صد سال با دارالمعلمین( علی جان حق پناه)

آقای علی حق پناه می نویسد: 

در سال ۱۳۰۴ شمسی در اصفهان متولد شدم، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را تا دیپلم دانش سرا در اصفهان گذراندم و با احراز رتبه دوم در دیپلم فارغ‌التحصیل شدم. چون طبق مقررات دانش سراهای کشور دانش آموزان رتبه اول و دوم از بورس تحصیلی در دانشگاه برخوردار می‌شوند. لذا در مهر ماه سال ۱۳۲۴ جهت ادامه تحصیل به تهران اعزام و در رشته ریاضی دانشکده علوم دانشگاه تهران ثبت نام نمودم. طی تحصیل در دانشگاه از محضر استادانی چون پروفسور فاطمی- دکتر هشترودی- دکتر آل‌بویه- دکتر وصال و… بهره‌مند و مخصوصاًدر روش تدریس از مرحوم پروفسور فاطمی الگو گرفتم. روح همگی استادان شاد باد.

در سال ۱۳۲۸ با اخذ درجه لیسانس درریاضیات از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل و از مهر ماه همان سال به دبیری دبیرستان‌های یزد منصوب و مشغول کار شدم. در اهمیت شغل دبیری همین نکته کافی است که مزایای دبیر لیسانسه از مزایای یک پزشک بر اساس معیارهای استخدامی مبلغ متنابهی بیشتر بود.

در سال ۱۳۳۳ به اصفهان منتقل و در دبیرستان‌های سعدی- نشاط- دانش سرای مقدماتی- تربیت معلم انستیتو تکنولوژی اصفهان به تدریس ریاضیات پرداختم. در همین سال دبیرستان هراتی با تشریفات خاص با حضور دکتر مهران افتتاح شد و اینجانب در سال ۱۳۳۴ و در زمان ریاست مرحوم جهانشاه و نظامت مرحوم عجمی تا سال ۱۳۴۶ به تدریس در این دبیرستان مشغول بودم.

 این جانب در دبیرستان صائب شاگرد وی بودم

استاد بسیار منظم و رفتار احترام آمیز داشت. در تدریس  ریاضات احاطه کامل داشت. لباس ساده و تمیز  و تیره می پوشید و  وقتی می خواست توجه ما را جلب کند، فقط سه مرتبه کف کفش خود را به زمین می زد اما هیچ سخنی نمی گفت و گاهی لبخند ظریفی بر چهره داشت. همه ساکت می شدند.

مسائل دشوار ریاضی را که به دقت زیاد نیاز داشت آرام آرام و به سادگی بیان می کرد و از این که ما درس او را به خوبی می فهمیم اظهار رضایت می کرد.

سر ساعت کلاس را شروع می کرد و سر ساعت درس را خاتمه می داد. در کلاس او  برخلاف سایر کلاس های ریاضی که دانش آموزان اضطراب دارند، دانش آموزان  آرام و آرامش خاطر داشتند.

در یک بعد از ظهر بهاری می خواست ۱۵ دقیقه زود تر کلاس را ترک کند. مؤدبانه از دانش آموزان کلاس اجازه گرفت و گفت: معلم موسیقی من آقای محمد نیک نام از دنیا رفته و من موفق نشدم در مراسم تدفین و ترحیم ایشان شرکت کنم، لذا از شما اجازه می خواهم که در مراسم هفته این معلم عالیقدر شرکت کنم و البته کلاس شما را جبران می کنم. به علامت احترام سرِ خود را پائین آورد و کلاس را ترک کرد. برای ما درس بسیار آموزنده  و فراموش نشدنی بود.

آقای حق پناه بعداً به ریاست دبیرستان ادب رسید مدتی هم معاون آموزشی اداره کل بود. پس از بازنشستگی به خیرین مدرسه ساز پیوست و چند مدرسه به آموزش و پرورش هدیه کرد.

در سال ۱۳۴۶ دبیرستان ملی پسرانه خرد را با رشته‌های طبیعی و ریاضی تأسیس و در این دبیرستان با بهترین دبیران اصفهان افتخار همکاری داشتم. در سال ۱۳۵۵ طبق مصوبه مجلس شورای ملی کلیه مدارس ملی توسط دولت خریداری و دبیرستان خرد نیز با تمام تأسیسات به آموزش و پرورش واگذار گردید. فعلاً محل آن به آموزشگاه دانش آموزان استثنایی اختصاص یافته و از این که حاصل تلاش‌هایم در خدمت ارتقاء فرهنگ این مرز و بوم است بسیار خشنودم.

در سال ۱۳۵۵ به مدت یک سال به ریاست دبیرستان سعدی(واقع در خیابان استانداری) منصوب که به علت واگذاری دبیرستان به شهربانی از سمت مستعفی و مجدداً در دبیرستان خرد مشغول به کار شدم.

پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۸ به معاونت آموزشی اداره کل آموزش و پرورش اصفهان منصوب و در مهر ماه سال ۱۳۵۹ به افتخار بازنشستگی نائل آمدم. پس از بازنشستگی دست از تلاش و کار بر نداشتم و در بخش خصوصی درارتقاء اقتصاد و تولید کشور فعالیت دارم، امیدوارم ثمره آن برای جامعه مفید باشد.

در تمام دوران خدمت از کلیه مزایای معلمی برخوردار بوده‌ام. در سال ۱۳۵۰ جهت آموزش ریاضیات جدید به کشور فرانسه، دانشگاه نیس اعزام و پس از پایان دوره به کار تدریس مشغول شدم و نیز تقدیر نامه‌های متعدد به لحاظ تدریس دریافت داشته‌ام که از آن جمله در سال ۱۳۳۸ شخص وزیر فرهنگ نشان درجه سوم فرهنگ را به اینجانب اهداء نموده است.

خدا را سپاسگزارم که در طول مدت فعالیت‌های آموزشی و اداری خود هرگز ایمان و اعتقاد خود را در خدمت معاش زندگی و کسب موقعیت اجتماعی قرار ندادم.

توصیه‌ام به همکاران فرهنگی این است که آن چه در بضاعت علمی دارند در اختیار دانش آموزان خود قرار دهند و هرگز مباد به خاطر متاع اندک دنیا ازانتقال همه توان علمی خود به دانش آموزان دریغ نمایند و مطمئن باشند با اعمال چنین رویه علاوه بر این که مورد توجه و محبت خاص دانش آموزان قرار می‌گیرند، لطف و برکت الهی نیز شامل حال آنان شده و رحمت و فضل الهی بر آنان نازل می‌گردد.

امیدوارم روزی شاهد شکوفایی اقتصادی کشور عزیزمان باشیم تا معلمان این کشور با خیالی آسوده و احساس امنیت اقتصادی به تعلیم و تربیت فرزندان این ملت بپردازند.

در خاتمه ضروری می‌دانم از کلیه دوستانی که در دبیرستان خرد و سایر مراکز آموزشی و اداری با اینجانب همکاری داشته‌اند صمیمانه سپاسگزاری و تقدیر نمایم.

 یکی از شاگردان وی در دبیرستان صائب  می گفت:

علیجان حق پناه بسیار منظم و رفتار احترام آمیز داشت. در تدریس خود احاطه کامل داشت. لباس ساده و تمیز  و تیره می پوشید و  وقتی می خواست توجه ما را جلب کند، فقط سه مرتبه کف کفش خود را به زمین می زد اما هیچ سخنی نمی گفت و گاهی لبخند ظریفی بر چهره داشت. همه ساکت می شدند.

مسائل دشوار ریاضی را که به دقت زیاد نیاز داشت آرام آرام و به سادگی بیان می کرد و از این که ما درس او را به خوبی می فهمیم اظهار رضایت می کرد.

در یک بعد از ظهر بهاری می خواست ۱۵ دقیقه زود تر کلاس را ترک کند. مؤدبانه از دانش آموزان کلاس اجازه گرفت و گفت: معلم موسیقی من آقای نیک نام از دنیا رفته و من موفق نشدم در مراسم تدفین و ترحیم ایشان شرکت کنم، لذا از شما اجازه می خواهم که در مراسم هفته این معلم عالیقدر شرکت کنم و البته کلاس شما را جبران می کنم. به علامت احترام سرِ خود را پائین آورد و کلاس را ترک کرد. برای ما درس بسیار آموزنده  و فراموش نشدنی بود.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی