فرصت‌های خداداد

فرصت‌های خداداد

ابوالفضل حاذقی

برگرفته از مجله مهر

                                               ان لله فی ایام دهر کم  نفحات الا فتعرضواَلها

گفت پیغمبرکه نفحت های حق                                                    اندرین ایام می آرد سبق

گوش وهش دارند این اوقات را                                                    در رباییداین چنین نفحات را

نفحه آمد مر شما را دید و رفت                                                       هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت

نفحه‌ی دیگر رسید آگاه باش تا از این هم وانمانی خواجه تاش

مفهوم این حدیث شریف نبوی خاطرم را به خود مشغول داشت هر چه پیرامون آن بیشتر غور و دقت کردم از معنای لطیف آن بیشتر لذت بردم. دیدم نفحه‌های الهی دردوران زندگی ما پیوسته در حال دمیدن و نسیم‌های رحمت حق دائماً در حال وزیدن است و این ما هستیم که باید در مقام بهره برداری از این فرصت‌های پر خیر و برکت براییم و از توفیق‌های بسیار ارزنده برخوردار گردیم.

بیش تر اندیشیدم دیدم در این لحظه‌های زودگذر عمر و ساعت‌ها و روزهای شتابان زندگی ما چه سعادت‌ها به عرضه می‌شود که از آن‌ها غافل هستیم و چه توفیق‌های جبری به ما روی می‌آورد که سرسری با آن‌ها مواجه می‌شویم؛ بدون این که از این فرصت ها استفاده بریم.

متوجه شدم که عالم بیرون ما تابع عالم درون است و مادامی که در عالم درون ما صلح و آرامش و اطمینان خاطر و صفا وجود نداشته باشد نمی‌توانیم در خارج از نعمت‌های بی حد و حصر الهی بهره بر گیریم و به آسایش واقعی راه یابیم.

بیشتر تأمل کردم دریافتم که ما بر لب آب حیات از تشنگی رنج می‌بریم و بر سر خوان رنگارنگ رندگی گرسنه مانده‌ایم برای آن است که زمام هوای نفس خود را رها ساخته و در وادی هوس خویش سر گردان مانده‌ایم. ما را به این جهان برای منظوری مشخص و هدفی خاص آورده‌اند ولی زرق و برق و زیبایی‌های ظاهری دنیا چنان ما را فریفته و سرگرم خود ساخته که اندک توجهی به علت آفرینش و مقصود از زندگی خویش نداریم چه رسد به این که هدف زندگی را دریابیم و برای رسیدن به آن تلاش و کوشش کنیم. گویی ما را بیهوده و عبث آفریده‌اند در صورتی که از پروردگار آفریننده‌ی حکیم کار لغو سر نمی‌زند و همان گونه که در کلام آسمانی فرموده است این اندیشه درست نیست. افحسبتم انما خلقنا کم عبثا و انتم الینا لاترجعون؟ آیا چنین می‌اندیشید که شما را بیهوده و عبث آفریده‌ایم و شما به سوی ما باز نمی‌گردید؟

به ندای الهی گوش دادم. شنیدم که فرمود: ما خلقت الجن، و الانس الالیعبدون. جن و انس را نیافریدم مگر آن که مرا بشناسند و بپرستند. دانستم غرض از آفرینش و هدف هستی ما شناخت و پرستش پروردگار است و پروردگار حکیم ما را آفرید تا او را بشناسیم و بپرستیم و حمد و سپاس گوییمو ستایش و نیایش کنیم. کنت کنزاً مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف:

گنجی پنهان و پوشیده بودم دوست داشتم شناخته شوم! خلق را آفریدم تا شناخته شوم. کلید شناسایی حق را جستجو کردم دیدم خود شناسی است که فرمودند: من عرف نفسه فقد عرف ربه: هر کس خویشتن را شناخت پروردگار خود را شناخته است.

به عالم درون خویش  روی آوردم دیدم جهانی فراخ در روح الهی من پوشیده است. سخن شگفت انگیز پیشوای پرهیزکاران را به یاد آوردم که فرمود:

اتز عم انک جرم صغیر.

   وفیک انطوی العالم الاکبر    

        و انت الکتاب المبین الذی

با حرفه تظهر المضمر

ای آدمی آیا گمان می‌کنی تو موجودی کوچکی هستی در حالی که جهانی بزرگ در تو پیچیده است تو کتاب مبین پروردگار خود هستی که با حرف‌های آن رازهای پوشیده آفرینش آشکار می‌گردد و کلام معجز نظام پروردگار است که فرمود: یسئلونک عن الروح: قل الروح من امر ربی. ای پیامبر من تو را از چگونگی روح می‌پرسند بفرمای که روح از امر پروردگار من است. از سرگردانی خود دریغ خوردم و از این که ارزش روح الهی خود را در نیافته‌ام و در عالم طبیعت گرفتار قید و بند غرائز حیوانی خویش گشته‌امافسوس بردم. بیش تر در این باره تأمل کردم دیدم نقش و نگار عالمی که در آن زندگی می‌کنم چنان مرا سر گرم و مشغول داشته که عهد الهی را به کلی در طاق نسیان زده و پیمان مرا که با پروردگار خویش بسته‌ام از این جهت فراموش کرده‌ام و هم آهنگ به جای عبادت پروردگار به پرستش شیطان و اطاعت از هوای نفس خویش سر گرمم!!

 دعوت الهی به گوشم رسید که به من بانگ می‌زند: الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین. و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم:

ای فرزندان آدم آیا با شما عهد نکردم و پیمان نبستم که پرستش شیطان نکنید که او دشمن آشکار شماست و مرا بپرستید این راه راست است. دیدم این ندای آسمانی هنگام رستاخیز ما را به خود می‌خواند و از خواب غفلت بیدار می‌کند و به ترک عبادت شیطان و در پیش گرفتن راه بندگی خوی می‌طلبید و پرستش خود را برنامه‌ی دائمی دوران زندگی ما معرفی می‌سازد. به خود آمدم و پرده‌ی بی خبری و غفلت را از جلوی چشم دل کنار زدم و به خویش گفتم: بیدار شو و گوش به فرمان حق ده و مشام جان را از نفحه‌ی روح بخش الهی بهره‌مند دار و از این فرصت عزیز برخوردار شود ربقه‌ی اطاعت پروردگار را گردن انداز و از پیروی وسوسه‌های شیطانی و متابعت از غرائز نفسانی سرباز زن و پیش از آنکه به اضطرار تو را به سوی حق برگردانند با اختیار به سوی او باز گرد و راه بازگشت به جانب پروردگار را در پیش گیر.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی