ادب و اخلاق پیش از اسلام (قسمت ششم)

مواعظ آذرباد
ترجمه‌ی بخشی از اندرز آذرباد مار سپندان

«مواعظ آذرباد» که ترجمه‌ی عربی «اندرز آذرباد» است در مآخذ عربی عنوان یکی از دو قطعه‌ای است که از نوشته‌های منسوب به آذرباد به عربی ترجمه شده، و قطعه‌ی دیگر آن زیر عنوان «قال حکیم الفرس آذرباد» نقل شده است. آذرباد که در فارسی نام کامل او را آذربدمارسپندان ذکر کرده‌اند موبدان موبد ایران در روزگار شاپور دوم ساسانی (۳۱۰-۳۷۹ .م) بوده و در قرن چهارم میلادی می‌زیسته است. وی یکی از کسانی است که در ادبیات اخلاقی ساسانی و زردشتی به علم و حکمت شهرت داشته، و از آثار باز مانده‌ی منسوب به این شخص چه در پهلوی و چه در عربی چنین بر می‌آید که به نام وی نوشته‌ها و گفته‌های متعددی وجود داشته است. از آثار منسوب به آذرباد دو قطعه در متون پهلوی موجود است؛ یک قطعه آن در صفحه‌های ۵۸- ۷۱ متون پهلوی چاپ جاماسب اسانا آمده و دیگری در صفحه‌های ۱۴۴- ۱۵۳ ج ۲ از همان متون. قطعه اول با نام «اندرز انوشروان آذربدمارسپندان» و قطعه دوم با عنوان «واژه‌ای چند از آذربدمارسپندان» به فارسی ترجمه شده. قطعه اول اندرز و نصیحتی است از آذرباد به پسرش زردشت . از نوع اندرزهایی است که معمولاً از قول پدری به فرزندش نقل می‌شده و چنان که گفتیم هر در ادبیات ساسانی رواج داشته و هم پس از آن در ادبیات عربی و فارسی رواج یافته است و قطعه دوم وصیتی است از آذرباد در هنگام مرگ شامل سخنانی در حکمت و پند و موعظت.
از دو قطعه‌ی عربی یک قطعه‌ی آن مسلماً از همین اندرز آذرباد به پسرش ترجمه شده زیرا این دو قطعه عربی نیز با عبارت «یا بّنَیَّ» (ای فرزند من) شروع می‌شود، و مسکویه هم در مقدمه آن گوید که این را آذربد در نصیحت فرزندش گفته است و اما قطعه دیگر به احتمال قوی از نوشته‌ی دیگری غیر از این اندرز ترجمه شده زیرا مسکویه آن را نه در دنبال قطعه اول بلکه در جای دیگری به طور مستقل ذکر کرده و احتمال می‌رود که این قطعه هم از همان وصیتی باشد که قسمتی از آن در متن پهلوی موجود است.
درباره‌یرابطه‌یمتن‌های پهلوی با این قطعات عربی باید متذکر شویم که مطالب مشترک بین آن‌ها کمتر از آن است که بتوان آن‌ها را یک متن واحد به دو زبان پهلوی و عربی دانست. ظاهراً این قطعات قسمت‌های مختلفی از کتاب یا رساله‌ایبوده‌اند که امروزمتن کامل آن در دست نیست و شاید بتوان با تلفیق آن‌ها، چه در عربی و چه در پهلوی، متنی نزدیک تر به اصل به دست آورد. وست (West) درباره‌ی متن پهلوی اندرز آذربد به پسرش زرتشت نوشته که متن در تمام نسخه‌هایی که از آن در دست است ناقص به نظر می‌رسد، و کامل آن بایستی دارای سه هزار واژه بوده باشد در صورتی که متن موجود شامل کمی بیش از نصف این مقدار است. گفته‌ی وست درباره‌ی قطعات دیگری هم که از این اندرز یا از سخنان دیگر آذربد باقی است چه قطعه‌ی دیگر پهلوی و چه دو قطعه‌ی عربی نیز صادق می‌تواند بود، زیرا هر یک از این قطعات در واقع منتخبی از کتاب یا رساله‌ای بوده شامل سخنان حکمت آمیز منسوب به این موبد بزرگ دوره‌ی ساسانی نه مجموعه‌ی سخنان منسوب به او. بنابراین قطعات موجود در عربی و پهلوی را باید مکمل هم شمرد نه ترجمه یکی از دیگری، و چنان که گفتیم می‌توان از تلفیق آن‌ها متنی بهتر و کامل تر از این ساسانی تهیه نمود.
از متن‌های پهلوی و عربی دو متن پهلوی کمی مفصل تر از دو قطعه‌ی عربی است. متن پهلوی اندرز به صورتی که در متون پهلوی چاپ جاماسب آسانا آمده در چهارده صفحه و متن «واژه‌ای چند از آذربدمارسپندان» نیز در همان کتاب در ده صفحه است و قطعه‌ی عربی مواعظ آذرباد در نسخه‌ی چاپی کتاب مسکویه «الحکمة الخالده» در سه صفحه و قطعه‌ی دیگر کمتر از نیم صفحه است. ولی از این شرح نباید چنین نتیجه گرفت که مطالب متن عربی هم به همین نسبت کمتر از مطالب قطعات پهلوی است زیرا عبارات و خط عربی معمولاً خلاصه‌تر از عبارات و خط پهلوی است و گنجایش صفحات چاپ شده متن عربی هم به مراتب بیشتر از گنجایش صفحات پهلوی است.
اینک ترجمه دو قطعه از اندرز آذربد که در زبان عربی بر جای مانده.
*
آذرباد در نصیحت پسرش گفت:
ای پسر در مهمان پذیری میانه رو باش تا به صفت مهمان نوازی متصف گردی.
*
به قناعت پای بند باش تا آسوده خاطر باشی.
*
خوش بین و راضی باش تا آرامش یابی.
*
در طلب کوشا باش تا ثروتمند گردی.
*
از گناهان بپرهیز تا ایمنباشی.
*
میانه روی پیشه کن تا امانت پیشه باشی.
*
با ادب هم سوگند باش تا دانا گردی.
*
بر شکر گذاری پایدار باش تا مستوجب نعمت گردی.
*
فروتنی را پیشه ساز تا دوستان بسیار یابی.
*
برای جفت خویش با صفا و نیکوکار و پاک باش.
*
به خاطر کسب مال چیزی را که بهتر از مال است از دست مده.
*
به خاطر خوشی‌های زودگذرِ دنیا از طلب لذت‌های دیرپای آن جهان باز نمان.
*
باید که بهترین و گرامی‌ترین چیزها نزد تو دانش باشد.
*
از بینش دانشمندان برخوردار شو، و برای قدرتمندان نیک فرمان باش، و با دوستان چنان آمیزش کن که نیازی به داور نیفتد.
*
خود را به فروتنی عادت بده؛ این چیزی است که از منزلت تو نمی‌کاهد، بلکه تو را بلند می‌کند و بر قدر تو می‌افزاید.
*
در کارهایی که در معرض شک و تردیدند یقین به کار مبر.
*
یاد روز جزا و ترس از عقاب را همیشه در خاطر داشته باش.
*
به شفیعان اعتماد مکن.
*
زنان را مورد اعتماد قرار مده و هیچ رازی را برای آن‌ها فاش مکن.
*
به آن چه روی نخواهد داد دل مشغول مدار، و به آن چه در گذشته از دست تو سرزده یا بر زبان تو جاری شده میندیش، و برای آن چه اتفاق خواهد افتاد سر تسلیم و رضا پیش آر.
*
در مجالس پیش از دیگران به سخن آغاز مکن.
*
به زورمندان وام مده که چون خواهی آن وام بازستانی به رنج و دردسر افتی.
*
با همگنان خود در جا و مقام ستیزه مکن.
*
حسود را بر مال و خواسته‌ات آگاه مساز.
*
با هیچکس خود را به مخاطره میفکن.
*
در این عالم کون و فساد بر پایداری چیزی اعتماد مکن.
*
با آدم شکم پرستِ حریص و بی آزرم همسفره مشو.
*
با مرد بد مستِ بدخوی آمیزش مکن.
*
با زیرک نزاع مکن.
*
با گناهکار مدارا مکن.
*
برای دربانی مردی با عفت بر گزین، و برایرسالت آزاد مردی زیرک انتخاب کن، و برای دوستی رادمردی آزاده بجوی که به تو خیانت نورزد و تو را در تنگنا رها نکند.
*
در هیچ کاری فریبکار و ظاهر ساز مباش.
*
از کبر فروشی و خوارمایگی هر دو بپرهیز، زیرا دانشمند ادب آموخته را نه نعمت‌ها مست و مغرور سازند و نه بلاها و گرفتاری‌ها خوار و بی مقدار گردانند.
*
هرگاه بلیه ای بسیار ناهنجار و غریب یافتند هرگز در وجود خداوند شک و ریبی به دل شما راه نیابد.
*
برای کار نیک و احسانی که از شما سرزده هرگز پشیمان نشوید.
*
به مال و خواسته‌ای که به دست شما نرسیده هرگز افسوس مخورید، زیرا مال همانند پرنده‌ای است که پیوسته از جایی به جایی نقل مکان کند، هنگامی که به کسی روی آورد با شتاب آید و چون از کسی روی برتابد نیز با شتاب رود.
*
با مردم خود ستا و نمک نشناس که پیوسته عیب مردم گویند مأنوس مشو، زیرا با او پیوسته در معرض هلاک خواهی بود.
*
بر در خانه‌ی خود همواره شفیعانی داشته باش تا بین تو و کسانی که رد کردن آن‌ها بر تو گران می‌آید و مخالفت با در خواست آن‌ها برای تو دشوار است واسطه باشند.
*
چون سخنی راست بر زبان آری از سوگند بپرهیز اما دروغ را اصلاً به گِردش مگرد.
*
با دوستانت مجادله مکن هر چند سخنوری اهل جدل باشی، و به گرداب مرو هر چند شناگری ماهرباشی، و به مارگیری مپرداز هر چند به افسون مار حاذق باشد.
*
وقتی به کار نیکی آغاز کردی در ثواب آن شک مکن. ولی چون به کار بدی دست زدی عقاب آن را منتظر باش.
*
مال خود را به کسب گذار و به سختی مراقب آن باش و حساب آن را نیکنگه دار تا مصداق این مثل سائر نگردی که گفته‌اند: «چون مال به دست آید سرچشمه‌ی عقل خشک شود و چون عقل حاصل گردد سرچشمه‌ی مال به خشکی گراید.»
*
در اندوختن نیکی‌ها بکوش تا در هنگامی که به آن نیاز خواهی داشت دچار حسرت و پشیمانی نگردی.
*
شیطان سرکش تو را با نیرنگ خود نفریبد و مغرور نسازد تا از این راه بر تو چیره گردد، زیرا همان گونه که آدمیان دام می‌گسترانند و آن را می‌پوشانند تا اثر آن کور گردد، و دانه را در جایی آشکار می‌ریزند و این را حیله و نیرنگی برای شکار پرندگان قرار می‌دهند، به همین گونه هم شیطان انواع مهلکه‌ها و پرتگاه‌ها را برای مردم می‌آراید و این را راهی برای تسلط بر آن‌ها و گرفتن زمام آن‌هامی‌گرداند و سبب می‌سازد تا آن‌ها را در ورطه افکند و به بدبختی کشاند.
*
تا آن جا که بتوانی از کشتن چرندگان بپرهیز و در این کار میانه رو باش، زیرا در آن جهان عواقب ناپسند آن شدید است، و در این جهان نیز این کار بد فرجام است. در هر جا که کشتار و خونریزی در آن جا کمتر باشد شماره‌ی مردمان در آن جا بیشتر، و شر و فساد پنهان تر، و سلامت مردم عام تر، و چیرگی آفت‌ها و تباهی‌ها ضعیف تر، و فساد دیوان و جادوگران کمتر و سبک تر است.
*
اشیاء را بر معیار عقل و هماهنگی با روح بسنجید، نه همچون بهائم بر اساس موافقت با هوای نفس و رغبت شکم و فرج.
*
مرد کوشا کسی است که از کاری که مورد حاجت او است به موقع فراغت یابد، و آن راپیش از آن که وقت از دست برود تمام کند، و پیوسته هوشیار و مطمئن باشد که هر زمان قصد آن کار کند، برای آن آماده باشد و هیچ یک از اسباب و وسایل آن را به اصلاح نیازی نباشد.
*
با یاد آوری روز جزا کار دنیا را آسان گیر، و درباره‌ی آخرت با دقت بنگر و بیندیش، و مطمئن باشد که پروردگار ما توانا و دادرس است، و شیطان نادانی است ناقص قدرت، و از اجل آدمی نا آگاه، و به تمام شدن مهلت او وقتی که پایان نزدیک شود جاهل است و این عین یقین است.
*
دانای ایرانیان آذرباد گفت: کارهای دنیا به بیست و پنج بهره گردانیده‌اند. پنج بهره‌ی آن به حکم قضا و قدر است، و پنج بهره‌ی آن با کار و کوشش است، و پنج بهره‌ی آن از روی غریزه است، و پنج بهره‌ی آن از گوهر آدمی است، و پنج بهره‌ی دیگر ارثی است.
اما پنج بهری که به حکم قضا و قدر است خانواده (زن)، و اولاد، و مال، و سلطنت، و عمر است.
و آن پنج بهر که با کار و کوشش است، نخست دانش‌ها هستند که شریف‌ترینآن‌ها علم به خداوند عزوجل و کرم او است، و سپس عمارت و آبادی است، و آن گاه صناعت است که شریف‌ترینآن‌ها صنعت کتابت است، و آنگاه سوارکاری است، و آن گاه فقه و شریعت است.
و آن پنج بهر که از روی غریزه است، خواب است، و خوراک است، و راه رفتن است، و جماع است، و قضای حاجت.
و آن پنج بهر که از گوهر آدمی است، نیک سرشتی، و وفاداری، و رادی، و اعتماد به نفس، و راستی است.
و آن پنج بهر که با وراثت است، هوش است، و حفظ (ویر) است، و دلیری است، و زیبایی است، و شادابی.
*
و نیز گفت: تأنّی در آن چه بیم فوت آن می‌رود بهتر از شتاب کردن در وصول به آرزوها است.
*
و نیز گفت: ای زورمند از حیله بترس، و ای شتابان از تأنّی واهمه کن، و ای جنگجو در فرجام کار میندیش.

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی