صد سال با دارالمعلمین (پریسا نکویی)

                                                                                پریسا نکویی

       دستنوشته خانم پریسا نکویی

پریسا نکویی، دکترای شیمی تجزیه از دانشگاه اصفهان و سرپرست آزمایشگاه شیمی مرکز تحقیقات معلمان استان اصفهان

در خرداد ماه ۱۳۵۸ در اصفهان در محله چهارسوق شیرزای­ها خانواده­ای فرهنگی به دنیا آمدم. دوره ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در دبستان راضیه، مدرسه راهنمایی آسیه و دبیرستان فردوس واقع در خیابان ابوذرگذراندم. از آنجا که به شدت به خانواده وابسته بودم فقط رشته­های تحصیلی دانشگاه اصفهان را انتخاب کردم. در اولین رشته پس از پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی یعنی رشته شیمی کاربردی ستاره­دار پذیرفته شدم. رشته­های ستاره­دار رشته­هایی بودند که شخص در صورت نیاز به نیرو می­توانست به استخدام آموزش و پرورش درآمده و پس از دریافت مدرک کارشناسی حدود ۱۰۰۰ ساعت کلاسهای آموزشی مربوط به فنون تدریس و روانشناسی را در تابستان بگذراند.

دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و درنهایت دکترا را در دانشگاه اصفهان با رتبه­ی اول فارغ­التحصیل شدم. پس از آن به عنوان نیروی آموزش و پرورش در زرین شهر به صورت تمام وقت مشغول به تدریس شدم. لازم به ذکر است که در حین دوران تحصیل نیز علاوه بر دبیرستان شاهد زرین شهر به عنوان سرگروه شیمی زرین شهر، سرگروه شیمی استان، مدرس شیمی دانشگاه پیام نور و دانشگاه فرهنگیان مشغول به خدمت بودم.

در سال ۱۳۹۱ به عنوان مدرس درس شیمی در دانشگاه جامع علمی-کاربردی مشغول به کار شدم. روز اول ورود به کلاس را هرگز فراموش نمی­کنم. کلاسی با ۶۰ نفر دانشجو که در رده­های سنی ۲۰ تا ۵۰ سال خسته و افسرده نشسته بودند. از آنجا که تجربه تدریس در دانشگاه علمی-کاربردی را نداشتم مطابق با سرفصل کتاب شروع به تدریس کردم. دانشجویان همه ساکت بودند و کسی چیزی نمی­نوشت. حتی یک سوال هم از طرف هیچ کس مطرح نمی­شد. ساعت اول به پایان رسید و من خسته و دلزده برای استراحت به اتاق اساتید رفتم. هنوز ننشسته بودم که دو دانشجو وارد اتاق شده و نشستند. یکی از آنها گفت: “استاد ما همگی کار می­کنیم و برای ارتقای شغل خود به گونه­ای مجبور شدیم که ادامه تحصیل بدهیم ولی ازآنجا که اکثراً دانش آموزان ضعیفی بوده­ایم لذا در فهم مطالب کاملاً ناتوانیم. لطفاً کلاسی خصوصی تشکیل داده و مبلغ مورد نظر خود را بیان کنید و در آن کلاس، سوالات امتحانی را به ما داده و با ما کار کنید تا نمره قبولی را کسب کنیم. از نظر هرینه هم نگران نباشید چون ما هزینه­ شرکت در کلاس را بین خودمان تقسیم کرده و به صورت جمعی می­پردازیم.”

با شنیدن این مطالب به شدت عصبانی شدم ولی مشاهده چهره خسته و دستهای زحمتکش آنها، اجازه بروز عصبانیت را از من گرفت. کمی آب خورده و به آرامی گفتم: “من به شما قول می­دهم که اگر در کلاس به مطالب درسی، خوب گوش داده و هرجا که مطلبی را نفهمیدید از من توضیح اضافی بخواهید و تمرین­های کلاسی را نیز حل کرده و در جلسه بعد همراه خود بیاورید، همه­ی شما تاکید می­کنم همه­ی شما با نمره­های خوب این درس را پاس کرده و نیازی به کلاس خصوصی نخواهید داشت.”

آن دو دانشجو کمی مِن مِن کرده و سپس برخاسته و از اتاق خارج شدند. ساعت دوم وارد کلاس شدم و قبل از شروع درس شروع به صحبت کردم. به آنها گفتم: “کار جوهره­ی مرد است. من درک می­کنم که شما انسان­های دلسوز و زخمتکشی هستید که برای به دست آوردن روزی حلال برای خانواده خود تلاش کرده و اکنون افتخار ادامه تحصیل را کسب نموده­اید. من با آگاهی از تمام گرفتاری­ها و مشکلات شما این درس را به گونه­ای آغاز کرده، ادامه داده و به پایان می­رسانم که در نهایت شما با خاطره­ای خوش و کسب نمره­ای عالی این واحد درسی را بگذرانید.”

ابتدا حضور و غیاب کردم. عادت من این بود که اسامی دانش آموزان و دانشجویان را در یکی دو جلسه­ اول حفظ می­کردم. به نظر من حفظ کردن اسامی دانش آموزان یکی از مهمترین عوامل در موفقیت معلم در امر آموزش است. به این ترتیب هر دانشجویی که از من سوال می­کرد نام او را بیان کرده و از این که به دقت به درس گوش داده، ابراز رضایت و خرسندی می­کردم. اگر حواس دانشجویی پرت می­شد او را به اسم صدا زده و با جمله­ای دوستانه و مودبانه نظیر این­که “امروز سرحال­تر از دیروز به نظر می­رسید” و یا جملات مشابه، حواس او را به مطلب درسی جلب می­کردم. در حین تدریس همواره بر نکات مثبت دانشجویان تاکید می­کردم. مثلاً اگر دانشجویی خط زیبایی داشت هنگام حل تمرین به او می­گفتم که قدر این موهبت الهی را بداند و یا اگر دانشجویی مرتب و منظم بود، نام او را گفته و نظم و ترتیب او را می­ستودم. این گونه بود که به تدریج همه دانشجویان در جلسات بعدی در حین تدریس سوال می­پرسیدند و روزبه­روز علاقه­مندتر می­شوند.

روز اول، شغل هرکدام را پرسیدم و در میانه تدریس نکته­ای در مورد ارتباط علم شیمی با شغل مثلاً آقای کاظمی بیان کردم. این­گونه بود که دانشجویان به شیمی به عنوان رشته­ای کاربردی و ملموس می­نگریستند. همین فعالیت را می­توان در مورد شغل پدر دانش آموزان نیز انجام داد. در جلسات آینده نیز از آنها خواستم هریک در مورد ارتباط شغل خود با علم شیمی مقاله­ای کوتاه آماده کرده و به مدت ۱۰ دقیقه در کلاس درس برای دیگران بازگو نمایند. کلاسی که روز اول با خستگی و دلزدگی شروع شده بود در جلسات بعدی با دانشجویانی تمیز، مرتب، خوش اخلاق و باانگیزه ادامه پیدا کرد به گونه­ای که روزبه­روز با دیدن چهره شاد و پرانرژی آنها شاد می­شدم و با عشق و لذت تدریس می­کردم.

بنابراین وظیفه معلم تنها آموزش صرف نیست. معلم باید از جنس دانش آموز باشد، او را درک کند و حود را در موقعیت او قرار دهد و پس از برقراری رابطه عاطفی دوستانه، آموزش را با عشق و لذت ادامه دهد. بزرگی می­فرماید انسان­های بزرگ بر خودشان سخت می­گیرند و انسان­های کوچک بر دیگران.

در پایان آن ترم تمام دانشجویان با نمره بالاتر از ۱۷ موفق به گذراندن واحد درسی شیمی عمومی شدند.

در همان سال به سمت سرپرست آزمایشگاه شیمی مرکز تحقیقات معلمان استان اصفهان درآمدم. تجربه کار آزمایشگاهی من در کار با دستگاه­هایی نظیر اسپکتروفوتومتر، Autolab، IR و دستگاه­هایی مشابه بود که متاسفانه هیچ یک در سطح دبیرستان کارایی نداشت. خوشبختانه در آزمایشگاه، اساتید پیش­کسوتی نظیر استاد احمد مدرس صادقی و استاد جعفر شیخ­الاسلام نیز حضور داشتند که من هنگام آغاز کار در مرکز از محضر این اساتید بهره جستم. در آن سال با همکاری این اساتید به خصوص استاد مدرس صادقی همه آزمایشاتی را که امکان انجام در مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم داشت جمع­آوری کردیم. سپس مطالب کتب درسی شامل علوم ابتدایی، علوم متوسطه اول و شیمی دبیرستان را خط به خط مطالعه کردیم و به طراحی آزمایشاتی پرداختیم که به فهم بهتر مطالب عنوان شده در کتب درسی کمک کنند. این آزمایشات به گونه­ای طراحی می­شدند که حتی­الامکان ساده باشند، در اجرای آنها از مواد شیمیایی کم خطر یا بی­خطر استفاده شده باشد، با مواد و وسایل در دسترس قابل انجام باشند و معلم بتواند در حداقل زمان آنها را در کلاس درس اجرا کند. لذا مجموعه­ای مدون در سه مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم تهیه و گردآوری شد که در دوره­های ضمن خدمت آزمایشگاهی که به همت مدیریت مرکز اجرا می­شد و همچنان نیز ادامه دارد در اختیار همکاران قرار می­گرفت. به این ترتیب آموزگاران دوره ابتدایی و نیز دبیران متوسطه اول و دوم، این آزمایشات را به صورت عملی در آزمایشگاه انجام می­دادند و در حین کار از راهنمایی ما برخوردار می­شدند.

خوشبختانه تمام شرکت کنندگان این دوره­ها با رضایت کامل آنها را به پایان می­رسانند و معتقدند این دوره­ها از معدود دوره­هایی است که معلم شخصاً آزمایشات را به صورت عملی انجام می­دهد و با چالش­های خاص هر آزمایش آشنا می­شود. متاسفانه در اغلب دوره­های ضمن خدمت مدرس دوره متکلم وحده بوده و با سخنرانی و بیان مطالب تئوری به اجرای دوره می­پردازد. درواقع درس آزمایشگاه به گونه­ای است که بهتر است معلم (به خصوص معلمین جوان و کم سابقه) آزمایش را قبلاً زیر نظر فردی متخصص انجام دهد تا در کلاس درس با آرامش و طیب خاطر به اجرای آزمایش در کلاس درس بپردازد. انجام آزمایش توسط معلم در دوره­های مذکور به وی کمک می­کند که بر ترس ناشی از انجام اشتباه یا بدون نتیجه آزمایش فائق آمده، با مشکلاتی که ممکن است در حین اجرای آزمایش به وجود آید آشنا شده و به رفع آنها اقدام نماید.

همزمان با تالیف کتب جدید آزمایشگاه علوم تجربی (۱) و (۲) بر آن شدیم آزمایشات کتب جدید را در دوره­های ضمن خدمت آزمایشگاهی قرار دهیم تا معلمان با نحوه انجام آزمایشات جدید آشنا شوند. فقدان راهنمای انجام آزمایشات این کتب، ما را بر آن داشت که به تالیف راهنمای جامع آزمایش­های شیمی پایه دهم و یازدهم بپردازیم. این راهنما شامل متن صحیح انجام آزمایشات کتاب درسی به صورت مرحله به مرحله همراه با تصاویر هر مرحله، واکنش­های شیمیایی انجام شده در هر مرحله، پاسخ به پرسش­های هر آزمایش و نیز ۱۵۰ تست طراحی شده از آزمایشات کتاب درسی است که می­تواند به عنوان یک مرجع علمی مناسب مورد استفاده همکاران مدرس آزمایشگاه قرار گیرد. تالیف این راهنما سبب شد در سال گذشته رتبه اول کیفیت بخشی به آزمایشگاه علوم تجربی به ما اختصاص داده شود.

در حال حاضر با تدوین برنامه­های جدید به گونه­ای پیش می­رویم که با یاری خداوند بتوانیم بخش اندکی از مشکلات همکاران عزیز در اجرای آزمایشات شیمی را برطرف نماییم.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی