” ضیافت افطار اصفهان”

” ضیافت افطار اصفهان”
” سر به هم آورده دیدم برگ های غنچه را اجتماع دوستان ِ یک دلم آمد به یاد ”
ساعت هشت و نیم بعد از ظهر روز یازدهم ماه مبارک رمضان، برابر با هفتم تیرماه سال ۱۳۹۴ مقارن اذان مغرب بود که خود را به خانه معلم شماره دو اصفهان واقع درتقاطع خیابان جابر انصاری و خیابان پنج آذر رساندم.
به اتفاق چندتن از همکاران سابق به مسجد خانه معلم که در حال ساخت و ساز بود وارد شدیم. فریضه مغرب و عشا را بجا آورده و مجدداً و با سرعت به دیدار یاران شتافتیم . در محل ورودی حیاط خانه معلم با چهره های شاد و خندان دوستان و همکاران قدیم روبه رو شدم، در ورودی سالن، قامت تکیه داده بر عصای جناب اقای سید محمد معزالدینی، میزبان مراسم، که به همراه خانواده به مدعوین خیرمقدم می گفت، خودنمایی می کرد. جمعیت زیاد و فضای سالن برای آن جمعیت، محدود بود ، بالاخره مکانی یافتم و کنار دوستی نشستم. آب گرم، خرما و زولبیا برای افطاری مختصر روی میز ها چیده بودند. پس ازچند دقیقه که همه میهمانان آمدند و مستقر شدند، دعوت به صرف شام ( افطار) شدیم. چند ردیف میز در سالن هم جوار مهیا شده بود، قدری جا کم بود و صدای آقای جدیدی را می شنیدم که بلند می گفت: قدری مهربانانه تر بایستید تا برای همه جا باشد. آری از این محفل معنوی – فرهنگی که نه بوی ریب و ریا داشت و نه بوی خط و جناح، براثر صداقت و معنویت میزبان که نه در اندیشه نام و نشان و بلکه در راه کسب رضای حق کوشان، استقبال کم نظیری شده بود، به نظر می رسد معنویت جامعه در گرو وجود این گونه افراد نیکوکار است.
ازخدا می خواهیم چنین افرادی را درجامعه ما افزون نماید. به هر حال، پس از صرف شام مجدداً به سالن اول بازگشتیم و بر روی صندلی ها مستقرشدیم. از اتفاق هم زمان مسابقه دوم والیبال بین بلند قامتان ایران و تیم ملی لهستان برگزار می شد و از تلویزیون داخل سالن به طور مستقیم پخش می گردید. علی رغم این که دیدن مسابقه برای دوستان جاذبه داشت، اما ملاقات دوستان و همکاران شاغل و بازنشسته، بازار گرم روبوسی و احوال پرسی و گپ وگفت وگو ی دوستانه وصمیمانه ، بازار دیدن مسابقه والیبال را کساد کرد و تلویزیون خاموش شد.
به یاد شعرحافظ افتادم که می گوید:
شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما
بسی گردش کندگردون بسی لیل و نهار آرد .
آن گاه از گوشه ی سالن ، صدای تلاوت آیاتی چند ازکلام الله مجید که توسط اقای مدینه رئیس سابق اداره آموزش و پرورش ناحیه ۴ اصفهان قرائت می شد، به گوش رسید. سکوت همه جا حکم فرما شد. سپس، صدای گرم و دوست داشتنی مرد علم و عمل، معلم سخن و اهل قلم گوش نواز مجلس شد. میزبان ِ این محفل معنوی اقای سیدمحمد معزالدینی سخن را چنین آغاز کرد:
بسم الله الرّحمن الرّحیم ؛ از حضور عزیزان در جلسه و از حق شناسی و امتنانی که دوستان با سعه صدر و بزرگواری خود من و خانواد ه ام را قرین مباهی و افتخارنموده اند، تشکر و سپاسگزاری می نمایم. خدا را شاکرم که این مراسم ساده که از ماه رمضان سا ل ۱۳۸۴ شمسی با حضور تقریبی چهل نفر از مدیران سابق و لاحق آموزش و پرورش اصفهان پس ازانقلاب، شروع و تاکنون استمرار داشته و هرساله بر تعداد مدعوین و همکاران افزوده شده و اینک در سال جاری حدود ۱۶۰ نفر دعوت شدند و اکنون نزدیک به ۱۴۰ نفر حاضر و تعدادی به دلایل مسافرت و یا میزبان بودن در ضیافت ها ی دیگر تلفنی از حضور در جلسه عذرخواهی نموده اند. سپس با صدایی گرفته و بغضی درگلو ضمن یاد آوری مظلومیت امام حسن مجتبی (ع) از صفای قلب حاضران استفاده نمود و خواستار آن شد که برای رفع گرفتاری ها و نگرانی های فردی و اجتماعی و به خصوص شفای بیماران آیه شریفه (( اَمّن یُجیب المضطر اذا دعا هُ و یکشف السوء )) را چند مرتبه با صدای بلند قرائت نمایند. تلاوت آیه شریفه فضای معنوی جلسه را دو چندان نمود. ایشان ادامه داد: هدف از این مراسم ساده تحبیب قلوب دوستان و فراهم شدن زمینه ای برای دیدار یک دیگر حداقل سالی یک بار که خوشبختانه حسن ظن مدعوین هرسال برغنای معنوی آن افزوده می شود. چنانچه در سنوات گذشته شاهد بودیم تنی چند از دوستان که به هر دلیل کدورت و نقاری داشتند، با گذشت چندسال یک دیگر را در آغوش گرفته و از گذشته ها عذرخواهی کردند و بعضی موارد شاهد گریه صمیمانه دوستان بو ده ایم. که این بالاترین اجر برای حاضرین در جلسات می باشد. همچنین وی ضمن بیان خاطره ای از دوستان خواستند، چنانچه صلاح بدانند، درسال های آینده در این مراسم همسران خود را نیز به همراه بیاورند. وی ادامه داد؛ من تصمیم دارم تا زنده ام این مراسم را هرساله داشته باشم و هم اکنون برای سال آینده شما را به این مراسم افطار دعوت می نمایم. پس از آن طبق سنوات گذشته؛ جناب آقای رضاجدیدی این پیشکسوت آموزش و پرورش به عنوان مجری جلسه میکروفون را به دست گرفت و ضمن تشکر از میزبان و میهمانان و اظهار مسرت و خوشبختی از استمرار این برنامه و دعا در حق حاضرین بالاخص شفای عاجل میزبان، اظهار امیدواری کرد که با لطف خداوند هرسال شاهد گردهمایی دوستان که همه از خدمتگزاران صدیق آموزش و پرورش و از طیف های مختلف هستند، باشیم. سپس از آقای قباد ایرج یکی از فرهنگیان بازنشسته معمر دعوت به عمل آمد تا نکاتی را به سمع دوستان برساند. وی ضمن تشکر از میزبان و اظهارامتنان از دعوت فرهنگیان قدیمی ؛ نکاتی را پیرامون ادبیات فارسی به این شرح بیان داشت :
به نام آن که هستی نام از او یافت
فلک جنبش، زمین آرام از او یافت
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت حضار محترم و سپاس و تشکر فراوان از سرور ارجمند جناب آقای معزالدینی که با بذل محبت و مرحمت هرسال یک بار با دعوت افطاری از محترمین سابق ! باعث تشکیل این جلسات و تجدید دیدار آن ها می شوند. این که گفتم محترمین سابق به این علت است که سال ها قبل در مراسم استقبال از یکی از مقامات مملکتی استاندار وقت ضمن معرفی مستقبلین در فرودگاه از قبیل مدیران کل، امرای ارتش، اساتید دانشگاه، وکلا و قضات، تجار و اصناف به صف بازنشستگان که می رسد آن ها را به عنوان محترمین سابق معرفی می کند یعنی کسانی که در زمان اشتغال با داشتن سمت و مقام دارای احترام و منزلتی بوده اند و فعلا آن مقام و احترام کم و یا منتفی شده.
اما بعد ، به عنوان معلمی که بیش از پنجاه سال به تدریس و تعلیم زبان انگلیسی اشتغال داشته و دارم برای تنوع مطلب و تغییر موضوع چند نکته را خدمت حضار محترم به عرض می رسانم. زبان شیرین و همیشه جاوید فارسی دارای چند ویژگی و خصوصیت بارز می باشد که هیچ زبانی به این اندازه واجد آن شرایط نیست. اول؛ هیچ زبانی به اندازه زبان فارسی کلمات و عبارات احترام انگیز و تعارف آمیز ندارد.یعنی اگرما به خواهیم انجام کاری را از کسی بخواهیم مثلا در زیان انگلیسی از چند کلمه یا عبارت محدود مانند please یا would you mind یا چند عبارت دیگر استفاده می کنیم در صورتی که در زبان فارسی بیش از پنجاه عبارت و کلمه تعارف آمیز داریم.
دوم ؛ هیچ زبانی به اندازه زبان فارسی جوک و کلمات طنز آمیز و خنده آور با مفهوم بسیار جالب ندارد. بنده یک کتاب English jokes را که مرحوم فقیهیان از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده اند مطالعه می کردم. جوک ها به قدری به قول معروف بی مزه و خنک هستند که به هیچ وجه باعث خنده و تفریح نمی شوند. جوک های زبان فارسی همگی خنده دار و با مفهوم می باشند. گاهی اوقات حتی طرز بیان یک عبارت یا جمله بدون تغییر کلمات باعث خنده و تفریح می شود. در زمان حاضر نیز با توجه به استفاده از تلفن همراه و پیامک و فیس بوک و سایر وسایل ارتباطی ساختن جوک و انتقال ان ها به یک دیگر کاملا آسان و فراوان شده که همگی کم و بیش در جریان هستند.
. سوم ؛ هیچ زبانی به اندازه زبان فارسی کلما ت توهین آمیز و فحش ندارد. کافی است به کلماتی که مثلا در موقع تصادف دو اتومبیل باهم در خیابان بین رانندگان آن ها رد و بدل می شود توجه کنید. البته نمی دانم راست یا دروغ اختراع فحش را به افلاطون نسبت می دهند، زیرا معتقد بود با فحش و ناسزاگویی خشم ها فروکش می کند و از ضرب و جرح و قتل جلوگیری می شود.
چهارم؛ هیچ زبانی به اندازه زبان فارسی شعر و کلمات منظوم ندارد. اصولا برای شعرگفتن در زبان فارسی احتیاج به تحصیل و حتی داشتن سواد و دانستن معانی لغات هم نیست، به قول معروف:
” شاعری طبع روان می خواهد
معانی نه بیان می خواهد ”
کلمات در زبان فارسی به قدری هم آهنگ و هم وزن می باشند که گاهی افراد بی سواد شعر می گویند مانند: یغمای خشت مال ( نه یغمای معروف به جندقی ) که شغل او خشت مالی بوده و در دهات نیشابور زندگی می کرده و هم چنین الکن سهلوانی که از اهالی اصفهان که هردو بی سواد بودند ولی دیوان شعر دارند. و اما شعر؛ فرم های مختلفی دارد مانند: غزل، قصیده، رباعی، دوبیتی، مثنوی، قطعه و غیره. قطعه به اشعاری گفته می شود که معمولا بین سه تا دوازده بیت و دارای مفهوم یا پیام یا نظر خاص باشد و آن را به ساده ترین و جه به خواننده یا شنونده منتقل کند. از قطعه سرایان معروف ایران می توان به ابن یمین شاعر قرن هشتم هجری اشاره کرد. ازمعاصران نیز می توان از مرحوم جلال بقایی نائینی که این جانب افتخار و فرصت مصاحبت با او را داشته ام نام برد که قطعات پر مغز و روان او درکتاب پرتو اندیشه به چاپ رسید ه و قطعه معروف:
{ ” همه روز، روزه بودن، همه شب نماز کردن ***** همه ساله حج نمودن ، سفرحجاز کردن –
به معابد و مناسک ، همه اعتکاف جستن ***** زمناهی و ملاهی، همه احتراز کردن
—- شب جمعه ها نخفتن، به خدای رازگفتن **** ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن
—- ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن **** دو لب از برای لبیک ، به وظیفه باز کردن –
—- به خدا که هیچ یک را، اثر آن قدر نباشد **** که به روی نا امیدی ، در بسته بازکردن .” }
ازفرط معروفیت و جذابیت به شعرای دیگر مانند شیخ بهایی و دیگران نسبت داده شده.
امشب اجازه می خواهم با توجه به سن و سال اکثر حضار و با عرض معذرت از خانم ها و آقایان قطعه کوتاهی را که وصف الحال اکثر ما دراین سن کهولت و بعضی نا توانی ها می باشد بخوانم.
” جوانی گفت پیری را چه تدبیر ** که یارازمن گریزد چون شوم پیر ؟
جوابش داد پیر نغز گفتار ** که در پیری تو خود بگریزی از یار —
بران سر کاسمان سیماب ریزد *** چو سیماب از بت سیمین گریزد ”
. سیماب به معنی جیوه می باشد که به رنگ سفید است و با حرارت کم فرّار می شود. یعنی به طور خلاصه و قتی موها سفید و به اصطلاح فلفل نمکی شد یار از یار می گریزد، این یار می تواند زن باشد که از مرد می گریزد یا مرد از زن فرقی نمی کند. پنج دقیقه وقت من تمام شد ولی جناب جدیدی مجری محترم جلسه اجازه خواندن یک قطعه دیگر را هم دادند. و اما قطعه بعدی ، مرحوم علی مظاهری شاعر و همکار گرانقدر همه ما درجلسه ای اظهار داشتند که در دهه چهل در رادیو اصفهان برنامه شعر اجرا می کردند. روزی به قطعه شعری از شادروان صغیر اصفهانی می رسند. می دانید که مرحوم صغیر اصفهانی از شعرای گرانقدر و مذهبی می باشند و نخستین هیئت های مذهبی اصفهان را راه اندازی کردند و درحرم رأس الرضا در میدان طوقچی مدفون می باشند. اکثر مداحان هم اشعار شادروانان صغیر و شکیب را در جلسات می خوانند. مرحوم مظاهری گفتند که برای تأیید نظر مرحوم صغیر به ایشان تلفن کردم که اجازه می دهید این قطعه شعر را به نام شما بخوانم، ایشان تأکید کردند که حتماً بخوانید. آن قطعه این است:
” داد درویشی از سرتمهید *** سرقلیان خویش را به مرید
— گفت از دوزخ ای نکوکردار *** قدری آتش به روی آن بگذار
—- بگرفت و ببرد و باز آورد *** عقد معنی ز درج راز آورد
— گفت در دوزخ آنچه گردیدم *** دَرَکات جحیم را دیدم
— آتش هیزم و زغال نبود *** اخگری بهر اشتعال نبود
— هیچ کس آتشی نمی افروخت *** زآتش خویش هرکسی می سوخت .”
همان آتشی که امروز به جان همه ما افتاده – آتش اسراف، آتش زیاده خواهی، آتش تجمل، آتش حسادت، آتش تظاهر و ریا، آتش دروغ که از همه آتش ها بدتراست.
اخیراً کتابی از مرحوم مهندس بازرگان مطالعه می کردم تحت عنوان ” دروغ و نقش آن در دین و دنیای ما ” که متوجه می شویم دروغ چه لطماتی به دین و دنیای ما زده. معروف است که داریوش کبیر پادشاه بزرگ هخامنشی از اهورامزدا درخواست نموده که کشور ایران را از سه آفت ( دشمن – دروغ و خشکسالی ) محفوظ دارد .
متأسفانه فعلا گرفتار هر سه می باشیم ولی باید خدای بزرگ را به خاطر امنیتی که داریم شکرگذار باشیم و قدر این امنیت را در سرزمینی که اطراف آن را دشمن و نا امنی گرفته بدانیم. همان طورکه مولای متقیان حضرت علی (ع) می فرماید : نعمتان مجهولتان ؛ الصحته و الامان .
دراین زمینه شیخ اجل سعدی شیرازی می گوید:
ایمنی را و تندرستی را *** آدمی شکر کرد نتواند والسلام
سخنران پایانی مراسم هم اقای امیر پویانفر رئیس هیئت مدیره کانون بازنشستگان اموزش وپرورش اصفهان بو د که ضمن تشکر از برگزاری این جلسه ، پیرامون اهداف و فعالیت های کانون بازنشستگان ازجمله تشکیل کمیته همیاری جهت کمک به همکاران نیازمند در زمینه های مختلف از جمله؛ تهیه جهیزیه، هزینه های دارویی و بیمارستانی و…..برخی از همکاران مطالبی بیان نمود و خواستار همکاری و معاضدت فرهنگیان شد. ضمناً فرم هایی بین دوستان برای اعلام نظر توزیع گردید. با دعای پایانی آقای جدیدی ختم مجلس اعلام گردید . کردآبادی ۷/۴/۹۴

تمام حقوق این سایت برای © 2017 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی