چگونه راحت کنیم ۵۶

۵۶)

چگونه راحت کنیم

نوشته‌ی: جوزف ا. کندی

غالب ما، عملاً در زندگی روزانه‌ی خود، چنان می‌رویم که گویی ترمز ماشین وجودمان را کشیده‌اند. این ترمز، کشش ناآگاهانه وجود ما است. مدتی که با وضع کشیدگی اندام‌ها و اعصاب و عضلات به کار یا بازی مشغول بوده باشیم، این وضع را طبیعی تصور می‌کنیم. هیچ متوجه دندان‌های به هم فشرده و شکم سفت شده و عضلات منقبض شده‌ی خود نیستیم. ولی خستگی که از این کشیدگی‌ها حاصل می‌شود، انرژی بدنی را می‌سوزاند، از مهارت آدمی می‌کاهد، و حتی نمی‌گذارد که آن چه را در اطراف ما می‌گذرد، چنان که هست، ببینیم و ارزیابی کنیم.

کشش عبارت از مجاهده‌ی بیش از اندازه است و سخت کوشیدن برای آن است که چیزهایی که خود به خود شدنی هستند انجام پذیرد. این سبب آن می‌شود که عضلات فشرده و منقبض می‌شود. یک کوشش آگاهانه برای آن به کار برید که درست سخن بگویید، آن وقت خواهید دید که یا لکنت زبان پیدا می‌کنید یا اصلاً زبانتان بند می‌آید. از یک پیانو نواز مشهور بخواهید که در حین نواختن قطعه‌ای به طرز حرکت انگشتان دست خویش بیندیشد، و آن وقت خواهید دید که محتملاً در کار خود دچار اشتباهی خواهد شد.

غالب ما برای کاری که در دست داریم بیش از اندازه کوشش و مجاهده به خرج می‌دهیم. هنگامی که به بانگ ملایم فرمانی صادر می‌کنیم، عضلات ما بهتر از زمانی کار می‌کنند که آن فرمان را به صدای بلند صادر کنیم. برای این که چشم کاملاً چیزی را ببیند، باید حرکات متعدد کوچکی انجام دهد تا شیءِ مورد نظر به خوبی مشاهده شود. این مشاهده عملی است انعکاسی که خود به خود صورت می‌گیرد، و همان گونه که ضربان قلب به اختیار شما نیست این هم به اختیار شما نیست . ولی در آن زمان که می‌کوشید این کارهای جزئی دیدن را آگاهانه انجام دهید، چشم حالت کشیدگی پیدا می‌کند؛ آن مشاهده‌ی عادی دیگر وجود ندارد و دید شما کم تر می‌شود.

آسیبی که از کشیدگی حاصل می‌شود، منحصر به بدن نیست. هنگامی که عضلات کشیده شده‌اند و بی غرضی حالت انقباض پیدا کرده‌اند، حالت پریشانی و اختلالی نیز در مغز حادث می‌شود. چرا مردی که چون در دفتر کار خود نشسته است و بی کوششی می‌اندیشد، هنگامی که در اجتماع مهمی وارد می‌شود مثل این است که هیچ نمی‌داند و قوه‌ی اندیشیدن از او سلب شده است؟ از آن جهت است که کشیدگی حاصل از کوشش زیاد زمان فکری او را تحت فشار قرار داده است.

این کشیدگی ممکن است به صورت عادتی ناآگاهانه در آید؛ ممکن است عضلات متمایل به آن شوند که منقبض شده بمانند. آیا چگونه می‌توانیم بر این کشیدگی ناآگاهانه آگاهی پیدا کنیم؟ چگونه می‌توانیم راحت کنیم؟

نخست باید جای کشیدگی را در عضلات خود پیدا کنید. مثلاً شاید شما در این لحظه آگاه نباشید که یک کشیدگی در پیشانی شما وجود دارد، ولی این مطلب نیز مسلم باشد که چنان کشیدگی هم اکنون موجود است. برای شناختن آن، آگاهانه کشیدگی بیشتری تولید کنید: به پیشانی خود چین بیش تری بیندازید و متوجه احساسی باشید که در عضلات پیدا می‌شود. در این تمرین کنید که این کشیدگی را که آگاهانه ایجاد کرده‌اید خوب احساس کنید. فردای آن روز، لحظه‌ای از کار دست بکشید و از خود بپرسید:” آیا از هیچ کشیدگی در پیشانی خود آگاهم؟” شاید بتوانید چنین احساسی را در آن جا کشف کنید. یکی از دانشجویان به من گفت:” هنگامی که به راحت کردن و استراحت کردن آغاز کردم، قشرهایی از کشیدگی، یکی پس از دیگری، بر من کشف شد که به کلی از آن‌ها بی خبر بودم.”

هر وقت که کشیدگی را شناختید، خواهید دانست که چگونه استراحت کنید. راه این کار آن است که کشیدگی بیشتری در عضلات خود تولید کنید. برای استرخا و سستی و راحتی عضله  کوششی نکنید! عضله خود به خود میل استرخا و استراحت دارد. آگاهانه عضله‌ای را به حالت کشیدگی در آورید و سپس از این کار دست باز دارید. اگر دیگر به آن عضله کاری نداشته باشید، خودش حالت استرخا پیدا می‌کند و این حالت در وی دوام خواهد یافت.

عضلات پیشانی و ابرو توجه خاص لازم دارند، چه با اضطراب و پریشانی بستگی دارند. با پیشانی سست و نا کشیده هرگز حالت غم و پریشانی جمع نمی‌شود. دفعه‌ی دیگری که می‌خواهیدمسئله‌ای را حل کنید، بکوشید که عضلات پیشانی را شل و نا کشیده نگاه دارید، و آن وقت خواهید دید که دشواری مسئله کم تر می‌شود.

فک یکی از جاهای بدن است که از بسیاری چیزها خبر می‌دهد. هنگام غضب دندان‌ها را به یک دیگر می فشاریم و در تصمیم گرفتن نیز چنین می‌کنیم. هنگامی که فکین شما حالت کشیدگی پیدا می‌کند، مغز شما که پیوسته پیام‌هایاندام‌ها را دریافت می‌کند، ممکن است استدلالی به این صورت بکند:” دشواری در پیش داریم؛ کار بسیار سخت است.” و آن وقت شما از یک احساس فشار آگاه می‌شوید.

به محض آن که عضلات فک را راحت کنید، مغز شما خواهد گفت:” دشواری تمام شد”، و آن وقت شما حس اعتمادی پیدا می‌کنید. هر وقت که اضطرابی دارید یا دچار شکی شده‌اید، توجه کنید که این حالت انقباض پیدا کرده است. آن وقت سعی کنید که این حالت انقباض را متوقف سازید.

کاری‌ترین عضو اجرائی بدن دست آدمی است. در هر چه می‌کنیم یا لمس می‌کنیم دست‌ها دخالت دارند. هنگام خشم دست‌های خود را از روی نومیدی رها می‌کنیم یا مشت‌های خود را از غضب گره می‌کنیم. هنگامی که دست حالت کشیدگی به خود گرفته باشد، همه‌ی بدن آماده‌ی برای کار است. بیاموزید که چون  در تنگنا گرفتار شدید یا چیزی مایه‌ی تحریک شما شده است، دست‌های خود را به حالت راحت و استرخا نگاه دارید. این کار فشار را کم می‌کند و چنان می‌شود که خودتان را مسلط بر اوضاع خواهید یافت.

اگر مترصد آن باشید که ضربه‌ای به شکم شما بخورد، خود به خود عضلات شکم برای دفاع حالت کشیدگی پیدا خواهد کرد. ولی اگر شما معمولاً در حالت دفاع به سر برید، ضمیر ناخودآگاه شما همیشه عضلات اطراف معده را به حالت کشیدگی نگاه می‌دارد. در این جا نیز دایره‌ی خبیثه ای تولید می‌شود: مغز پیام‌های دفاعی از عضلات شکم دریافت می‌دارد و این سبب آن می‌شود که راحتی و ایمنی از شما سلب شود. بیاموزید که این دایره را پاره کنید. هر وقت که احساس غصه یا پریشانی می‌کنید، به خود آیید و شکم خود را شل کنید.

اگر بخواهید از راه فکر و عقل بر پریشانی‌های خویش غالب شوید، احتمال آن هست که بیش تر دچار عصبانیت شوید. ولی کنترل کردن عضلاتی که کلید پریشانی هستند امکان پذیر است.

بیاموزید که عضلات خود را در نیم روز، پیش از نهار، و در نیمه‌ی بعد از ظهر به حالت استرخا در آورید. بنشینید و خود را به راحت‌ترین وضع قرار دهید، یا بر تخت خوابی بر پشت دراز بکشید و دست‌ها را در کنار خود بگذارید. آن وقت نقاط اصلی کشیدگی را در بدن خود امتحان کنید: پیشانی، شکم، فکین، دست‌ها، وقس علی‌هذا، هر یک از آن‌ها را در ابتدا سفت کنید و بعد به حال خود گذارید که خود به خود به حالت نرمی و استرخا در خواهد آمد.

نفس کشیدن وسیله‌ی کنترل با ارزشی برای پایین آوردن تحریک پذیری تمام بدن آدمی است. وقتی که از لحاظ احساسات حالت هیجان و کشیدگی داریم، می‌گوییم که چیزی بر روی سینه داریم، و چون بحران از میان برود، آسان تر نفس می‌کشیم. اگر بتوانیم در حالت اول آسان تر نفس بکشیم، این اندازه حالت کشیدگی و ناراحتی پیدا نخواهیم کرد.

اگر بدانید که بدن شما دو نوع نفس کشیدن متفاوت دارد، شاید در نفس کشیدن صحیح شما مؤثر باشد، اشخاص عصبی بیش تر از راه انقباض و انبساط صندوق سینه تنفس می‌کنند. این گونه اشخاص بسیار تند و بسیار عمیق نفس می‌کشند. این مشکل نفس کشیدن برای موارد ضروری و فوری لازم است. این برای آن زمان است که از بس سخت دویده‌اید نفستان بند آمده است. سینه‌ی شما، برای احتیاجی که دارید، سریعاً بالا و پایین می‌رود که هر چه بیش تر هوای لازم به بدنتان برسد. عضلات شما اکسیژن بیش تری لازم دارند و راه رسیدن این اکسیژن همین شکل نفس کشیدن است. مردم عصبی چنانند که در مواقع عادی و برای کارهای عادی هم بر روش تنفس هنگام ضرورت نفس می‌کشند.

نفس کشیدن در غیر موارد فوری و ضروری چنان است که با حرکات شکم صورت  می‌گیرد، و بیش تر نتیجه‌ی کار حجاب حاجز است؛ بیش تر حرکات این تنفس در پایین قفسه‌ی سینه و بالای شکم صورت می‌گیرد. از آن جا که حجاب حاجز به نرمی انقباض پیدا می‌کند، پیام ملایمی به همه‌ی محوطه‌ی شکم می‌رسد، و عضلات شکم حالت سستی پیدا می‌کنند. غیر ممکن است که هنگام نفس کشیدن عادی با کم احساس کشیدگی پیدا کنید.

اگر چنان یافتید که نفس عصبانی و سریع می‌کشید، عیبی ندارد، به آن احتیاج دارید. ولی چنان کنید که نفس کشیدن در زیر کنترل شما باشد. همین کنترل خود آگاهانه سبب آن خواهد شد که احساس عصبانیت کم تر شود. پس از زمانی در خواهید یافت که برای تند نفس کشیدن کوششی لازم است، در صورتی که کند نفس کشیدن با آسایشی همراه است.

یکی از خبیث‌ترین علت‌های کشیدگی شتاب است. حتی در آن حال هم که نشسته‌اید و هیچ کاری نمی‌کنید، یا در انتظار کسی به سر می‌برید، ممکن است شتاب داشته باشید. بسیاری از مردم از آن جهت احساس شتاب می‌کنند که به تصورشان وقت کافی ندارند. بهتر است که این گونه اشخاص به اندرز سرویلیم اوسلر به شاگردانش عمل کنند که به آنان گفته بود:” به جای آن که در این فکر کنید که چه انداز کم وقت در اختیار دارید، در این فکر کنید که چه اندازه وقت زیاد در اختیار دارید.”

هر وقت که در خود احساس شتاب می‌کنید، از روی عمدکار خود را کند تر کنید. هر کسی قاعده‌ای از لحاظ تندی و کندی برای انجام کارهای خود دارد، و هر وقت که شتاب می‌کنیم به عوامل خارجی اجازه می‌دهیم که میزان تندی و کندی کار ما را معین کنند. دونده‌ی بزرگ فنلاندی، پاوو نورمی، پیوسته در مسابقه‌های دو ساعتی همراه خود داشت و به جای آن که به دیگر دوندگان نگاه کند همیشه به سرعت خود نگاه می‌کرد. هرگز شتاب نمی‌کرد، بلکه چنان بود که به میزان دوندگی می‌کرد. هرگز شتاب نمی‌کرد، بلکه چنان بود که میزان دوندگی خویش را، بی توجه به دیگران، حفظ می کد.

یکی از علت‌های اساسی کشیدگی آن است که شخص برای هدفی که در پیش دارد اهمیت بیش از اندازه قائل است و سخت می‌کوشد که پیروز شود. البته این خوب است که شخص تصویر عقلی روشنی از هدف خود داشته باشد، ولی تمام توجه باید متمرکز در کاری شود که اکنون به دست است.

و آن زمان که کاری که در دست بود صورت گرفت، باید به یاد داشته باشیم که ممکن است کار دیگری برای فردا موجود باشد و به همین جهت باید راحت کرد و برای کار فردا آماده شد. کار دنیا شبیه یک مسابقه‌ی دو ۱۰۰ متری نیست، بلکه یک مسابقه‌ی دویدن دور سراسر کشور است. اگر از اول با کمال سرعت بدویم، نه تنها از بردن محروم می‌شویم، بلکه امکان آن هست که اصلاً به مقصد نرسیم.

تمام حقوق این سایت برای © 2020 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی