نظر شخصیت ها نسبت به فردوسی

نظر شخصیت ها نسبت به فردوسی

شاهنامه فردوسی ازبرای مااز چندلحاظ اهمیت دارد وبزرگ است:اولاً اثرهنری بسیارعظیمی است، به قیاس باکتاب های هنری دیگردنیا،باحماسه های ملی سایر ملل که بسنجیمش بسیاربلند وعالی است وهیچ پای کمی ازهیچ یک ندارد وبرای ماازهمه آنها بالاتر است،ثانیاً تاریخ داستانی  ایران وحاوی قصص ملی ماست،سند اصالت ما وسندریشه داشتن وپدر ومادرداشتن ماست،اجداد ما اینها بودند.ثالثاً ازلحاظ اینکه زبان فارسی وسیله استحکام علقه اتحاد وارتباط طوایف ایرانی است،وشاهنامه مایه  وپایه زبان فارسی راچنان غنی ومحکم کرد که ازآن پس فراموش شدنش وازمیان رفتنش محال بود،این کتاب پایه وبنیاداتحادقومی مابه شمارمی آید.

(مجتبی مینوی-فردوسی ومقام او-کتاب نقدحال)

****

فردوسی باسرودن شاهنامه،مجدوافتخارات فراموش شده رایه خاطرفرزندان این مرزوبوم آورد وتاریخ پراز غرور ملی ری زنده نمود،افسانه های تاریخی ایران را ازفراموشی وامحاء حفظ کرد وهمان طورکه خوداو می گوید ازنظم کاخ بلندی پی افکند که دست تطاول ایام را خراب کردن آن کوتاه است.
اگر ایلیاد وادیسه از شاهکارهای ادبیات دنیابه شمارمی رود وهومربزرگ ترین شعرای دنیاست،چراما فرودسی را نظیراو وشاهنامه را جزء کتاب خالد ادبی ندانیم؟

(علی دشتی-مقاله فردوسی یا حافظ-کتاب سایه)

****

دیدن کتاب بزرگ شاهنامه که حاکی ازرنج دائمی سی ساله است باتوجه به این نکته که چنین رنج مستمری با انواع بدبختی ها وناملایمات همراه بوده است مانند فقرومرگ فرزندان  وآشوب خراسان و بی خریداری گفتارشاعران ودرآخرکار پیری وگرانی گوش وضعف چشم،خودبهترین شاهداست بربلندی همت ونیروی اراده واعتقادراست فردوسی به کوشش وتاثیر جهدزیراکه هیچ وقت فتوری درعزم این شاعربزرگ راه نیافته تاآخر قول اورامی شنویم که ازخدا عمروقوه وسلامت را فقط برای همین می خواهد:
«که این نامه شهریاران پیش-بگوید بدان نغزگفتارخویش»

(رشیدیاسمی-وفات۱۳۳۰ه ش-اعتقادفردوسی درباب کوشش تقدیر-هزاره فردوسی)

****

فردوسی نمونه یک مردخوب ایرانی است،فردوسی تمام اوصاف وخصائل یک مردبزرگ را داراست: شرافت نفس،مناعت طبع،علو همت،رحموشفقت از مزایای اخلاقی اوست.ازمصائب وبدبختی های دوست ودشمن هردومتاثر می شود.
فردوسی عزت نفس وعواطف عالی داشته،شیعه بوده ونسبت به معتقدین سایرمذاهب تساهل داشته است فردوسی فوق العاده میهن پرست بوده ولی خودپسند یا دشمن بیگانگان نبوده است.
فردوسی به وسیله شاهنامه تاریخ قدیم ایران را احیاء کرده وموجب شده است که برای نسل های بعد باقی بماند،روح ایران باستان راکه ممکن بود حوادث ایام محوونابود سازد برای آیندگان محفوظ داشته است.

(عیسی صدیق- چهل گفتار)

****

اگرتمام ثروت ایران را ازعصرمحمودغزنوی تاکنون دریک کفه ترازوقراردهند وشاهنامه رافردوسی را درکفه دیگر،درپیشگاه خردمندان وصاحب دلان جهان این کفه سنگین ترخواهدبود زیرابه دست آوردن زروسیم ازمنابع دریای وزمینی به حد وفور امکان دارد،ولی پدیدآمدن شعری چون فردوسی با آن هم لطف طبع وکمال ذوق که شاهنامه ای بپردازد وبه بازار ادب عرضه دارد،محال وممتنع است چنان که اکنون هم که درست ده قرن اززمان اومی گذرد چونین کسی نیامده است.
هرملتی را چون هرفردی شناسنامه ای است،شاهنامه شناسنامه ملت ایران وسند مالکیت ایرانیان است. نیاکان ماراهم خود ما،وهم دیگرمردم جهان شناسانده،وقبایل گوناگونی راکه دراین سرزمین وسیع پراکنده اند هم زبانی آموخته وپیوستگی ویگانگی بخشیده است.

(حبیب یغمائی-کتاب فردوسی وشاهنامه او)

****

استاد ابوالقاسم فردوسی ازدهاقین طوس بودازدیهی که آ« دیه راباژ خوانند…فردوسی درآن دیه شوکتی تمام داشت… وشاهنامه به نظم همی کرد وبیست وپنج سال درآن کتاب رنج برد والحق هیچ باقی نگذاشت،وسخن را به آسمان علیین برد،ودر عذوبت به ماء معین رساندوکدام طبع راقدرت آن باشد که سخن رابه دین درجه رساند،که اورسانیده است درنامه ای که زال همی نویسد به سام نریمان درآن وقت که بارودابه دخترشاه کابل پیوستگی خواست کرد….من درعجم سخنی بدین فصاحت نمی بینم ودربسیاری ازسخن عرب هم…..

(نظامی عروضی سمرقندی،چهارمقاله تاریخ تالیف حدود۵۵۰ ه ق)

****

ما می خواستیم که تاریخ شاهان عجم ونسبت ورفتار وسیرت ایشان درین کتاب علی الولی جمع کنیم بر سبیل اختصار،ازآنچه خوانده ایم درشاهنامه فردوسی که اصلی است وکتاب های دیگر که شعبه های آنست،ودیگرحکما نظم کرده اند،چون گرشاسب نامه وچون فرازنامه واخبار بهمن وقصه کوش پیل دندان.
وهرچندمحال است نظم حکیم فردوسی واسدی ودیگران ونثرابوالمؤید بلخی نقل کردن،که سبیل آنچنان باشد که فردوسی گفت:
                                                         «چوچشمه برژرف دریا بری    به دیوانگی ماند آن داوری»

                                                                                                    (مجمل التواریخ والقصص-تاریخ تالیف حدود۵۲۰ ه ق-نویسنده مجهول)

****

فردوسی استخوان بازوی ایرانیان را قوی ساخت وقلب مردم پارسی زبان را فراخ وسینه های آنان را پهن ودرره مردی ومردانگی ورشادت وغیرت استواروثابت ساخت.فردوسی ایرانیان رایه نشئۀ هوس وآرزوی فناناپذیری که تجدیدعظمت کیان وساسانیان باشد،درانداخت واین نشئه تاروزمرگ دردماغ هر ایرانی پاک وغیورباقی وبرقرار خواهدماند.
شاهنامه وشعرشاهنامه علاوه برلطافت ونازک کاریهایی که شاید مردم غالباً بدون تعطیل ومطالعه زیاد ملتفت آن نشوند،عظمت دارد.شاهنامه قصرداریوش درتخت جمشیداست که هنوز سرپاباشد،شاهنامه برج ایفل است،شاهنامه باداشتن تمام ظرافت ولطافت ونقش ونگارگنبد شیخ لطف الله،عظمت هرمان راهم دارد.

(ملک الشعرا بهار-فردوسی نامه بهار)

****

کتاب شاهنامه که امروزیکی ازخزائن لغت وگنجینه های فصاحت زبان ماست برای وسعت وقوت فکر وقدرت بیان واستواری طبع واقتدارکلامی واحاطه تعبیری این استاد بزرگ بهترین ونمونه وقوی ترین دلیل است وازآنجامی توان دانست که درگزارش معانی وپرداخت افکار،وی را چه مایه فراوان حاصل بودتاتوانست که درگزارش معانی وپرداخت افکار،وی را چه مایه فراوان حاصل بود تاتوانست آن داستانها ومعناهای سخت عبارت رابه این صورت زیبا ودراین الفظ جزل وروان جلوه دهد.
فردوسی به پاکی اخلاق وعزت نفس وسخن برهمه شعرافزونی وبرتری دارد…..
فردوسی وطن پرست بوده وبه سرزمین نیاکان خود یعنی ایران بسیارعشق داشته وشورمخصوص آشکارمی سازد.

(فروزانفر-وفات۱۴۹ ه ش-سخن وسخنوران)

****

بعضی ازدانشمندان شاهنامه راازحیث اهمیت به ایلیاد،وفردوسی را به هومرشرق توصیف کرده اند ولی به عقیده من این توصیف وتشبیه بامقام حکیم فردوسی ودیوان اومطابقت نمی کندودرجه اهمیت شاهنامه  نزدملل شرقی به جهاتی بیش ازاهمیت ایلیاد درنظر اروپائیان  است…
شاهنامه سجل احوال وتاریخ ملت ایران ازقدیم ترین عهداست وامتیازخصایصی دربردارد که منظومه های دیگرآن را واجد نیستند…
از چیزهای که برقیمت ومقام شاهنامه می افزایداین است که فردوسی داستان های آن را اختراع نکرده بلکه آنها راتصویرنموده است وازاین لحاظ می توان شاهنامه را آئینه تاریخ وافکار حقیقی ملت ایران شناخت وبه عقیده این جانب این مزیت مقام واهمیت مخصوصی برای فردوسی ایجادنموده است زیراجمع ووصف وقایع وحوادث تاریخی درادوار مختلفه به قالب شعری بااین سلاست بیان وسرشاری طبع که ازفردوسی به ظهورپیوسته بسیارصعب ودشوار است.

(عبدالوهاب عزام-وفات۱۹۵۹م-مقام شاهنامه درادبیات عالم-هزاره فردوسی)

****

اهمیت فردوسی رانمی توان به اندازه کافی بیان وخاطرنشان کردولواین که راجع به نظم وشعراوبه حداعلی سخن گفته شود،یاخصایل واوصاف قابل ستایش وی مورد تقدیر واقع گردد،زیرابزرگی وعظمت او ازاین حدودبالاتراست وفردوسی مانندهمر یک موجودملی وشاهنامه اش قسمت لاینفکی ازحیات ملی است،هیچ شاعری این اندازه ودرچنین طول مدتی برافکار وآراء واحساسات ملی تسلط پیدانکرده است.فردوسی پربهاترین خدمتی که ممکن است به میهن خودکرده،به ایرانیان دورنمای یک دنیای باشکوه تر ودلیرانه تری رانشان داده.

(آرتور ابهام پوپ-وفات۱۹۶۹م-چهل گفتارعیسی صدیق-اصل مقاله پوپ درضمیمه مجله شرق نزدیک وهندوستان مورخ اکتبر۱۹۳۴چاپ شده)

****

بین تمام حماسه های ایران کتاب شاهنامه مزیت خاص دارد زیرا سخن ازکشمکش های دیرین ملتی است که ازملیت واستقلال خوددفاع می کند،آنچه درکتاب این شاعر میهن پرست بارها تکرار شده مساله جاودانی مرزی است که ایران ازمرز توران جدامی سازد،مرزی که میان دوگروه انسانهاست.
تصوربفرمائید وقتی افسانه قرون ویکتورهوگوبه پایان رسید،شاعرخواسته باشد بخش های گوناگون آن را به هم بپیونددوفواصل دوره ها رابوسیله داستان منظوم به یکدیگرربط دهد….اکنون به جای این که تحول کلی عالم بشریت را درنظررادرنظربگیرید این موضوع رابه تاریخ عمومی ایران محدودسازید که اززمان اساطیری تاسده هفتم میلادی نوشته شده باشد،به خاطرات سنتی واجدادی،پیوسته آرایش ها وتخیلات شاعری رابیفزائید که دررویاهای متعدد خودشکوه قرون گذشته رامجسم می سازد وباتوجه به این که همر برای سرودن حماسه ده سال،درحدود پانزده هزارمصرع شعرگفت آن وقت متعجب نخواهیدشد ازاین که ببینید فردوسی برای زنده ساختن هزاران سال به پنجاه هزار بیت شعر نیاز داشته باشد.

(هانری ماسه- وفات۱۹۶۹م-فردوی وحماسه ملی ترجمه مهدی روشن ضمیر)

****

بدیهی است مادامی که درجهان مفهوم ایرانی وجودخواهدداشت نام پرافتخار شاعربزرگ هم که تمام عشق سوزان وقلب خودرابه وطن خویش وقف کرده بود جاوید خواهدماند.فردوسی شاهنامه راباخون دل نوشت وبه این قیمت خریدارمحبت واحترام ملت ایران نسبت به خودگرید ویکی ازبهترین درر نایاب رابه گنجینه ادبیات جهانی افزود.

(ی.برتلس-وفات۱۹۷۵م-منظوراساسی فردوسی-هزاره فردوسی)

****

این مطلب محل اتفاق است که تاکنون مادرِ ایران شاعری مثل فردوسی نزائیده است…
علامه این اثیردرخاتمه مثل السائر می نویسدکه زبان عربی باوجود وسعت ومفردات زیاد ازعهده جواب شاهنامه نمی تواندبرآید وکتاب  مزبور درحقیقت قرآن عجم می باشد،فضلای اروپا هم که اززبان واقف اند فردوسی را استادوشخص اول می دانند…
شما اگربخواهیدپایه ی هنر وکمال یک شاعر رابه دست بیاورید بایدموضوع واقعه نگاری وابرازاحساسات وجذبات انسانی آن شاعررا تحت نظر بگیرید، دراین دوقسمت هم بایددانست که فردوسی استادوپیشرو همه سخن سرایان است.

(شبلی نعمانی-وفات۱۳۳۲ه ق-شعرالعجم ترجمه فخرداعی گیلانی)

****

درشعرعربی تطویل شعررا ضایع می کند واگردویست وسیصدبیت متوالیاً دریک موضوع نظم شود اغلب ابیات بی مزه می شود،ولی درکتابت هرقدرمفصل ترباشد می توان فصیح نوشت واین فقره اجماعی است لکن دراین نکته عجم ها برعرب برتری دارند وشاعرعجم یک کتاب را ازاول تا آخر به رشته نظم درمی آورد وباز درزبان آنها درغایت فصاحت وبلاغت است چنان که فردوسی درنظم کتاب معروف به شاهنامه کرده که مشتمل بر شصت هزاربیت است درتاریخ ایران،وآن قرآن ایرانیان است وتمام فصحای عجم اجماع کرده اند براینکه درزبان آنها فصیح ترازآن  چیزی نیست واین فقره درزبان عربی باوجودوسعت آن وکثرت صنایع ومعانی درآن ممکن نیست باآنکه زبان فارسی نسبت به عربی مثل قطره ای است درمقابل دریا.

(ابن الاثیرابوالفتح نصرالله بن محمد،وفات۶۳۷ه ق-المثل السائر-ترجمه نتقی زاده-درمقالات مجله کاوه راجع بع فردوسی)

****

فردوسی مظهراصالت نژادایرانی است،به افتخارومعنویت ایمان دارد.بشر دوست است وانسانی فکر می کند.خوبی راصمیمانه دوست دارد،وپیشرفت مدنیت رابامأموریت وهدف واقعی بشرمی داند.
این قهرمان برای مابیگانه نیست،ازخودماست.
فردوسی،حافظ،خیام سه نماینده برجسته این اعجاز شگفت انگیزی هستندکه ادبیات ایران،نام دارد.وجود آن بالاترین سندبقاء وثبات نبوغ نژادآریایی درغم انگیزترین وتلخ ترین ماجراهای تاریخ آسیاست.

(ارنست رنان-وفات۱۸۹۲-مطالعات تاریخی وسفرها نقل ازکتاب ایران درادبیات جهان جلداول)

****

آنجاکه سراینده ازروح ملی راستین به شورآمده باشد دستاوردش به زودی همگانی می شود.اجازه  می خواهم موردی را یادکنم که ثابت می کند که ایرانیان چنین ارج واحترامی به فردوسی می گذارند برای آن است که دستاوردش با سنت ها وروایت های ملی مطابقت دارد.

ژول مول-وفات۱۸۷۶م-دیباچه شاهنامه،ترجمه جهانگیرافکاری ترجمه دیباچه وچاپ شاهنامه مول از (انتشارات سازمان کتاب های حبیبی)

****

اگوست امپراتور روم گفته است که وقتی رم رادریافت همه جاآجربود وچون آن را بازگشت همه جا مرمر.فردوسی نیزکشوزخودراتقریباً بدون ادبیات یافت وشاهنامه ای بدان بازگذاشت که نویسندگان بعدی تنها توانستند ازآن تقلید کنند،بی آن که ازآن برترروند.حماسه ای که به راستی می تواند باهمه رقابت کندودرتمام آسیا منحصربه فردبه نظرمی رسدهمانطوری که حماسه همردراروپا چنین است.

(کوولCowell خاورشناس انگلیسی-فردوسی وحماسه ملی-تألیف هانری ماسه-ترجمه روشن ضمیر)

****

شاهنامه یک حماسه ملی است که هیچ ملتی نظیرآن ندارد.

(فردوسی وحماسه ملی-هانری ماسه-ترجمه روشن ضمیر)

****

شک نیست که شهرت فراوان فردوسی،به شاعری به سبب شاهنامه اوست،نقادان شرقی وغربی،تقریباً به اتفاق این منظومه بزرگ را دارای ارزش ادبی بسیارمی دانند….بایددید که علت مقبولیت تمام وبی نظیر شاهنامه درایران وسایرممالکی که زبان فارسی درآن رواج دارد،چیست؟البته درایران نیرومندترین عاملی که همواره به شاهنامه ارج ومقام خاصی بخشیده است غرورملی ایرانیان است نسبت به این کتاب که نماینده مجد وعظمت قومی آنان است.

(ادواردبرون-وفات۱۹۲۶م-تاریخ ادبیات ایران ج۲فردوسی تاسعدی،ترجمه مجتبائی)

****

شاهنامه فردوسی هم ازحیث کمیت وهم ازجهت کمیت بزرگ ترین اثرادبیات ونظم فارسی است بلکه می توان گفت یکی از شاهکارهای ادبی جهان است.
نخستین منت بزرگی که فردوسی برمادارداحیاء وابقاء تاریخ ملی ماست.یک منت دیگر فردوسی برما احیاء وابقاء زبان فارسی است.کلامش مثل آهن محکم است ومانندآب روان است وهمچون روی زیباکه به آب ورنگ وخال وخط حاجت ندارد درنهایت سادگی وبی پیرایگی است. ازخصایص فردوسی پاکی زبان وعفت لسان اوست.کلیت فردوسی مردی است به غابت اخلاقی بانظربلند وقلب رقیق وحس لطیف وذوق سلیم وطبع حکیم،همواره ازقضایا تنبه حاصل می کند وخواننده رامتوجه می سازد که کاربدنتیجه بدمی دهد وراه کج انسان را به مقصدنمی رساند.

(محمدعلی فروغی-وفات ۱۳۲۱ه ش-مقاله مقام فردوسی-هزاره فردوسی)

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی