پیروی از بزرگان

پیروی از بزرگان 

نوشته ی ساموپیل اسمایلز

 ترجمه علی دشتی

روش بزرگان و مقتدایان یک جامعه بهترین و مؤثرترین وسیله‌ی تعلیم افراد است، پیشوایان و رهبران بدون این که در تعلیم، احتیاج به بیان داشته باشند با رفتار خود، افراد را رهبری می‌کنند. ما می‌توانیم از راه و روشی که آنان در دوران زندگی اختیار کرده و کامیاب شده‌اند سرمشق‌های عالی بگیریم. پیشوایان و مقتدایان جامعه با کردار خود راه کامیابی و طریق توفیق و رستگاری را به ما نشان می‌دهند. نصیحت  ناصح هر چند از لحاظ مضمون درخشان و از حیث لفظ پر طنطنه باشد چون با روش و سیره اش مطابقت نکند و گفتار وی با کردارش منافات  داشته باشد مفید و مؤثر واقع نمی‌شود، علاوه بر این بشر از طریق دیدن، بیشتر چیز یاد می‌گیرد تا از راه گوش؛ خصوصاً جوانان و خردسالان که می‌توان گفت چشمشان تنها راه ورود معرفت و دانش در ذهن ایشان است و بدین سبب مانند حشراتی که هم رنگ گیاه مأکول خود می‌شوند آنان نیز بدون قصد و اختیار، به صفات و اخلاق هم‌نشینان و اطرافیان خویش متخلق و متصف می‌شوند به همین جهت ترتیب خانگی در جوانان مؤثر تر از هر تربیتی حتی تربیت مدرسه است، مدرسه بیش از آن که جای تربیت باشد محل تعلیم است، صفات عمومی و اخلاق زن و مرد متوقف بر تربیت خانه و خانواده است چه، خانه هسته‌ی اصلی تشکیل جامعه و به مثابه‌ی سر چشمه‌ای است که اخلاق عمومی از آن جاری می‌شود. نیز محبت و علاقه به خانواده و کانون خانوادگی اساس حب وطن است، روشنی و تیرگی دنیا در دیده‌ی جوان موقوف بر روشنی یا تیرگی خانه است، آری روش بزرگ خانواده در سرنوشت و نیکی و بدی فرزند مؤثر است و فرزند«از همان دست که پرورده شود می‌روید» زیرا صفات پدر و مادر در رفتار و سجایای فرزند از قبیل کوشش، تواضع، محبت، ادب و جسارت و غیره به خوبی آشکار می‌شود.

فرزندان تمام نصایح و اندرزهایی که از زبان اولیاء خود شنیده‌اند فراموش می‌کنند ولی اطوار و اعمال آن‌ها را همیشه نصب العین خویش می‌سازند، چه بسا یک نگاه پدر تا آخرین روز زندگی پسر مؤثر واقع می‌شود، بارها اتفاق افتاده که شخص، از پاره‌ای کارهای زشت کناره می‌گیرد فقط برای این که اسم پدرش را ضایع نکند. هر امری هر چند هم جزیی و خرد باشد، تأثیرات زیادی در اخلاق بشر دارد. (وست) مصور گوید« یک بوسه‌ی مادر مرا نقاش کرد» و سعادت آتی اطفال بر همین امور جزیی متوقف است.

یکی از امور مهم بلکه مدهشه و قابل توجه این است که هر کار و گفتاری که از انسان صادر می‌شود نتایج گوناگون بر آن مترتب است که آن‌ها را جز خدا کسی نمی‌داند و هر کار خوب یا بد ثمر می‌دهد و اگر ثمرش را ما نبینیم اولاد ما خواهند دید. ارواح بشر نمی‌میرد بلکه همیشه زنده و بین زندگان متحرک است.

در حیات انسان ابدیت و خلودی هست که افعال پدران در پسران و گذشتگان در آیندگان منعکس می‌شود. انسان ثمره‌ای است پرورده‌ی قرون گذشته که عامل زمان به پختگی کنونی‌اش رسانیده است و تأثیر عصر حاضر نسبت به ادوار آتیه عین همین تأثر قرن گذشته است در حال افعال بشر نمی‌میرد هر چند هم ذرات جسمش خاک شده و به باد رفته باشد، بلکه در نفوس ادوار آتیه باقی می‌ماند و از جنس خود ثمر می‌دهد. هر کار که می‌کنیم، هر چه می‌شنویم. هر چه می‌بینیم و هر چه می‌گوییم در حیات ما و تمام بشر تأثیر می‌کند از ما به اولاد و دوستانمان سرایت می‌کند. از اینجا اهمیت پیشوای خوب که او را مذهب بی زبانش می‌توان نامید معلوم می‌شود. هر کس قادر است پیشوای خوب گردد هر چند فقیر و حقیر باشد. برزگری که در یک جریب زمین زراعت می‌کند می‌تواند مانند کسی که صاحب تمول سرشار است پیشوا و رهبر احتمالی دیگران بشود. انسان بدین گونه آموزگاران خود مدیون است کوچک‌ترین دکان‌ها می‌تواند مدرسه‌ی بزرگ اخلاقی گردد، هم چنان که می‌تواند کانون فساد و مغاک شرور گردد. کسی که روش خوبی برای اولاد و کسان خود گذاشته باشد نیکو ارثی به آن‌ها داده است.

چنان که گفتیم گفتار به تنهایی منشأ اثر واقع نخواهد شد. باید هر وقت به کسی گفتیم فلان کار را بکن یا مکن، نخست افعال خویش را در آن خصوص سر مشق او قرار بدهیم و کردار خودمان با گفته‌هایمان مطابقت کند علت این که بسیاری از مواعظ فصیح و خرابه‌های بلیغ و نطق‌های آتشین غالباً بی اثر و نتیجه می‌ماند همین است.

ارباب همت هر چند هم حقیر باشند می‌توانند به واسطه‌ی کردار خود دیگران را به کار دعوت کنند، اگر(توماریت) بر کرسی خطابه بالا می‌رفت و در اصلاح مجرمین سخنرانی می‌کرد یا(جون بود) جراید را از تحریص مردم به ایجاد مدارس مجانی پر می‌کرد مسلماً نتیجه‌ای عایدشان نمی‌شد. لیکن ایشان گر چه به حرف و سخنرانی پرداختند اما در عین حال دست به کار زدند و به مقتضای افکار خود عمل کردند از این جهت توفیق یافتند و بدین وسیله همت دیگران را به پیروی خویش تحریک کردند. خطیب و سخنران مشهور دکتر(گتری) که او را پیغمبر مدارس مجانی می‌گویند در این خصوص می‌گوید« میل شدید من به این کار بزرگ نشان می‌دهد که چگونه امور جزیی در حیات بشر مؤثر واقع می‌شود زیرا سبب التفات من به وجوب ایجاد مدارس مجانی برای اطفال یتیم این بود که در یکی از اطاق‌های برج کهنه، در میان عکس‌های زیادی که در آن جا نصب شده بود تصویر یک دکان کفش دوزی را دیدم که خود کفش دوز که آثار وقار و هیبت و علو همت از قیافه‌اش ظاهر بود نشسته، از پشت عینک به دسته‌ای پسر و دختر که با لباس کهنه مقابل وی کتاب‌های خود را در دست گرفته‌اند چشم دوخته است در یک طرف این تصویر نوشته شده است« این(جون بوندس) است که بر بچه‌های بی کس شفقت آورده و آن‌ها را از کوچه‌ها نزد خود جمع کرده تعلیم می‌دهد.» و تقریباً بیش از پانصد نفر از این گونه اطفال را از مغاک هلاکت نجات داد در حالتی که از قوه‌ی بازوی خود نان می‌خورد. وقتی که من این را خواندم از خود خجل شدم و به رفیقم گفتم راستی این مرد مایه افتخار کشور است. بعد از آن، تاریخ حیات وی را مطالعه کردم، او را شخصی یافتم دانشمند و بلند همت که در جذب قلوب مهارت زیادی داشت، قلبش از احساسات شریف و رحم و محبت آکنده بود. اغلب اوقات در کوچه‌ها گردش کرده بچه‌های گرسنه و بی خانمان را به مدرسه خود می‌آورد ولی نه به قوه‌ی حکومت بلکه با محبت و غذا.

چیزی مانند پیشوا در اخلاق بشر مؤثر نیست حتی وعظ و اندرز. بشر بدون قصد، بلکه به حکم طبع به پیروی از اخلاق و عادات معاشرین خود مایل است. از این جهت است که بر هر کسی و خصوصاً بر جوانان لازم است که با دانشمندان و مردمان خوش اخلاق معاشر شوند زیرا به حکم طبیعت از مزایای اخلاقی و معنوی آنان کسب فیض خواهند کرد. مستر(آد گورت) گوید «یا رفیق خوب یا تنهایی». لورد کلنورد به یکی از جوانان اندرز داده می‌نویسد:« تنهایی بهتر از تو و یا اقلاً مانند تو بوده باشد زیرا شخص از هم‌نشین‌هایش شناخته می‌شود» مصاحب فضلا و دانشمندان قطع نظر از این که انسان را فاضل و دانشمند بار می‌آورد در انظار مردم نیز جزء همان طبقه به حساب می‌آید(فرانسیس هرنر) می‌گوید استفاده‌ای که از معاشرت با خردمندان نمودم بیش از تمام کتبی بود که در مدت عمر خواندم چه کسی منکر می‌تواند شد که معاشرت با پیشوای شجاع، مردمان جبان را قوت قلب نمی‌دهد؟ حتی مردمان متوسط تحت قیادت سرداران دلیر چه کارهای شگفت انگیزی نمودند!

فایده کتبی که تراجم رجال بزرگ عالم را محتوی است همان پیروی و سر مشق گرفتن از آن‌ها است. با خواندن شرح حال بزرگان در واقع آنان را در کارهایی که کرده‌اند زنده می‌یابیم و همین طور در برابر ما هستن و ما را به نیکویی دلالت کرده از بدی نهی می‌نمایند. پس سودمندترین کتاب‌ها کتابی است که محتوی سیره زندگانی دانشمندانی فاضل بوده باشد، این گونه کتب برای طبقات مختلف مردم مفید است. چه بسیار کسانی که قوای افسرده و خاموش آنان پس از خواندن تاریخ حیات بعضی رجال بزرگ مشتعل شده است و در خود استعداد کافی احساس نموده، از تنگنای بطالت به شاه راه کار و سعادت افتاده و رشته‌ی زندگانی را به کلی تغییر داده‌اند(فرانکلین) تمام شهرت و توفیق خویشتن را به خواندن مقالات(کتن ماتر) مدیون می‌داند و(سموئیل درو) می‌گوید من زندگی خود را از گرده‌ی حیات فرانکلین الگو برداری کرده‌ام. حال باید ملاحظه کرد که چگونه کرد از مقتدا و پیشوای خوب ادامه کی یابد به طوری که نهایت آن را نمی‌توانیم تخمین بزنیم ولی به طور مسلم تا وقتی که انسان طالب سعادت است پیروی از سیرت و کردار بزرگان ادامه خواهد یافت.

گاهی می‌شود که انسان کتابی را فقط برای مشغولیت برمی‌دارد و مطالعه می‌کند ولی سر گذشتی را در آن می‌خواند که تأثیر کلی در نفس او نموده خط سیر او را به کلی تغییر می‌دهد(لوتر) مؤسس مذهب پروتستان فقط از خواندن شرح حالات(ژون هس) در صدد رفوم دینی بر آمد. دکتر(ولف) از خواندن سرگذشت حیات(فرانسیس روبر) به دعوت و تبشیر مایل شد، سر(فرانسیس هربر) همیشه اسماء کتبی که از آن‌ها چیزی آموخته بود در دفتر یادداشت خود ثبت می‌کرد، از آن جمله شرح حالات(هلر) و محاورات(پوشیار ینلدس) و تألیفات(بیکن) و سر گذشت سر(متی هال لبرنت) بود که این کتب مخصوصاً کتاب اخیر، او را سرا پا یک شعله همت و غیرت و نشاط نمود. خود او در خصوص حالات(هلر) گوید من هر وقت به خواندن حوادث زندگی این گونه اشخاص موفق می‌شوم یک احساس باطنی در خود می‌یابم که نمی‌دانم آن را بی خودی و سرمستی بنامم یا طمع یا یأس؟ در باب(محاورات رینلدس) می‌گوید بعد از کتاب‌های بیکن هیچ کتابی مانند این کتاب مرا تهذیب و تربیت عقل نکشانید و من شخصی را دانشور تر از تمام دانشوران می‌دانم که چگونگی رسیدن به بزرگی را به مردم دنیا نشان دهد.[۱]

غریب این است که همین(رینلدس) از خواندن شرح احوال یکی از نقاشان مشهور عشق به نقاشی در قلب او جاگیر شده شروع به نقاشی نمود. (هیدن) از خواندن احوالات رینلدس طالب نقاشی شد. از آن جا ه مقتدا و پیشوا تا این درجه در اخلاق بشر مؤثر است بعضی کتب ترجمه و شرح حال بزرگان را بعد از کتب آسمانی بهتر از تمام کتب دانسته‌اند.

از امثله‌ای که باید برای جوانان ذکر کرد تا از آن پیروی نمایند مثال کارگری است که از کار خود مسرور و خشنود است، زیرا نشاط مایه سهولت عمل است و به واسطه‌ی آن هر صعوبتی بر طرف می‌شود، اشخاص خون گرم همیشه با نشاط و خوش رویی کار کرده دیگران را به پیروی خویش دعوت می‌کنند، بهترین و مؤثرترین اعمال انسان عملی است که با نشاط خاطر توأم باشد و از روی میل بدان بپردازد. (هیوم) همیشه می‌گفت« اگر یک نفر تهی دست ولی با نشاط باشد بر مالک اندوهگینی که سالانه ۰۰۰/۱۰ لیره عایدی دارد ترجیح خواهد داشت و عاقبت آن تهی دست با نشاط خوش بخت تر از آن مالک اندوهگین خواهد شد» (کرنویل شارب) در اثناء زحماتی که در آزادی بندگان می‌کشید خود را بساز زدن مشغول می‌ساخت(فول بکستون) همیشه خوش رو و خرسند زیست می‌کرد و با اولاد خود در اسب سواری و بازی شرکت می‌جست.

گویا در دنیا کسی تاکنون پیدا نشده است که مانند(ژون سنکلر) به کسان و همسایگان خود با روش و کوشش سرور آمیز خویش فایده رسانده باشد. پدر این شخص در وقتی که او کوچک بود از دنیا رفت و املاکی وسیع برای وی باقی گذاشت که اغلب خراب و بایر بود. وقتی به سن ۱۸ رسید با نشاط فوق‌العاده شروع به اصلاح املاک خود کرد و دامنه‌ی اصلاحاتش به تمام اسکاتلند کشیده شد. در این وقت اوضاع زراعت آن نواحی به واسطه زیادتی آب در نهایت انحطاط بود، کارگران و کشاورزان نیز در کمال پریشانی به سر می‌بردند، به حدی که به واسطه نداشتن چهار پا زنان ایشان ناچار بودند بارها را به دوش کشند، این امر به طوری رایج شده بود که هر کسی محتاج مواشی بود تأهل اختیار می‌نمود. شهرهای آن نواحی جاده و رودخانه‌ها پل نداشت. راه «کنتس» منحصر به جاده‌ای بود که از روی کوه می‌گذشت و مشرف به دریا و بسیار خطرناک بود. سنکلر نخست عزم کرد که راه دیگری از بالای تل«نیشل» به«کنتس» باز کند. اگر چه صاحبان املاک، وی را تحقیر کرده خیال او را محال دانستند ولی او به نفسه این کار را بر عهده گرفت و با ۱۲۰۰ نفر عمله مشغول کار شد و پیش از ان که ظلمت شب در رسد یک جاده‌ی کالسکه رو به طول شش میل ایجاد کرد. بعد از آن به باز کردن راه‌ها و تشکیل آسیاهای متعدد و ساختن پل بر روی رودخانه‌ها پرداخت و در امر زراعت اطلاحات زیادی کرد، از آن جمله در عرض یک سال چند مرتبه زمین را می‌کاشت و برای تشویق کشاورزان و کارگران جایزه تعیین کرده بود. با اعمال خود در شهرهای آن نواحی روح تازه‌ای دمیده بود. وقتی که سنکلر جوان بود پست هفته‌ای یک مرتبه از آن جا حرکت می‌کرد و او می‌خواست آن را روزانه کند. هیچ کس تصور نمی‌کرد این امر شدنی باشد. به طوری که آن را از جمله محالات می‌دانستند و به عنوان یک امر محال می‌گفتند«سر جون پست را روزانه نخواهد دید» ولی سر جون زنده ماند و آنقدر کوشید تا پست روزانه شد.

هر روز به یک کار تازه و سودمند دست می‌زد. از آن جمله ملاحظه کرد که پشم انگلیسی نسب به پشم‌های دیگر نا مرغوب و پست است و باید تجارت پشم رونق بگیرد. عزم کرد که خود به نفسه این نقص را مرتفع سازد. نخست از پول خود ۸۰۰ رأس گوسفندهای«شویوتی» از شهرهای دور دست خرید و به ترتیب آن‌ها مشغول شد. چند سالی نگذشت که ۰۰۰/۳۰۰ رأس گوسفند(شویوتی) در شهرهای آن جا موجود بود از این رو قیمت مراتع بالا رفت و زمین‌هایی که بی فایده صرف بود منافع و عایدات زیادی پیدا کرد و پشم مرغوب انگلیسی رقابت ناپذیر شد.

پس از چندی« سنکلر» از طرف ایالت «کنتس» به نمایندگی پارلمان انتخاب شد و سی سال در عضویت پارلمان باقی ماند: مستر«بت» رئیس‌الوزراء وقت چون عزم و علاقه او را نسبت به امور عام‌المنفعه ملاحظه کرد وی را نزد خود خواند و به او اعلام داشت که در پیشرفت هدف‌های اصلاحی وی از هیچ گونه کمکی مضایقه نخواهد کرد اگر دیگری به جای او بود در این فرصت منافع شخصی را مقدم می‌داشت ولی او از نخست وزیر تقاضا کرد برای ترویج و توسعه کشاورزی مملکت انجمنی تشکیل دهد و به تقویت کشاورزی بپردازد گویند سر «ارترین» به «سنکلر» گفت: این امر ممکن نیست طرح تشکیل انجمن کشاورزی که در مخیله تو است فقط در کره ماه ممکن است تحقق یابد. ولی سر جون سنکلر با همان همت و ثبات همیشگی آرا عمومی را با خود همراه ساخت تا اکثریت افراد پارلمان طرح او را تصویب کردند و انجمن مزبور تحت ریاست خود او تشکیل یافت پس از این کار اهتمام خود را متوجه صید ماهی کرد… وقتی که شنید دولت فرانسه عازم جنگ با انگلیس است به مستر«بت» پیشنهاد کرد که اجازه بدهند سپاهی به خرج خود تشکیل دهد، بعد از تحصیل اجازه به طرف شما رفت و هزار نفر سرباز داوطلب تحت قیادت خود جمع کرد، این فوج از بهترین افواج سپاه انگلیس محسوب می‌شد. در این وقت، هم مدیر بانک اسکاتلند، هم رئیس انجمن پشم بریتانیا، ه حاکم«وک»، هم مدیر مجمع شیلات انگلیس، هم از اعضای پارلمان هم رئیس انجمن کشاورزی بود و با همه‌ی این کارها که دو سه نفر از عهده انجام آن‌ها بر نمی‌آمدند کتابی درباره‌ی اوضاع سیاسی و مالی اسکاتلند نوشت که مشتمل بر بیست و یک جلد است. در مورد ارزش و ارج این کتاب همین بس که مستر«رش» سفیر آمریکا گوید از مستر«کک» پرسیدم بهترین کتابی که راجع به فلاحت نوشته شده چه کتابی است گفت کتاب_جون سنکلر). مست«فنسترت» پرسید بهترین کتابی که درباره‌ی مالیه و مسائل مالی انگلیس نوشته‌اند کدام است؟ مستر«کک» باز همان کتاب را نشان داد. مشارالیه دارای تألیفات بسیار است ولی بهترین تألیفات وی همان ۲۱ جلدی است که در مدت هشت سال به نگارش آن اشتغال داشت و در طول این مدت بیش از ۲۰ هزار نامه و سند در همان موضوع مطالعه نمود. این کتاب از جمله‌ی بهترین کتبی است که تاکنون به رشته‌ی تحریر در آمده است. سنکلر جز نام نیک فایده‌ی دیگری از این تألیفات نبرد، زیرا منافع خود را از حق طبع آن وقت تربیت کشیش زادگان اسکاتلندی کرد.



[۱] – رویه مؤلف این کتاب نیز همین است: چه آن که آن قدر شواهد می آورد براین که بشر بر هر کاری که زحمت بکشد و کوشش نماید قادر است که خواننده بدون اراده معتقد می شود که پیشرفت انسان مربوط به خود اوست و قهراً اعتقاد پیدا می کند که موهبت و استعداد فوق العاده نعمتی نیست که مخصوص بعضی افراد بوده باشد بلکه قوه ای است که هر کس می تواند تحصیل نماید.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی