چند حکایت کوتاه و چند سؤال

چند حکایت کوتاه و چند سؤال
واقعاً چه افتخار ی از این بالاتر که در هر شبانه‌روز حداقل ۹ بار رسول خدا نبّی اعظم، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم را مخاطب قرار می‌دهیم و به او درود می‌فرستیم و می‌گوئیم ای نبی گرامی سلام و رحمت الهی و برکات خداوند بر تو باد.
وقتی در مفهوم این سلام واقف شویم می‌بینیم که هر دو ساعت یکبار به او درود فرستاده‌ایم، می‌کوشیم یاد او در نظر ما همواره زنده و روشن باقی بماند و او را به منزله ی اُسوه و نمونه و سرمشق زندگی خود یاد می کنیم.
دوستی تعریف می‌کرد در پاره ای ازکشورهای بیگانه و مترقی مانند امریکا و انگلیس در بعضی ایالت‌ها بین خانه‌ها، دیواری وجود ندارد. و مرز خانه‌ها با درخت های کوچک و گاهی با شمشاد و گیاهان دیگراز هم جدا شده است. و مانند بعضی از خانه‌های شرقی نیست که دیوارهای خیلی بلندی داشته باشد.
در همین روز وقتی مشغول مطالعه ی حالات پیامبر اسلام‌(ص) بودم، نویسنده از کتاب کافی این روش را نقل کرده بود که :
کان النبّی صلی الله علیه و اله وسلم اذا بَلَغَتِ الثِّمار، اَمَرَ بِلحیطانِ فَثِلَمَت
هنگامی که میوه‌ها می‌رسید، رسول خدا امر می‌کرد که دیوار نخلستان‌ها و باغستان‌ها را سوراخ کنند تا راه عبور برای رهگذران باز باشد و بتوانند از میوه و خرما استفاده کنند.
باز از همان کتاب از قول امام صادق عَلَیهِ اَلسَّلام از قول رسول خدا نقل شده که :
قَـد نَهی رسولُ الله صَلَّی الله عَلَیهِ و آلِه اَن تُبنی الحیطانَ بالمَدینه لِمَکانِ المادّه
پیامبر اسلام (ص) مردم را از این که دور بوستان ها و گلستان‌ها دیوارکشی کنند نهی فرمود.
معلوم می‌شود پیامبر اسلام (ص) دیوارهای قدیمی بوستان‌ها را خراب نکرد اما برای باغستان‌های جدید دیوار کشیدن را ممنوع ساخت.
و امام صادق (ص) فرمود، باکی بر مرد نیست که از باغ میوه بگذرد و از آن به اندازه کافی بخورد اما نباید ضرر وزیانی به بوستان برساند. لا بأسَ بالرّجُلِ یَمُرِّ علی الثّمَرَه و یأکل منها و لا یُفسِد.
درباره حالات خود پیامبر در کافی می‌نویسند: و اذا بَلَغَ نَخلُهُ اَمَرَ بالحیطانِ فَخرِقـَت لِمکانِ المارّهِ
وقتی میوه نخل هایش می‌رسید دستور می‌داد، که دیوار موجود را بشکافند و برای عابرین راه و رو را باز نمایند.
از این داستان ها معلوم می‌شود سیره ائمه اطهار با اُسوه قرار دادن حالات رسول خدا (ص) این بوده است که ایشان در زمانی که فصل برداشت محصول فرا می‌رسید حاصل مزارع و گلستان‌ها را در اختیار مردم قرار می‌دادند و خود به کار زراعت می‌پرداختند و تلاش می‌کرد و از جنبه‌های مادی و معنوی به مردم فیض می‌رساندند.
این نمونه‌هایی بود از سیره ایشان و بطور مسلّم و در نظر داشتند ما را نیز چنان تربیت کنند که همگی خیر خواه مردم باشیم. عجیب است که ما خود را شاگرد مکتب امام صادق علیه السلام می‌دانیم اما با روش های ایشان سخت بیگانه‌ایم و از خصال پسندیده ایشان آگاهی نداریم.
ما متأسفانه تمام اخلاق و صفات پسندیده و مزایای انسانی را به یک سو نهاده ایم و همه را فدای پول و ثروت و خودخواهی و خود کامی کرده ایم
به هیچ وجه در فکر بیچارگان ستمدیدگان نیستیم، اما در ادعّا و شعار خود را شیفته و پیرو خاندان نبوی می‌دانیم، باید این مسأله به شایستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد که واقعاً چقدر از راه ورسم زندگی و روش آن بزرگان فاصله داریم و چرا؟
آیا بعضی از بیگانگان کسانی که ظاهراً مسلمان نیستند به ائمه اطهار از نظر عملی نزدیک تر نیستند؟
اگر در کشوری تعداد فقرا، بیچارگان کم تر از فقرا و بیچارگان کشور ما باشد آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم آن ها به روح اسلام از ما نزدیک ترند؟
اگر در کشوری تعداد زندانیان، دزدان، قاچاقچیان کم تر از کشور ما باشد آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم آن ها به روح اسلام از ما نزدیک ترند؟
اگر در کشوری کارهای بنیادین اصولی که انجام می‌گیرد بیشتر از کشور ما باشد می‌توانیم نتیجه بگیریم آنها به روح اسلام از ما نزدیک ترند؟
اگر کالاهایی که در کشورهای بیگانه ساخته می‌شود با دوام تر، محکم تر و ارزان تر از تولیدات کشور ماباشد می‌توانیم نتیجه بگیریم آن ها به روح اسلام از ما نزدیک ترند؟

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی