مبانی اسلام

مبانی اسلام
دکتر علی جواهر کلام
مبانی یعنی پایه هائی که بر اساس هر بنائی بر آن قرار دارد.اگر این مبانی محکم باشد بناء با دوام خواهد بود.
ما مسلمانان معتقدیم بنای محکم اسلام برفطرت بشری استواراست.یعنی آن چیزی که انسان عادی به آن نیازمند است و به وسیله آن زندگانی سعادتمندی پیدا می کند.
نخستین موضوعی که هر بشری از روی غریزه به آن پای بند است خدا شناسی است که هر انسانی به طریق های مختلف متوجه آن مبداء اعلی می باشد و محال است که بشری در دنیا زیست کند و به آن مبدائی که مافوق اداراکات عالم انسانی می باشد توجه نکند.ولی چه در حال حاضر وچه در گذشته افرادی بوده و هستند که خود را خدا نشناس معرفی می کنند.این افراد به دو دسته تقسیم می شوند: یک دسته مردم نادان و متظاهر که از روی هوی و هوس یاوه هائی می گویند اما همان اشخاص در بسیاری از اوقات زندگانی خود از روی همان غریزه ناچار به آن ذات لایتناهی واجب الوجود رو می آورند.یکی از همین اشخاص خدمت حضرت امام جعفرصادق علیه اسلام رسیده ازامام پرسید:
خداوند را به من بشناسان. حضرت امام صادق علیه السلام به او فرمود: کشتی سوار شدی گفت: آری فرمود:هیچ اتفاق افتاده که دریا طوفانی شود وکشتی به حال غرق شدن بیافتد جواب داد که یکی دوبار چنین اتفاقی برای من رخ داده است.
حضرت فرمودند :
درهمان آنی که مرگ را به چشم خود می دیدی و از تمام موجودات نومیدی لابد یک مبدا و مرکزی توجه کردی و برای نجات خود کمک خواستی همان مبدائی که در دشوارترین دقایق زندگی به یاری او امیدوار شدی همان خدای تو است.
اما دسته دوم از کسانی که مثلا” خود را خدا نشناس می خوانند اظهارشان آن است که نتوانسته ایم به ذات واجب الوجود پی ببریم و البته توقع آنان برای چنین شناسایی خیلی بی مورد است و مثل آن است که صندلی یا میزبخواهد نجار را بشناسد و به حقیقت نجار پی ببرد و طبعا” نمی تواند به آن مقام برسد.
روزی جمعی از خدا نشناسان خدمت رسول اکرم (ص) آمده گفتند:
خدائی را که دعوت می کنی به ما بشناسان.
حضرت رسول سوره اخلاص را تلاوت فرمود که ای رسول بگو خداوند بی همتا است وهیچ چیز به آن وجود غیب لا یدرک برابر نشود.
درجای دیگر قرآن کریم می فرماید:
((افی لله شک فاطرالسموات و الارض)) آیا به آفریننده ای که زمین وآسمان ها را آفریده شک دارید؟
درمیان علمای طبیعی قرن اخیر داروین مؤلف کتاب اصل انواع شهرتش از همه بیشتراست واقعا” هم دراین اواخر استاد فن بوده است این دانشمند طبیعی شناس می گوید تمام معلومات و اطلاعات علمی من در برابر این جهان بی پایان مانند مشتی صدف و سنگریزه است که کودکی که از کنار دریا جمع آوری کرده و تصورنماید که آنچه در دریا وجود دارد منحصر به همین صدف ها و سنگ ریزه هاست.
ملاحظه فرمائید که سرعت سیر نور در هر دقیقه ای هزاران کیلومتر است و ستارگانی در این فضای بی پایان هست که از مدت ها پیش خاموش شده اند ولی آن قدر از کره زمین دور هستند که هنوز آخرین نور تابش آنان از نظر سکنه زمین قطع نشده آن وقت کوچکی و ناقابلی بشر را در مقابل عظمت آن کرات در نظر بیاورید سپس فکر کنید که چگونه این موجود حقیر می تواند به کنه ذات آفریننده این جهان واقف گردد.
به کنه ذاتش خرد برد پی اگر رسد خس به قعر دریا.
پس از خدا شناسی که بنای اسلام بر آن استوار شده مکارم اخلاق وفضائل اسلامی پایه دیگری از مبانی اسلام به شمار می آید ممکن است گفته شود که تمام ادیان الهی برمکارم اخلاقی وفضائل انسانی استوار گردیده ومنحصر به دیانت اسلام نمی باشد البته این حرف درست است اما فرق اسلام باسایر ادیان آن است که آیین اسلام به کلیات اکتفا نکرده بلکه مقرارتی هم وضع نموده که با اجرای آن عدالت در جامعه اسلامی عمومیت پیدا می کند وهمه از آن بهره می گردند.
مثلا” قرآن کریم می فرماید:
((ان الله یامر بالعدل والاحسان))
خداوند شما را به اجرای عدالت ونیکو کاری فرمان می دهد این بیان الهی یک امر است ولی شارع مقدس اسلام جزء به جزء موارد عدالت را تعیین فرموده است که اگر کسی پیرو اسلام باشد باید آن را اجرا کند.
برای نمونه عرض می کنم اسلام زکوة را مقرر داشته یعنی مقدار معینی از اموال دولتمندان رابگیرند و به مستحقان زکوة بدهند در عین حال مستحقان زکوة هم مشخص شده که چند دستهء اند از آن جمله ناداری که از کسب معاش عاجز باشد و یا آنکه درآمد او خیلی کم تر از هزینه اش بشود و یا رهگذری که در دیار غربت سرگردان مانده است و هم چنان کسانی که به امور جمع آوری زکوة و یا به قول امروزی ها تحصیل دار مالیه هستند باید از محل زکوة اعاشه کنند و عده دیگر که عقلا محتاج به مساعدت اجماع می باشد این یکی از مواردی است که جزئیات طرق عدالت اجتماعی را با دقت کامل شرح داده است قسمت دیگر راجع به حقوق زنان است که تا پیش از اسلام نه تنها جزیره عربستان بلکه در سراسر دنیای آن روز اصلا” برای زن حقی قائل نبودند زن ارث نمی برد از خود اختیاری نداشت اصلا” مالک هیچ چیز نبود.تا در خانه پدر بود از هر جهت فرمان بردار پدر و مادر بود وقتی هم که به خانه شوهر می آمد دست و پا بسته در قید و بند می ماند.
همین الان هم طبق قوانین و مقررات در پاره ای از ممالک غربی زن و شوهردار حق ندارد بدون اجازه شوهرش در دارائی خودش هیچ گونه تصرفی بکند وهر معامله ای که زن انجام می دهد باید با موافقت واذن صریح شوهرش باشد.
اما زن را در تصرف اموال خود آزاد گذارد زن مسلمان بر عکس زن غربی می تواند هر طور میل خودش باشد دراموال خود دخل وتصرف کند آیا بهتر از این می شود دریک اجتماعی عدالت واقعی را اجراء کرد شاید بعضی ها ندانند که زن مسلمان آنقدر صاحب اختیاراست که اگر نخواهد بچه خود را شیر دهد شوهرش نمی تواند اورا مجبور به شیر دادن بکند و اگر زنی بچه خود را شیر بدهد پدر بچه مجبور است خوراک وپوشاک مادر بچه را به طور مناسب بدهد این قرآن کریم است که می فرماید: ((وعلی المولود له رزقهن وکسوتهن)) یعنی پدر بچه باید وسایل زندگانی مادر بچه شیرده رافراهم سازد.
یکی دیگر از فضائل ومکارم انسانی وتعلیمات اسلامی که بشری به قدر توانایی به جامعه خدمتگزار باشد سربار دیگران نگردد مفتخور نباشد زحمت بکشد بهره ای ببرد وبهره ای برساند.
وقتی حضرت رسول اکرم ضمن مواعظ ازآن سرای باقی صحبت می فرمودند ومسلمانان را به بندگی خدا برای کسب سعادت اخروی تشویق می کردند یکی از از یاران شب آن روز به منزل آمده به زنش گفت:
من قصد دارم ازفردا به غاری و بیغوله ای پناه ببرم وتا آخر عمر درآنجا به عبادت مشغول شوم واز دنیا وگرفتاری های دنیا کناره گیری کنم ولی مبادا تو این راز را به کسی باز گویی که مرا از انجام وظیفه باز دارند.
مدتی از این جریان گذشت. حضرت رسول جای آن مرد را خالی دیدند و همان طور که روش حضرت بود باجمعی از یاران برای تفقد حال او، به منزلش تشریف بردند از زنش سراغ گرفتند آن زن با ایمان، مطابق عهدی که با شوهرش کرده بود چیزی نگفت در صورتی که خیلی هم از این کار شوهرش ناراضی بود ولی چون اسلام اورا به وفای عهد توصیه کرده بودلب از لب برنداشت.
حضرت رسول اکرم نیز اصراری نفرمود. اما سایر یاران خواستندکه جویای حال او بشوند و به زودی معلوم شد که این مرد در خارج از شهر منزوی شده و مشغول عبادت است.حضرت رسول اورا احضار نموده فرمودند:
ای مرد، ” لا رهبانیه فی السلام” درآئین اسلام گوشه گیری وترک دنیا به این طریقی که تو انتخاب کردی مرسوم نیست مسلمان باید در اجتماع زندگی هم به جامعه کمک کند و هم از اجتماع سودمند شود مگر نمی دانی “خیرکم انفعکم للناس” بهترین مسلمان آن مسلمانی است که وجودش برای جامعه مفید باشد.
حال موضوع تقسیم ارث در اسلام را مورد توجه قرار دهید که چگونه برای توزیع ثروت وجلوگیری از افراط و تفریط که آفات بزرگ اجتماع است مقرراتی وضع نموده است پدر، مادر، فرزند، زن شوهر از یکدیگر ارث می برند.
برادر، خواهر، عمه، خاله، دایی و فرزندان آنها هرکام به ترتیب خاصی سهمی دارند که باکمال دقت عدالت اجتماعی درآن مخلوط گشته است.
مثلا”: زن از شوهرش هشت یک می برد چون خرج زن کم تر از مرد است ممکن است دوباره شوهر کند و شوهر دومش خرج او را بدهد اما شوهر چهار یک ارث زن به او می رسد زیرا بار مخارج زندگی به دوش مرد است و باید حق بیشتری ببرد یکی از دانشمندان معاصر آمریکایی به نام کلارنتون کان راجع به خاور میانه کتابی نوشته که به فارسی هم اخیرا” ترجمه شده است.
این مرد طبعا” به مناسبت تاریخ و اوضاع اجتماعی خاور میانه شرحی هم درباره اسلام و مقررات آن نگاشته است و همین که به موضوع تقسیم ارث در اسلام می رسد با تعجب فراوان می گوید: بزرگ ترین ریاضی دان های عصرحاضر به این دقت و درستی نمی توانند سهم الا رث را تقسیم کنند وچگونه است که شارع مقدس اسلام در چهارده قرن پیش این تقسیمات دقیق رابا رعایت حال هریکی از طبقات وارث مقرر فرموده است.
قرآن کریم می فرماید،این مقررات مالی را برای آن وضع کردیم که ثروت در یک طبقه معینی انحصار نیابد “لکیلاتکون دولة بین الاغنیا” یعنی ثروت دست نخورده یک جا و دربسته همین طور در یک خانواده معین و به خصوص انحصاری نگردد.
حضرت رسول اکرم(ص) موقعی که معاذ را به یمن مأمور کرد، فرمود:
به مردم یمن بگو زکوة مال خودتان را بدهید تا تزکیه بشوید. یعنی بقیه ی مال و ثروت شما، بی درد سر برایتان باقی بماند و ترس آن را نداشته باشید که محتاجان و بینوایان برشما بتازند و زندگانی را بر شما ناگوار سازند.
اسلام دفاع از جان مال و ناموس را بر هرمرد و زن مسلمانی فرض فرموده و این همان راه و روشی است که امروز تمام ملل متمدن عالم از آن پیروی می کنند شارع مقدس اسلام این دستور راکه، سر بقای هراجتماع آزاد و مستقل است عملا” اجرا می فرمود.
وهمان طور که در تاریخ ثبت شده، هرموقع که مدینه مورد حمله وهجوم واقع می شد، اول از همه شخص شخیص پیغمبر اسلام زره می پوشید، کلاه خود را به سر می گذارد، شمشیر به کمرمی بست و با سایر یاران عازم میدان نبرد می شد. چون خداوند به مسلمانان امر می فرماید که زور نشوید در مقابل زور تسلیم نشوید اگر در راه حق کشته شوید بهتراز آن است که زنده بمانید وخوار و ذلیل شوید.
قرآن کریم می فرماید؛
آنانی که در راه خدا کشته شوند زنده و جاوید هستند و از خدای روزی می ستانند و البته راه خدا چیزی جز دفاع از شرف و ناموس از استقلال و آزادی نیست که جامعه با شرافت بدون این مزایا بقاء وهستی ندارد.
قرآن کریم میفرماید:
برای مبارزه حیاتی در برابر دشمنان خود مجهز شوید و آنچه در قوه دارید جهت تهیه تجهیزات به کار ببرید ((واعدوالهم ما استطعتم )) تا می توانید وسایل دفاع فراهم کنید واین همان راه وروشی است که در حال حاضر تمتم ملت های زنده برای حفظ کیان خویش آنرا سرمشق قرار داده اند وبه آن عمل می کنند.
باری صحبت از این بود که چون مبانی اسلام بر فطرت ساده بشری است لذا مرور زمان نمی تواند در ارکان آن رخنه کند چنان که تا به حال هم نکرده است دیگر از حمله طوایف خونخوار بت پرست مغول بلائی هولناک تر نبود که قسمت عمده ممالک اسلامی را ویران کردند وکوشیدند که ارکان و مبانی اسلام را از بین ببرند اما بالاخره مغلوب تعلیمات اسلامی شدند وخواه ناخواه دیانت اسلام را پذیرفتند و این برای آن بود که آئین اسلام با غرایز بشری پیش آمده و محال است که این راه و رسم فطری آسمانی نیروهای مادی زود گذر بشود.

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی