطهری استفاده می‌کردم. و این روزها از رادیو معارف درس تفسیر آیت الله جوادی آملی را چون دوبار پخش می‌شود دوبار استفاده می‌کنم و نکات مهم آن را یادداشت می‌کنم و در منابر و سخنرانی ها مورد استفاده قرار می‌دهم. فقط در زمان مسافرت تنها ناراحتی‌ام این است که از استماع این سخنرانی ها محروم می‌شوم.

قداست کلاس

  از مقدس‌ترین مکان‌ها، یکی هم کلاس درس است، زمان پایان گرفتن درس یکی از زمان‌هایی است که دعا مستجاب می‌شود و لذا با اشتیاق فراوان برای تدریس نافذ وموفق، تلاش می‌کردم و در پایان درس در کلاس ها سعی می‌کردم. کلاس خود را با دعا به پایان برسانم.

دعا می‌کردم و از دانش‌آموزان می‌خواستم آمین بگویند.

سر وقت در کلاس حاضر می‌شدم و حاضر نبودم حتی یک دقیقه از وقت کلاس هدر رود، دانشجویان که پس از من وارد کلاس می‌شدند، اعتراض می‌کردند نسبت به سایر استادان و مدرسان خیلی زود درس را شروع می‌کنم، می‌گفتم، من مسئول آموزش شما هستم و هر دقیقه‌ای که دیر وارد کلاس شوم یا به هر دلیلی وقت شما را به هدر دهم،به شما مدیون و بدهکارم و این حرکت خیلی در روحیه ی دانش آموزان ودانشجویان اثرگذار بود.

اهمیت آموزش

  یکی از دانشمندان غربی می‌گوید: مسلمانان باید افتخار کنند که اولین آیه‌ای که به پیامبر اسلام وحی می‌شود با کلمه «اقراء» یعنی بخوان آغاز می‌شود.

برای آموزش در اسلام زمان  خاصی وجود ندارد.  ، پیامبر اسلام می‌فرماید:

 اطلبوا العلم من المهد الی اللحد

 زگهواره تا گور دانش بجوی

برای آموزش در اسلام مکان خاصی وجود ندارد. پیامبر اسلام می فرماید:

 اطلبوالعلم و لو بالصین

 دانش پژوهشی کنید گرچه در چین (دورترین نقطه‌ای روی کره زمین) باشد.

در اسلام انتخاب معلم و استاد برای دانش‌آموز و دانشجو آزاد است پیامبر اسلام فرمودند:

 خذالحکمه و لو من اهل النفاق

حکمت از هرکس ولو منافق بگیر

مرحوم آیت الله شیخ محمد باقر زند کرمانی در بیمارستان عیسی ابن مریم (بیمارستان انگلیسی‌ها) حضور پیدا می‌کردند و از یک نفر انگلیسی زبان یاد می‌گرفتند و به او فارسی یاد می‌دادند.

مقام و رتبه آموزش

  در اسلام به آموزش آنقدر مقام و رتبه داده می‌شود که می‌فرمایند:

 ان الملئکه لتضع اجنحتها لطالب العلم رضیً بما یصنع.

 فرشتگان آسمانی بال های خود را برای ابراز رضایت و شادمانی نسبت به کار دانش‌آموزان و دانش پژوهان فرو می‌نهند.

یادگیری در آخرین لحظات زندگی

فقیه ابوالحسن علی بن عیسی الولوالجی که در آخرین ساعات زندگانی ابوریحان،  بر بالین وی حاضر شد می گوید. به عیادت او رفتم در حالی که نفس در سینه‌ی او به شماره افتاده بود از من پرسید حساب «احداث فاسده»  که وقتی مرا گفتی بازگوی که چگونه بود، گفتم اکنون چه جای این سئوال است؟! گفت ای مرد، کدام یک از این دو امر بهتر است؟ این مسئله را بدانم و بمیرم یا نادانسته و جاهل درگذرم؟ و من آن مسئله را باز گفتم و فرا گرفت و از نزد وی بازگشتم، هنوز قسمتی از راه را نپیموده بودم که صدای یک شیون از خانه برخاست که او با دنیا وداع کرد.

ذکر خاطره

زمانی که در کرمانشاه به تدریس وآموزش مشغول بودم، عده ای جاهل، دانش‌آموز گستاخ، بی‌تربیت، و فاسدی را باعده‌ای از جوانان برای به هم زدن جلسه سخنرانی من تحریک کردند، این گروه وارد جلسه ی سخنرانی شدند اما با شنیدن مطالب من که بیشتر مهرآمیز و جاذب بود، بدون این که تحرکی از خود نشان دهند از جلسه خارج شدند.

پس از مدتی سردسته ی آن ها یعنی همان جوان ظاهراً بی ادب  را در گوشه‌ای ایستاده می دیدم و چون از حال او سوال کردم، به من گفت در این جا ایستاده‌ام کسی جلسه شما را به هم نزند.

***

حجةالاسلام امین درسال های پایانی عمر پربرکت خود به دلیل حضور متناوب در جبهه های جنگ، مدت زیادی در منزل تحت درمان بودند زیرا سیستم های درونی در اثر مواد شیمیایی در جبهه‌ها دچار اختلال گردید.

این روحانی شریف و دانش پژوه  در روز شنبه ۱۵/۸/۸۹ مطابق ۲۹ ذی قعده ی ۱۴۳۱ در اصفهان دعوت حق را لبیک گفت و طی مراسم باشکوهی از مسجد پاچنار (برکت) خیابان حکیم نظامی تشییع شد.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی