صدسال با دارالمعلمین( مهدی سلماسی)

خود نوشته مهدی سلماسی

خدایا چنان کن سرانجام کار                              تو خشنود باشی و ما رستگار

 

اینجانب مهدی سلماسی در شانزدهم تیرماه ۱۳۲۶ در اصفهان متولد شدم. دوران تحصیلات ابتدائی خود را در دبستان شیخ لطف الله واقع در میدان نقش جهان، جنب مسجد شیخ لطف اله سپری کردم، سپس برای ادامه تحصیل در سال ۱۳۳۹ وارد دبیرستان سعدی شدم و مدت ۶ سال را در بهترین شرایط و با بهره مندی از بهترین استادان و مسئولان نظیر: جنابان  آقایان: مدرس صادقی- پیشه ور نوربخش- حاج آقانوری- کیانوش- جمالی- تقوی- نظری- صانعی- حریری- مصاحبی – فرزانفر و … سپری کردم و در خرداد ماه ۱۳۴۵ در رشته ریاضی موفق به دریافت دیپلم شدم.

در مدت تحصیل در دبیرستان سعدی عضو تیم والیبال دبیرستان و عضو تیم والیبال باشگاه شاهین به مدیریت جناب آقای محمود حریری بودم که از ایشان نظم و منش های انسانی زیادی آموختم.

در خرداد ماه ۱۳۴۵ به دلیل عشق و علاقه ای که به رشته فیزیک داشتم در کنکور این رشته در دانشگاه اصفهان امتحان داده و پذیرفته شدم. مدت ۴ سال در دانشکده علوم دانشگاه اصفهان تحصیل کردم. در مدت تحصیل در دانشگاه از دانشجویان برتر دانشگاه و عضو تیم والیبال دانشگاه اصفهان بودم که در مسابقات دانشگاهی ایران که در مشهد برگزار شد مدال برنز والیبال قهرمانی دانشگاه ها را به دست آوردم.

در دوران دانشجوئی ساعت های زیادی در دبیرستان های مختلف اصفهان تدریس نمودم و از نزدیک با  تدریس و شغل معلمی آشنا شدم.

در خرداد ۱۳۴۹ با رتبه عالی به کسب لیسانس فیزیک از دانشگاه اصفهان نائل شدم. در تابستان همان سال اساتید محترم و گرانقدر من در دانشگاه اصفهان چندین بورس تحصیلی را به من پیشنهاد نمودند، ولی به دلیل مشکلات خانوادگی از آن ها چشم پوشی کردم و برای ادای دین به کشورم راهی خدمت سربازی شدم. به مدت ۲ سال با سمت ستوان دوم وظیفه در مرکز توپخانه اصفهان خدمت کرده و در تابستان ۱۳۵۱ کارت پایان خدمت سربازی را دریافت نمودم.

به دلیل عشق و علاقه ای که به تدریس داشتم با وجود پیشنهادهائی از ادارات و شرکت های مختلف، به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمده و برای شروع کار به آباده شیراز  اعزام شدم. مدت ۲ سال در آموزش و پرورش آباده شیراز تدریس نمودم و در سال ۱۳۵۳ به اداره آموزش و پرورش اصفهان منتقل شدم.

از همان بدو ورود به اصفهان در دبیرستان های ادب و بهشت آئین مشغول به تدریس شدم. دو دبیرستانی که به دلیل داشتن دانش آموزان فوق العاده و بهره­مندی از جمع کثیری از بهترین دبیران و بزرگان علم و ادب، شهره خاص و عام بودند و هر دبیری افتخار می کرد که در این دبیرستان ها تدریس و به کشور و ملت خود خدمت می کند.

فضای کاری در این دو دبیرستان به قدری عالی بود که همیشه آرزو می کردم شب سریع تر صبح شود تا بتوانم برای انجام تدریس و استفاده از فضای دوستی و محبت حاکم بر این دبیرستان ها وارد دبیرستان شوم و به جمعی از بهترین جوان های شهرم خدمت کنم.

در سال های اول دهه ۱۳۵۴با تلاش جناب آقای حسین مصاحبی از فرهنگیان فرهیخته و علاقه مند اصفهان دبیرستان جامع سعدی در ناحیه ۳ آموزش و پرورش تأسیس شد تا کمبود دبیرستان با عظمت سعدی که توسط نیروهای انتظامی از آموزش و پرورش گرفته شده بود جبران شود. با گزینش تعدادی از بهترین دانش آموزان پذیرفته شدند و بنده افتخار داشتم چندسال در این دبیرستان تدریس کنم که نتیجه خروجی این دبیرستان تعداد زیادی پزشک، کارشناس نخبه اقتصادی و سیاسی در داخل و خارج کشور و چندین شهید بزرگوار بوده است.

به مرور زمان در دبیرستان های دیگر اصفهان مانند ۲۲ مهر (۲۲ بهمن)، نشاط، فرزانگان امین، شهید اژه ای و نادریان نیز تدریس نمودم که برای من افتخار بزرگی بوده است.

ساعات تدریس برای من بهترین ساعات عمرم بود که از تک تک ثانیه های آن لذت برده ام، و توانسته ام دوستان با ارزشی را در این سال ها به دست آورم که هنوز این دوستی ها پایدار است.

در سال ۱۳۵۶ ازدواج کردم که ثمره آن داشتن سه فرزند فرزانه است. هرسه در تحصیلات به بالاترین درجه علمی رسیده و باعث افتخار من و خانواده ام می باشند.

تدریس بنده در دبیرستان های ادب، بهشت آئین، فرزانگان امین و شهید اژه ای به طور مداوم ادامه یافت تا این که در سال ۱۳۷۹ به افتخار بازنشستگی نائل شدم.

لازم به ذکر است که در مدت ۳۰ سال تدریس در آموزش و پرورش علاوه بر ساعات موظف، ساعات زیادی در کلاس های کنکور به خصوص کلاس های کنکور فرهنگیان که در دبیرستان های ادب و بهشت آئین برگزار می شد تدریس نمودم که حاصل کار من و همکاران محترم من، بالا بودن درصد قبولی بچه های اصفهان در امتحان کنکور سال های مختلف بوده است.

نکته ای را باید متذکر شوم که به نظر بنده دانش آموزان دهه ۵۰ تا ۸۰ اصفهان همواره جزء بهترین دانش آموزان ایران بوده و در مسابقات علمی و کنکور نتایج درخشانی بدست آورده اند که باعث افتخار معلمین خود و اصفهان بوده است.

پس از بازنشستگی با لطف خداوند مهربان تا این لحظه به شغل مورد علاقه خودم (تدریس) ادامه داده ام و از خداوند بزرگ خواسته ام اجازه دهند و یاریم کنند تا لحظه ای که می توانم و دیگران می خواهند به تدریس که برایم بسیار با ارزش است ادامه دهم و به جوانان عزیز کشورم خدمت کنم.

در دوران تدریس خود در دبیرستان های مختلف با مدیران توانا و مدبری همکاری کرده ام که باعث افتخارم بوده است.

از دبیرستان ادب شروع کنم، در بدو ورودم، جناب آقای سیدالاسلام با ویژگی های یک مدیر عالی مسئولیت دبیرستان را به عهده داشتند. پس از ایشان جناب آقای تقی بهداد فر که یکی از شایسته ترین افرادی هستند که شناخته ام، رئیس دبیرستان ادب شدند و با مدیریت فوق العاده خود دبیرستان ادب و شبانه ادب را که خود مانند یک دانشگاه بسیار پرجمعیت بود اداره می کردند. پس از ایشان جناب آقای قاضی با فروتنی خاص خود اداره دبیرستان را به دست گرفتند و پس از ایشان، جناب آقای حسینعلی بهداد فر که به حق باید گفت یکی از زحمت کش ترین و صادق ترین فرهنگیان شهرمان می باشند عهده دار اداره دبیرستان شدند. پس از ایشان جناب آقای عاملیان، جناب آقای مجلسی، جناب آقای منوچهری و … مسئولیت اداره دبیرستان ادب را به دست گرفتند که همگی از چهره های با ارزش و مدیران خوب آموزش و پرورش اصفهان بوده اند.

باید روی نکته ای تکیه کنم، اگر بخواهیم صادقانه قضاوت کنیم آموزش و پرورش اصفهان به مردان و زنان بزرگی چون برادران بهداد فر، سید الاسلام، قاضی، مصاحبی، خانم ربانی و … بسیار مدیون است که عاشقانه تمام جوانی و توانائی خود را برای خدمت به آموزش و پرورش به کار برده اند.

در دبیرستان بهشت آئین نمی توان از نام سرکار خانم ربانی به سادگی گذشت. خانم فداکاری که تمام عمر و جوانی خود را برای بالا بردن ارزش های علمی و اخلاقی جوانان شهر ما، صرف نمود تا دبیرستان بهشت آئین الگوئی مناسب برای آموزش و پرورش باشد.

در دبیرستان جامع سعدی جناب آقای حسین مصاحبی با تفکرات عالی و پشتکار و نظم الگوی مناسبی برای دیگران بوده اند.

در دبیرستان ۲۲ مهر سرکار خانم شیبانی، در دبیرستان فرزانگان امین سرکار خانم چراغی، در دبیرستان شهید اژه ای جناب آقای اژه ای، در دبیرستان نشاط جناب آقای هاشم الحسینی و … که همگی از چهره های با ارزش و مدیران مدبری بودند که با عشق و علاقه و خلوص نیت به جامعه فرهنگی ما خدمت کرده اند و مطمئناً سال ها طول می کشد تا آموزش و پرورش بتواند افرادی نظیر آنان را تربیت کرده و استفاده کند.

در طول سال های تدریسم چند مرتبه به عنوان سرگروه فیزیک ناحیه ۲ و سرگروه فیزیک استان اصفهان انتخاب شدم که با همراهی همکاران محترم خود سعی در بالا بردن کیفیت آموزش فیزیک در استان کرده ایم. همچنین با تشکیل انجمن معلمان فیزیک اصفهان چند مرتبه با رای دبیران محترم فیزیک به عنوان رئیس انجمن انتخاب شدم که باعث افتخار بنده است. از فعالیت های مهم، انجمن دعوت از انجمن فیزیک استان های دیگر در اصفهان و تشکیل اتحادیه انجمن های معلمان فیزیک ایران است.

از فعالیت های مهم اتحادیه، برگزاری کنفرانس آموزش فیزیک در هرسال می باشد. برگزاری اولین کنفرانس آموزش فیزیک با همکاری آموزش و پرورش اصفهان و به همت انجمن معلمان فیزیک اصفهان که بنده، جناب آقای دهکردی و … اعضاء آن بودیم باشکوه بسیار و ثمرات عالی در اصفهان برگزار گردید.

بیش از ۳۰ سال تدریس کردن با خاطرات بسیاری همراه است. نمی دانم کدام را برای دوستان عزیزم تعریف کنم!

۱- از اولین روز تدریسم در کلاس های شبانه دبیرستان ادب بگویم کلاس های بسیار پرجمعیت با افرادی که همه کارمند ارتش و بهداری بودند و برای گرفتن مدرک تحصیلی و افزایش حقوق به کلاس آمده بودند و به سادگی پذیرای هر دبیری نبودند. به یاد می آورم موقعی که با جناب آقای حسینعلی بهدادفر (معاون دبیرستان) وارد کلاس شدیم تا ایشان بنده را معرفی کنند از دیدن جو کلاس خودم را جمع و جور کردم و احساس کردم که دانش آموزان کلاس نیز من را به دیده­ی یک معلم جوان و تازه کار نگاه کرده اند ولی پس از چند هفته آن چنان دوستی و احترامی بین بنده و مردان با معرفت کلاس برقرار شد که این دوستی تا زمان حاضر نیز ادامه پیدا کرده است.

۲- از سال ۱۳۸۰ بگویم، پس از یک عمل جراحی بسیار سنگین موقعی که در ICU برای لحظه ای چشم باز کردم و دو نفر ازدختران دانش آموز دبیرستان فرزانگان امین را دیدم، روز بعد که هوشیار شده بودم فهمیدم این دو دانش آموز فرهیخته فرزندان پزشک معالجم و دوست او، هردو از دانش آموزان فرزانگان امین بودند که تمام شب را از من مراقبت کرده اند. در چه شغلی این همه انسانیت و ارزش اجتماعی را به جز در معلمی می توان یافت و به آن افتخار نمود.

۳- از روزی بگویم که در سفری مهماندار هواپیما نامه ای از یکی از مسافرین را به بنده داد، در آن از من خواهش شده بود که پس از توقف هواپیما منتظر دیدار ایشان باشم. پس از پیاده شدن در فرودگاه یکی از جوانان دهه شصت دبیرستان ادب را دیدم که مشتاقانه به سمت من آمد و پس از ابراز محبت و احترام از روزهای بسیار خوب گذشته صحبت نمود. جوانی که با تحصیلات عالی و دانش سیاسی، معاون یکی از وزراء بود. ولی حس احترام و ابراز محبت و تشکر از دیگران را از یاد نبرده بود.

۴- از سال ۱۳۸۳ بگویم، برای معالجه در یکی از بیمارستان های شیراز بستری شدم. هنوز یک ساعت از ورودم به بیمارستان نگذشته بود که سه نفر از بهترین متخصصین بیمارستان که از دانش آموختگان دبیرستان ادب بودند با دیدن اسم بنده به ملاقات من آمدند و در چند روز بستری من در بیماستان چنان محبتی به من کردند که پزشک معالجم که یکی از چهره های ماندگار کشورمان می باشد فرمودند: در فرهنگ ما معلمین در دل مردم جای دارند و مردم با تمام وجود به آن ها احترام می گذارند. می توانم صدها خاطره دیگر تعریف کنم که تمام آن ها عزت و ارزش اجتماعی معلم را به خوبی نشان می د هد.

عزیزان من، معلمی شغل بسیار ظریف و هوشمندانه ای است. انسان عاشق و مبتکر می خواهد تا موقعی که برابر ۳۰، ۴۰ نفر جوان باهوش و خواهان علم می ایستد بتواند آن ها را مجذوب خود کرده و مطالب خود را به آن ها القا کند. اولین چیزی که جلب توجه دانش آموز را می کند ظاهر آراسته معلم و سپس کلام و دانش او است، معلم می تواند با اولین جمله خود اطمینان دانش آموز را بخود جلب کند که باعث اعتماد بچه ها به او شده و بچه ها او را پشتیبان خود می دانند که باعث نتایج درخشانی می شود.

من در تمام سال های معلمی خود با تمام وجود به شغل خود افتخار کرده ام. معلمی به من همه چیز داد، افتخار، اعتبار اجتماعی، سربلندی و نام نیک که به دست آوردن آن ها آرزوی هر انسانی است و به سادگی به دست نمی آید.

جا دارد از تمام اساتیدی که بنده در تمام دوران تحصیل و تدریس از آن ها دانش، ادب و اخلاق آموخته ام و به دوستی با آن ها افتخار می کنم سپاسگزاری کنم و از خداوند بزرگ برای همه همکاران محترم فرهنگی و هموطنان عزیزم آرزوی سلامتی و سرافرازی داشته باشم.

مهر ماه سال نود و هفت                                  مهدی سلماسی

 

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی