ژاندارک

null
دوشیزه ژاندارک، قهرمان ملی و رهبر آزادیبخش فرانسه

وی به خاطر نجات فرانسه از چنگال انگلیسی ها که صد سال با آن ها در ستیز بودنداز ولیعهد کشورش، درخواست کرد که رهبری گروهی از لشکریان را به عهده ی او بسپارد. این دوشیزه روستایی هفده ساله، با عده کمی توانست انگلیسی ها را در منطقه ی اورلئان Orleans در جایی به نام پاتی Patay شکست دهد و سرانجام آزادی را به میهن خود بازگرداند.
اما، سپاس همشهریان خائن او، چنین بود: او را گرفتند و در قلعه ای زندانی کردند. چون از دریچه ی این زندان – که از زمین ۲۰ متر ارتفاع داشت – به بیرون جسته بود، زندانش را عوض کردند و به جایی بردند که هیچ روزنی به بیرون نداشت و سرانجام او را به بهای ده هزار فرانک طلا، به انگلیسی ها فروختند. اینها، ژاندارک را در جای تاریکی زندانی کردند و پنج مرد فرومایه و پست را به پاسداریش گماردند.
انگلیسی ها، برای این که از شر ژاندارک به گونه ای آسوده شوند که پی آمد بدی هم برای خودشان به بار نیاید (سیاست همیشگی ایشان) او را به دست هم میهنان خودش، در دادگاه مقدس تفتیش عقاید به مرگ محکوم کردند. ریاست این دادگاه مقدس کلیسایی، با عالیجناب پیرکوشن Pierre Cauchon اسقف شهربوه Beauvais بود که دوازده گناه برایش اختراع کرد: لباس مردانه پوشیدن، حرف پدر و مادر را گوش نکردن، برخلاف آموزش کلیسا رفتار کردن، الحاد و ارتداد و فساد عقیده … و بدترین اتهامات را با زشت ترین کلمات، به این دوشیزه نسبت داد.
به او اجازه ندادند که وکیل داشته باشد. اجازه ندادند که از شاهدهایش بهره مند شود.حضرات اعضاء قضات قدیس مآب تفتیش عقاید، هنگام محاکمه، او را کتک می زدند (توجه کنید که این محاکمه بود نه بازجویی). او را به اتاق شکنجه بردند تا دستگاه های شکنجه و ناخن کش را دیده و بترسد و اعتراف کند که گناهکار است؛ اما ژاندارک با کمال سادگی و دلیری از خود دفاع کرد. او در جریان محاکمه، دو بار بیمار شد.
در هفته ی آغاز نوزدهمین سال تولد ژاندارک – ۳۰ مه ۱۴۳۱ – کلاهی کاغذی بر سرش گذاشتند که رویش شکل دو هیولا کشیده شده و نوشته بودند (مرتد – گناهکار – خدانشناس). او را با این ریخت سوار گاری کرده و به میدان ویومارشه Vieux – Marche بازار کهنه ی روئن Rouen – بردند و در میان شعله های آتشی که افروختند،
زنده زنده، سوزاندند.
شاید، این هدیه ای بود از همشهریان خائن او، برای روز تولدش، اما بی تردید ژاندارک، یگانه شمع هستی خود را که فروزانش ساخته بودند، به فرخندگی تولد آزادی کشور خود به سرزمین فرانسه و به همان مردم میهنش، هدیه کرده بود. شمعی به ارزش یک رستاخیز ملی و میهنی.
پدر ژاندارک دق مرگ شد. پس از بیست و پنج سال، پاپ مقدس اعلام کرد که ژاندارک بیگناه بوده است (پس از مرگ سهراب نوشدارو !!)؛ ۴۸۹ سال بعد هم، پاپ بندیکت پانزدهم، لقب مقدس به ژاندارک داد (جبرزمان، و سرپوشی بر رسوایی و افتضاح کلیسا و چاره و مرهمی زیرکانه، بر تهوع و استفراغ همیشگی شرافت و وجدان بشری).

روز ۸ ماه مه – روزی که اورلئان به دست ژاندارک آزاد شد – اکنون روز ملی فرانسه است. نگاه کنید به لغت نامه دهخدا. کتاب ژاندارک و Children , s Britanica . Vo , 10 (ترجمه متن انگلیسی، از آقای دکتر علی میرزایی است که در اختیارم نهادند، سپاسگزارشان هستم). برگرفته از کتاب “محاکمه وانکار گالیله ”
نوشته ی کیومرث توفا

تمام حقوق این سایت برای © 2019 آئین فرزانگی. محفوظ است.
پشتيباني توسط سايت آئین فرزانگی