هر کسی برای خود خصوصیاتی دارد

(۸۵)

 هر کسی برای خود خصوصیاتی دارد

نوشته‌ی: راجر ج. ویلیامز

هنگام بحث درباره‌ی مسائل مختلف بشری، تمایل بر آن است که اجتماع را تشکیل شده از افراد حد وسطی تصور کنیم که کما بیش به یک دیگر شباهت دارند. ولی حقیقت امر آن است که اجتماع بیش تر از افراد خارج از حد متعارف تشکیل شده، و هر کدام از ما از یک یا چند جهت حالت غیر طبیعی و غیر متعارفی داریم. و اگر بهتر به این امر توجه کنیم که هر یک از افراد بشر با دیگران اختلافاتی ساختمانی دارد که به همان جهت طرز کار کردن و فکر کردن و احساس کردن او با دیگران متفاوت است، آن وقت بهتر به حل مسائل و دشواری‌های بشری توفیق پیدا خواهیم کرد.

برای مثال حس ذائقه را در نظر بگیرید. گروهی از دانشمندان ماده‌ی شیمیایی فنیل تیوکار بیمید را چشیدند. برای بعضی از آنان مزه‌ی تند داشت، در صورتی که جمعی دیگر آن را بی مزه می داستند. صاحب هر نوع ذائقه دیگران را یا دروغ گو می‌پنداشت یا حس ذائقه‌ی او را غیر متعارفی تصور می‌کرد. مردی که این ماده را بی مزه احساس می‌کرد، چند بار زنش را( که از این ماده احساس تندی می‌نمود) مجبور کرد تا دوباره بچشد و از اشتباه بیرون بیاید. چون چنین اختلافاتی فراوان است و در همه‌ی حوادث ما حادث می‌شود، معلوم می‌شود که بسیاری از اختلافات میان افراد از اختلافات طبیعی آنان با یک دیگر بر می‌خیزد که برای رفع این اختلافات فیزیکی هم هیچ کاری از دست ما بر نمی‌آید.

اختلاف در تشخیص رنگ‌ها نیز فراوان است. رنگ سرخ معمولاً میزان نبض و فشار خون را بالا می‌برد، و رنگ آبی تأثیر عکس دارد. بعضی از اشخاص نسبت به این گونه تأثیرات حساسیت فراوان دارند و بعضی دیگر نسبتاً کم تحت تأثیر قرار می‌گیرند. چنین است که می‌بینم بعضی از اشخاص ازدیدن غروب خورشید و آسمان رنگارنگ مقارن با آن حالت جذبه‌ای پیدا می‌کنند، و بعضی دیگر اصلاً به آن توجهی نشان نمی‌دهند.

اختلاف چشم‌های ما با یک دیگر، علاوه بر سبب شدن تفاوت‌هایی که چشم پزشک آن‌ها را تشخیص می‌دهد، سبب پیدا شدن اختلافات دیگری در رؤیت نیز می‌شود. آن کس که رؤیت پیرامونی ضعیف دارد، تا خوب چشمش را متوجه چیزی نکند نمی‌تواند آن را خوب ببیند. اگر دو نفر، یکی با رؤیت پیرامونی قوی و دیگری با رؤیت پیرامونی ضیف، به یک روزنامه نگاه کنند، اولی برای خواندن یک مطلب به ثلث وقتی احتیاج دارد که دومی آن مطلب را در آن مدت می‌خواند. ولی اگر هر دو به بازی گلف بپردازند آن که رؤیت پیرامونی خوب دارد بیش از اندازه‌ی لزوممی‌بیند و این اسباب زحمت او می‌شود. رؤیت پیرامونی ضعیف، چه در کسانی که پیاده راه می‌روند و چه در کسانی که رانندگی می‌کنند، عامل مهمی در پیش آمدن حوادث رانندگی به شمار می‌رود.

واکنش مردم در مقابل داروها نیز بسیار با یک دیگر متفاوت است. مورفین برای غالب اشخاص خواب می‌آورد، ولی بعضی از اشخاص با مورفین تحریک می شوند و افکار عجیبی به سرشان راه پیدا می‌کند و بسیار پریشان می‌شوند. واکنش در مقابل کافئین نیز چنان متغیر است که بعضی پس از نوشیدن چند فنجان قهوه به خواب عمیقی فرو می‌روند، در صورتی که بعضی دیگر با نوشیدن چند جرعه ساعت‌ها بیدار می‌مانند. نیکوتین نیز چنین است: بعضی اشخاص می‌توانند سراسر روز را سیگار بکشند و هیچ ناراحت نشوند، در صورتی که بعضی دیگر هرگز نمی‌توانند لب به سیگار بزنند و سیگار کش شوند.”

در هر یک از ما دستگاه عصبی به صورت خاصی مختلف با دیگران در مقابل ساعات خواب و بیداری عمل می‌کنند. چون در طبیعت و ماهیت خواب به شکل دقیق تری تحقیق کنیم، ممکن است برای مسائل مربوط به خواب و بیداری جواب‌های قانع کننده تری به دست آوریم، و از این راه ساعات خواب و بیداری خویش را به صورت بهتری منظم کنیم. با همین تحقیق دیگر در نظر ما کسانی که یا زیاد می‌خوابند یا تقریباً هیچ به خواب احتیاج ندارند، هم چون عجایبی جلوه گر خواهند شد.

در روابط جنسی نیز تفاوت‌های فراوان دیده می‌شود، مرد ۳۰ ساله‌ای ممکن است در نتیجه‌ی یک عمل جنسی چند روز سخت دچار ناراحتی شود، در صورتی که مرد ۷۰ ساله‌ای به پزشک مراجعه می‌کند و از آن ناراضی است که روزانه بیش از دو بار نمی‌تواند به اعمال جنسی بپردازد. توجه به عوامل گوناگونی که برای وجود زناشویی موفقیت آمیز است، و نیز توجه به اختلافات فراوانی که میان اشخاص موجود است، آدمی را به تعجب می‌اندازد که چگونه ازدواج‌ها به این خوبی که مشاهده می‌شود صورت پذیر است! شناختن اختلافات طبیعی و سبب فیزیولوژیکی آن‌ها سبب می‌شود که افراد یک خاندان نسبت به یک دیگر حس گذشت بیش تری پیدا کنند.

همان گونه که در تقسیم افراد به” طبیعی” و” غیر طبیعی”، به جای آن که به خصوصیات فیزیکی آن‌ها توجه کنیم به ظواهر متوجه می‌شویم، در تعیین درجه‌ی عقل و شعور اشخاص نیز دچار چنین اشتباهی می‌شویم. تقسیم بندی افراد خاندان بشری به” کم هوش” و” با هوش” شاید از بعضی جهت‌ها مناسب باشد، ولی از لحاظ علمی این شکل تقسیم بندی صحیح نیست. کسانی که آنان را که برجسته و درخشان باشند. هیچ دلیلی نداریم که بنا بر این بپذیریم که عقل آلبرت اینشتین از هر جهت فوق‌العاده است. بسیار ریاضی‌دانان زبردستی بوده‌اند که از حساب ذهنی عاجز می‌مانده‌اند، و از داستان‌های کودکی اینشتین بر می‌آید که وی نیز از این جمله بوده است. زبان باز کردن او در کودکی به اندازه‌ای دیر شروع شد که پدر و مادرش تصور می‌کردند فرزندشان غیر طبیعی خواهد شد.

اگر بخواهم قابلیت فکری اشخاص را درجه بندی کنیم، باید معلوم داریم که این درجه بندی از چه لحاظ است، مثلاً در سخن گفتن، به یاد سپردن، حساب کردن و نظایر این‌ها. ولی هر وقت که پای عقل و شعور به صورت کلی در میان است، دیگر نمی‌توان برای آن درجه‌ی ۱,۲,۳ و غیر معین کرد، درست به همان صورت که اسب مسابقه و اسب باری و یابوی درشکه را نمی‌توان با هم درجه بندی کرد.

اگر بر آنیم که در موضوع عقل و هوش آدمی هوشمندانه عمل کنیم، باید به این واقعیت متوجه باشیم که عقل هر کس آمیخته‌ای از قابلیت‌های عقلی گوناگون( شاید در حدود ۳۰۰) و تمایلات و خصوصیات است که هر یک از آن‌ها ممکن است در درجه‌ی عالی با درجه‌ی پست قرار گرفته باشد. مثلاً   “احمق- دانشمندان” را در نظر بگیرید؛ اینان کسانی هستند که بنا بر نتایجی که از آزمایش‌های تربیتی به دست می‌آید کند ذهن و حتی احمق جلوه گر می‌شوند، در صورتی که بعضی از آنان نیروهای عقلی بسیار قابل توجهی دارند. جوان ۲۱ ساله‌ای را با آزمایش‌های تربیتی ضعیف العقل تشخیص دادند. در بعضی از مراحل عقلی، بالخاصه آن‌ها که به آموختن و خواندن کتاب مربوط می‌شود، وی سن عقلی کودکی بیش نداشت. ولی ملاحظه شد که این جوان استعداد عجیبی برای درست کردن قفل‌های خراب درها و دوچرخه و سایر کارهای مکانیکی دارد و با آزمایش مخصوص معلوم شد که استعداد  مکانیکی او از سطح متعارفی اشخاص بالغ بالاتر است. از این گونه اشخاص فراوان دیده می‌شود، و بسیاری از آنان در کارهای منبت کاری بسیار مهارت پیدا کرده‌اند.

مدیر دبستانی کودک کند ذهنی را با خود برای معاینه نزد پزشک روان شناسی برد. یکی از آزمایش‌ها آن بود که قطعات تخته‌ی بریده‌ی به صورت نا منظمی را کنار یک دیگر بگذارند تا یک شکل هندسی از آن ساخته شود. آن آقای مدیر در ۱۸ دقیقه این کار را تمام کرد، در صورتی که آن کودک کند ذهن در ظرف مدت یک دقیقه از عهده بر آمد.

اشخاص کند ذهن غالباً حافظه‌ی جالب توجهی دارند. کودک کند ذهنی از شهر اوهایو، شماره‌ی تلفن و شماره‌ی اتومبیل بسیاری از هم شهریان خود را از حفظ داشت و هر وقت از او می‌پرسیدند به درستی جواب می‌داد. بی شعوری از شهر تکزاس هر کسی را که می‌دید تاریخ ولادت او و پدر و مادرش و نیز نام خانوادگی کودکی زنش و چیزهایی نظایر این‌ها را می‌پرسید و سال‌ها بعد همه‌ی این‌ها را که در حافظه نگاه داشته بود باز می‌گفت. حافظه‌ی وی به اندازه‌ای قوی بود که هر وقت به علتی از دفتر ثبت احوال اطلاعی به دست نمی‌آمد به او رجوع می‌کردند.

این مثال‌ها به خوبی نشان می‌دهد که اقسام مختلف قابلیت‌های عقلی و ذهنی به یک دیگر ارتباطی ندارد. احمق دانشمندان نیز کاریکاتورهای افراطی من و شما و دوستان ما هستند، به این معنی که از بعضی جهات بسیار نیرومندی دارند و از جهات دیگر ضعیف مانده‌اند. آزمایش‌های روان شناسی، به آن صورت که تنظیم شده، جنبه‌های افراطی و تفریطی از آن‌ها معلوم نمی‌شود. بسیار چیزها به هم آمیخته تا هوش و عقل کلی از آن نتیجه شده است. برای پیشگویی وضع کودکان از لحاظ درس‌های مدرسه البته آزمون‌های قراردادی سودمندی است، ولی در همه‌ی آن‌ها از این مطلب غفلت می‌شود که افراد مختلف قابلیت‌هایی عقلی دارند که بسیار بسیار با یک دیگر متفاوت است.

ناتوانی ما برای رسیدگی به حال فرد فرد کودکان در دبستان بیش تر نتیجه‌ی آن است که تعلیم و تربیت را به صورت دسته جمعی اجرا می‌کنیم و سعی داریم که همه‌ی مطالب را از روی آمارها حل و فصل کنیم.

درباره‌ی تربیت” کودک” مقالات و کتاب‌های فراوان نوشته شده، ولی در این مطلب که هر کودک برای خودفردی است و استعدادی‌های او با دیگر کودکان اختلاف بسیار دارد، به اندازه‌ی کافی بحث نشده است.

یکی از وظایف تعلیم و تربیت آن است که به دانش آموز کمک کند که محلی را که در جهان دارد پیدا کند. این کار باید زودتر از آن وقتی که اکنون شروع می‌شود آغاز کند. بسیاری از دانشجویان دانشگاه را تمام می‌کنند بی آن که دانسته باشند که چه استعدادهایی دارند و چه کارها از آنان ساخته است. کسی را می‌شناسم که پس از تمام کردن دانشگاه نخستین بار استعداد خود را در یک امتحان نظامی باز شناخت. اگر پیش از آن درمدرسه چنین کاری صورت گرفته بود، بدون شک بسیاری از زحمت‌های او کم می‌شد و هنگام درس خواندن راه دیگری را در پیش می‌گرفت.

احتیاج به فهم بهتر اختلافات فردی در فعالیت‌های متوجه به بهبود سلامتی جسمی و روحی ما بسیار زیاد است، ولی این احتیاج هنگام به راه انداختن کارهای عمومی و دخالت در آن‌ها از این هم بیش تر است.

یکی از نتایج اجتناب ناپذیر ازدیاد معرفت ما نسبت به وجود بشری، به نظر من، این خواهد بود که کاملاً متوجه شویم که هیچ فردی چنان بد به دنیا نیامده است که در یکی از رشته‌های زندگی جنبه‌ی پیشوایی پیدا کند. اجتماعات به پیشوایان مطلق احتیاج ندارند، بلکه برای هر یک از شاخه‌های زندگی از صنعت و علم و حکومت و غیر آن پیشوا و مدیر خاصی ضرورت دارد. هیچ کس چنان ساخته نشده است که پیشوای مطلق باشد.

دیکتاتوری و حکومت خود کامانه افراد از آن جا پیدا می‌شود که ما عموماً از محدودیت افراد غافلیم و آن را خوب فهم نکرده ایم. وقتی که انسانی تفوق و استعداد خارج از متعارفی در یک رشته از مسائل جهان از خود نشان می‌دهد و محتملاً برای مدیریت و پیشوایی در آن رشته‌ی خاص شایستگی پیدا می‌کند، غالباً چنان می‌اندیشیم که این شخص برای مدیریت و رهبری در سایر رشته‌ها هم به همان اندازه قابلیت و صلاحیت دارد.

سوءِ استفاده‌ی از قدرت بیش تر از همین راه پیش می‌آید. از شخصی استعداد خاصی، مثلاً در نطق کردن، مشاهده می‌شود و دیگران چنان می‌پندارند که این شخص در سایر میدان‌های زندگی چنین شایستگی را دارد، و به این ترتیب وی رفته رفته  عنوان حجیت در همه‌ی موضوعات غیر از نطق کردن نیز پیدامی‌کند. اگر استعداد و بی استعدادی بشری به صورت بهتری شناخته شود، دیگر چنین اشتباهات پیش نخواهد آمد، تصور این که در اجتماعی که مردم درباره‌ی صفات و خصوصیات فرد بشری اطلاع صحیح داشته باشند، دیکتاتوری طلوع کند، بسیار دشوار است.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی