صدسال با دارالمعلمین( مصطفی فرزین)

مصطفی فرزین

                                                                     متولد ۱۵ آذر ۱۳۰۶ در اردستان

   مصطفی فرزین دوران ابتدایی را در دبستان سینای اردستان و دوره متوسطه را در اصفهان و پس از طی دوره دانشسرای مقدماتی در کوهپایه به تدریس پرداخت. دوران خدمت سربازی خود را در دانشکده افسری و پس از تدریس و مدیریت برای ادامه تحصیل به دانشسرای عالی تهران اعزام می شود و در سال ۱۳۴۰ به دریافت مدرک لیسانس نائل می شود.

می گوید:

در آن دوران اشتغال به تحصیل بسیار سخت بود. فاصله خانه تا مدرسه بسیار طولانی و به خصوص در زمستان ها ی سرد و یخبندان، کوچه ها و جاده ها  پُر از گل و لای و از وسائل و ابزار آموزشی هم خبری نبود. از دوده الیاف سوخته مرکب درست می کردیم و از شاخه درختان به عنوان قلم استفاده می کردیم اما خوبی ها و مهربانی ها و تشویق های معلمان دوره ابتدایی خود را هیچگاه فراموش نمی کنم آقاحسین امامی، میرزا حسن و میرزا اسماعیل اثنی عشری سه معلم تأثیر گذازی بودند،که همواره به روح پاکشان درود می فرستم.

دو دوره دانشسرا تهیه وسائل کمک آموزشی به عهده خودمان بود. وقتی هم فارغ التحصیل شدیم از وسائل دور ریختنی مثل بطری، انواع لوله های مقوایی و پلاستیکی و فلزی، زرورق، آئینه و شیشه، شمع و قوطی های خالی و……………….ابزار و وسیله می ساختیم و در کلاس، تدریس و آموزش خود را با اجراء آموزش توأم می کردیم.

در دائشسرای روش تدریس پروفسور تقی فاطمی در ریاضی، دکتر کمال الدین جناب در فیزیک، دکتر فضل الله شیروانی در شیمی و دکتر عبدالله شیبانی را در زیست شناسی را نمونه می دانم که سرمشق خود قرار داده ام.

ذات و جوهره کسی که با عشق و علاقه لباس معلمی را در تن کرده نمی تواند غیر از خدمت کار دیگری انجام دهد.  من به خاطر شغل پدرم که معمار بود بایستی معمار می شدم اما بسیار خوشحالم که فعالیت های جنبی معلمی مثل درست کردن وسائل کمک آموزشی، دورودگری، نقاشی و رنگ آمیزی از او به ارث برده ام و معلم شدم.

جزوه ها و کتاب هایی هم تألیف کردم ازجمله کتاب نهضت سواد آموزی که بانوان بی سواد که در کلاس شرکت می کردند یاد می گرفتند، چگونه در زمان کوتاهی و با داشتن مشغله های زیاد، می توانند خواندن و نوشتن را فراگیرند.

وقتی اصل ۴ ترومن در ایران پیاده شد من معلم هنرستان شدم و در کارگاه درودگری به آموزش پرداختم و با کمک هنرجویان وسائلی ساختیم که در تهران در نمایشگاه یونسکو مورد تشویق قرار گرفت. 

معلمی کار بسیار دشواری است. به معلمان جوان سفارش می کنم: قدر جوانی خود را داشته باشید. با دانش آموزان خود با ادب، نزاکت، محبت، صبر و حوصله برخورد کنند. اگر خطا کردند به چشم بزرگی و خطاپوشی به آن ها نگاه کنید.

درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی                                جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

من اکنون به پایان خط نزدیک می شوم:

پیرم و آرزوی وصل جوانان دارم                                 خانه ویران و به دل حسرت مهمان دارم

من همان آهن از کوره برون آمده ام                         که به سر پتک و به زیر تنه سندان دارم

هرکه در کف سر زلف صنمی دارد و من            خوشدلم من که به کف مصحف قرآن دارم

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی