نگاهی به زندگی نامه ی حاجیه خانم امین (بانوی ایرانی)

نگاهی به زندگی نامه ی حاجیه خانم امین (بانوی ایرانی)
(۱۳۶۲ – ۱۲۷۴ ه – ش)
خانم نصرت امین که مایل بودند با عنوان «یک بانوی ایرانی» شناخته شوند، در نوشته ای به قلم خودشان در سال ۱۳۲۸ (ه – ش) حدود ۵۴ سالگی درباره خودشان چنین نوشته اند :
این نوشته گوشه ای از شرح حال نویسنده [این سطور، بانوی ایرانی] است. او کنیزی از کنیزان خدا است که به «بانوی ایرانی» معروف بوده و با نام «حاجیه خانم» صدا زده می شود. او در اواخر ماه ذی الحجه الحرام سال ۱۳۱۲(ه ق). که هزاران صلوات و سلام و تحیت بر هجرت کننده آن [پیامبر] باد – از دو اصل تولد یافت.
اما اصل مقدم [پدر بزرگوار] ، حاج سید محمدعلی ملقب به امین التجار اصفهانی، فرزند حاج سید محمدحسن است. هر دو از چهره های شریف و تجار عظیم و سادات کریم هستند. بنابرآنچه بعضی افراد موثق خبر داده اند، ایشان فرزند سید میرزا، ملقب میرمعصوم پسر سید محمد پسرمیر معصوم است که در تخت فولاد دفن شده است. تمامی این افراد از فضلای بزرگوار و سادات حسینی هستند.
اما اصل دوم [مادر عزیز]، از زنان سید، صالح، مؤمن و از خاندان مجد و شرف و از سادات حسینی است که به یکی از اوصاف جده اش؛ فاطمه زهرا علیها السلام؛ یعنی «زهرا» نامیده شده و دختر حاج میرزا مهدی ملقب به جناب است.
وقتی به حدی رسید که بتواند میان خوب و بد فرق بگذارد، والدینش به تربیت او اقدام نموده و بر ادب کردن او و به ظهور رساندن توانایی هایی که خداوند در سرشت و سریره ی او نهاده بود، همی مواظبت کردند.
موقعی که سن او بیشتر شد و به حد درس خواندن و تعلم رسید، معلمی برای او انتخاب کردند که زنی عالم، مؤمن، عفیف و بی نظیر در زمان خود بود. این معلم [عزیز]، در حد توان در تربیت و نیکوگردانیدن اخلاق وی تلاش کرد.
وقتی [بانوی ایرانی] علوم فارسی را فرا گرفت و از تحصیل علوم فرعی به روش تقلید فارغ شد و به حد رشد رسید، والدین اش برای ازدواج او اقدام کردند و سرانجام صاحب شوهر و اولاد شد. با وجود اشتغال به تدبیر امور منزل، بر مطالعه ی کتب علمی حریص بود، گویا قلب او عاشق گمشده ای بود. از این رو، به سوی آن گمشده شتافت و عمرش را در طلب آن سپری کرد.
موقعی که عمرش به حدود بیست سال رسید، با اشتیاق فراوان به تحصیل علوم عربی؛ از قبیل صرف و نحو و لغت و مقداری از هیئت و هندسه و غیر این ها پرداخت و در تحصیل آن ها بیش از حد می کوشید به نحوی که در تمام حالات، حتی در حال بیماری و آبستنی، بلکه پس از زایمان نیز درس می خواند و غالباً‌ آن را ترک نمی کرد و تا سه سال، پیوسته، این علوم را فرا گرفت.
سپس به تحصیل علوم دینی پرداخت و علوم شرعی معقول و منقول و فروع و اصول و مقدمات اجتهادی و علوم فلسفی را فرا گرفت و از خدا کمک خواست تا به مراتب عالی و علوم الهی و معارف حقانی راه یابد. پس خداوند متعال بر او منت نهاد و در بعضی اوقات، حقایقی برایش روشن شد و مقداری از انوار علوم و حکمت بر نفس او تابید.
موقعی که عمرش به چهل سال رسید، قوه ی استنباط احکام از روی دلائل تفصیلی برایش حاصل شد. پس از بعضی علماء اعلام، درخواست اجازه ی اجتهاد نمود بعد از آن که او را در بعضی از مسائل اصول و فروع آزمایش نمودند، به او اجازه دادند تا به آن چه که خود برطبق روش های رایج بین بزرگان، استنباط نموده، عمل کند و نیز به او اجازه دادند که روایاتی را که به استناد طرق خاص، به ائمه علیه السلام می رسد و صحیح است، از آن ها نقل کند.
در چنین موقعی، [بانوی ایرانی] از حضیض تقلید به اوج اجتهاد و ذلت تبعیت، به عزت استقلال رسید و در معرفت مبدأ و معاد، جامع دو کمال خویش در حد امکان – گردید.( )
بعد از این مرحله، مشتاق شد که بعضی از اندوخته های ذهنش را به دیگران برساند، پس به تألیف و تصنیف مشغول شد. او، دارای تألیفات مختلفی است که از آن جمله است :
«اربعین الهاشمیه»، «مخزن اللئالی فی فضیله مولی الموالی»، «سیرو سلوک در روش اولیاء و طریق سیر سعدا»، «معاد یا آخرین سیر بشر»، «اخلاق و راه سعادت» و ترجمه و اقتباس «طهارت الاعراق» تألیف این مسکویه]
البته پس از آن کتاب های «نفحات الرحمانیه»، «مخزن العرفان» [پانزده جلد تفسیر قرآن کریم]، «جامع الشتات» و «روش خوشبختی» را نیز به رشته تحریر درآورند.
تحصیلات بانوی ایرانی در منزل و پس از آموزش های اولیه، و زیر نظر آیت الله زفره ای ابتدا مقدمات صرف و نحو عربی سپس با راهنمایی میرزا علی اصغر شریف (سطوح فقه و اصول) و پس از آن زیر نظر آیت الله آقا سید علی
نجف آبادی( ) (اصول و حکمت) را فرا گرفت استادان ایشان از برجسته ترین شخصیت های علمی در رشته خودشان و در زمان خودشان بودند و بانوی ایرانی نهایت بهره برداری علمی را از ایشان کرده است.
عطر وجود بانوی ایرانی پس از تألیفات متعدد و تشکیل کلاس های درس و نوشتن مقالات مستدل، همه جا را فرا گرفت، و بسیاری از دانش پژوهان در رشته های مختلف علوم دینی از محضر پرفیض و برکت ایشان بهره گرفتند. وقتی کتاب های ایشان به حوزه های علمیه در¬داخل و خارج ایران رسید، کسانی که بر مسند علم تکیه زده بودند و
نمی توانستند باور کنند که چنین بانویی صاحب این همه تألیفات است، جهت دیدار و مصاحبه با ایشان بار سفر بستند و از راه های دور و نزدیک به دیدار ایشان شتافتند شخصیت های برجسته ای مانند :
علامه طباطبائی، آیت الله مرعشی نجفی، آیت الله سید هاشم حداد، استاد محمد تقی جعفری، آیت الله شهید مرتضی مطهری، آیت الله حائری شیرازی، شیخ مرتضی مظاهری، عبدالله سبیتی و …
با بانوی ایرانی دیدارهای علمی و بحث و تبادل نظر داشتند، که هر یک درباره این شخصیت نامدار، اظهار نظرهایی کرده اند، عده ای از شخصیت های برجسته ی حوزه پس مطالعه کتاب های ایشان و پی بردن به عمق اطلاعات و نیز بررسی شیوه ی زندگی، و راه و رسم آموزش مطالب علمی و دینی و سایر فضایل این فرزانه ایرانی به ستایش ایشان پرداخته اند از جمله استاد محمد تقی جعفری درباره ی ایشان می گوید :
«…. نظر به مقامات عالیه روحی بانوی ایرانی، باید ایشان را ازگروه نخبه ای از دانشمندان به شمار¬آوردکه به اضافه ی فراگرفتن دانش به «تولد جدید» در زندگانی نایل می شوند. کتاب سیر و سلوک تألیف آن عالمه ی معظمه شاهد روشنی است به این که معارف و فلسفه های حرفه ای، روح ایشان را نسائیده است بلکه آن نوع دریافت ها و معارف ایشان را جلب کرده است که دانستن آن ها غالباً با (شدن ها) همراه است. اشراف و آگاهی خانم امین درکتاب سیر و سلوک به واقعیت های قابل اهمیت، توأم با نوعی وجدان علمی (که متأسفانه افراد کمی از دانشمندان موفق به داشتن آن می شوند)، به خوبی آشکار است( )»
عبدالله سبیتی روزنامه نگار و نویسنده پرآوازه ی عراقی روز پس از دیدار با بانوی ایرانی می نویسد :
….. ، به خانه ای وارد شدیم که از نظر ظاهری و از نظر معنوی وسیع و فراخ بود … به اتاق پذیرایی هدایت شدیم، پس از چند دقیقه بانویی بزرگوار وارد شد که چادری برسر داشت که هیبت و شکوه او را مستور داشته بود.
من با دیدن او به یاد زنان مسلمان صدر اسلام افتادم، همچون «عمروالعلی» و «شیبه الحمد» که گنجینه هایی گرانبها از حیا و عفت بودند. آنچه بیش از همه مرا آزار می داد این بود که زبان فارسی نمی دانستم تا بدون واسطه با این سیده ی جلیل القدر به گفتگو بنشینم. و مسائل علمی را طرح نمایم.
سبیتی مباحثی را با واسطه آیت الله شیخ مرتضی مظاهری مطرح می کند و پس از دریافت اندیشه های بانوی ایرانی او را چنین توصیف می کند :
از برخوردها و گفتگوها دریافتم که این بانوی با فضیلت مقام بلندی در علوم عقلی و نقلی دارد و در امر همسرداری و حفظ نفس نیز شرافت زیادی دارد، بسیار شریف و عزیز است. با داشتن امکانات مالی فراوان و با این که با این امکانات می توانست مانند سایر زنان و دختران همسن و سال خود به امور بیهوده و لهو و لعب بپردازد، اما از این امور دوری جسته و تنها علاقه مند بوده است که حیات و دوران زندگانی خود را با علم و دانش و دانشمندان مرتبط سازد و نفس خویش را از قید هوا و هوس برهاند و در اختیار پروردگار قرار دهد.
سبیتی می گوید وقتی از بانوی ایرانی درخواست کردم مقاله هایی را برای درج در متون «حدیث الشهر» در اختیارم قرار دهند با تواضع و فروتنی تمام گفتند :
«این که نام بنده (بانوی ایرانی) در میان علمایی که برای «حدیث الشهر» قرار گیرد، شرافت بزرگی است، ولی جداً‌ متأسفم که لغت عربی زمان شما را نمی دانم و حضور در این مسابقه برایم میسر نیست و من نمی توانم دلوی از علم فصاحت و بلاغت در میان این دلوها پرکنم. زبان فارسی کجا و بلاغت و فصاحت عربی کجا : علاوه براین برای بنده ممنوعیت هایی در آموختن این زبان وجود داشته است»
به هر حال براثر اصرار سبیتی بانوی ایرانی یک جلد از کتاب «نفحات الرحمانیه» که به زبان عربی تألیف کرده بودند در اختیار وی می گذارند.
عبدالله سبیتی، نویسنده ی توانای عرب در بازگشت به کشورش مقاله ای درباره ی شخصیت ارزشمند، بانوی ایرانی تنظیم می کند و در پایان آن می نویسد :
من ناچارم، نکته ی بسیار مهم و شگفت انگیزی را که در زندگی بانوی ایرانی وجود دارد، بیان کنم :
او در حالی این دروس را آموخت و به مقام والا رسید که در چهار دیواری خانه ی خود بود به هیچ مدرسه ای نرفت و جزء استادهایی که به خانه ی او می رفتند و او را درس می دادند و صدای خفیف و کوتاه او را می شنیدند به فرد دیگری ارتباط نیافت. شکی نیست که این نوع درس خواندن عذرهای غیر موجه کسانی را که می گویند : حجاب مانع تحصیل علوم روز است و …. را از بین می برد. و به یقین کسی همچون او که با حجاب و عفاف توانست علوم اسلامی را از فقه، اصول، فلسفه و منطق را بیاموزد، و چهره برجسته و بارزی شود، می تواند در ریاضی، هیأت، پزشکی و سایر علوم با همین شرایط دانشجوئی کند و به مقامات والا دست یابد.
بانوی ایرانی در یک جهاد همه جانبه برای بالا بردن سطح آگاهی جامعه به ویژه دختران که در معرض انواع تهاجمات بودند، مکتب فاطمه را تأسیس کرد، بانوی ایرانی گرچه از چهار دیواری خانه مطالعه می کرد اما آنچنان باز و گسترده می نگریست که با افقی روشن همه جا را می دید، در سال ۱۳۴۴ (ه – ش) دبیرستان دخترانه ی امین و در همان سال مکتب فاطمه را به عنوان تدریس به خواهران رشته ی علوم و معارف دینی تأسیس کرد.
برنامه ریزی دبیرستان دخترانه ی امین مانند سایر دبیرستان های دخترانه بود با این تفاوت از دبیران خواهر استفاده
می کردند و دانش آموزان شوونات دینی را به طور کامل رعایت می کردند این دبیرستان سال به سال شکوفاتر شد و تعداد زیادی دانش آموز از خانواده های اصیل جهت ثبت نام در این دبیرستان از یکدیگر سبقت می گرفتند.
این واحد آموزشی تا سال ۱۳۵۲ به کار خود ادامه داد و در این سال به دنبال تصمیم دولت مبنی بر تحصیل رایگان، این دبیرستان به دولت واگذار گردید.
اما مکتب فاطمه مانند سایر حوزه های علمیه زیر نظر بانوی ایرانی به کار خود ادامه داد. مکتب فاطمه با همکاری زبده ترین دانش آموخته گان و شاگردان بانوی ایرانی اداره می شد و این مکتب موفق شد خواهرانی را تربیت کند که در گوشه و کنار به تنهایی مکتب هایی تأسیس کردند و به شیوه ی آموزشی، بانوی ایرانی به آموزش و تربیت نسل نو بپردازند.
نام تعدادی از این بانوان گرانقدر را می توانید درکارنامه ی پربار بانوی ایرانی مطالعه فرمائید. به وسیله این گوهر گرانبها، چراغ پرفروغ، چشمه ی زلال دانش و تقوا بانوی بی بدیل ایرانی شجره ی طیبه ای در جامعه بنیان نهاده شد که «اصلها ثابت و فرعها توتی اُکُلها فی کل حین باذن الله» شاخ و برگ آن در اطرف پراکنده می شود و هر¬ساعت میوه تازه ای می دهد و درحالی که اصل و ریشه آن ثابت و پابرجاست.
از بانوی ایرانی، سؤالات علمی و فرهنگی و آموزشی زیادی می شد و ایشان هم زنده و پویا به سؤالات که از اطراف می رسید پاسخ می دادند، تعدادی از این نامه ها همراه با پاسخ های روشن بانوی ایرانی درکتاب با عنوان «جامع الشتات» چاپ و منتشر شده است. در همین کتاب بعضی از اجازات که طرف علمای طراز اول صادر شده است، به چاپ رسیده است.
اولین اجازه ی اجتهاد و روایت را از¬آشیخ محمدکاظم شیرازی وآشیخ عبدالکریم حائری یزدی دریافت می کندکه البته این اجازه نامه ها پس از سؤالات بسیار¬زیاد وآزمون ها متعدد به ایشان تقدیم می گردد.(هفتم ماه صفر۱۳۵۴ ه – ق).
اندکی بعد اجازه اجتهاد و روایت دیگری از سوی آیت الله ابراهیم حسینی شیرازی اصطهباناتی به دست ایشان
می رسد.
دو سه سال بعد از طرف آیت الله شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی اجازه اجتهاد برای بانوی ایرانی صادر می شود. هریک از شخصیت های برجسته دینی در متن اجازه اجتهاد و روایت، مطالب جالب و خواندنی در مورد مقام علمی و فضایل بانوی ایرانی نوشته اند که قابل ملاحظه و تأمل برانگیز است. احاطه ی بسیار وسیع عمیق بانوی ایرانی موجب شد که اجازه ی اجتهاد برای ایشان نوشته شود مثلاً آیت الله شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی در اجازه ی روائی که به ایشان داده اند، می نویسند :
«… اما سیده ی دانشمند و شریف، گوهر گرانقدر مستور، میوه ی درختی که اصلش ثابت و شاخه هایش در آسمان است به گل سرسبد باغ زهرای اطهر علیها السلام. صاحب مفاخر و مناقب بزرگ، بانوی خاندان ابی طالب، که راه آباء و اجداد گرامیش را پیروی کرد و مکارم اخلاق و بزرگواری ها را در خود جمع نموده و هم او که حسب و نصب و بزرگواری و شرافت را در اعلی درجاتش به خود اختصاص داد. بانوی فرزانه، حکیم، عارف کامل، صاحب فضایل، سیده ی مشایخ، بانوی گرانقدر واصل به رحمت الهی، صاحب شرف عالی، کسی که غرفه های بهشتی را از جوار جدش نور گرفته و خدا شراب های خالص بهشتی را شربت صبح و شامش قرار داده است. کتاب ارجمندش را «اربعین هاشمیه» نامیده بود به من هدیه کرد …. این کتاب را گنجینه ای از گوهرهای گرانبها یافتم، که از آن بهره های فراوان
به دست می آید… و در آن بسیاری از گنجینه های نهفته ی اسرار را آشکار نموده و مشکلات اخبار را تفسیرکرده و … به ایشان اجازه دادم که از من روایت کند (به این طریق) … تمامی کتب شیعه و روایات آنان را …»

اما شاگردان درجه اول و دوم و سوم حاجیه خانم امین درباره استاد خود، «بانوی ایرانی» توصیفاتی نوشته اند که در زیر مطالعه می فرمائید.

- بانو علویه ی همایونی، برجسته ترین شاگرد بانوی ایرانی :
«بانوی ایرانی، یک بانوی مفسر قرآن، یک بانوی مجتهده، یک بانوی متخلق به اخلاق انسانی، یک بانوی حکمت و عرفان و سالک الی الله، یک بانوی راهنمای احکام دین، یک بانوی افتخار بانوان جهان و پناه و پند دهنده ی بانوان و دختران، یک بانوی راهگشای دلنواز، یک آموزنده و نویسنده ی روش خوشبختی، و بالاخره یک بانویی که در عصر خود از هر جهت یگانه و غرق رحمت الهی بود که فقط به یاد صفات جمال و جلال خدا سخن می گفت و همه را به یاد او متذکر می نمود و از فیض های او مستفیض بود و دل ها را به فیض رحمت و محبت او امیدوار می ساخت ودرس خلوص می داد و به یک رنگی و یکتاپرستی سفارش می نمود.»
۲ – خانم لطیفه ابطحی :
«بانوی ایرانی … پس از تحصیل زبان عربی و علوم و معارف دینی، به تحصیل حکمت و فلسفه ی یونان روی آورد و دیری نگذشت که به کشف و شهود مطالب عارفانه نائل شد.
زندگی این بانوی ارجمند را می توان به دو دوره تقسیم نمود.
۱ – چهل سال اول زندگی خود را وقف همسرداری و تحصیل و تهذیب و ریاضت کرد.
۲ – پنجاه سال دوم که دوران تابش خورشید و تشعشع علم و فضیلت اوست بدین صفات آراسته شد : تواضع، سکوت، دوری از¬تجمل، عشق و علاقه وافر¬به مطالعه و تفکر و¬ خلوص که از لابه لای نوشته های ایشان پدیدارمی گردد
ایشان را می توان از مصادیق بارز «شاکران» دانست، زیرا به گفته ی صاحب المیزان :
شکر تمام نمی شود، مگر با اخلاص، یعنی خلوص شکر برای خدا از حیث علم و عمل، آن کسانی¬که شیطان را طمعی در آن ها نیست. شجاعت بانوی ایرانی در نوشته هایش شهود است که تنها متکی بر علم و قدرت استدلال ایشان می باشد. این نوشته ها علما را مبهوت می کند و در مباحثات ایشان با علمای بزرگ احاطه ایشان شخصی می گردد که چگونه نظریات ناصواب ایشان را محترمانه زیر سؤال می برد.
بانوی ایرانی در کتاب روش خوشبختی – که به زبان ساده نوشته شده و مورد استفاده ی همگان می باشد – ارزش و اهمیت واقعی زنان مؤمن و خانه دار را روشن می نماید و به آن ها توصیه می کند که تمام امور خانه را بخصوص فرزندداری و همسرداری را برای رضای خدا انجام دهند، در این صورت گام به گام به خدا نزدیک تر می شوند. برای تربیت فرزند خطاب به زنان می گویند : ای بانوان! شما عهده دار امر بزرگی هستید، زیرا به طور یقین کلاس اول تربیت انسان، دامن مادر است»
۳ – خانم زهرا چوب چینی
«…. با گشوده شدن دری از درهای علوم دینی به نام بانوی دو عالم فاطمه زهرا علیها السلام یعنی تأسیس «مکتب فاطمه (س)» از جانب آن فرزانه ی زمان، اسطوره ی علم و تقوا، عالمه ی فاضله، بانوی ایرانی، من نیز افتخار شاگردی ایشان را پیدا کردم که این خود از موهبت های الهی بود.»
با رفتن به مکتب فاطمه و آشنایی نزدیک با بانوی ایرانی، چنان مجذوب شدم که هر روز بر عشق و علاقه ام افزوده می شد، زیرا چهره ی منور آن بانوی فاضله چنان در اعماق جانم جا گرفته بود، که در خواب و بیداری فقط دل به او داده و از انفاس قدسی و کلام گهربارش رهنمود می گرفتم، زیرا آن چه می گفت، از زبان نبود، بلکه از¬اعماق وجودش تراوش می نمود.
او تنها عالم نبود، بلکه اهل عمل بود و از گفتارش برمی آمد که راه رفته را به دیگران می آموزد، نه این که خود بایستد و راه را نشان دهد. آن چه می گفت برای خدا بود و چیزی جز خدا را نمی دید و حاصلش این بود که رهروان راه حقیقت و پویندگان طریقت را تخلق به اخلاق حسنه می نمود.
سخنان و نوشته های بانوی ایرانی، مبین روح بزرگ آن عارف به «عین الیقین» است مطالعه ی «سیر و سلوک» او طریق «المبداء الی المعاد و سیر¬الی الله» تا رسیدن به مقام قرب الهی را به بشر می آموزد، او در این باره چنین می نویسد :
«تا با خودیت و با استقلال در خود می نگری، به حق آشنا نشوی و تا از خود فانی نگردی به او باقی نباشی و تا هر چه داری از دست ندهی، به حریم قدس پی نبری»
باری این جانب در¬اثر¬تلمذ در خدمت بانوی ایرانی و علویه همایونی و خانم حکیمیان و خانم قلمکاریان و دیگر اساتید پرداختم و بعد نیز در همان مکتب به تدریس مشغول شدم و …. و به خاطر همان عشق معنوی و نوری که از ایشان برمن تلالو کرده بود، دنباله رو آن هدف عالی شدم و این توفیقات را مرهون نیت پاک آن نادره ی زمان، بانوی ایرانی، قدس سِرَّها و زحمات خالصانه ی حاجیه خانم علویه همایونی می دانم.
۴ – خانم محبوبه خواجه :
یکی از شاگردان مکتب راستین ائمه هدی علیهم السلام، که شناخت خود و هدف خلقت را در این مکتب آموخت، بانوی ایرانی بود. ایشان در این مکتب انسان ساز آموخت که از کجا آمده و برای چه آمده، و به کجا خواهد رفت؟ او دریافته بود که انسان، گل سرسبد مخلوقات عالم است آنچنانی که پس از خلقت او، ذات اقدس الله فرمود : «فتبارک الله احسن الخالقین»
بانوی ایرانی عالمه ای بودند که علم را با عمل و عرفان توأم کردند، به نحوی که استاد و مادر مهربان، سرکار خانم علویه همایونی فرمودند :
«چشم و گوش ملکوتی بانوی ایرانی باز شده بود و چیزهایی را می دیدند و می شنیدند که غیر اولیاء الهی از آن محرومند»
بنده ی حقیرگرچه آن بزرگوار را درک نکردم ولی چون در «مکتب فاطمه سلام علیها» در خدمت سرکار خانم علویه همایونی بودم، نگاه و ملاقات ایشان گویا نگاه و ملاقات با بانوی ایرانی بود. «چرا که المؤمن مرآت المؤمن» همان طوری که مؤمن آینه ی جمال و جلال خداوندی است، آئینه دار مؤمنین هم می باشد.

۵ – خانم صدیقه حکیمیان :
۱۷ – ۱۶ ساله بودم که برای اولین بار با مطالعه ی کتاب سیر و سلوک بانوی ایرانی به طور غیر مستقیم با ایشان آشنا شدم و با عشق و جاذبه ای که در من ایجاد شده بود، خدمت ایشان رسیدم، با عمل به توصیه های ایشان مقدمات را طی کردم و از جلسات پر بار تفسیر و اخلاق ایشان بهره گرفتم، با خانم علویه همایونی هم آشنایی پیدا کردم و افتخار شاگردی ایشان را هم کسب نمودم.
در آن زمان که هیچ مرکزی جهت فراگیری علوم دینی، برای بانوان نبود، بانوی ایرانی با معرفت و نورانیت خود ساحل نجات پاکدلان شد.
خانم همایونی بر اثر روشن بینی خود، تأسیس «مکتب فاطمه» را به بانوی ایرانی پیشنهاد کردند و سرانجام با تلاش ایشان و نیز سرکار خانم فروغ السادات امین و تلاش بی وقفه جناب آقای میرزا علی خان تابش (وکیل بانوی ایرانی). مکتب در سال ۱۳۴۴ شکل گرفت و اینجانب پس از گذراندن امتحان توسط آقایان علما در منزل بانوی ایرانی و احراز صلاحیت افتخار تدریس در آن مکتب را پیدا کردم. بدین ترتیب : خانم همایونی و خانم قلمکاریان (که ایشان نیز
دوره های لازم را گذرانده بودند و صلاحیت تدریس شان تأیید شده بود) و بنده از اولین مدرسان «مکتب فاطمه (س)» بودیم. و در کمال صداقت و اخلاص به امر آموزش اشتغال داشتیم. پس مدرسان عالیقدری از بانوان شریف و ارجمند به ما پیوستند و شاگردان مبرزی را تربیت نمودند که در همه جا مشغول فعالیت و آموزش می باشند.

۶ – خانم بتول غازی :
ما در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم، امروز همه چیزی امکانات جهت پیشرفت علمی و فرهنگی زنان مهیا آماده است و زنان به سادگی می توانند در رشته های مختلف به تحصیلات خود ادامه دهند.

اما در قرن گذشته و در سال های پرده نشینی زنان و محروم بودن آنان از کلیه تسهیلات برای رسیدن به هدف های عالی، زن می توانست در کنج خانه و با داشتن مسوولیت همسری و وظیفه ی مادری، مدارج علمی را هم طی نماید و به آن جایی رسد که بانوی ایرانی رسید.
جای بسی تحیر¬و شگفتی است، خدای عز¬و جل را باید شکر نمود که چنین بانوی ارجمند و دانشمند و دانش پروری را که مایه فخر هر زن مسلمانی شد به جامعه ی زنان اسلام اهداء نمود.
مسلط بودن بانوی ایرانی به زبان عربی حیرت انگیز و شگفت آور است. کتاب هایی که ایشان به زبان عربی
نوشته اند، بارها و بارها مورد تشویق و ستایش خوانندگان فرهیخته قرار¬گرفته است. صرف نظراز تألیفات بسیار¬ارزنده ی ایشان، تأسیس دبیرستان دخترانه امین و مکتب فاطمه (س) در زمانی که دین و شریعت ارزش واقعی خود را نداشت، بسیار ارزشمند بود. شاگردان مکتب فاطمه¬ (س)که هفته ای یک روز از حضور بانوی امین بهره مند می شدند، هم اکنون، هرکدام به مبلغ پرتوان شریعت تبدیل شده اند و دیگران را بهره مند می نمایند.
من به مدت ۱۸ سال با بانوی ایرانی در حال ارتباط و مراوده ی نزدیک بودم و بارها شاهد و ناظر مراتب بسیار والای اخلاقی و روحانی این بانوی عالی قدر بودم … از جلد دهم تا پانزدهم تفسیر قرآن با ایشان همکاری می نمودم. غیر از مراتب علمی آن چه مرا شیفته و فریفته ی ایشان نمود، حسن اخلاق و سیرسلوک و حالات عرفانی ایشان بود که حقیقتاً تخلق به اخلاق الهی بود.
به نظر من بهترین شناختی که ما می توانیم از بانوی ایرانی داشته باشیم از طریق مطالعه ی «سیرو سلوک» ایشان حاصل می گردد و خلاصه و فشرده ی این کتاب را در دو کلمه ی «تهذیب اخلاق» می باید گنجانید.
در این جا به جاست از زحمات و فداکاری ها و ایثارگری های بانوی عالم، فاضل، حاجیه خانم علویه همایونی قدردانی و سپاسگزاری نمایم. چرا که ایشان با تلاش های خود، راه بانوی ایرانی را تداوم بخشیدند و نگذاشتند پس از درگذشت بانوی ایرانی کوچکترین خللی در بنای عظیمی که ایشان پایه گذاری کرده بودند به وجود آید.
۷ – خانم فخرالسادات قلمکاریان :
…. در زمانی که استبداد به اوج خود رسیده بود و زنان یا در انزوای جهل و خرافه پرستی محبوس بوده یا به میدان مدپرستی و عروسک مآبی کشیده شده بودند، ناگهان در میان زنان ایران «ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد» او¬که در یک خانواده ی مرفع و متشخص زندگی می کرد ره صد ساله را یک شبه پیمود او بانوی ایرانی، که در عین حال که مجتهد بود، عارف، زاهد، فیلسوف، محدث و ادیب هم بود.
او زن خانه داری بود که وظائف خانه داری و همسرداری و تربیت فرزند را به نحو احسن انجام می داد. وقتی به عنوان یکی از شاگردان ایشان به حضورشان مشرف می شدم، سراز پا نمی شناختم. در آن ایام عده ی زیادی از جمله علماء برای دیدار ایشان و حل مشکلات علمی دق الباب می کردند و ایشان اجازه ورود می دادند، وقتی وارد منزل ایشان می شدم هر چه به اتاق مخصوص ایشان نزدیک تر می شدم، احساس می کردم به اتاق حضرت زهرا وارد
می شوم. بدون اغراق همه در و دیوار اطراف خود را در حضور عالمه ی وارسته ی حق می بینم. وقتی به اتاق ایشان وارد می شدم موسی نبودم ولی «فَوَجَدا عَبداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَتاً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً» سوره ی کهف
آیه ۶۵ ترجمه : تا این که بنده ای از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتی عطا کرده و از نزد خود به او دانشی آموخته بودیم.
تختی در گوشه ی اتاق برای استراحت دیده می شد و در گوشه ی دیگر یک میز و صندلی و چند کتاب برای خواندن و نوشتن، درکنار دیگر اتاق یک پتوی ساده، جانماز و چند کتاب درکنار آن.
خدمتکار چایی ساده ای برای مراجعین می آورد و هیچ تشکیلات و کتابخانه ی پر زرق و برقی درآن جا دیده
نمی شد. خود بانو هم با لباس ساده ولی تمیز و مرتب در کنار پتو نشسته بودند با چهره ای خندان و مهربان با تازه واردین برخورد می کردند. ولی به قدری ابهت معنوی در فضای اتاق حاکم بود که همه آن را درک می کردند.
وقتی که در حضور ایشان قرار می گرفتم، بعد از احوال پرسی از درس های من که حکمت و سایر دروس علمی و عرفانی بود – و نزد خانم همایونی فرا می گرفتم – سؤال می کردند، حالا چه می خوانی؟ هم اکنون خدا را چگونه
می یابی؟ این عالم را چگونه می بینی؟ بعد اضافه می کردند : همه ی عالم واحد است. همه مانند زنجیر، به هم
پیوسته اند و نور وجود حق به آن پرتوافکن شده است. «الله نورالسموات و الارض» و مسأله ی وحدت درکثرت را مطرح می فرمودند و بیانات شیرین دیگری و سفارشی به درس خواندن و تدبر در آیات افاق و انفسی.
البته کسی که مرا به این آبشخور معنوی راهنمایی کرد حاجیه خانم همایونی بودند که به گفته ی خودشان نزدیک به ۵۰ سال درکنار ایشان عاشقانه به فراگیری علوم عربی و دینی و عرفان و اخلاق مشغول بودند و همچون قمر از پرتو شمس وجود بانوی ایرانی نور می گرفتند.
دست بـگشـاد و کنـارانـش گـرفت همچو عشق اندر دل و جانش گرفت
دست او پیشـاپیش بـوسیـدن گرفت از مـقــام و راه پــرســیـدن گــرفت
پرس پرسان می کشیدش تا به صدر گفت : گنجـی یـافتم آخـر بـه صبـر
گفت ای هدیه ی حق و دفع حـرج مــعنـی الــصبــر مــفـتـاح الــفــرج
ای لــقـای تـو جــواب هــر ســؤال مشکل از تو حل شود بـی قیل و قال

خانم همایونی، رهرو او و عاشق مرام و اخلاق او بود. همیشه از او سخن می گفت و با یاد او آرام می گرفت و هر فرصتی که توفیق حضورش را می یافت غنیمت شمرده سر از پا شناخته در خدمت بانوی ایرانی قرار می گرفت و سفارش های ایشان را به نحو احسن اجرا می کردند.
بنده تلمذ خود را در خدمت خانم همایونی شروع کردم و دروس منطق، فلسفه، حکمت و بحث های تفسیری و حدیثی را در خدمت ایشان خواندم. ایشان تمام وقت خود را صرف رشد و ارتقاء فکری جوانان می کردند و همین امر موجب شد طلاب زیادی تربیت شود. هر چند گاهی نیز خدمت بانوی ایرانی می رسیدم و آموخته های خود را ارائه
می دادیم و از انفاس قدسیه ی ایشان برخوردار و بانشاط می شدیم.
۸ – خانم زینب کربلایی :
نگارنده در مهر ماه ۱۳۶۸ (ه – ش) در مکتب فاطمه علیها سلام به دروس حوزوی پرداخت و به طور مستقیم در خدمت استاد عالیه علویه همایونی افتخار تلمذ داشته و برخی دروس فلسفی را از ایشان آموخته و سپس با ادامه دروس حوزوی موفق به دریافت درجه علمی سطح¬۳ حوزوی و نیز¬کارشناسی ارشد در رشته ی فلسفه ی کلان اسلامی گردید. و هم اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان است، از طریق استاد بزرگوار با اراء‌ و اندیشه های بانوی ایرانی آشنا شدم که ضمن مطالعه کتاب های بانوی ایرانی ویژگی های برجسته تری برایم نمایان شد.
از¬مطالعه ی کتابهای «اربعین الهاشمیه» و «نفحات الرحمانیه» و «سیرو¬سلوک» بانوی ایرانی چنین برداشت می شودکه شالوده ی حیات بانوی ایرانی برپایه ی تقوای الهی است. تقوایی که دو ستون اصلی زندگی ایشان را پی ریزی
می نماید. این دو ستون نورانی که چراغ راه بانوی ایرانی است عبارتند از : عقل و علم بنابراین تقوا، عقل و علم سه عنصری بودند که زندگی بانوی ایرانی به گرد آن ها می چرخید و آن ها نیز به گرد او. البته مراد از تقوا، آمیزه ای از ریا و تزویر و پیرایه ی دروغین زهد و تصوف و دلق فریبنده ترین نیست. و مراد از عقل، عقل سیاست و شیطنت و تکراء نیست. و مراد از علم آن حجاب اکبر که عالم به آن نفس خود را از قیل و قال نفس خود را از غرور و تکبر پرکند نیست بلکه مراد از این سه عنصر … تقوای عبودیت، عقل عبودیت و علم عبودیت است، که هر سه از چشمه توحید سیراب می شوند.
گرچه تقوا، عقل و علم گرداگرد زندگی بانوی ایرانی بودند اما ریشه زندگی ایشان «توحید» بود توحید به معنای حقیقی اش یعنی سرسپردگی مطلق به پیشگاه کبریایی حضرت احدیت و عبودیت محض در برابر ربوبیت او و شکستن بت های درونی (نفس) و بیرونی (یعنی طاغوت های کوچک و بزرگ زمان خود) و او خود می داند که چگونه آب گوارای چشمه ی توحید به شهد شیرین جان تبدیل می شود.
بانوی ایرانی یکی از معدود دانشمندان علوم دینی است که در کتاب های خود به صرف تقلید از علمای پیشین اکتفا ننموده و در تألیفات خود تنها به نقل اقوال بزرگان نپرداخته است، بلکه در موارد بسیاری نه تنها با آن اقوال موافقت ننموده بلکه با نهایت تواضع مخالفت صریح خود را اعلام داشته است. علاوه برآن که در بعضی موارد سیر صعود و تحول در اندیشه های خود ایشان نیز مشهود است، از چنین مواضعی آنچنان هیبت و شکوه علمیه بانوی ایرانی درخشان است که جای آن دارد که همه عالمان در پیشگاه منطق علمی وی زانوی تلمذ زنند یکی از این موارد، نوآوری و نواندیشی در معنا و مفهوم تقوا است.
ایشان می گویند : تقوا به معنای لغوی از وقایه و حفظ نمودن است از آن چه ضرر رساند … پس تقوا به معنی حفظ نفس است از آن چه که از آن بترسد» مخزن العرفان جلد (۱) ص ۸۰
«در عرف شرع متقی کسی را گویند که نفس خود را در آن چه به او- در آخرت او – ضرر می رساند باز دارد مخزن العرفان جلد (۳) ص ۸۱
در اربعین الهاشمیه ص ۳۳۰ می فرماید! «تقوا یک حالت و ملکه ای است که پس از تزکیه ی نفس و زینت یافتن آن به زیور اخلاق نیکو برای انسان میسر می گردد و از وی تولید می گردد قوه و استعداد خودداری از معاصی و قوه ای که مخالفت نفس را بر وی آسان نماید»
به اعتقاد بانوی ایرانی : «تقوا از امور قلبیه به حساب می آید و از امور بدنی نمی باشد.» اربعین الهاشمیه ص ۷۲۲
لازمه رسیدن به مقام متقین داشتن سه ویژگی است الف : ذکر ب : فکر ج : ترک دنیا
الف : ذکر، منظور از ذکر فقط ذکر زبانی نیست، اگر چه ذکر زبانی هم بی فایده نیست اما زبان نبایستی خالی از قلب و دل باشد، اگر فقط به جنباندن زبان قناعت کمی و دلت از یاد حق تعالی و توجه به او بی خبر باشد، چگونه ممکن است از ذاکرین محسوب شود؟ سیر و سلوک ص ۲۵۸
و نیز بانوی ایرانی روح ترین را از ظاهر به باطن و از قالب به قلب و از ریا به خلوص منتقل می کند و می فرماید : «اگر شب و روز را به عبادت به سر بری و در عبادت خالص نباشی یعنی دلت در¬جای دیگر باشد و از معرفت او بی بهره باشی، آن عبادت به حال تو سودی ندهد و عاقبت محروم و بی نصیب از دنیا می روی اگر عمل از ریا و عجب و اعتقاد خالی باشد, خلوتی هم درکار نباشد و یا اینکه عبادت از روی تقلید غیر یا به طور عادت باشد, ممکن است از ظاهر و بدن به باطن و قلب سرایت نماید. سیر و سلوک ص ۲۵۹
ب : فکر, از نظر بانوی ایرانی این ویژگی نیازمند مقدمه ای است و مقدمه ی آن عبارت است از تطهیر باطن به وسیله تهی ساختن آن از رذایل و مزین ساختن آن به فضیلت ها.
بانوی ایرانی به طور مکرر به تفکر در لطائف صنع الهی توصیه می نماید، و این لطائف را اسباب حصول معرفت مکاشفه ای می دانند، معرفتی که خود عملاً به آن دست یافته اند و گوشه هایی از آن را در کتاب «نفحات الرحمانیه» خویش نگاشته اند. از این جهت کسانی که از کنار پدیده های عالم عظیم خلقت بی تفاوت می گذرند بدون آن که حداقل لحظه ای تفکر و اندیشه ای درباره ی آن ها داشته باشند، فاقد یکی از راه های رسیدن به مقام متقین می باشد.
ج : ترک دنیا، ترک دنیا و به عبارت دیگر عمل به آن چه انسان را از شهوات دنیا دور می سازد و لذت های آن را در نزد او مبغوض می سازد؛ یکی از عواملی است که راه رسیدن به مقام متقین را هموار می سازد زیرا تا زمانی که نفس مشغول دنیا است توجه به خداوند برای او غیرممکن است. بانوی ایرانی سرِّ این مطلب را چنین بیان می کنند.
انسان به گونه ای آفریده شده است که استعداد سیر به سوی عوالم روحانی و جسمانی در جوهر و ذات او نهاده شده است اما از آنجا که در ابتدای مسیر در عوالم روحانی ضعیف است لازم می شود برای جبران این ضعف دنیا را ترک نماید، چرا که دنیا مانع حرکت است از این جهت کسی که با ترک شهوات، قوای بدنی ضعیف خود را صرف اطاعت خداوند نماید، قوای روحانی او تقویت می شود تا جایی که نظاره گر ملکوت آسمان ها و زمین می شود و صدای ملائکه را می شنود و رضایت و اراده ی او تابع رضایت و اراده ی الهی می شود، به گونه ای که صفات متقی مضمحل در صفات خدای تعالی می شود (همچون آهن داغ که در اثر مجاورت طولانی با آتش مضمحل در آتش می شود) علاوه برآن که دیدگان او دیده ی حق و گوش او گوش حق و دست او دست حق می شود، با آن ها می بیند و
می شنود و عمل می کند و این همان عزت در دو دنیا و همان رزق بی حساب است که خداوند به متقین وعده داده است. سیرو سلوک ص ۲۵۹
آری روح بلند بانوی ایرانی که خود مجسمه تقوا بود، تقوا را چنان که بیان شد معنا می کند بانوی ایرانی درباره ی عقل و علم نیز مطالب تازه ای دارند که در کتاب های ایشان باید جستجو نمود.
۹ – خانم محبوبه گلستانیان :
به نظر حقیر بانوی ایرانی، یکی از مصادیق بارز بندگان شایسته ای می باشد که در خطبه ی ۲۲۲ حضرت علی (ع) بدان اشاره شده است.
… وَ ما بَرِحَ الله – عزّت الاوُه – فی البرْهَه، و فی اَزْمانِ الفَتَرات، عبادٌ¬ ناجاهُمْ وَ کَلَّمَهُمْ فی ذاتِ عُقولِهِمْ، فَاسْتَصْبِحُوا بِنُورِ یَقْظَهٍ فی الابصار وَ الاسماع وَ الْاَفْئِدَه….
خداوند در هر زمان به ویژه در دوران های فترت که جای پیامبران خالی است بندگانی دارد که (از راه الهام) در اندیشه و عقل با ایشان سخن می گوید و چشم وگوش و دل آنان را به نور هشیاری روشن می سازد.
بانوی ایرانی هفته ای یک روز برای تفسیر قرآن و اصول عقاید به سالن اجتماعات دبیرستان تشریف می آورند و پس از بیان مطالب خود، جهت آزمون علاقه مندان حضور پیدا می کردند و به دانش آموزان نمره می دادند، و اینجانب که توفیق مصاحبت با این استاد عالی قدر را داشتم پاره ای از مشاهدات خود را بیان می کنم:
بانوی ایرانی، در مسائل اعتقادی به ویژه خداشناسی، معاد و تزکیه نفس و اخلاق تأکید فراوان داشتند و می فرمودند:
«اساس تزکیه و تهذیب نفس، توحید است. تا انسان حقیقت توحید را درک نکند یعنی معتقد نشود که در عالم وجود چیزی جز اراده خداوند منشاء اثر نیست و همه چیز جز ذات مقدس حق فانی است، به کمالات انسانی دست نخواهد یافت»
از سفر حج بازگشته بودم که خودم را به حق قابل و شایسته این مرحمت نمی دانستم، به اتفاق مسوولان دبیرستان به دیدن ما آمدند.
– با کمال رأفت و مهربانی با همگان برخورد می نمودند و در مدتی که با ایشان آشنایی داشتم حتی یک بار هم ایشان را عصبانی و خشن و تندخو ندیدم.
– صبر و شکیبایی قابل توجهی داشتند.
– قداست و روحانیت خاصی در چهره، حرکات، رفتار وگفتار ایشان نمایان بود.
– نظم و دقت و نکته سنجی ایشان بسیار قابل ستایش بود. به بیانات دانش آموزان گوش می دادند و با کمال دقت و عادلانه به آن ها نمره می دادند.
– با توجه به اصل تشویق، افراد را راهنمایی و امیدوار می نمودند.
– خالصانه و عاشقانه درس می گفتند و هیچ انگیزه ای جز رضای خداوند و هدایت بندگان نداشتند.
– طبق نیازهای جامعه و تناسب گروه سنی با افراد صحبت می کردند و همواره تأکید داشتند، احکام مورد نیاز نوجوانان و جوانان سرکلاس ها به خوبی به ایشان تفهیم شود.
– صحبت های ایشان بسیار ساده، متین، قابل فهم برای همگان بود.
– همواره در خلال سخنرانی ها روی این عبارت تأکید داشتند : «لامؤثر فی الوجود الاّالله» – «تزکیه از تعلیم مهم تر است» – «خلوص نیت داشته باشید» – «علم بدون تهذیب نفس حجاب است» – «مواظب باشید عبادات شما از ریا به دور باشد» – «قدر جوانی خود را بدانید و اکنون که جوان هستید عبادت کنید» – «مظاهر فریبنده ی دنیا شما را نفریبد» – «مراقب باشید، دنیا هدف نباشد، بلکه مقدمه ی آخرت شما باشد» – «سعی کنید محبت و رضای خدا را جلب کنید» – «مبادا هوای نفس شما بر عقلتان چیره شود» و امثال اینها …
بانوی ایرانی، تلاش خستگی ناپذیر ¬و اشتیاق فراوانی به مطالعه داشتند.گاهی به اتفاق مادرم به دیدار ایشان می رفتیم، ایشان در مقابل انبوهی از کتاب ها غرق مطالعه و نوشتن بودند. و کتاب های خود را بیشتر به مراجعه کنندگان هدیه
می دادند.
خلاصه کلام این که خداوند خیر را برای بانوی ایرانی اراده نموده و از این رو ایشان را در این فقیه و آگاه گردانید و راه راست را به ایشان الهام نمود. اِذا اَرادَ الله بِعَبدٍ خَیراً، فقَّهَهُ فی الدّین و اَلْهَمَهُ رَشْدَ.

۱۰ – خانم فردوس مثقالی :
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثـبت است بـر جریده عالـم دوام مـا
بعـد از وفات تربـت مـا در زمـیـن مـجوی در سینه های مردم عارف مزار ماست

بانوی ایرانی، آن عالمه ی ربانی، بانوی ملکوتی بود که روحانیتی فراگیر و نورانیتی جهان افروز داشت آفتاب وجود و¬ ابهت سیمایش سرتاسر نشانگر عظمت روح و سیادت او بود. لذا حقیر هرگز قادر نیستم شخصیت والا و شکوهمند بانوی ایرانی را متجلی سازم، چرا که توصیف بزرگان هم ردیف و هم تراز خود را می طلبد، لکن به طور اجمال به یک خاطره بسنده می کنم.
از زمانی که فساد جاهلیت همه جا را فرا گرفته بود و قشر زنان بازیچه و دستخوش لهو و لعب قرار گرفته بودند خورشید بانوی ایرانی در ساحت اصفهان بدرخشید. چنانچه شهرتش زبانزد علما گردید و وجود پربرکتش افتخار فارسیان به ویژه جامعه ی زنان شد. تألیفات ارزنده ی ایشان را طالبان علم چون برگ زر به هر دیار تحفه و ارمغان
می بردند.
در سال ۱۳۴۲ (ه – ش) به زیارت حضرت امام رضا مشرف شده بودم. با دو نفر خانم هندی برخورد کردم به اتفاق مشغول خواندن دعا شدیم از من پرسیدند : اهل کدام شهر هستی وقتی پاسخ دادم اصفهان، به یکباره مرا بوسیدند، به من مرحبا گفتند. و گفتند آفرین به شهر بانوی ایرانی.

سؤال کردم شما اهل کجا هستید؟ بانوی ایرانی را از کجا می شناسید؟ گفتند : «ما از هندوستان آمده ایم و چون فارسی می دانیم یکی از دوستان ایرانی، تألیفات بانوی ایرانی را برای ما هدیه آوردند و ما آن را خواندیم. در خاتمه مرا بوسیدند گفتند : خوش به حال شما، در فضایی هستی¬که بانوی ایرانی در آن جا زندگی می کند» از این رویداد استنباط نمودم که بزرگی و توانایی روح انسان ها را از آثار و قلم شان می توان شناخت. باری آثار بانوی ایران همه جا پراکنده شد و مایه بهبود اخلاق و کمال انسان های تشنه قرار گرفت.

بانوی ایران واحدهای آموزشی تأثیرگذار را تأسیس کردند و خدیجه وار نه تنها مال و ثروت بلکه وجود خویشتن را در راه تبلیغ اسلام قرار دادند. سینه پرعطوفتش با گوهرهای گرانبهایی از اسرار الهی زینت بافته بود به طوری که خودشان فرمودند : «در نوشته هایم از امور خارجی کمتر کمک گرفته ام و اغلب معارف و معنویات الهام الهی بوده و از استادی فرا نگرفته ام»

۱۱ – خانم بدرالسادات مدرس خاتون آبادی :
امام رضا (ع) فرموده اند : «اِحْیُوا اَمْرَنا»، یعنی امر ما را زنده نگاه دارید. سؤال می کنند : چگونه می توانیم امر شما را زنده نگه داریم می فرمایند : «حقایق سخنان ما و محاسن کلمات ما و سیره واقعی ما را برای مردم بازگو تشریح نمایند.»
در طول تاریخ علمای بزرگی به این کار اقدام کرده اند و به احیای دین پرداخته اند، در میان بانوان این توفیق شامل حال افرادی معدودی شده است. به طور قطع یکی از بزرگترین آن ها در زمان ما بانوی ایرانی است، ایشان شمعی فروزان، راهنمایی عالی و مبلغی نمونه و¬الگویی تمام عیار بود، نمونه ای بود که مردم توانستند نتیجه ی عمل به دستورات دینی را به طور عینی در وجود ایشان مشاهده کنند و از ایشان الهام گیرند.
بانوی ایرانی پس طی مراحل سیر و سلوک معنوی و تهذیب نفس، درکنار آثار علمی و قلمی مستند به خود، به تلاش عملی جهت آموزش به بانوان علاقه مند و مشتاقان معارف اهل بیت همت گماردند.
بنده هم یکی از کسانی هستم مشتاق کسب فیض از مکتب ایشان بودم اما زمینه کسب فیض از ایشان برایم میسر
نمی شد تا این که چند بار در عالم رویا به من آب گوارا و دستور حرکت داده شد، لذا روزی که تفسیر قرآن را بانوی ایرانی آغاز می کردند به مکتب فاطمه علیها سلام رفتم، پس از پایان مراسم، ثبت نام کردم و چند سالی درکلاس های مختلف شرکت کردم و در اثر نصایح عالمانه این بانوی بزرگوار راه را ادامه دادم و هم اکنون عشق به مطالعه در وجود من شعله ور است و هیچ لذتی برای من بالاتر از مطالعه نیست.
این بانوی بزرگوار یکی از افتخارات عالم اسلام عزیز و از نعمت های الهی بود که از جانب حضرت حق به ما ارزانی شده بود.
ساکنان حرم سرِّ عفاف ملکوت با من راه نشین باده ی مستانه زدند
۱۱ – خانم فردوس مدرس هاشمی :
موفقیت های بانوی ایرانی به سبب داشتن قلب سلیم بود که محور اصلی همه حرکات های مثبت و سازنده ی ایشان را تشکیل می داد. سپس :
وارهیدگی از غیر خدا – صبر در برابر ناملایمات – حلم در برابر ناملایمات – محبت، دوستی، اتحاد، صفا و صمیمیت – امیدداری و ایجاد امید – آرامش روحی – معنویت – استقامت در تحقق آرمان ها ولایت و اتصال به ائمه معصومین – سیمای ملکوتی – دریافت علم اشراقی –
از امام صادق (ع) است که فرمود : «اَلْقَلْب حَرَمُ الله فَلا تُسْکِنْ حَرَمُ اللهِ غَیرالله». یعنی قلب، حرم خدا است، غیر خدا را در حرم خدا ساکن نکن.
سراسر زندگی این بانوی بزرگ و آزمایش هایی که خداوند (برای صیقلی شدن روح ایشان) نمود، و در تمام امتحانات، عبودیت و بندگی خود را به پیشگاه حق تعالی عرضه داشت نمایشگر قلب سلیم ایشان است.
از دست دادن فرزندان و مواجه شدن با بیماری های صعب العلاج نشانه ای از ایمان نیرومند و پرتوان ایشان است.
اگر کسی سؤال ساده و پیش پا افتاده ای هم می کرد، ایشان با صبر و بردباری و به طور جدی پاسخ می دادند و همواره همگان را به گذشت و اغماض دعوت می کردند و این آیه از قرآن که می فرمایند خُذِ العفو و امربالعُرف مورد توجه دائم ایشان بود. خانم ملاباشی می گویند :
«هرکس در خدمت این بانوی مکرمه می نشست، میزان امیدواری اش افزون می گشت»
«معاشرین و مستخدمین خود را بسیار تحمل می نمود، اخلاق و رفتار ایشان برای من بیشتر از علم و درسشان اثر
می گذاشت …»
«بانوی ایرانی مظهر رحمانیت و رحیمیت حق تعالی بوده و عموم مردم را دوست می داشت، ولی متقین را بیشتر دوست می داشت» خانم ابطحی می گویند :
«ایشان ۹۰ سال در این دنیا زندگی کردند ولی با هیچ کس خصومتی پیدا نکردند»
از روحیات ایشان، تواضع، فروتنی، حلم و آرامش روحی فوق العاده بود. بانوی ایرانی، در برابرکسانی که تصور
می کردند حجاب مانع پیشرفت و تکامل است یا کسانی که می گفتند زن نمی تواند به مقامات معنوی و علمی برسد و برخلاف منطق اسلام، زن را از رسیدن به مقام خلیقه الهی و ارزش های والا بی بهره می دانستند، یک تنه و بدون هیچ گونه تشویقی ایستادگی نمودند و مشکلات فراوان که در مسیر بود پشت سر نهادند و این نهضت الهی را پایه گذاری کردند تأسیس دبیرستان امین و مکتب فاطمه (س) نشانه ای از روحیه بلند ایشان است.
بانوی ایرانی می گفتند : «قلبی که به نور حقتعالی روشن گردید و¬آثار حقتعالی را در مظاهر¬کونین مشاهده نمود و فانی در حق و باقی در وی گردید، آن وقت وجود دائمی و حیات همیشگی پیدا می نماید»
بانوی ایرانی مصداق کامل «جالِسوا مَنْ یَذّکرکُم الله رُویتُه وَ یَزیدُ فی عِلْمِکُمْ مَنْطِقَه وَ یُرغبکم فی الآخره عَمَلُه» بودند ، با کسی نشست و برخاست کنید که دیدار او شما را به یاد خدا بیندازد. و سخن او به علم شما اضافه کند. و عمل او شما را نسبت به آخرت ترغیب نماید.
سیمای نورانی بانوی ایرانی بی اختیار همه را به یاد خدا می انداخت، هنگام تشرف به محضرش روح و روان انسان اوج می گرفت. از منطق قوی او به دانش همگان افزوده می شد و عمل او، رفتار او، برخورد او، آدمی را به یاد آخرت می انداخت.
همگان باید از رموز موفقیت بانوی ایرانی درس بگیرند و همراه با جدّ و جهد در راه رسیدن به تزکیه نفس و داشتن قلب سلیم و خلوص و تقوی تلاش نمایند.
۱۲ – خانم فرشته منانی :
… خداوند متعال در هر زمان،آیتی دیگر از آیات روشن و بلند آوازه ی خود را که بانوئی از سلاله ی پاک سرآمد بانوان جهان، «حضرت زهرا سلام علیها» است به جهان اسلام و جامعه ی بانوان هدیه نمود. هدیه ای همچون «بانوی ایرانی» که پیرو راستین «حضرت زهرا سلام علیها» در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، علمی و معرفتی بود و سعی داشت گام به گام در مکتب بانو فاطمه سلام علیها حرکت کند و به بانوان جامعه خود نیز راه و روش صحیح زندگی در پرتو آن مکتب را آموزش دهد.
بانویی که نهضتی عظیم بین جامعه زنان ایجاد کرده و مس وجود آنان را تبدیل به زر ناب نمود. و بانگ جرس هشیاری و بیداری را درگوش نساء زمان ما بنواخت.
او که از جامعه ی بانوان، زنان پارسا و با تقوی، فقیه و زاهد، فاش کننده ی «روش خوشبختی»، بانوی مفسر قرآن، بانوی «اخلاق» و حکمت و عرفان و سلوک علی الله، بانوی غواص اقیانوس بی پایان «مخزن عرفان»، گوهر شب چراغ «نفخه ی رحمان» به سرا پرده ی وجود آورد.
اکنون وقت آن رسیده است که از خرمن پرفیض آثار او خوشه ها برچینیم و خانه ی قلبمان را آذین بندیم و از قلب مالامال از ایمان و عشقش به خالق هستی، مددها جوییم. زیرا دل و جان مؤمن جایگاه عرش برین خداوندی است.
بر زنان است که همه ی تلاش خویش را در حفظ ارزش الهی و اصالت ارزش انسانی خود که خدا به آن ها مبذول فرموده است، به کار برند و زندگی یگانه مجتهده ی قرن، ستاره ی درخشان افق شیعه، «بانوی ایرانی» را که برای ما زنان بهترین الگو است، مطالعه و بررسی نمایند، که او به مادر بزرگوارش «حضرت زهرا سلام علیها» تأسی نمود و از گوهر پرفیض خاندان پیامبر الهام گرفت و زندگی خود را وقف بیداری و سرافرازی بانوان نمود. خصوصاً‌ این که ارزش علم و تعلّم را می شناخت و با توجه به شرایط زمان به خوبی می دانست که مجال و زمینه ی تعلّم برای دختران تا چه حد محدود است، به عنوان یک معلم متعهد، احساس مسئولیت می نمود و در راه تعلیم تربیت آنان، از هر سو؛ با نوشتن کتب و مقالات، تأسیس مدرسه و مکتب علمی همچون مکتب فاطمه سلام الله علیها، برگزاری جلسات تفسیر و تدریس معارف اسلامی و پاسخگویی به سؤالات و راهنمایی طالبان علم و فضیلت می کوشید. ایشان از دیدن وضع گروه هایی از زنان که تحت تأثیر جامعه در آن زمان قرار گرفته بودند، ناراحت بوده و می گفتند اگر زنان قدر خود را می دانستند و اگر می دانستند که چه نقشی در عالم دارند و خدا چه مرحمتی به آنان کرده است، این قدر در جامعه ذلت
نمی کشیدند.
باشد تا با مدد گرفتن از خالق یگانه هستی، بتوانیم پیرو راهش که همان راه اولیاء خداست، باشیم.
۱۳ – خانم منصوره نجفی :
آن چه بیش از هر چیز در سیره ی بانوی ایرانی و به دنبال آن در مسوولان «مکتب فاطمه سلام الله علیها» دیده می شد خلوص بودکه مانند خورشیدی تابناک چهره ی این مکتب و شاگردانش را نورانی کرد و این مکان را از سایر جاها متمایز نمود.
بانوی ایرانی درباره ی خلوص، – این گوهر کمیابی که کمتر فردی به آن مزّین است و کمترکسی از آثارش مطلع است – می فرماید :
خلوص گاهی در عمل است و گاهی در دین. اما در عمل، عمل خالص چنان که در حدیث تفسیر شده :
«هُوَ الَذی لا ترید اَن تری به احد الاّ الله تعالی» به این معنا که : در عمل به غیر از خداوند تعالی نهایتی در نظر نباشد.

اما خلوص در دین؛ خالی بودن بنده است از شرک جلی و خفی، معنای شرک جلی، شرک آشکار که واضح و
روشن است اما شرک خفی، شریک قرار دادن غیر خدا، در مقابل بندگی و اظهار تذلل و انقیاد برای خدای تعالی.
از انواع شرک خفی، توکل به غیر خدا در امور است و تواضع و انتظار و نفع یا ضرر از غیر خداست، اما تواضع برای مردم جهت رضای خدا ممدوح است، و تصور این که غیر خدا هم در امری از امور مؤثر است، شرک است.
هر چند کسی از نظر لفظ و صورت موحد باشد زیرا معنای توحید، یقین روشن به این است که : «لا مؤثر فی الوجود الاّ الله»، «اربعین الهاشمیه» ص ۲۵۶ حدیث ۳۱٫

۱۴ – خانم مهری نورصیحی :
از ویژگی های عمده ی بانوی ایرانی :

۱ – تأسیس مرکز انسان سازی
بانوی ایرانی مرکزی را تأسیس کردند که گروهی از تشنگان علم و فضیلت را جذب نمود مسوولان «مکتب فاطمه سلام الله علیها» در کنار علوم روز، علم دین را هم آموزش می دهند.

اخلاق نیکوی استاد
بانوی ایرانی با سخنان دلنشین خود انسان ها را شیفته و مجذوب خود می نمودند. قلبشان از مهر و محبت آکنده بود و همیشه مردم را به خلوص نیت دعوت می نمودند.

صفا و یک رنگی
شاگردی تربیت نمود همچون سرکارخانم علویه ی همایونی که نسبت به مربی خود یک رنگ و با صفا بود. شاگرد دلسوزی که شبانه روز خود را وقف این مؤسسه علمی نمود و با تمام مشکلات و ناملایمات زمانه، به خوبی از عهده مدیریت برآمد و جلساتی را تشکیل داد که مجمع بزرگی از همگان برای تفسیر، اخلاق و نفس شناسی بود.

نوآوری
از ویژگی های «مکتب فاطمه علیها سلام» این است که هر دانش پژوهی پس از تحصیل مقدمات و طی مراحل بالاتر باید به تدریس مشغول شود، لذا تعداد زیادی از جمله این جانب هم دانش پژوه مکتب بودند و هم افتخار خدمتگزاری با نام استاد را داشته ام و این احساس را از استاد ارجمندم خانم علویه همایونی، در دل می پرورانم که :
«هر روز که به مکتب می آمدم، خود را در محضر حضرت فاطمه علیها سلام یافته، سلام کرده وارد می شدم».

تمام حقوق این سایت برای © 2021 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی