صدسال با دارالمعلمین( منیژه شیبانی)

 

خود نوشته منیژه شیبانی

 

تربیت معلم ،اولویت اول

شرکت در چهار دوره تربیت معلم و در چهار اکولوژی متفاوت بن مایه تجاربی گردید که می تواند برای برنامه ریزی و نظریه پردازان دقیق این عرصه حیاتی در آموزش و پرورش مورد بررسی و تعمق قرار گیرد مقاله زیر بر همین هدف که سعی شده به دور از اطناب باشد تقدیم می شود

                                                                                                                                       منیژه شیبانی

                                                                                                                             

………و تقدیرچنان شد که در بدو تاسیس ” دوره یکساله تربیت معلم” در آبان ماه ۱۳۴۲، پس از شرکت در آزمون ورودی از بین متقاضیان بسیار، پذیرفته شده و به جرگه معلمان راه یابم و با این اقدام  و ایده مرحوم پدر را که مقام والایی برای معلمان قائل بود و چهار سال قبل بر ورود من به دوره دو ساله دانشسرای مقدماتی اصرار داشت، عملی شد. در آن سال من پایه هشتم را در دبیرستان بیژن به پایان رسانده  بودم که در همان محل دانشسرای مقدماتی تاسیس شد که مدیر علاقه مند آن مرحومه خانم نظمی، من و پدر را ترغیب نمود که پس از گذراندن پایه نهم به آن مرکز مراجعه و برای تربیت معلمی ثبت نام کنم……

      رجعت مجدد برای تحصیل پایه نهم در محیط جذاب و پر تلالو دبیرستان بهشت آیین به قدری مرا مجذوب ساخته بود که صرف نظر از آن به مثابه خروج ماهی از آب غیر ممکن گردید. به ویژه آنکه در همان سال رشته ریاضی دختران برای اولین بار راه اندازی گردید که بسیار مورد علاقه من بود و ثبت نام در آن رشته و تحصیلات دانشگاهی در دانشکده فنی تهران نهایت آمال و اوج آرزوهایم گردید. بنابراین در برابر اصرار پدر مقاومت کرده و موافقت ایشان را برای ثبت نام در رشته ریاضی دبیرستان بهشت آیین اخذ نمودم…..

با این وجود سناریوی تقدیر چنان رقم خورد که در آبان ۱۳۴۱ موفق به اخذ دیپلم رشته ریاضی از دبیرستان متفرقه گردیدم.! و در آبان سال بعد در حالی که مسئولیت پرورش دو فرزند خردسال را به عهده داشتم در کلاس های طولانی ۴۰ ساعت در هفته دوره یکساله شرکت کرده و به تربیت معلمی اشتغال یافتم. مسیری را که ۴ سال قبل به سادگی و با فراغت خیال می توانست طی شود با زحمت زیاد و تلاش شبانه روزی گذراندم. بدیهی است اگر با مساعدت ها ی مرحوم مادر و همسرم عجین نشده بود، توفیق نهایی میسر نمی گردید.

دوره یکساله تربیت معلم به ریاست شادروان سرکار خانم ملوک ربانی ضمیمه دبستان بیژن در خیابان آذر (ابوذر فعلی) تاسیس  شد که برنامه نسبتا جامعی برای آموزش اهداف کتاب های دوره شش ساله ابتدایی برای کلاس های آن تدوین شده بود، به همین منظور از مجرب ترین دبیران برای تدریس مواد درسی مختلف دعوت شده بود که همگی با علاقه مندی و ابتکار ویژه هنر و تدریس معلمی را تعلیم دادند. روش تدریس علوم تجربی دوره ابتدایی را مرحوم اسداله ذکری که روحش شاد و نامش گرامی باد انجام داد. وی با دقت تمام و بهره گیری از کتاب های مدون روش تدریس علوم که کماکان در دسترس دانشجویان بود، آموزش های ماندگاری را مبنی بر تکیه بر آموزش از راه عمل و “درک حلاوت علم” ارائه نمود که بسیار تاثیرگذار بود. ضمنا از کلاس های دبستان ضمیمه به عنوان یک مدل زنده برای تدریس عملی دانشجویان استفاده می شد. ریاضیات دوره ابتدایی را مرحوم علی جان حق پناه عهده دار بود که با لحن فصیح و شمرده ویژه خود بر تفهیم ملموس ریاضیات تاکید داشت و برای تعلیم چهار عمل اصلی ترسیم معدود را الزامی می دانست.

 وی تهیه کارت های آموزشی ویژه ای را به دانشجویان تکلیف نمود که از ابتکارات ویژه ایشان بود. برای تدریس ادبیات فارسی دوره ابتدایی، از استاد رضا دائی جواد که عمر و سلامتیشان مستدام باد دعوت شده بود. وی با تمرکز تورقی بر کتاب های فارسی جذاب آن سال ها، با دقت و موشکافی استادانه، اهداف و نکات کلیدی هر درس را تشریح نمود. و دانشجویان که عمدتا کتاب ها را در اختیار داشتند، موارد را در حاشیه کتاب ها یادداشت می نمودند و گزارش هایی از آن کلاس ها ارائه می نمودند که در تمرکز موارد تاثیر فراوان داشت.

    از آن کلاس های پر بار در طول ۵ سال تدریس خود در دوره ابتدائی تجاربی اندوختم که به تعبیر مولانا ” چون چراغی از پشت شیشه” روشنگر سال های تدریسم بود . نکات کلیدی که مدرسین با دقت نهادینه ساخته بودند، در تمام لحظات برایم تداعی می شد.!

 به هر حال دوره یکساله در تیر ماه ۱۳۴۳ با برگزاری امتحانات نه چندان منسجم به پایان رسید و در نهایت فهرستی از ۹۰ نفر شرکت کننده بر اساس جمع نمرات کسب شده ارائه نمودند که محل خدمت بر اساس آن ردیف ها تعیین شد.

 این جانب که در ردیف ۴۸ فهرست قرار داشتم به منطقه لنجانات در فاصله ۵۰ کیلومتری اعزام شدم که به دلیل عدم امکان اسکان در محل خدمت، مجبور به تردد روزانه به محل مدرسه بودم که برایم زحمت فراوان داشت. ولی در نهایت دو سال بعد به مدارس اصفهان انتقال یافتم و در طول آن سال ها به تدریس در پایه های مختلف اشتغال داشته و در جوار آن دو تجربه ناموفق از شرکت در کنکور سراسری برای رشته فیزیک اندوختم. ضمنا تجاربی از قبیل اداره حوزه امتحانات نهایی پایه ششم و حوزه تصحیح در پرونده داشتم. ضمنا با شرکت در کلاس های انجمن ایران و انگلیس، مهارت خود را در زبان انگلیسی در درجه l.c ارتقاء دادم.

در سال ۱۳۴۸ بر اساس مصوبه شکسته شدن مقاطع تحصیلی کشور به سه مقطع، دوره دو ساله دانشسرای راهنمایی تاسیس شد که فارغ التحصیلان دوره یکساله تربیت معلم را قادر می ساخت پس از شرکت در آزمون ورودی در یکی از رشته های پنجگانه تحصیل کرده و با اخذ فوق دیپلم در مدارس راهنمایی که از سال ۱۳۵۰ تاسیس می شد، تدریس نمایند.

اینجانب در اولین دوره در رشته علوم و ریاضی آن مرکز که اتفاقا در همان محل تربیت معلم سابق استقرار یافته بود ، پذیرفته شدم . ریاست مرکز را مرحوم ابراهیم هورفر با سابقه مدیریتی درخشان عهده دار بود که در انتخاب مدرسین نهایت دقت و شایستگی را به کار برد و محیط فعال و پویایی را بنیاد نهاد که بحمداله در دوره های بعدی روند صعودی داشت.

مرحوم محمدحسن باقی و آقای منعمیان تدریس فیزیک و بررسی کتاب های فیزیک را تدریس نمودند. آقایان کیانوش و مرحوم سید الاسلام تدریس شیمی و آقایان قریشی و سلطانی زیست شناسی را تدریس نمودند. استاد محمد علی اسلامی ادبیات و استاد حسن حکمیون روانشناسی رشد و روش های اندازه گیری را آموزش دادند که همگی با خلوص و صفای باطن با وجود آماده نبودن کتاب های درسی، آموزش های ماندگار و تاثیرگذاری ارائه نمودند.

مدارس راهنمایی در ۱۳۵۰ در سراسر کشور تاسیس شد و دبیران آموزش دیده در آن مدارس به تدریس پرداختند. اینجانب نیز در مدارس راهنمایی ناحیه ۱ برای تدریس علوم و ریاضی در راهنمایی های منیژه ، رودابه و … منسوب شدم که این رسالت چهار سال دوام داشت. از همان اوان تدریس در این دوره بر اساس تاکید کتاب های درسی و پیگیری مدیران و علاقه شخصی ، آموزش عملی را در راس برنامه های خود قرار دادم. یکی از اولین اقدامات که در ناحیه منحصر به فرد شد، راه اندازی آزمایشگاه علوم در مدرسه راهنمایی منیژه بود که با همکاری مدیر علاقه مند آن مرحوم خانم حشمت  نادریان در یک فضای مستقل با تجهیزات نسبی قابل حصول برای آزمایش های گروهی و نمایشی آماده گردید به طوری که به عنوان یک الگو مورد بازدید  مدیران و دبیران همکار قرار گرفت و از این اقدام بارها در بازرسی ها تشویق شد. اقدام دیگر تشکیل کمیته بررسی کتاب های درسی علوم دوره راهنمایی بود که یک کمیته چهار نفری از جمله اینجانب ماموریت یافته نارسانی های کتاب ها را که مورد ابهام همکاران بود بررسی نموده و به دفتر تالیف و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش منعکس نمایند که این اقدامات در تعدیل و اختصار کتاب های درسی علوم تاثیر فراوان داشت.

در اوایل دهه ۱۳۵۰ دکتر منوچهر باستانپور که به سمت مدیر کل تربیت معلم منسوب شد که مبتکر در اقدامات اساسی و رفاهی در مراکز تربیت معلم گردید. از جمله اقدام به خرید ۱۸ سری کامل وسایل آزمایشگاهی علوم تجربی از ابتدائی تا مراکز تربیت معلم بود که این وسایل استاندارد مرغوب از طریق مناقصه با نازلترین قیمت از شرکت فیلیپ هاریس انگلستان خریداری شد و به مراکز مربوط ارسال گردید. در پی آن یک گروه ۱۸ نفری از دبیران به همراهی مدیر اعزامی از دفتر تربیت معلم، و اینجانب به کالج تربیت معلم بیرمنگهام اعزام شدیم تا روش کار و کاربرد وسایل را بیاموزیم.

این دوره یک ماهه در فضایی سرسبز از ۲۰/۴/۱۳۵۴ آغاز شد.روزی ۱۲ ساعت کلاس و کار در آزمایشگاه برنامه ریزی شده بود و آقای مهندس پرویز امین پور سرپرست اعزامی از دفتر تربیت معلم بر حسن اجرای برنامه ها نظارت داشت. در فضای سرسبز کالج بیرمنگهام، سه بلوک ساختمان تعبیه شده بود که ساختمان مرکزی به کلاس ها ، آزمایشگاه ها و سالن های سمعی بصری و سایر امکانات آموزشی اختصاص داشت. ولی دو بلوک دیگر شامل خوابگاه ها  با اطاق های تک نفره و تجهیزات لازم و کافی در شان گذران زندگی یک معلم بود. آموزش آن دوره با کار در کلاس ها و آزمایشگاه هایی که با وسایل جدید تجهیز و آماده شده بودند آغاز شد. مدرسین کلاس که عمدتا از طراحان وسایل نیز بودند با جدیت و صداقت تام روش کار با هر یک را می آموختند و در این راستا شبانه روز در کار و برنامه ریزی بودند. وسایل آزمایشگاهی که عمدتا از ظرافت، کارایی و تناسب ظاهری برخوردار بودند، کارکرد قابل ملاحظه ای داشتند. زیرا بر اساس استاندارد تعریف شده دبیران در بنیاد آموزشی نافیلد که یک انجمن مردم نهاد در بریتانیا است ساخته شده بودند و بدون اتلاف وقت از معلم و متعلم، اهداف مربوطه را آشکار می ساختند.

علاقه مندی ، صداقت و شفافیت تعلیم دهندگان، حقیقتا اعجاب آور بود.با پشتکار و اعتماد راسخ، ساعت ها وقت صرف می کردند که مثلا دستگاهی را راه اندازی و متصل کنند که نشان ۱۸درصد هوایی که تنفس می کنیم، اکسیژن است.( رسپیرومتر) و یا آزمایش نمایشی در احیای اکسید مس، که نقطه مقابل شرایطی که در احیای اکسید جیوه اجرا می کردیم. با نصب و اتصال کپسول هیدروژن در مجاورت حرارت منبع گاز، فلز قرمز رنگ مس در برابر دیدگان مشتاق مشاهده گران ظاهر می شد، که بسیار گیرا بود و یا آزمایش های زیبایی مانند تشکیل نوارهای تداخلی ، نور  والکترون از دو شکاف نیوتن، دستگاه اندازه گیری سرعت نور، اثر میلیکان، اثر تامسون و …… که بر پا کردن و به هم پیوستن چندین دستگاه، ساعت ها وقت و انرژی صرف شده بود که آن گروه با رغبت و ایثار انجام دادند و آموزشی چالش بر انگیزی را ارائه نمودند. اگر این همه تلاش با آمادگی ذهنی قبلی شرکت کنندگان عجین شده بود و شرکت کنندگان از سرفصل آزمایش ها آگاه بودند از  تئوری موضوعات  مطالعه قبلی داشتند، تاثیرگذاری این آموزش ها بسیار افزایش می یافت. زیرا قرار گرفتن در یک محیط آموزشی مطلوب که همه ارکان آن به درستی در جای خود موجود باشد. آموزش را به حد کمال می رساند. ولی اختلاف فاحش بین وضع موجود در کشورمان و آن مدارس، شرکت کنندگان را مانند غار نشینی که راهی به سوی نور و روشنی یافته باشد مبهوت ساخته بود. و مجموعا مرعوب آن همه صداقت و شفافیت در آموزش شده بودند.

    به هرحال این دوره  یکماهه به پایان رسید و همگی به مراکز مبدا بازگشتند. اگر غرض از آموزش هر دوره را ” تغییر نگرش” بدانیم، می توان به درستی اذعان کرد که دوره موفق و پربار بود. افسوس که این روند عقیم ماند. انتقادهای تنگ نظرانه و اینکه ” چرا سرمایه مملکت به جیب تولید کنندگان خارج برود”..؟ و غیر و ذالک باعث شد که این دوره برای گروه های مشابه تکرار نشود و سازندگان شتابزده به تولید وسائل آزمایشگاه بپردازند که نا کار آمد بوده و با چندین برابر قیمت مشابه خارجی به انبوه قراضه های مدارس پیوستند.

به هرحال پس از طی دوره از همان آغاز سال تحصیلی ۱۳۵۴ به عنوان کارشناس به دانشسرای راهنمایی که در آن روزها به یک ساختمان مستقل در خیابان جی منتقل شده بود، اعزام شدم. در اولین فرصت وسایل را در فضای مناسب تعیین شده انتقال و نصب نمودم. برنامه های کارهای آزمایشگاهی دانشجویان را تنظیم نموده و دانشجویان در آزمایش های دوره ای و نمایشی اجرا می نمودند. و بسیار مورد استقبال مدرسین و دانشجویان قرار گرفت به طوری که از مراکز استان های دیگر مورد بازدید قرار می گرفت. علاوه بر دانشجویان، کلاس های ضمن خدمت نیز از امکانات آن بهره برده و در آن آزمایشگاه ها برگزار می شد. این روند تا ۳ سال ادامه یافت.

در سال ۱۳۵۶ که اتفاقا مقارن با اوج اعتراضات مردمی نیز بود، وزیر آموزش و پرورش وقت، دکتر منوچهر گنجی در پی توافقی که با دانشگاه پلی تکنیک تهران به عمل آورده بود، مقرر شد که فارغ التحصیلان دانشسراها با شرکت در آزمون ورودی و کسب نمره قبولی در دانشکده ای که بنام “دانشکده تربیت دبیر علوم و فنی ” تاسیس شده بود،در آن  دانشگاه به ادامه تحصیل بپردازند و پس از گذراندن ۹۰ واحد درسی به اخذ دانشنامه و کارشناسی نایل شوند. این جانب که در صدد ادامه تحصیل در رشته فیزیک بودم در این آزمون شرکت کرده و در رشته فیزیک پذیرفته شدم.

ادامه تحصیل در محیط پویا و فعال آن دانشگاه با مدیریت منسجم دانشکده ها در جای خود توفیقی بی بدیل بود. کلاس های پربار با اساتید بزرگی چون دکتر فضل اله فروتن، مرحوم دکتر گلستانیان در شاخه فیزیک ، مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در تدریس ادبیات  و دکتر عسگریان در روش های تربیتی و اندازه گیری فیضی عظیم و توفیقی بی بدیل بود. و استفاده از آزمایشگاه های مجهز مدرن علوم پایه، بسیار سازنده و تاثیرگذار بود ولی تقارن آن با اوج گیری اعتراضات مردمی بسیاری از کلاس ها را به تعطیلی کشاند. و  دوره دو ساله ۹۰ واحدی تا سه سال به طول انجامید و در نهایت اکثر شرکت کنندگان رشته های پنجگانه در خرداد ۱۳۵۹ فارغ التحصیل شده و به مراکز مبدا بازگشتند.

این جانب نیز به سمت دبیر فیزیک دبیرستان های دخترانه ناحیه ۴ منسوب شدم. شاید مراجعت به مرکز دانشسرای راهنمایی که در آن زمان به مرکز  تربیت معلم باهنر انتقال یافته بود، گزینه مناسب تری بود ولی آن وسایل جامع و کامل که با نظم و ترتیب خاصی کد بندی شده بود، در این سه سال با انتخاب کاتوره ای و ناشیانه تقسیم شده و توزیع گشته بود.!  بدیهی است که نمی توانست کارایی کامل گذشته را داشته باشد. ولی به هرحال با تجربه و علاقه ای که به تدریس از راه آزمایش داشتم تا حد توان و امکانات موجود در دبیرستان ها آموزش عملی را صدر تدریس خود قرار دادم و در مدارسی که اعزام می شدم در وهله اول در فعال سازی آزمایشگاه می کوشیدم. ولی آموزش عملی زیرساخت هایی دارد که باید از دوره ابتدایی آغاز شود و در ذهن دانش آموز نهادینه گردد. و از طرف دیگر بحران قبولی در کنکور ورودی دانشگاه ها آن قدر بر ذهن دانش آموزان دبیرستانی ما مسلط شده است که جایگاه آزمایش و آزمایشگاه را کم رنگ می کند. امید است روزی فرا رسد که دانش آموزان ما به آموزش راستین نائل شوند.  با این وجود تا حد توان برای درک مفهومی فیزیک می کوشیدم. از جمله در یکی از جلسات ماهیانه که همکار ارجمند آقای دهکردی کتاب مبانی فیزیک را به حضار معرفی کرده و تصاویری جذاب از طیف عناصر را به حضار ارائه نمودند توجهم بدان کتاب جلب شد و با امانت گرفتن آن کتاب از کتابخانه به ترجمه جلد اول آن پرداخته و در اختیار دفتر برنامه ریزی و امور کتاب خانه های وزارت قرار دادم که سال ۱۳۶۵ چاپ و منتشر شد. این کتاب بسیار مورد استقبال قرار گرفت و هفت بار تجدید چاپ شد. از آن به بعد دو جلد دیگر کتاب کمک آموزشی ترجمه شد که چاپ آن ها تا ۴ بار تجدید شد.

علاوه بر این  فعالیت هایی از قبیل عضویت وابسته انجمن فیزیک ایران و شرکت در کنفرانس های سالانه و … در پرونده داشتم.ضمنا مقالات متعدد کتبی و شفاهی در کنفرانس ها، مجلات فرآیند، رشد فیزیک، و … تالیف و ترجمه نمودم و در سال ۱۳۷۲ از طرف انجمن فیزیک ایران به عنوان ” دبیر برگزیده” انتخاب و لوح تقدیر دریافت نمودم.

در سال ۱۳۷۳ به افتخار بازنشستگی نایل شدم که از آن تاریخ تا کنون یک واحد غیر دولتی تاسیس و به اداره آن اشتغال داشته ام. با این وجود از حضور در گروه های آموزشی دریغ نداشته و حضور مستمرانه داشته ام در سال ۱۳۷۶ که ” انجمن معلمان فیزیک استان” تاسیس شد در زمره موسسان این نهاد فعالیت داشته و همواره افتخار انتخاب در شورا های اجرایی این انجمن داشته ام.

باری اکنون که به عمق ۵۵ سال حضور در عرصه آموزش می نگرم اگر توفیقی داشته ام که امید است مورد قبول خدا و خلق خدا واقع شده باشد، مرهون آموزش های صادقانه و ایثارگرانه جماعتی که با ایمان به درستی کار خود در دوره های تربیت معلم آموزش داده اند، می باشد. براستی “تربیت معلم” از ارکان اساسی آموزش و پرورش است و هر گونه  سرمایه گذاری در آن که حاصل آن اعزام معلمین واجد الشرایط به کلاس های درس است، و اعتلای فرهنگ عامه و خروج از دایره منحوس عقب ماندگی را ایجاد می کند ارزش والایی دارد.در ۱۳ سال تدریس در پایه های دبیرستان به اصالت کتاب های درسی اعتقاد راسخ داشتم و همواره توجه دانش آموزان را جلب می کردم و هرگز در هیچ پایه ای کتاب ناتمام نماند و با وجود کسر ساعات فیزیک در هفته، اتمام کتاب را فریضه واجب می دانستم. ضمنا تا حد امکانات موجود در هر مرکز به آموزش از راه عمل کردن( جان دیویی) تاکید داشتم.

 من در وادی تسلیم و رضا به آنچه در مسیرم واقع شد، بها دادم و  به موازات آن اشتغالات و اداره زندگی به حول و قوه الهی چهار فرزند پرورش دادم. که شرکت در دوره های گوناگون قطعا کاستی هایی را به آنها تحمیل کرده است. …!؟ ولی  بحمداله  همگی به برکت ذکاوت ذاتی و سخت کوشی، خود را در حیطه تحصیلی و شغلی تا درجه ممتاز ارتقا داده اند و همسرانی اصیل و فرزندانی اهل دارند. که حق نگهدارشان باد……. و  تقدیر چنین بود.

 

                                                                                              زمستان ۱۳۹۷

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی