صنایع ایران در گذشته و در آینده

از پروفسور پوپ: مستشرق و ایران شناس معروف

ترجمه: جناب آقای دکتر صدیق اعلم

به نقل از پنجمین سالنامه دنیا

روز چهارشنبه دوم اردیبهشت ماه ۱۳۰۴ در منزل مرحوم جعفرقلی خان اسعد بختیاری وزیر پست و تلگراف با حضور حضرت اشرف رضا خان پهلوی رئیس‌الوزراء و فرمانده کل قوا و مرحوممؤتمن الملک رئیس مجلس شورای ملی و هیئت دولت، نمایندگان مجلس، رجال و کلنی آمریکایی در تهران آقای پروفسور پوپ مستشرق و ایران شناس نامی که برای بازدید و معاینه آثار صنعتی به ایران آمده بودند. نطق جالبی به زبان انگلیسی ایراد نمودند که به اندازه جلب توجه مدعوین را نمود چون بیانات این عالم شهیر بسیار پر بها و برای ثبت در تاریخ نهایت لزوم را داشت جناب آقای دکتر صدیق اعلم وزیر اسبق فرهنگ ترجمه فاضلانه این خطابه را برای ما ارسال داشته‌اندکه در سالنامه دنیا چاپ و مورد استفاده فرد فرد ملت ایران قرار گیرد.

” دنیا”

صنایع ایران در گذشته و در آینده

THE ARTS OF IRAN PAST AND PRESENT

با وجود این که ایران بالنسبه مملکت کوچکی است ولی تأثیرات زیاد در تمام تاریخ تمدن داشته و در قرون متمادی بین سایر ملل قوه مولده و حیاتی بوده است.

به تنهایی قشنگی این مملکت از روی حق آن را مشهور ساخته. در فراز کوه‌های با عظمت آسمان لطیفی قرار گرفته- جلگه‌های منور و باغ‌های فرح بخش شعرا را محظوظ و از قدیم‌الایام ستایش دنیا را به وجود آورده است.

در ایران سلسله‌های مقتدر سلاطین و پادشاهان پا به عرصه وجود گذارده و به واسطه رشادت و هوش و اقدامات قائدین بزرگ تسلط ایران در ازمنه مختلفه از هندوستان تا مصر و از سواحل دریای رم تا آسیای مرکزی استقرار حاصل کرده است. ایران در مقابل رم یعنی قوی‌ترین مملکت نظامی قدیم استقامت ورزیده و آن را شکست داده، کوروش و اردشیر و شاه عباس همه جا جزو اشخاص بزرگ به شمار می‌روند.

چیزی که مهم تر از سلحشوران نیرومند بوده شرکتی است که ایران در حیات ادبی و روحی داشته.

صدای اسلحه سربازانش البته در چند صد فرسخ در آسیای غربی منعکس شد ولی امروز هیاهو جنگ دیگر شنیده نمی‌شود در صورتی که صدای شعرایش در همه جا دل‌ها را به هیجان می‌آورد.

فردوسی و سعدی و حافظ حتی در ترجمه‌هایی که از اشعار آن‌ها شده زنده باقی مانده‌اند و شعرای درجه دوم از قبیل عمر خیام و شبستری همه جا مریدان صمیمی دارند.

قریحه قائدین بزرگ مذهبی‌اش جریان تمدن را تغییر داده موجب اعتلای افکار بشر گردیده و آن‌ها را به اعمال نیکو هدایت کرده است.

کم تر مللی می‌تواند دو نفر قائد بزرگ و پیشوای مذهبی مانند زردشت و مانی به عالم نشان دهند. به واسطه هوش فوق‌العاده اشخاص بزرگ از قبیل ابن سینا افکار گران بهایی که از تمدن باقی مانده بود محفوظ مانده به اروپا انتقال داده شد و در آن جا عصر جدیدی را ایجاد کرده.

اختراعات و اکتشافاتی که در چین شده بود علوم و ریاضیاتی که در هندوستان پیدا کرده بودند ایرانیان گرفته و پس از بسط و تکمیل به تمام دنیا انتقال داده‌اند نگاهداری و ترقی ممالک وسیع و درخشان اسلام در بهترین ادوار منوط به ایرانیان بوده.

 مخصوصاً در زمان بنی عباس فقیه و مدیر و رجل سیاسی و متخصص مالیه که موجب قدرت و نفوذ عالم اسلام شدند به وجود آورده است شاید بالاتر از همه این‌ها ایران به واسطه صنایع تزیینی مشعشع خود مشهور می‌باشد متجاوز از دو هزارسال است که دنیای متمدن قدیم و جدید بالفظ و با پول قریحه ایرانی را در زیبایی تقدیر کرده است.

در ایام رم قدیم غنی‌ترین بزرگان آن مملکت مبالغ گزاف برای قطعه کوچکی از پارچه‌های دوره ساسانی که حتی امروز عظمت و زینت آن‌ها را تهییج می‌کند خرج می‌کردند.

چین و ژاپن به این دوری به وسایل مختلف اقتباسات صنعتی از ایران می‌کردند در میناکاری و رنگ آمیزی در کاشی سازی و پارچه بافی چین مدیون ایران است معماری و نقاشی و بدایع ادبی هند شمالی مستقیماً در تحت نظر صنعت گران ایران ایجاد گردید.

در زمان سلجوقیان آسیای صغیر دارای صنعت قشنگ و با اهمیتی شد که تقریباً تمام آن کار معلمین و اهل حرفه ایران بود.

تقریباً همه صنایع که منسوب به ترک است اصلاً ایرانی می‌باشد. علاوه بر این‌ها صنعت ایران به سواحل اروپا نیز رسید و در آن جا اسلوب و طرزهای جدیدی در صنایع نشان داده ظرافت و نظافت و جاذبیت خود را به صنایع موجود اروپا عاریت داده.

صنعت ایران بزرگ‌ترین سرمایه این مملکت بوده زیرا نه فقط ثروت و حیثیت برای آن به وجود آورده بلکه در هر دوره و هر جا برای ایران دوستان ایجاد کرده و هیچ مملکت متمدنی امروز نیست که مجموعه از صنایع ایران نداشته باشد مجموعه‌ای که به صاحبان نظر نشان بدهد که ایران استحقاق ستایش و محبت دارد در رشته صنایع به درجه عالی رسیدن کار کوچکی نیست صنعت مسلماً یکی از بزرگ‌ترین آثار فعالیت بشر است ملل بدون صنعت خشن و نیمه وحشی هستند.

ملل و بلادی که شهرت و نام نیک آن‌ها از همه زیاد تر است آن‌هایی هستند که به صنعت به اندازه‌ی جنگ و تجارت اهمیت داده‌اندآن‌ها هستند که بدون حساب ثروت و شرف و جدیت را در ایجاد آثار زیبا مصروف داشته‌اند و نام آن‌ها در دنیا فنا ناپذیر شده است.

موفقیت در خدمات صنعتی یکی از وسایل مهم مقایسه تعیین رتبه ملل در تاریخ می‌باشد زیرا گذشته از همه چیز صنعت یکی از گران بها ترین آثار بشر است تمول و قدرت به هیچ وجه سعادت انسان را تأمین نمی‌کند. زندگانی مادی پر است از مواعبد و یأس- از تشویش خاطر و مغلوبیت. سیاست‌های ما اجباراً در صورت کج دار و مریز را دارد. افراد مقصر و خطا کارند. هر آن امیدواریم دقیقه‌ای که می‌آید بهتر از گذشته خواهد بود.

همیشه نیمه راضی هستیم اما در صنایع عالی مشقات و صدمات زندگانی دنیوی را فراموش می‌کنیم و موقتاً کمال را درک می‌کنیم.

حیات مادی از نظر ما محو می‌شود و مثل این است که در بهشت باشیم و در سعادت بی آلایش و بلند پایه آن شرکت جوییم.

در آن وقت است که می‌توانیم تقریباً بگوییم« ای روزگار از حرکت بازمان و مبدل به ابدیت شو» بنابراین هر یکی که بتواند حقاً در عالم صنعت و یا عالم علوم ادعای تکامل بکند قطعاً فنا ناپذیر و مورد سپاس گزاری نوع بشر خواهد بود.

حقیقت صنایع بزرگ به ندرت در نظر اول مشهود می‌شود زیرا که غالباً بسیار لطیف و عمیق می‌باشد.

البته خیلی از کارهای صنعتی در بادی نظر تأثیراتی می‌بخشد مثلاً همه کس می‌تواند قشنگی یک گنبد درخشنده طلایی را حس کند ولی در گنبد غیر از رنگ‌های خیره کننده و بزرگی چیزهای قشنگ تر هست به همان اندازه که رنگ‌های با شکوه در قشنگی گنبد اهمیت دارد کیفیت شکل گنبد که حیات و قوه آن را ظاهر می‌سازد و شاید چندین ماه برای ایجاد آن مطالعه و امتحان لازم داشته دارای اهمیت می‌باشد.

اغلب کارهای صنعتی نتیجه زحمات چندین ماهه و چندین ساله اشخاص بزرگی استت که در تحت تأثیرات قوی کار کرده‌اند.

از این گذشته هیچ اثر صنعتی بزرگی ممکن نیست تولید شود مگر این که در شخص ایجاد کننده اوصاف سه‌گانه مهارت فنی و احساسات عمیق و روشنی فکر در تجسم آن متناسباً موجود بوده باشد و تمام این نکات در یک اثر صنعتی باید جمع باشد تا بتوان آن را عالی خواند.

به این ترتیب سزاوار نیست آن چه را که اشخاص بزرگ بر اثر افکار عالیه توانسته‌اند تولید کنند بدون دقت و به طور سطحی ملاحظه کرد. کار صنعتی ماهیت حقیقی خود را به کسی نشان می‌دهد که با فکر و بی طرف و با حوصله و دقیق باشد کسانی که می‌خواهند کار صنعتی را همان طور که روزنامه می‌خوانند سرسری ملاحظه کنند از حظ و لذت آن محرومند و از این نقطه نظر است که موسیقی و شعر بر صنایعی که می‌توان در آن واحد نگریست مزایایی دارند.

در موسیقی و شعر قسمت‌ها آهسته یکی بعد از دیگری شنیده می‌شود ولی مدت زیادی با دقت باید گوش کرد چنان چه همین دقت و همان مدت را در هر یک از قسمت‌های صنایعی که با چشم باید ملاحظه نمود به کار بریم محسنات هر قسمت و تناسب تمام آن را درک و البته به حقیقت آن پی خواهیم برد.

اگر کسی بگوید که من در نظر اول قدر و مقام یک صفحه زینت کاری را می‌فهمم بگویید صورتتان را برگردانید و مسوده ای از آن رسم کنید آن وقت خواهید دید که آن شخص شرمنده شده و ملتفت می‌شود چقدر بداعت و مهارت حتی در یک زینت کاری کوچک به کار رفته.

بدیهی است که در یک کنفرانس نمی‌توان صنایع ایران را تعریف و تشریح نمود صنایعی که دو هزار و پانصد سال عمر دارند و شامل سبک‌های عدیده بوده و انواع و اقسام مواد و مصالح در آن‌ها به کار رفته یک عمر برای بیان و شرح آن لازم است به قول همه« اگر من حلقی از برنج و حجاب حاجزی از مس و یک عمر ابدی داشتم نمی‌توانستم مقامات آن را بیان کنم» در این جا شاید بتوانیم فقط کلیاتی راجع به صنایع ایران گفته سوء تفاهماتی که مزایای آن را مختلفی ساخته و احیاء آن را به تأخیر انداخته است رفع کنیم.

۲- ادوار صنعتی

اول دوره بزرگ صنعتی ایران در تاریخ دوره هخامنشی است که از سال ۵۳۶ تا ۴۳۰ قبل از میلاد مسیح ادامه داشته در آن زمان در تحت حمایت پادشاهان بزرگ از قبیل کوروش و خشایارشا قصوری در تخت جمشید و شوش ساخته شده که عظمت آن‌ها به قدری است که پس از دو هزار سال به وجود ترقیاتی که در تمدن عالم حاصل شده هنوز از مهارت و صنعتی که در آن جا به کار برده‌اند ما مد هوش هستیم.

این‌ها صنایعی بودند شاهانه و کم تر پادشاهانی در قصوری بدین عظمت اقامت گزیده‌اند. به علاوه به وجود این که سلاطین ایران از روی فراست و عقل از سایر ممالک کارگر می‌آوردند و هر نوع اطلاعات و سر مشقی بود از منابع ممکنه جمع آوری می‌کردند قصور مذکور حقیقتاً صنایع ایران و در تمام ستون‌های تخت جمشید که به ستون‌های معابد مصر شباهت دارند به درجات از آن‌ها قشنگ تر و ظریف تر و مناسب تراند اغلب ستون‌های مصری ضخیم و پیازی شکل اند از روی نباتات تقلید شده‌اند و شبیه اند به ساقه‌های درخت‌های سست.سر این ستون‌ها مانند گل‌های بزرگ ساخته شده و بنابراین عمل سقف‌های سنگین غیر مناسب اند.

آن تناسب منطقی که موجب امتیاز معماری یونان بود. آن معماری که در آن ستون‌ها به طرز قشنگی متناسب اند با وزنی که ظاهراً باید تحمیل کنند در بنای تخت جمشید به کار برده شده و ستون‌های باریک و قلمی آن محکوم و ظریف اند.

در شوش سر ستون‌ها که دارای یک جفت گاو نشسته می‌باشند برای تحمیل وزن زیاد خیلی مناسب است در صورتی که سر ستون‌های برگ گلی مصری سست و بی متناسب است به علاوه ایرانیان در فن معماری بهتر از آشوری‌ها و مصری‌ها بودند آن‌ها مانند مصری‌ها ستون را زیاد نزدیک هم نمی‌ساختند بلکه به طریق بهتر از آشوری‌ها و مصری‌ها بودند آن‌ها مانند مصری‌ها ستون را زیاد نزدیک هم نمی‌ساختند بلکه طریق با شکوهی آن‌ها را از هم جدا به نامی می‌کردند و به این ترتیب از بی‌سلیقگی و ثخانت اغلب معماری‌های مصری احتراز می‌جستند.

این قصور بایستی از حیث عظمت و شکوه نظیر نداشته باشند سقف‌ها و سرتیرها را از فلزات درخشان پوشانده بودند- ستون‌ها و دیوارها را با کاشی‌های طلایی و مینایی تزئین کرده بودند کف تالارها را از کاشی‌های خوش رنگ عالی فرش کرده بودند- طاق‌ها را به طرز ماهرانه‌ای باسدر و آبنوس . عاج که فوق‌العاده مزین به الوان دررخشان و طلاکار بود ساخته بودند پرده‌ها به دیوار آویخته و روی هم رفته تمام فضا پر بود از جلال و عظمت پس از استیلای مغول کارگران ایرانی که موصل مهاجرت کردند و شاید موجد عمده سبک موصل در کارهای روی برنج بوده‌اند این کارها و آن‌هایی که بعدها در مصر درست شد بهترین زینت کاری روی فلزات است در دنیا.

معماری هم تشعشع جدیدی بر شهرت صنعتی ایران افزود. غیر از مسجد سلطانیه که با عظمت‌ترین بنایی است که در خاک ایران دیده می‌شودخرابه‌های مسجد ورامین نشان می‌دهد که معماران ایرانی بهترین تناسب و ترکیب را از خطوط ساده ساختمان اصلی و زینت کاری مفصل به عمل آورده و تزیین را فرع بر بنا گرفته‌اند.

معماران ایرانی در آن وقت به آسیای غربی رفته ابتدا برای سلجوقیان و بعد برای عثمانی‌ها مسجد و مدرسه ساختند و در سمرقند و بخارا ابنیه مختلفه با شکوه که هنوز بینندگان را متحیر می‌سازد بنا نهادند و بالاخره در شام و مصر مهارت و تصور و تخیل خود را در ساختمان‌های آن جا به کار بردند.

در دوره صفوی یک بار دیگر عصر تازه و درخشانی طلوع کرد این مسئله صحت ندارد که صنایع بزرگ منحصر به ما قبل اسلام است ایرانیان در هر دوره چیزی که در نوع خود زیبا و کامل بوده به وجود آورده‌اند در قرن شانزدهم میلادی صنایع ایران دارای مزایا و جلوه تازه‌ای بودند. قالی‌هایی در آن زمان بافته شده که تا آن زمان نظیر نداشت و تا به حال هم چیزی که بتوان با آن‌ها مقایسه کرد بافته نشده است.

یونانی‌های قدیم که از جلال و شکوه البسه ایرانی در تحیر بوده‌اند اگر لباس شاهزادگان ایرانی را در زمان شاه عباس می‌دیدند چه می‌گفتند؟ زری‌هایی که از فلزات جامد طلا و نقره ساخته شده بود هم چون مواد مایع در حرکت و نرم به نظر می‌آید و در روی آن‌ها چنان نقش‌های عالی و زیبا از روی سلیقه و تناسب طرح شده بود که نه فقط عالی و با شکوه به نظر می‌آید بلکه نجابت و جلال نیز از آن‌ها هویدا بود.

جای بهت و حیزت است که مملکتی این ادوار صنعتی بزرگ را متوالیاً به وجود آورده و ملاک و مآخذی در سبک‌های متعدد به دست دنیا داده باشد و هنوز در نظر دنیا مکشوف نباشد متأسفانه قسمت زیادی از تاریخ صنایع ایران هنوز در زیر خاک مدفون و برای کشف آن باید منتظر حفریات علمای آثار قدیمه شد مع ذالک بعضی از مبادی عظمت صنایع ایران را می‌توان مختصراً ذکر کرد.

ابنیه فوق‌العاده مزین در امکنه مختلفه به وجود آمد و بهترین نمونه‌های آن در اصفهان است که با کاشی‌های معرق بسیار قشنگ زینت شده‌اند.

ترکیب کاشی‌های معرق یکی از اختراعات ایرانی و یکی از بهترین زینت‌هایی است که در ساختمان به کار برده شده و صنعت بسیار مشکل و ظریفی است.

در تحت هدایت و استادی بهزاد و سلطان محمد و رضای عباسی نقاش زنگی و قلمی در رنگ آمیزی و در تناسب به درجه کمال رسید قشنگی خطوط و لطف در تجسم و تصور روح و حیات موجب شدند که یکی از معروف‌ترین و قدیمی‌ترین صنایع به درجات تازه‌ای از اعتدال نایل آید.

۳- عوامل موجوده

در پرورش و تربیت ایرانی اولین و شاید مهم‌ترین عامل تمدن‌های متضاد و گوناگونی است که ایران دائماً با آن‌ها تماس داشته است ایران در قلب آسیا واقع و در مشرق آن « مملکت قدیم و دانش خیز چین بود که مردم آن در اختراعات عملی بسیار مستعد و آثار صنعتی آن‌ها احساسات زیبا و عمیقی را نشان می‌داد. در جنوبش هندوستان بود یعنی مهد ادیان و مؤسس علوم که زندگانی پر جمعیت و پر ثروتش در صنایع مرموز و تخیلی آن نمودار شده در مغرب آشور و کلده و مصر بود که هر یک خدمات مهمی به صنایع می‌کردند در شمال غربی یونانی‌ها بود با فعالیت، با فکر روشن، نیرومندترین عامل تربیت در مغرب زمین.

از هر یک از این ممالک ایران تعلیمات مهمی فرا گرفت و این منابع گوناگون و متضاد ممکن نبود تأثیرات عمیقی در او نبخشد علمای معرفت النفس و تاریخ طبیعی انسان امروز جمله بر آنند که مهم‌ترین عامل در ترقی بشر تصادم تمدن‌های متنوع و متضاد می‌باشد. همیشه تماس تمدن‌های مغایر انسان را به هدایت به جدیت و فهم و ایجاد نموده و به این ترتیب موجب پیشرفت‌های بزرگ در تاریخ بشر گشته است.

از طرف دیگر ایران خوشبختانه با وجود این که با منابع  این افکار تازه و متضاد مربوط بود به اندازه کفایت از ملل مذکور دور بود به طوری که از لحاظ تعلیم و تربیت نمی‌توانستند بر او غلبه حاصل کنند و گر چه چندین مرتبه دچار تسلط و استیلای اجانب شد مع ذالک آن‌ها را در خود محو کرد و شخصیت خود را حفظ نمود. اعراب وقتی به ایران حمله کردند تقریباً نیمه وحشی بودند و مغول‌ها و سلجوقیان و ایلات ترکمن به هیچ وجه دارای تمدن نبودند و بسیاری از صنایع که این ملل آموختند از ایران و به وسیله ایران بود.

برای خلق و ایجاد صنعت خود ایران اصول زیبای مختلفه را از ملل مجاور مخصوصاً آن‌هایی که دارای تمدن قدیم بودند عاریت گرفت مهم‌ترین ملل در این زمینه عبارت بود از مصر و آشور و کلده و یونان و رم و قسطنطنیه و چین و هندوستان و حتی از صنایع زمخت و شخصیت خود را محفوظ نگاه داشت همان طور که یک معمار بزرگ آجر و فلز و شیشه و کاشی و سایر مصالح را برای ایجاد یک بنای مخصوص و مشخص به کار می‌برد همان طور نیز ایران اصول اولیه‌ای که از صنایع سایر ملل اخذ کرد در ایجاد صنایع مخصوص به خود استعمال کرد. ولی کافی نیست که ما مبادی صنایع ایران را در این جا ذکر کنیم.

ملل دیگر هم در دنیا هستند که فرصت برای استفاده از همسایگان خود به دست آوردند و از آن‌ها اصول و افکاری در صنایع عاریت کردند و فقط چیزهای معمولی و عادی به وجود آوردند. شاید به علت آب و هوای فرح بخش یا به واسطه قریحه زمامداران و قائدین مذهبی‌اش در بهترین ادوار ملت ایران همیشه برتری اخلاقی و روحی نشان داده از آغاز عمرش ملت ایران نفوذ و شهامت، هوش، نشاط و عشق از خود بروز داده و تمام این خصایص برای ایجاد صنعت عالی لازم است از قدیم‌الایام مردم ایران مهارت و حوصله لیاقت برای کارهای مشکل سهولت برای یاد گرفتن داشته‌اند.

ایرانیان دارای ذهن روشن هستند و قادرند راه‌های پر از پیچ و خمی که برای طرح یک کار صنعتی بزرگ لازم است بدون تشتت خیال بپیمایند.

در این زمینه ایرانیان به درجات نسبت به ترک‌ها برتری داشته‌اندترک‌ها سعی کرده‌اند خیلی از صنایع ایران را تقلید کنند و موفقیت‌های زیادی هم در رنگ آمیزی نصیب آن‌ها شده ولی چون آن کیاست و حوصله ایرانی‌ها را برای فهم و تصور طرح‌های مشکل که در صنایع عالی موجود است ندارند تمام نقش‌های ایرانی را ساده و عریان کرده‌اند.

در قالی‌های اعلای ایران اغلب پنج یا شش نوع نقش دیده می‌شود هر یک با مقیاس معینی هر کدام با قوت و حرکت مخصوصی به نظر ترک‌ها نیز قابل تحمل می‌آید که این نقوش مختلف را طوری ترتیب دهند که همه در قسمت معینی از قالی ختم شوند.

یکی از منابع دیگر الهام احساسات حسن و زیبایی مذهب است مذهب زردشت و مخصوصاً طریقه تصوف حائز عناصری بوده‌اند که مخلوق صنعت و شعر بودند.

از قرن سیزدهم به این طرف تصوف مخصوصاً طریقت بسیاری از صنعت گران بزرگ ایران بوده عقیده‌ای که به موجب آن هر یک از وجهه‌های طبیعت مظهر تکامل و عشق الهی است قطعاً مرد را به مشاهده و احترام طبیعت وادار می‌سازد و بالنتیجه می‌خواهد آن را نمایش دهد.

همان طور که شبستری گفته- خداوند حس را در ضمیر ما مثل بیرقی که به دیوار شهر نصب کرده باشند قرار داده است بنابراین صنعت گرانی که معتقد بودند که به وسیله ایجاد زیبایی با خداوند در تکمیل دنیا شرکت جسته‌اند و در خلق و ایجاد قدری به او شباهت دارند  در اعتقاد و ایمان موجب و مسبب نیرومندی پیدا می‌کردند که متخیله آن‌ها را تحریک می‌کرد و مساعی آن‌ها را تقویت می‌نمود.

صنعت گران مذکور در این قسمت تأسی به سلاطین بزرگ قبل از خود جسته بودند اول فکر پادشاهان بزرگ از قبیل کوروش و اردشیر این بود که کارهای بزرگ خود را در بهترین بناهای تاریخی ثبت و به یادگار گذارند آن‌ها حس می‌کردند که چون سایه خدا و سلطان مملکت هستند اولین وظیفه آن‌ها پس از تثبیت سلطنت و استقرار نظم ایجاد قشنگ‌ترین مآثر تاریخی است و برای این کار مبالغ گزاف خرج کردند و به حسب ظاهر عقیده‌مندبوده‌اند که اعقاب آن‌ها نسبت  به این آثار باید از آن‌ها اظهار سپاس گذاری کنند.

نباید فراموش کرد که غالباً پادشاهان ایران مانند امپراطورهای چین و امپراتورهای مغول هندوستان خودشان کارهای صنعتی جمع می‌کردند و در صنایع مختلفه بصیرت داشتند و بعضی از آن‌ها سعی می‌کردند دارای صنعتی بشوند در موزه سلطنتی تصویر یک طوطی موجود است که به دست شاه عباس کشیده شده گرچه تصویر مذکور برابری با کارهای نقاشان بزرگ شاه عباس نمی‌کند مع ذالک دارای سادگی و روحی است که اسباب مباهات یک پادشاه پر مشغله است به علاوه مامی دانیم که نقشه اصفهان و تبدیل آن به یکی از بزرگ‌ترین شهرهای دنیا تقریباً تمام کار شاه عباس و نتیجه فکر و فعالیت و نظارت او در جزئیات است.

وقتی صنعت گران دانستند که از خدام مهم مملکت هستند و رئیس عالی دولت به آن‌ها احترام می‌گذارد و بدون مضایقه بهترین کار و وسایل نامحدود برای پیشرفت مقاصد آن‌ها به خوبی فراهم می‌سازد بدیهی است که بزرگ‌ترین جدیت و سعی از طرف آن‌ها به عمل خواهد آمد.

یک عامل دیگر که در ایجاد صنایع ایران دخیل بوده و نباید از نظر دور کرد عادات و سنن است که کم کم روی هم متراکم شده.

در ایران و در آسیا صنایع بیش تر مربوط به عادات و سنن می‌باشد در صورتی که در مغرب زمین بیش تر الهامات و احساسات شخصی دخیل است.

صنعت گر ایرانی نظر به احترامی که برای صنایع ما قبل دارد از تقلید آن‌ها با جزئی تکمیل خوشبخت است به این ترتیب در صنایع عالی ایران یک کار با عظمت نتیجه تجارت و سلف متراکمه و انسان سالفه است.

۴- نفوذ صنایع ایران

صنایع عالی ممکن نیست در مملکتی که ایجاد شده محصور و محدود بمانند بلکه به واسطه برتری و اقدام موجدین آن‌ها در تمام دنیا انتشار پیدا می‌کنند البته صنایع ایران در دوره هخامنشی در ایران محصور ماند و تأثیر مخصوص در صنایع مملکت دیگر نکرد ولی در ادوار بعد این طور نبود.

در دوره‌های بعد که ایران در تحت تسلط یونانی ها و اشکانیان بود صنایع جالب توجهی به ظهور آمد ولی ما در آن باب صحبت نمی‌داریم و داخل دوره ساسانیان می‌شویم.

در این دوره در تحت تأثیر نهضت بزرگ اخلاقی حیات ملی ایران تجدید و آثار صنعتی که بالطبع مظهر روح تازه بود به وجود آمد همان آثار صنعتی که در نوع خود هنوز نظیر پیدا نکرده اند حجاری‌های عالی طاق بستان و تخت جمشید و نقش رستم آثار بینی است از روح جدیدی که در آن وقت در مملکت شیوع داشت.

در نقاط مذکوره جنگ‌ها و کارهای سلاطین با قوت و ابتهی کنده شده که مافوق تصور است نه فقط این حجاری‌ها از حیث قد و اندازه بزرگ اند بلکه در عالم تخیل نیز دارای عظمت می‌باشند و کسی که در مقابل آن‌ها بایستد از جلال و قدرت آن‌ها مدهوش می‌گردد.

مهارت حجارها نسبت به عصر خود حیرت آور است نقش فیل‌های قوی هیکلی که در جنگل سرازیر می‌شوند جست و خیز خوک‌های وحشی- شنای مرغ‌های آبی- نقش‌های قشنگ پارچه لباس‌ها- جثه‌های وزینی که با طناب به پشت فیل بسته‌اند تمام این نقش‌ها در بیستون چنان با روح و قوت کنده شده‌اند که حجاری‌های امروزی ممکن است بر آن‌ها غبطه خورند.

کارهای روی برنج و نقره و منسوجات دوره ساسانیان در دنیا یکی از مآخذهای مقایسه است. اغلب محققین برآنند که پارچه‌های دوره ساسانی بهترین پارچه‌هایی بوده‌اند که تا آن وقت بافته شده و چنان چه قیمت را ملاک قرار دهیم گران بها ترین زرین‌هایی که درست کرده‌اند از دوره ساسانی است.

در آن زمان قریحه ایرانی در صنایع تزیینی داشت پا به عرصه وجود می‌گذارد و اشکال با شکوهی که متداول شده بود با کرانه‌های قرص و محکم که جفت جفت به طور قرینه کشیده و یا در دایره محاط کرده بودند اصول عالی زینت را جلوه گر می‌ساخت رنگ آمیزی در آن دوره مشعشع و ساده بود به واسطه همین سادگی و بی آلایشی شکوه بیش تری ظاهر می‌ساخت و بیش تر تأثیر می‌نمود.

تنها ظروف برنجی چینی‌ها توانسته است که با ابهت و قدرت عمل صنعت گران ساسانی برابری کند در قطعات معدودی که از آن دوره باقی مانده بعد و عظمت به طور واضح نمایان است بسیاری از ظروف برنجی ساسانی درباری زمخت به نظر می‌آیند ولی توجه ما را با قوه جاذبه‌ای به طرف خود معطوف می‌دارند زیرا سازنده آن‌ها خواسته است به وسیله شکل‌های معینی تأثیرات خاص در ما بکند و در این قسمت به مقصود رسیده است.

اشکال حیوان‌هایی که در دوره ساسانیان کشیده شده خواه در کاشی خواه در روی برنج به نظر می‌آید که پاهای آن‌ها خیلی سست و ضعیف باشد ولی به واسطه مبالغه‌ای که در نمایش سینه و بال آن‌هاکرده‌اند قوت و نیروی زیادی به تماشاچی حساس نشان داده‌اند.

گرچه معماری دوره ساسانیان مثل معماری دوره هخامنشی مشعشع نبود ولی دارای عظمت و جلال بود. قصور عالی در نقاط متعدد از قبیل قبره و فیروزآباد مشیطه بنا کردند از همه مشهورتر طاق کسری بود در تیسفون که اطاق‌های بزرگ مدوری داشت که برای اولین دفعه درد نیاساخته شده.

طاق کسری در نزدیک بغداد حالیه تالار سلامی داشت که ارتفاع سقف آن ۳۶ متر و نیم و عرض آن ۲۵ متر بود ساختن چنین طاقی از آجر با چنان استحکامی که در مقابل دست زمان و انسان و زمین لرزه و استیلای مغول مقاومت کرده باشد نشان می‌دهد که ساسانیان در تاریخ معماری ترقیات زیاد نموده بودند فرش این تالار وسیع قالی بزرگی بود که صورت باغی را در فصل بهار نشان می‌داد این قالی از طلا و نقره بافته شده بود و در آن جوی‌ها و گل‌ها و پرندگان به طور قشنگی قرار داده شده و با احجار قیمتی تزیین شده بودند.

بعد از دوره ساسانی در زمانی خلفای بنی‌امیه و بنی عباس و در زمان استیلای مغول و با وجود مصائبی که دچار ایران شد عشق به صنعت در این مملکت زیاد بود در شهر قشنگ ری. در نقاط دیگر ایران ظروفی ساخته شده که از حیث ظرافت و زیبایی ثانی ندارند چون قوانین اسلام استعمال ظروف طلا و نقره را ممنوع کرده بود و چون از طرف دیگر ایرانی‌ها شکوه و جلال را طالب بودند شروع نمودند به ترصیع طلا و نقره در برنج و مخصوصاً در همدان سبک جدیدی به وجود آوردند که قوت و وضوح دوره ساسانی را دارا بود ولی به اندازه‌ای لطافت و ظرافت در نقش داشت که دوره جدیدی از صنعت را ایجاد نمود.

در ژاپن در”نارا” علم قشنگی در خزانه مقدس آن موجود است که تعلق به” شمو” اولین امپراطور بزرگ تاریخی ژاپن دارد.

این علم فقط تقلیدی است که چینی‌ها از نقوش پارچه‌های معروف دوره ساسانی نموده‌اند و شواهد متعدد دیگر دلالت می‌کنند که منسوجات ساسانی در ژاپن خیلی معروف و بسیار پسندیده بود.

منسوجات مزبور بلا شک کمک مهمی در تکمیل پارچه‌های رم شرقی نمود و در قبر یکی از مقتدرترین سلاطین مغرب زمین شارلمانی اززر دوزی های عالی دوره ساسانی کشف شد.

همان طور که سابقاً اشاره کردیم هر چه سلجوقیان و عثمانی‌ها و مغول‌ها در عالم صنعت کردند مدیون ایرانی‌ها هستند. در کتیبه که در یکی از سر درهای مسجد قشنگ شیل جامع در بروسه است قید شده« عمل استادان تبریزی» وقتی که سلطان سلیمان در ۱۵۳۴ تبریز را گرفت چپاول عمده‌اش عبارت بود از بردن صنعت گران ایرانی به اسلامبول به امید این که در آن جا مدارس صنعتی تأسیس و در این قسمت با ایران رقابت کند.

هیچ یک از قالی‌های معروف ترک یا مخمل و زری و کاشی نیست که رهین صنایع ایران نباشد وقتی که تیمور لنگ را می‌خواستند به خاک بسپارند از اصفهان یک نفر معمار آوردند تا مقبره‌ی که شایسته آن فاتح مقتدر باشد بنا نماید.

طرح‌ها و نقوش ایران مخصوصاً در ظروف و در کاشی از طرف مغرب زمین به اسپانیا و از آن جا به ایتالیا رفته محرک موجد کاشی‌های ایتالیایی موسوم به ماژولیک گردید.

حتی چین به وجود علو مقامی که در صنایع داشته بسیار از ایران اقتباس کرده است. قطعات میناکاری مرصع از اختراعات ایران است و با شکوه ترین نمونه آن جام خسرو است که در کتاب خانه ملی پاریس می‌باشد.

این کار را بدوا به چین برده بودند و در آن جا مبدأ و اساس یک صنعت ملی شد بسیار از اشکال ظروف و نقوش و رنگ‌هایی که در چین به کار می‌برنداصلاً ایرانی بوده و ما می‌دانیم که صنعت گران ایران در چین مقام ارجمندی داشته‌اند.

صنایع هند شمالی در دوره مغول تقریباً بالتّمام ایرانی بوده و صنعت گران ایرانی بودند که موجب و باعث بسیاری از نقوش‌ها و خوش نویسی های هند شدند و آن‌ها بودند که قالی بافی هندی را به وجود آوردند و شعر گویی را به هندوستان الهام کردند و فکر اولیه را برای ایجاد بهترین معماری‌هایی که معروف دنیا می‌باشد تلقین کردند.

ایران بود که قطار سازی را با آویزهای کاشی اختراع کرد و همین توسعه ساختمان گنبد را در آسیا امکان پذیر کرد در گنبد سازی یک مسئله بسیار مشکلی موجود است و با وجود این که رومی ها استادی و مهارت زیاد در معماری داشتند مع‌ذلک هیچ گاه ندانستند چگونه گنبد را می‌سازند و هیچ وقت نفهمیدند به چه ترتیب یک گنبد در فراز یک ساختمان چهار پوش بنا کنند.

حقیقت این مسئله بسیار دشوار است زیرا ساختن گنبد گرد در بالای یک عمارت چهار گوش مستلزم ایجاد یک عده سوراخ و روزنه و رو پوش‌های مشکل و صعبی است و ایرانی‌ها بودند که ترتیب ساختن حجرات محدب را برای پر کردن روزنه‌ها اختراع کردند و به این وسیله ساختن گنبد را ممکن الوقوع نمودند.

قریحه ایرانی در ساختن تزییناتی که قرینه یک دیگر باشند از دوره ساسانیان به این طرف موجد زینت روی پارچه در مغرب زمین بوده گرچهبافنده‌های اروپا همه نوع وسایل و ادوات و علوم و مدارس صنعتی داشته‌اندمعهذا به اندازه قلیلی هم نتوانسته اند از طرح‌های ایرانی در فرش بافی اقتباس کنند و اگر جزئی مزیت کوچکی در این زمینه حاصل کرده باشند کاملاً مرهون سبک‌های ایران هستند مشکل است که در اروپا از قرن چهاردهم زینتکاری‌هایی در روی پارچه موجود باشد و در آن نفوذ و اثر ایرانی دیده نشود و اشخاصی که طرح‌های ایرانی را می‌شناسند وقتی در درون خانه‌های اروپایی گردش می‌کنند در هر جا هر گوشه تأثیرات نقوش ایرانی را ملاحظه می‌کنند.

۵- بعضی از ممیزات صنایع ایران

فهم و تقدیر کارهای ادوار متوالیه صنعتی ایران کار آسانی نیست متتبعین عالی مقام دایماً در این رشته مشغول مطالعه و تدقیق هستند چنان چه ما بعضی از اصول مهم صنایع ایرانی را بدانیم قدر و قیمت کارهای صنعتی ایران در تمام ادوار برای ما معلوم خواهد بود.

بدواً باید گفت که صنعت ایرانی صنعتی است تزیینی و برای نمایش طبیعت و از روی طبیعت نیست چنان چه این نکته را در مد نظر نگیریم کار بهترین صنعت گران را ممکن نیست بتوانیم تقدیر کنیم صنعتی که فقط برای نمایش دادن طبیعت است منظورش نمایاندن چیز معینی است خواه در نقاشی خواه در معماری غرض این است که با دقت و روشی کامل هر چیز که در شیئی اصلی موجود است نمایش دهند به طوری که به عینه مثل خود آن شیئی باشد.

در صورتی که این اصل کاملاً تعقیب شود صنعت گر نباید از خود چیزی داخل کند و فقط مهارت انگشتان و دقت دیدگانش باید کار کنند.

نتیجه که به دست می‌آید عبارت است از چیزی که تقریباً شبیه به اصل برای ما درست شده اما در زینت کاری منظور اصلی این است که مجموعه‌ی از خطوط و الوان و اشکال طوری پهلوی هم گذارده شود که فرح بخش و زیبا باشند بدون این که حتی یک شیئی حقیقی را نمایش دهند.

بهترین صنعتگران دو قسم مذکور را با هم ترکیب کرده‌اند ولی صنعت ایرانی بیش از همه چیز در تزیین پیشرفت حاصل کرده حتی در ریزه کاری که به نظر می‌آید کاملاً شیئی حقیقی را نمایش دهند صنعتگران ندرتاً تزیین را از نظر دور می‌کنند به طوری که خطوط منقوشه ساده‌تر و زیباتر از سر مشق اصلی هستند به علاوه می‌بینیمکه برای خاطر تزیین صنعتگران ایرانی از سایه و مناظر و مزایا و محیط صرف نظر می‌کنند تا اشکال و رنگ آمیزی بر جسته‌تر و درخشان تر باشد غالباً ما فراموش می‌کنیم که خطوط دارای حیات و شخصیت مخصوص هستند تمام خط‌ها مثل این است که می‌خواهندحرکت کنند به سمت معینی جلو بروند چیزی را نشان بدهند بر روی چیزی تکیه کنند، خم شوند، برخیزند،بیفتند و تجمع کنند یا از هم جدا شوند تمام این کلمات و الفاظ نیز دلالت بر حرکت می‌کنند با وجود این آن‌ها را برای تعریف و تشریح خطوط به کار می‌برند بسیاری از نقوش هست که جهت معینی دارد که به وسیله مساعی قوه متخیله هم نمی‌شود آن را تغییر داد این خطوط و نقوش با قوه غیر قابل مقاومتی حرکت می‌کنند و معذالک ما می‌دانیم که خطوط حرکت نمی‌کنند البته ممکن است دست را روی کاغذ گذاشت و خطوط را غیر متحرک نگاه داشت ولی وقتی به آن نظر بیفکنیم می‌بینیم با جان و متحرک اند.

زینت گر کسی است که در مخیله خود خطوط جان دار را تصور و بعد رسم می‌کند و این خطوط به قدری حیات و روح دارند که در وقت ملاحظه مثل این است که خود ما را به حرکت در آورندو ما در لطف و نشاط با آن‌ها شریک باشیم البته مراتبی که برای خط گفته شد برای ترکیباتی که از خطوط درست بکنند نیز صحیح است و صنعتگر بزرگ جادوگری است که با خطوط و الوان دسته‌ای از ارواح متحرک را احضار و آن‌ها را به اشکال و اقسام مختلف ترکیب کرده و هر یک از این اشکال دارای اوصاف مخصوص به خود باشند وسایل کار صنعتگر هم نامتناهی است برای او خطوط مانند علائمی است که موسیقی دان به کار می‌برد یا مثل کلماتی است که شاعر استعمال می‌کند در صورتی که خطوط به عده قلیل بوده و ثقیل باشند و زوایا منفرجه و برآمدگی ها کلفت و جسیم حس وقار و طمأنینه ایجاد می‌شود. به عکس وقتی که صنعتگر خطوط را به عده زیاد با زوایای ساده و فسار رسم نماید ممکن است اشکالی به وجود آورد که در ما تولید هیجان نماید بالاخره چنان چه خطوط با ملایمت به طرف یک دیگر بروند در بیننده ایجاد راحت و آرامش می‌کند خلاصه آن که استادان بزرگ تمام احساسات را می‌توانند با خطوط در طرف مقابل تولید نمایند.

بنابراین زینت گر همیشه با دقت اشیایی را می‌نگرد ببیند چه چیز در آن‌ها بیش تر لطف دارد کدام دور بیش تر مهیج است چه رنگ‌هایی بیش تر جذابند.

وقتی که آن‌ها را در اشیاء موجوده یا در متخیله خود یا در نمونه‌هایی که از صنعتگران ما قبل در دست است پیدا کرد سعی می‌کند به ساده‌ترین ولی قوی‌ترین شکلی نمایش دهد ممکن است به بهزاد یا میراق ایراد گرفت که تصاویر شما با حقیقت شیئی مطابقت نمی‌کند و شما قوانین مناظر و مرایا را نفهمیده‌ایدآن‌ها ممکن است جواب دهند که ایرادات شما مربوط به منظوری که ما در کار تعقیب کرده‌ایم نیست. چقدر تصاویر ما قشنگ‌ترند از آن چه در دنیای حقیقی دیده‌اید در تصاویر ما همه چیز مرتب و متمرکز شده و دارای حیات است تا چیزی را که در زندگانی عادی یک دیوار بوده یک مجموعه جواهر نمایش داده‌ایم چقدر چین‌های لباس‌هایی که ما کشیده‌ایم کامل تر و لذت بخش تر است از هر چین لباسی که ممکن است شما در جهان واقعی مشاهده کنید.

در یک محضر ایرانی نباید به دلیل ثابت کرد که خطوط فی نفسه قشنگ هستند آیا مملکت شما نیست که بهترین خوش نویسی ها را به وجود آورده تمام اصولی که در این جا ذکر شد در کارهای یاقوت و میر علی قزوینی نمایان و به کار برده شده است. ما به خط خوب فقط برای قرائت کلمات نگاه می‌کنیم بلکه برای موزونیت و نوسان دور خط و تناسبات آن صحت، لطف و قوه نمایش به خط خوب توجه می‌کنیم و در خوش نویسی سبک صنایع ایران آشکار می‌شود این مسئله قابل توجه است که صنعتگران ایرانی حتی در موقعی که می‌خواهند تصاویر دقیقی از انسان و حیوان بکشند لزوم خطوط جان دار را همیشه در مد نظر دارند.

بهزاد معروف از روی یک تصویر اروپایی پرده ساخته که عبارت است از تصویر سلطان عثمانی که از کارهای بلینی ایتالیایی است.

بلینی زیر جبه سلطان را تاریک و غیر نمایان کشیده است بهزاد با طبع یک زینت گر حقیقی موقع را برای گنجاندن دور خطی که لطیف و هویدا و ذی حیات باشد از دست نداده این خط و خطوط دیگری که در حاشیه پرده بهزاد است جان و روحی به پرده او داده که در پرده بلینی وجود ندارد.

بنابراین وقتی که صنعتگر ایرانی صورت انسان یا حیوان یا گیاه را می‌کشد یا نقوش موهوم رسم می‌کند در او روح فعالیت و هیجان حلول می‌کند که در کار او پیداست و مثل این است که این روح به بدن بیننده دقیق دمیده شود و در وجود او به قدری مؤثر گردیده که دل و جانش به صدای صنعتگر جواب می‌دهد آن گاه حس لذت حیات بخشی در او هویدا می‌شود.

برای این که خطوط جان دار و متحرک باشند صنایع آن بایستی طبیعت حساس و فهیمی داشت و در فن خود استاد و به آن عشق و شوق داشته باشد. صنعتگرانی که کار خود را دوست ندارند و عشق به تکمیل آن نداشته و حساسیت زیاد هم ندارند مطابق انتظار کارهای پست و بی روح به وجود می‌آورند و به محض این که یک صنعتگر بزرگ یک کار عالی بیرون داد صنعتگران دیگری بدون فهم و احساس سعی می‌کنندکورکورانه از روی آن بکشند.

ولی از رو کشیدن و خلق کردن فرق دارد در تقلید و رو کشیدن آتش اصلی خاموش شده و روح اولی پرواز کرده است. در ادوار بعد که الهام اولیه دورترند کسبه هستند که بیش تر برای اجرت کار می‌کنند تا برای افتخار و ارائه قدرت ملکوتی در این صورت الهامی به آن‌هانمی‌شود و دارای مهارتی نیستند چه طور کار آن‌ها مرتعش و بی جان است نقشه‌های آن‌ها بی معنی و مثل جسدی می‌ماند که روح از آن خارج شده.

در زینت کاری علاوه بر این که باید خطوط جان دار یا الوان مناسب را به شکل زیبایی در آورد لازم است که قدرت زیادی برای تشخیص قسمت مهم داشت تا بتوان از بین اشکال مختلفه ممکنه مهم‌ترین آن را برگزید و تا آخرین درجه آن را ساده کرد تا این که فقط روح باطنی محظوظ و نمایش داده شود بعضی اوقات ملاحظه می‌کنید که در کاسه‌های خرابه‌های ری یک سر گندم به طور خیلی ساده کشیده ولی در سر گندم حقیقی خطوط بسیاری است که در نقش روی کاسه نیست در این منظور این نبوده که سر گندم به طوری که در طبیعت موجود است کشیده شود بلکه در نظر بوده که ظرافت نا متناهی دور آن به صورت بهتری نمایش داده شود مقصود ارائه سر گندم نبوده بلکه روح ظرافت و لطافت که بعضی اوقات ممکن است در سر گندم باشد در مد نظر بوده است به عینه مثل این که عطر گل از خطوط برگ‌ها و شیره ساقه‌های درخت گل به دست نمی‌آید و مقدار زیادی برگ گل سرخ هم عطر گل نیست عطر گل چکیده و قطره عمده‌ای است که از هزاران گل گرفته شده و جوهر اصلی عطر تمام آن‌هاست که از آن‌ها جدا گشته و جاویدان شده است.

وقتی صنعتگر به این ترتیب ساده کاری کرد قوه متخیله را تحریک می‌کند به این معنی که او قسمتی را رسم می‌کند که چشم‌های معمولی نمی‌توانند ببینند و ما در موقع ملاحظه تمام آن را در متخیله خود تصور نموده و به این ترتیب در خلق کردن که خود موجب نشاط است با صنعتگر شرکت می‌جوییم بنابراین ما در ایجاد زیبایی که برایمان لذتدارد کمک کرده‌ایم و این شرکت و مجاهدت که از طرف ما به عمل می‌آید بیش تر ما را محظوظ می‌کند تا تماشای ساده.

صنعتگر به واسطه‌ی ایجاد طرح‌های زینت کاری قوه متخیله و مخترعه خود را به کار می‌برد و چیزهایی ترسیم می‌کند که در عالم طبیعت وجود ندارند.

مثلاً برگی که در زینت کاری ایران بوده به هیچ وجه شیئی مخصوصی را نشان نمی‌دهد بلکه عبارت است از نتیجه و چکیده یک زینت یونانی که ایرانیان آن را تجزیه نموده و جوهر آن را گرفته به ساده‌ترین شکل غیر قابل تحویل در آورده‌اند و به این ترتیب نقشی درست کرده‌اند بسیار ساده ولی خیلی مهم و اساسی که با آن به عده قابل توجهی ترکیبات دیگر ممکن است به وجود آورد.

زینت اصلی یونانی یک دنیا تفصیل و مخلفات داشت و ممکن نبود در ترکیبات متعدده آن را داخل کرد امکان پذیر هم نبود که اشکال مختلف به آن داده شود و فقط می‌شد شکل خود آن را تکمیل کرد از طرف دیگر با برگ زینت کاری ایران که بمثا به یک حرف الفباء است به عده نامتناهی می‌شود ترکیبات مختلف ایجاد کرد و گرچه هنرمندان صنعتگران ایران چندین هزار قسم ترکیبات آن را به وجود آورده مع ذالک باز ترکیبات ممکن الوقوع آن صورت خارجی حاصل نکرده است.

به واسطه اکتشافی که ایرانی از جوهر و قسمت مهم کرده این برگ ای که به وجود آورده اساس و مبدأ یک فصل جدید در تاریخ صنایع تزیینی شده است این برگ نتیجه فکر بشر است مع‌هذا فقط یک چیز موهوم اتفاقی نیست گر چه به حد زیاد مشمول قوانین علمی و شبیه به جمل ریاضی است برگ مذکور به نظر می‌آید که اساس شکل را نمایش دهد و وسائل تلذذ قسمتی از دماغ را فراهم آورد که همه دارا هستند از لحاظ اختراع ایجاد این برگ از اختراعات ماشین و آلات مکانیک مهم تر است مانند سایر اختراعات ایرانی در عالم صنعت این اختراع در فراهم آوردن سعادت بشر و اعتلا و تجدید فکر انسان بسیار کمک کرده است بدون این که مخارجی تحمیل کرده باشد.

اختراع آلات و کارخانجات موجب ازدیاد قدرتی می‌شود که اغلب مضر به سعادت بشر است و به هیچ وجه یقین نیست که منظور حقیقی نوع بشر به واسطه آثار مخترعین صنایع ماشینی پیشرفت حاصل کرده باشد برای مصنوعات ماشین در دنیا جنگ می‌کنند و به یک دیگر حسادت می‌ورزند و با هم زد و خورد می‌کنند و حال آن که از اختراعی که در صنایع مستظرفه شده می‌توان حظ برد بدون این که ازآن چیزی کسر شود مانند آب حیات که غذایرب‌النوع ها بوده روح را تغذیه می‌کرده و فی نفسه جاویدان بوده است.

۶- موازین صنایع ایران

اکنون می‌توانیمپاره‌ای از موازین صنایع تزیینی ایران را که در بهترین موقع بدان نایل شده و اینک نیز باید سعی کرد از نو تجدید شود و پایدار بماند در این جا بیان کنیم.

اول چیزی که لازم است عبارت است از قوت و حیات خطوط و نقوش- وضوح کرانه‌هایی که دقت بیننده را جلب کند عمق و صافی و تضاد و ترکیب الوان تمام این چیزهاست که وقتی در یک کار کامل جمع شدند در ما حس حیات و نشاط که منظور اصلی تزیین است ایجاد می‌نماید وضوح نیز به اندازه قوت و حیات اهمیت دارد وضوح یک قسمت اصلی است زیرا در هم بودن علامت ضعف و سستی است میل اهل حرفه به مشغول شدن و ترمیم طرح‌ها و پرداختن به شاخ و برگ یک طریق مهلکی است برای اختفاء طرح اصلی باید اعتراف کرد که صنعتگران و شعرای ایام اخیر ایران فریب خورده و حشو زوائد قائل شده‌اند امروز مخصوصاً از اقدام به این امر باید شدیداً احتراز کرد زیرا لازم است که در هر طرحی مضمون و فحوای اصلی واضح و روشن باشد.

ما باید بتوانیم بگوییم چه اهمیتی هر یک از عناصر دارند و از جلو عقب را ببینیم و قسمت مهم هر طرح باید کاملاً برجسته و نمایان باشد در کارهای متأخرین خواه در روی کاشی و خواه در روی قالی نقوش به اندازه‌ی پیچیده و در هم و الوان غیر معلوم و پست که متأسفانه آمریکا آن را تشویق نموده علامت فساد خرابی صنایع تزیینی است.

اصل دیگر که باید کاملاً رعایت شود تناسب است نقش بایستی با جنس و ماده‌ای که روی آن کار می‌کنند متناسب باشد و طرح هم چنان چه چیزی را نمایش دهد باید منطقی و طبیعی باشد گر چه کار زینتگر نیست که تصویر بکشد مع ذالک به اندازه‌ی اشکال اشیاء حقیقی نمایش داده می‌شود که ما باید مراقب باشیم به طبیعت آن‌ها لطمه وارد نیاوریم.

در بعضی از جا نمازهای قشنگ و قدیمی ترک که در قرن شانزدهم بافته شده ستون‌های محراب با تدقیق و تعقل یک نفر معمار کشیده شده است این ستون‌هابرپایه‌های محکم و زیبا قرار گرفته ولی در عصری که صنایع فاسد شده بود و کارگران لاابالی شده و دیگر به طور روشن فکر نمی‌کردندستون‌های مشابه ستون‌های مزبور به شکل ظرف قهوه خوری یا گلدان بافته شده و این طرز به اندازه‌ی بد و غیر مناسب است که فوراً انسان مشمئز می‌شود در قالی‌های قدیم از وسط گنبد اغلب ظروفی شبیه به آب ریز آویزان است و در قرون اخیر برای سهولت بافت این ظروف را وارانه کشیده‌اند و این یک خطای مضحکی است که اثرات نقش را بسیار ضایع می‌کند.

علاوه بر تناسب فوق‌الذکر یک نوع تناسب مهم تر نیز هست که ایرانیان در ادوار بزرگ آن را با کمال کیاست و صحت حس کرده بودند این تناسب عبارت است از این که کیفیت نقش ماهیت جنسی را که روی آن کشیده شده نمایش دهد.

همین مسئله شاید علت قشنگی فوق‌العاده ظروف ری در قرون سیزدهم و چهاردهم باشد این ظروف از گل درست شده و گلی که شکلی پیدا کرد و پخته شد جسمی است ظریف و شکستنی و طوری باید قالب گیری و تزیین شود که با اوصاف مزبور متضاد نباشد بلکهآن‌ها را تأیید کند.

صنعتگران ایرانی با شعور حیرت بخشی کاسه‌های خود را به شکلی در آورده‌اند که به نظر سبک وزن و شکستنی می‌آمدند و تزیینات آن‌ها موافقت با این اوصاف داشت بهترین وزن‌ها در دنیا امروز نقش‌های پر از تفصیل روی ظروف خاکی را با سایه و مناظر و مزایا کشیده شده کاملاً خطا می‌دانند و حتی ظروف یونانی و چینی که از چندین حیت بسیار عالی هستند از لحاظ تناسب دور و شک و جنس کم تر کامل اند تا کارهای ایرانیان در بهترین ادوار ظروف چینی از قرن چهاردهم به این طرف شاید زیاد سفت و محکم و مکمل و بیشتر از آن چه جنس آن اجازه می‌دهد با کنه هستند و تقریباً مثل این است که این ظروف از فلز و یا سنگ درست شده باشد ظروف یونانی هم با دورهای واضح به شکل ظروف برنجی بیشتر درست شده تا به شکلی که صنعتگران ایرانی به کار می‌بردند و طبیعی و متناسب با ظروف گلی بود.

اصولی که ذکر کردیم در مورد سایر مواد و مصالح نیز به کار برده می‌شود برای فلز که سفت است و به آهستگی در روی آن کار می‌شود نوعی از زینت لازم است که در آن دقت و صحت اولین شرط اند.

در جایی که ماده و جنس اجازه رسم خطوط بی نهایت نازک و صحیح را بدهد باید آن را رسم کرد. در ظروف خاکی که خطوط نمی‌توانند با مال ظروف فلزی رقابت کنند باید این خطوط ظریف و لطیف باشند ولی نه با آن دقت و تکلفی که متناسب با فلز است در روی ظروف گلی بدون دقت و قید باید قلمزنی‌هایی کرد.

اخیراً یک تمایل تأسف آوری ظاهر شده که قالی بافی را با نقاش به مسابقه و رقابت بگذارند و صورت‌هاییمی‌کشند اغلب به سبک اروپا در چنین آزمایش البته قالی باف باید مغلوب شود در کاری که بافته شده کاملاً خارج از موضوع است که انواع نامتناهی الوان را حاوی باشد وقتی صنعتگری بهترین کاری که ممکن است صورت داد و اهتمام کرد که عالی‌ترین وجه ممکن را به جنس که روی آن کار می‌کند بدهد دیگر هیچ مقایسه کراهت آور با سایر صنایع لازم نیست و هر صنعتی قدر و مقام خود را فی نفسه دارا خواهد بود.

قالی بافی که صنعتی است اساساً مخصوص پوشاندن کف اطاق باید دارای مبینات و اوصاف عمومی صنعت کاشی سازی معرق باشدطرح‌ها باید فقط دارای عرض و طول و نوعی باشند که وقتی روی آن پا گذارده می‌شود انسان حس نکند بی موقع و بی تناسب اند برگ‌های کلفت  خشن و گل‌های بزرگ و پیازی شکل به طوری که در قالی‌های قرن نوزدهم در بروکسل یا در( ساویزی) فرانسه قرن هیجدهم دیده می‌شود مثل این است که پای ما به ساقه‌های مدور آن‌ها گیر می‌کند و بخواهیم لغزش کنیم.

نقوش قالی‌های ایران در ادوار بزرگ همیشه محدود به طرح‌های مجرد و مسطح بوده بنابراین برای انسان اسباب زحمت نیست که روی اشیاء واقعی قدم گذارد و چشمان ما نیز از قوس‌های ظریف و قرینه‌ها و رنگ‌های درخشان بدون مشقت لذت می‌برد.

بدون تردید عده زیادی از قالی‌های صورتی با مهارت تعجب انگیزی درست شده‌اندو وقتی چندین شکل روی یک قالی کشیده شد قالی اثرات زینت را بخشیده و به نظر مسطح می‌آیند و مثل این است که پرده‌های بافته شده« کتیک» باشند ولی این موفقیت نسبی که به زحمتش نمی‌ارزدنمی‌تواند دلیل اقدام به این امر باشد البته ممکن است انسان با دست‌هایش راه برود و بسیاری از اشخاص هم برای این کار مورد تحسین واقع شده‌اند مع ذالک راه رفتن با پا به مراتب بهتر است.

۷- وضعیت فعلی صنایع ایران

حقیقة مایه تأسف و تألم است که به واسطه مصائبی که از لحاظ سیاست و اقتصاد بر ایران وارد شده صنعت ایران رو به انحطاط رفته است استیلای اجانب، صدمات یغماگران؛ فقر، سوء حکومت، قحطی و جهل از قرن هجدهم به این طرف روح صنایع ایران را خفه کرده یاس و بی قیدی جانشین عشق و مجاهدت شده است. نفوذ بعضی از سلاطین ایران خوب و مستحسن نبوده و آن چه هم در قرن نوزدهم از نفوذ اروپا با سلیقه پست و مکره اش رسیده بلیه هایی بیش نبوده البته نباید فراموش کرد که ماها نیز مانند شما ادوار تاریکی داشته و شاید ایران هیچ زمامی به آن درجه از پستی که به عصر کراهت معروف شد و در وسط قرن نوزدهم ما را دچار ابتلاثات شدید نمود انحطاط پیدا نکرده باشد.

بسیار جای تأسف است که اولین تماس حقیقی بین اروپا و ایران در سنوات اخیره در وقتی واقع شد که صنایع در چنین درجه پستی بودند، عوامل دیگری نیز در ایام اخیره موجب انحطاط صنایع در ایران شده‌اند. به واسطه خروج کارهای صنعتی از ایران صنعتگرانی که احتیاج سر مشق برای راهنمایی و روشنایی فکر داشتند از این قسمت محروم شدند- روحاً قحطی زده شدند- دبستان و افکارشان ضعیف شد- دیدگانشان که دیگر به واسطه شاهکارهای پیشینیان بزرگ منور نمی‌شد غیر از کارهای معمولی و بی معنی چیز دیگری نمی‌توانست انجام دهد فراموش نکنید که پادشاهان بزرگ شما مانند کوروش و اردشیر و خسرو و شاه عباس علاقه مفرط به صنایع دشتند به عقیده آن‌ها صنعت یکی از امتیازات سلاطین است و اول وظیفه یک پادشاه نسبت به ملت خود تقریباً این است که هر نوع زیبایی که ممکن است تصور کرد به وجود آورد و برای اتباع خود مهیا سازد آن‌ها معتقد بودند که از زندگانی و کار آن‌ها اثری شریف تر از کار قشنگی که از آن‌ها باقی ماند وجود ندارد در صد سال اخیر سلاطین ایران مانند بعضی از پادشاهان مغرب زمین نسبت به وظیفه خود تغافل ورزیده و مثل پادشاهان بزرگ صنعتگران را دور خود جمع نکردند. صنعتگران را احترام نگذاردند و اجر ندادند دولت ایجاد کارهای عالی صنعتی را به عهده نگرفت و صنایع که بی پشتیبان و حامی شدند به حال انحطاط افتادند.

۸- اقدامات عملی برای تجدید حیات صنایع ایران

گر چه صنایع در ایران در حالاحتضار است ولی باز نیمه جانی دارد و ما می‌توانیم امیدوار باشیم که با مساعی عاقلانه و تصمیمات بی آلایش اشخاصی که حیات و مقدرات ایران در تحت نظر آن‌هاست یک دوره جدید با افتخاری برای صنایع ایران عن‌قریب شروع شود.

بسیاری از عوامل اساسی که در گذشته موجب تعالی صنایع ایران بودند هنوز موجودند و با وجود مصائب فجیعی که چندین بار بر آن‌ها وارد شده و مملکت آن‌ها را ویران ساخته مع ذالک یک ملت هنرمند و با هوش هستند همان متخیله فعال، همان تیز هوشی، همان، لطافت و ظرافت حسی و قلمی که برای کوروش و خسرو و شاه عباس تولید اعجاز کرد در ایرانیان امروز وجود دارد آب و هوای نشاط بخش و مناظر زیبا هنوز در دماغ و قلب ایرانیان تأثیر تام دارد- عامل دیگری که به اندازه‌ی عوامل مزبور مهم است برگشت عدالت و امنیت و نظم است که بسیار قابل ملاحظه و موجب تشویق می‌باشد هم چنین وجود حکومتی است که حامی و مدافع صمیمی منافع ملت است و در آن خود ملت نیز می‌تواند شرکت کند در هر طرف نهضت و هیجان یک زندگانی جدیدی در ایران هویدا است و ایرانی که چندین بار از میان خاکستر مذلت و ویرانی قیام کرده و تمدن بزرگ و مشعشعی ایجاد کرده است به نظر می‌آید که مجدداً بایستی معجزه حیات و ثبات خود را به ظهور آورد ولی این‌ها کافی نیست صنعتگر امروز را می‌توان مجدداً در مقابل کارهای استادان خود گذارد.

در سنوات اخیر ایران مشغول حفظ و دفاع استقلال خود بوده و لوازم اصلی حکومت و ترتیبات اقتصادی خود را که بدون آن‌ها حیات ادبی و مدنی و صنعتی غیر ممکن است فراهم می‌آورد و بنابراین مجال ایجاد سرمشق‌های بزرگ با سبک‌های جدیدی در صنایع مستظرفه نداشته است این مسئله نباید به تعویق افتد و حتی اقدامات کوچک هم در این زمینه نتایج بزرگ خواهد داد ممالک اسلامی موزه‌هایی دارند که بعضی از آن‌ها در عالم شهرت دارد و متتبعین جهان برای انجام کار خود به آن جاها باید مراجعه کنند در اسلامبول موزه‌ی معروف اوقاف است که پر از ذخایر گران بها است و بسیاری از آن‌ها اصلاً ایرانی می‌باشند یک موزه مهم در قونیه و یکی در تفلیس موجود است باد کوبه نیز دارای دوموزه و یک انجمن صنعتی است در تونس هم یک موزه عالی عرب هست که روزانه مملو از محصلین بومی و خارجه است یکی از اولین اقداماتی که ملک فیصل در موقع شروع زمام داری در دمشق نمود افتتاح یک موزه عرب بود که به طوری که انتظار می‌رفت اشیاء ایرانی بسیار داشت در بغداد یک موزه هست و یک اداره عتیقات بسیار مفید که منظورش فقط بناهای تاریخی عمومی و توسعه تتبعات در آثار قدیمه است حتی در شهر کوچک« کته» در بلوچستان یک موزه موجود است و بنابر راپرت های واصله امیرافغانستان موزه در هرات تأسیس کرده است.

تنها ایران که در ایجاد صنایع اسلامی موجود و الهام کننده بود تا به حال بدون مجموعه مهمی از کارهای بزرگ خود مانده با وجودصدور بی حد کارهای صنعتی بزرگ از ایران به تمام دنیا مملکت شما باز کارهای بزرگ عالی در زیر خاک دارد که به دست نیامده  و هم چنین خانواده‌های بزرگش دارای اشیاء صنعتی نفیس می‌باشند در صورتی که آن‌ها را در یک مکان عمومی جمع آوری کنند روح ملت را بیش تر تازه کرده و صنعتگران را به کارهای جدید سوق خواهد داد.

در کتاب خانه سلطنتی نسخ خطی و نقاشی و تذهیب بسیار عالی موجود است در موزه سلطنتی مجموعه‌ای از ظروف برنجی و منقوش وجود دارد که مورد غبطه هر موزه‌ایدردنیا است در موزه معارف هم ظروف زیر خاکی و منبت کاری‌های قشنگی موجود می‌باشد چنان چه این اشیاء را در یک جا جمع آوری کنند و آن را به دنیا اعلام دارند موجب افتخار تازه‌ای برای مملکت خواهد بود و بهترین نوع مسافرین را جلب خواهد کرد و برای صنعت گران و اهل حرفه و محصلین قیمت غیر قابل وصف خواهد داشت.

خود ملت ایران از مشاهده بهترین نمونه صنایع خویش که در یک مکان وسیع و مجللی به طور شایان جمع شده باشد متعجب خواهند شد و چنان چه چنین موزه‌ی با موفقیت تأسیس شود جای تردید نیست که تمام طبقات از روی اشتیاق به آن مساعدت خواهند کرد و حامیان و جمع کنندگان آثار صنعتی همان طور که در آمریکا معمول است یکی از افتخارات خود خواهند دانست که بعضی از کارهای صنعتی گران بهایی را که جمع و حفظ کرده‌اند به ملت ایران هدیه کنند.

به وسیله تدریس اصول صنایع ایران در مدارس؛ تأسیس مدارس دیگر برای تعلیم نظری و عملی اقسام مختلف صنایع مستظرفه با مشاهده این که صنعتگران را خدمتگذار عمومی دانسته و دولت نسبت به آن‌ها احترام می‌گذارد و اهمیت می‌دهد.

به وسیله ایجاد وسایل صدور و فروش کارهای جدید نه تنها عایدات تازه‌ی پیدا شده و تمول بیش تری به طرف ایران راه پیدا خواهد کرد بلکه بسیاری از مردم شغل پیدا کرده و موجبات سعادت و رضایت آن‌ها فراهم خواهد شد.

اقدامات عملی متعددی که برای تجدید صنایع ایران لازم است اتخاذ شود جای آن نیست که در این جا ذکر شود ولی علاوه بر ایجاد موزه و تعلیم تاریخ صنایع در تمام مدارس که در ابتدا ممکن است حتی به طور خیلی مختصر تدریس کرد بسیار کارهای دیگری ممکن است عملاً انجام داد.

اکنون صنعتگران بسیار هنرمندی در ایران مشغول به کارند کاشی‌های معرق گران بها در اروپا تصور می‌کردند از بین رفته در این جا تقریباً مانند کاشی‌های ادوار مشعشع باقی است زر بافت و گلابتون دوز و پارچه بافی هایی هستند که بعضی از اصول حرفه ازمنه سابق را می‌دانند خوش نویس هم وجود دارد در اصفهان صحافی است که جلدهای بسیار عالی می‌سازد و در شیراز خاتم سازی است که کارش از بهترین کارهای ادوار سالقه چندان پست تر نیست این اشخاص را باید تشویق کرد و از آن‌ها تقاضا نمود شاگردانی قبول کرده جزئیات صنعت خود را به آن‌ها بیاموزند که رخنه‌ای در سنن صنعتی ایران حادث نشود.

خدماتی که کمال‌الملک با فداکاری انجام داد باید حفظ کرد و توسعه داد یکی از بهترین طرق فهم و تقدیر کیفیت صنایع خارجه و کشف اوصافی که برای بهبودی صنایع داخلی لازم است این است که سبک‌های خارجه را بدانند و عمل کنند.

قدر و مقام نقاشی اروپا هم بدون مطالعه متمادی و عمل ندرتاً می‌توان معین کرد ولی نباید صنایع اروپا را به منزله جانشین صنایع ایران و یا تکمیل کننده آن دانست صنایع اروپا فقط یکی از هزاران شقوقی است که روح نامتناهی حسن و زیبایی خود را به آن صورت انسان نمایان می‌سازد.

صنایع سایر ملل نیز باید تعلیم شود و آن سبک‌های بزرگی که آن قدر به ایران کمک کرد از قبیل سبک یونانی و رمی شرقی چینی و مصری و آشوری یک مرتبه دیگر از روی دقت آموخته شود.

بایستی امکان پذیر شود که دسته از معلمین  صنایع مختصه ایران را در یک جا جمع کنند تا اشخاصی که میل و لیاقت دارند بتوانند دستور از آن‌ها بگیرند و از این که مدت‌های متمادی مشغول آزمایش شوند و به این ترتیب از انجام کارهای خوب عقب بمانند خلاصی حاصل کنند.

دولت باید مراقب باشد که مانند ادوار مشعشع و بزرگ گذشته صنعتگر از طرف عالی‌ترین مقامات مورد تشویق واقع شود و او را خدمتگذار مملکت به مردم معرفی کند ولی چنان چه مادتاً برای صنعتگران آتیه فکری نشود تمام این پیشنهادات آرزوهای مقدس خواهد بود.

خود ایرانی‌ها را به هر وسیله هست باید تشویق کرد بهترین کارهای صنعتی هم وطنان خویش را ایتیاع کنند و نمایندگانی دولت باید در خارجه داشته باشد که صدور آثار تزیینی ایران را آسان کرده و بازارهای بهتری برای آن‌ها تهیه کنند مغرب زمین دارد سریعاً و از روی اشتیاق صنایع تزیینی را تقدیر می‌کندسبک‌های ایرانی بهترین سبکی هستند که با این ذوق تازه تطبیق می‌شود و توافق دارند و چنان چه نمایندگان و عمال رسمی در ایران بتوانند در بالا بردن موازین صنعتی و در اعلام محسنات آثار صنعتی ایران در بازارهای خارجه شرکت کنند سفارشات تازه به طور سیل به طرف ایران خواهد آمد.

در تمام اقداماتی که برای تشویق صنایع درایرانمی‌شود یک نکته اساسی مهم نباید از نظر دور شود و آن این است که جداً و دائماً عالی‌ترین موازین صنعتی را تعقیب کنند چنان چه موازین پست و مکروه را داخل در صنایع ایران کنند به منزله سم مهلک است و اگر کسانی که مسئولیت متوجه آن‌ها است تصمیم خود را به اصلاح و بهبودی کارهای صنعتی نصب العین قرار ندهند کم تر می‌توان به آتیه امیدوار بود این بهبودی در کار نه فقط موجب ازدیاد خوشبختی صنعتگران خواهد شد بلکه در میزان معیشت هم اثر محسوس خواهد داشت قالی باف های ایرانی امروز اغلب تعمداً طرح‌هایی را می‌کشند که از طرف طراحان خارجی به آن‌ها داده می‌شود و وقتی که دارای خصایص ایرانی هم باشد به پای قالی‌های ادوار تاریخی نمی‌رسد.

تقاضای قالی‌های سبک قیمت با طرح‌های بالنسبه پست از طرف آمریکا لا اقل از لحاظ صنعتی برای ایران بلیه ای بود و تا زمانی که موازین قدیم تجدید شود عایدات این صنعت بالنسبه قلیل خواهد بود زیرا گر چه عموماً کارهای معمولی را طالب اند مع ذالک عده زیادی کارهای عالی را خواستار می‌باشند و چنان چه بازار فروش درست اداره شود و جنس خوب تهیه گردد قیمتی که معین شود حاضرند بپردازند.

۹- تعویق تجدید حیات صنایع ایران

در صورتی که بعضی عقاید اسف آور راجع به ماهیت کارهای صنعتی که زیاد از حد اکنون در ایران شایع است تصحیح نشود اقدامات عملی مذکور ظاهراً و فی نفسه بدون تأثیر خواهند بود تا اندازه‌ای اجرای آن‌ها به مانع بر خواهد خورد.

برای موفقیت در عمل باید تقاضای نظری صحیح باشند و تا زمانی که این قدر صنعتگر و مشتری در ایران و غالباً در خارجه تصور می‌کنند که میزان و ملاک کار صنعتی بیشتر از روی زحمت،مهارت ریزه کاری است تا از روی خصایص اساسی رنگ آمیزی و نقشه تا آن زمان اهل حرفه وقت خود را تلف می‌کنند این مسئله صحت ندارد که بهترین قالی آن است که در متر مربع عده گره‌هایش زیاد تر از سایرین باشد، قالی‌هایی هست که در هر بهر مربع دو هزار گره دارد و هیچ قیمتی ندارد در صورتی که بعضی از قالی‌های بزرگ دنیا مثل آن‌هایی که آثار تاریخی هستند و معروف به قالی‌های اژدها و قفقازی می‌باشند اغلب کم تر از هشتاد گره در بهر مربع دارند فقط مهارت و صرف وقت به درد صنایع بزرگنمی‌خورد بلکه قوه در ا که و الهام لازمه صنایع بزرگ است مهارت و بردباری برای اجرای یک طرح بزرگ لازم است ولی مهارت را جانشین سلیقه و احساسات خالص کردن اسباب تضعیف صنایع در مبانی آن می‌شود یک خطای معروف دیگر آن است که تصور می‌کنند کار صنعتی نسبت به سنوات عمر قیمتش زیاد تر می‌شود مثل این که تنها مرور زمان به اشیاء مزیت و فضیلت صنعتی می‌بخشد اگر این طور است سنگ‌های کنار جاده می‌بایستی بهترین چیزهای خلق شده باشند.

بزرگ‌ترین ادوار صنعتی در ایام گذشته بوده به این مناسبت انسان طبعاً فرض می‌کند که یک کار صنعتی کهنه مال زمانی است که کارهای عالی درجه اول زیاد بوده است و حال این که کارهای پست هم در ازمنه ماضیه به وجود آورده‌اند و بنابراین تاریخ و ثیفه و ضامن خوبی آن‌ها نیست.

قشنگی یک کار صنعتی از عده سنواتی که بر آن گذشته فاش نمی‌شود بلکه منوط است به فهم و مهارت و الهام یک شخص جدی که زحمت بسیار کشیده است همین طور اشیایی که گران هستند حتماً خوب نیستند نجباً نمایش ثروت بسیار را مضحک و بد می‌دانند برای چه ایرانیان با اروپایی‌ها تخت طاووس را باید تمجید و تعریف کنند مثل این که تخت مزبور یک موجود مافوق طبیعت باشد؟ تخت طاووس موزه سلطنتی فقط تقلیدی است که فتحعلی شاه داده است از روی تخت هندی که بیش تر کار یک جواهر ساز فرانسوی بود درست کرده‌انداگر خود تخت هم حقیقة قشنگ بود و گران بها احتمال داده نمی‌شود که در زمان فتحعلی شاه تقلید خوبی ممکن بود از آن بکنند فتحعلی شاه یک بلدی غیر قابل توصیفی برای صنایع ایران بود به حدی که امکان دارد با شاه عباس و سایر پادشاهان بزرگ فرق داشت پادشاه مزبور ذوق و سلیقه نداشت و در زمان سلطنتش صنایع ایران سریعاً رو به انحطاط رفت و محو کردن حجاری‌های با افتخار ساسانی در ری و کندن تصویر خود و خانواده خود به طور زمخت و بی معنی یکی از فجایع صنعتی است که در تاریخ عالم باقی خواهد ماند راجع به صنایع ایران می‌توان تقریباً گفت که چنان چه در زمان فتحعلی شاه به وجود آمده احتمال دارد بد باشد بنابراین عوض اظهار عبودیت در مقابل تخت طاووس بهتر است که ایرانیان از روی فکر کارهای اساتید بزرگ خود را مطالعه کنند لااقل در نظر یک نفر محصل صنایع ایران یک صفحه کار میر علی قزوینی ه اندازه صد تخت طاووس قیمت دارد این اصول را نمی‌شود انکار کرد که ثروت و نمایش دادن آن تولید صنعت نمی‌کند بلکه صنعت چیزی است اساسی تر و عالی تر.

چنان چه به واسطه تعلیم و سرمشق دادن این اصول غلط که موجب تعویق تجدید حیات و توسعه حس صنعتی حقیقی شده‌اند تصحیح شود با تقویت دولت و اقدامات عملی مذکور در فرق آتیه صنایع ایران ممکن است تأمین شود در بادی امر به نظر می‌آید که وزرا و مدیران پر مشغله وقت زیاد ندارند صرف صنایع بکنند هنگامی که حوایج اولیه در پیش است صنایع چندان توجه را جلب نمی‌کنند صنایع یکی از لوازم اساسی حیات ملت و افراد آن است و به قول صاحب مزبور باید جوان‌ها دارای کمال مطلوب باشند زیرا در آن جایی که کمال مطلوب نیست شهر و اهلش هلاک می‌شوند دولت و ملت هر دو باید هر چه در قوه دارند به کار ببرند برای این که صنعت را مجدداً در ایران زنده کنند.

بالاخره می‌توان گفت که بدون تصور قشنگی زندگانی صحیح کامیاب به طور اکمل غیر ممکن است امیدواریم که حیات جدید ایران که تازه طلوع کرده است موجد و مولد خدمات و کارهای صنعتی بزرگ شود و ایران یک مرتبه دیگر نوع بشر را محظوظ نموده افتخاراتی هم برای خود تحصیل نماید فراموش نفرمایید که خداوند حسن و زیبایی را مثل یک لوای جنگی که بر دیوارهای شهر افراشته باشند در وطن شما نصب کرده است در تحت این لوا خدمت کنید و موفقیت‌های مادی و معنوی جدید برای خود به دست آورید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمام حقوق این سایت برای © 2021 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی